نماز شب یا تهجد

نویسنده : موسی خسروی

تقدیم:

به شب زنده دار پایداری که جهان در پرتو ولایتش پابرجا است. تقدیم به ولی الله اعظم که دعای خیرش خونی گرم در شریان عالم و آدم جاری می سازد. به شب زنده داری که شب زنده داران جهان را به نظارت نشسته است.
به امید اینکه این نوشته مقبول پیشگاه حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) قرار گیرد و رهنمود و تذکاری برای شب زنده داران از ارادتمندان ائمه طاهرین (علیهم السلام) باشد.
موسی خسروی

بخش اول اهمیت شب زنده داری و نافله شب

آیه اول در اهمیت شب زنده داری

لیسوا سواء من اهل الکتاب امة قائمه یتلون آیات الله آناء اللیل و هم یسجدون
(آل عمران 113)
با اینکه در آیات قبل، خداوند از یهودیان مذمت می کند و می فرماید: ضربت علیهم المسکنه ذلک بانهم کانوا یکفرون بایات الله آنان پیوسته اسیر بدبختی و ذلت شدند از اینرو که به آیات خدا کافر شده اند. و در ابتدای همین آیه هم می فرماید: ضربت علیهم الذله اینما ثقفوا. هرجا باشند ذلت و خواری بر سر آنان خیمه می زند.
اما در آیه بالا همین اهل کتاب را به دلیل اینکه شب زنده دارند و به تلاوت آیات خدا و سجده بسر می برند می ستاید.
آیه دوم: تتجا فی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ینفقون فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قرة العین جزاء بما کانوا یعملون (سوره سجده 16 - 17)
در این آیه نیز شب زنده داری و اشتغال به دعا و استغفار در دل شب را بهمراه انفاق مالی چنان می ستاید که در پاداش آن می فرماید: در قبال این اعمال آنقدر خداوند برای آنها پاداش تهیه دیده که کسی نمی داند چه چیزها است (نامحدود حتی غیر قابل پیش بینی است).
آیه سوم: در سوره دهر (آیه 26) می فرماید و الذین یبیتون لربهم سجدا و قیاما. هم آنانکه شبها به خاطر پروردگارشان با سجود و قیام بسر می برند.
برای دعا و ارتباط با خدا وقت خاصی تعیین نشده است که در غیر آن وقت کسی نتواند با خدا ارتباط برقرار نماید و عرض نیاز کند. زیرا می فرماید: و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان
سوره بقره آیه 182
بندگانم اگر از من پرسیدند بگو من نزدیکم جواب می دهم دعای آنها را هر وقت که مرا بخوانند.
چنانکه ملاحظه می کنید مقید به وقت خاصی نفرموده ولی برای بعضی از اوقات مزیت های خاصی مقرر نموده، که از آن جمله بعد از نمازهای پنجگانه یومیه است. از همه این اوقات برتر و بالاتر طبق آیات قبل و آیات بسیار دیگری که در قرآن کریم هست دل شب و هنگام سحر است.
تهجد که عبارت است از بیدار خوابی، از مهمترین اعمال شایسته مؤمن بشمار می آید که مقداری از شب را به عبادت و تلاوت قرآن بپردازد. آنقدر شب زنده داری اهمیت دارد که خداوند بلا را بواسطه شب زنده داران از مردم دفع می نماید.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند می فرماید: انی لا هم باهل الارض عذابا فاذا نظرت الی عمار بیتوتی و الی المتهجدین و الی المتحابین فی الله و الی المستغفرین بالاسحار صرفت عنهم(1)
من تصمیم عذاب برای اهل زمین می گیرم اما وقتی نگاه می کنم به آباد کنندگان خانه ام و به شب زنده داران و کسانی که برای من به یکدیگر محبت می ورزند و کسانی که سحرگاهان به استغفار اشتغال دارند بلا را از آنها دفع می کنم.
کیفیت شب زنده داری و اهمیت آن را می توان از رفتار علی علیه السلام در دل شب فهمید به این روایت توجه کنید.
ضراربن حمزه وارد بر معاویه شد. از او تقاضا کرد که صفات علی علیه السلام را برای او بیان کند.
فقال کان والله بعید المدی شدید القوی یقول فصلا و یحکم عدلا یتفجر العلم من جوانبه و تنطف الحکمه من نواحیه یستوحش من الدنیا و زهرتها و یستانس باللیل و وحشته کان و الله عزیز العبره طویل الفکره یقلب کفه و یخاطب نفسه و یناجی ربه یعجبه من اللباس ما خشن و من الطعام ما جشب کان و الله کاحدنا اذا اتیناه و یجیبنا اذا سألناه و کنا مع دنوه منا و قربنا منه لا نکلمه لهیبته و لا نرفع اعیننا الیه لعظمته فان تبسم فعن مثل للؤلؤ المنظوم یعظم اهل الدین و یحب المساکین لا یطمع القوی فی باطله و لا ییاس الضعیف من عدله
ضرار گفت: علی علیه السلام آنقدر دارای شخصیت و ارزش بود که بخدا قسم نمی توان محاسن و اوصافش را تمام کرد. پرتوان، واقع سنج و عدالت گستر، چشمه های دانش سرشار از او جریان داشت حکمت فراوان از افکار و اندیشه اش می جوشید، از زرق و برق دنیا گریزان بود و دل بسته به شب زنده داری و تاریکی و وحشت شب بود. اشک فراوان می ریخت و زیاد در اندیشه بود دست خویش را به هم می مالید و با خود صحبت می کرد (نفس خود را مخاطب قرار می داد) و به مناجات با خدا می پرداخت. از لباس خشن و زبر خوشش می آمد (نه تن پرور باشد که حریر و ابریشم بپوشد) از غذای لذیذ و گوارا گریزان بود (با تمام شخصیتی که داشت) چون یکی از ما به شمار می رفت وقتی خدمتش می رسیدیم ما را بخود نزدیک می کرد و سؤالمان را جواب می داد. با تمام قرب و نزدیکی که به او داشتیم از هیبت و جلالش یارای سخن نداشتیم و از عظمتش چشم به زمین می دوختیم لبخند که می زد مانند مروارید غلطان، دهانش به زیور دندان (مثل مروارید برشته کشیده) مشاهده می شد. به دین داران احترام می گذاشت و مستمندان را دوست می داشت. قدرتمند در ادعای باطل خود، هرگز امید نفوذ بر علی را نداشت. ناتوان در حق خویش مأیوس از عدالت او نبود.
اشهد بالله لقد رایته فی بعض مواقفه و قد ارخی اللیل سدوله و غارت نجومه و هو قائم فی محرابه قابض علی لحیته یتململ تململ السلیم و یبکی بکاء الحزین فکانی الان اسمعه و هو یقول یا دنیا یا دنیا ابی تعرضت ام الی تشوقت هیهات هیهات غری غیری لا حاجة لی فیک قد ابنتک ثلاثا لا رجعة لی فیها فعمرک قصیر و خطرک یسیرو املک حقیر آه آه من قلة الزاد و بعد السفر و وحشة الطریق و عظم المورد.
خدا را گواه می گیرم علی را در یکی از شب زنده داریهایش دیدم در حالی که تاریکی شب همه جا را گرفته بود و ستاره ها غروب کرده بودند. در محراب عبادت ایستاده بود و محاسن خود را در دست داشت، مثل مارگزیده بخود می پیچد و با تمام حزن و اندوه اشک از دیده می ریخت. گویا هم اکنون نوایش را می شنوم که می گفت: دنیا! دنیا! متعرض من شده ای؟! مشتاق منی؟! هیهات هیهات هرگز! برو دیگری را بفریب من به تو احتیاجی ندارم ترا سه طلاقه کرده ام و دیگر مرا به ازدواج با تو برگشتی نیست! چه عمر کوتاهی داری چقدر بی ارزشی. اشتیاق به تو کم است آه آه از کمی زاد و دوری راه و وحشت سفر. و جایگاهی خطرناک (که باید به آنجا رفت).
در این موقع از دیدگان معاویه اشک جاری شد که با آستین خود پاک کرد حاضرین نیز شروع به گریه کردند ثم قال کان و الله ابوالحسن کذلک گفت واقعا ابوالحسن علی علیه السلام همینطور بود.
پرسید: ضرار چقدر علی را دوست داشتی؟ گفت به مقدار دوستی مادر موسی نسبت به موسی با این حال باز از خدا پوزش می خواهم که درباره علی علیه السلام کوتاهی کرده ام.
معاویه گفت: ضرار چگونه در فراق علی صبر کرده ای؟ گفت چون آن مادری که فرزندش را بر روی سینه اش بکشند که هرگز اشکش خشک نمی شود و آتش سینه اش از التهاب نمی افتد و خاموش نمی شود. ضرار از جا حرکت کرد و در حال گریه خارج شد. معاویه روی به حاضرین نموده گفت اگر شما مرا از دست بدهید یک نفر میان شما نیست که این چنین ثناگویم باشد.
فقال له بعض من کان حاضرا علی قدر صاحبه یکی از حاضران گفت: قدر و ارزش نهادن هر دوستی به دوستش به مقدار ارزش اوست.(2)
در سفینه البحار یک جریان دیگر از نوف نقل می کند که بسیار آموزنده و مهم است.
حبه عرنی گفت من و نوف(3) در داخل حیاط خوابیده بودیم. در دل شب هنگام سحر چشممان افتاد به امیر المؤمنین که دست خویش را بر روی دیوار گذاشته چون انسان حیران و سرگردانی این آیه را تلاوت می کند: ان فی خلق السموات و الارض... و چون شیدای سرگردان به تلاوت ادامه می دهد. در این موقع به من گفت: حبه! بیداری یا خواب گفتم بیدارم، اما در این اندیشه هستم که شما اینطور رفتار می کنی ما چه کنیم؟ اشکهای امیر المومنین مثل ابر بهار ریخت و گفت:
ان لله موقفا و لنا بین یدیه موقفا لا یخفی علی شی من اعمالنا یا حبه! ان الله اقرب الیک من حبل الورید یا حبه لا یحجبنی و ایاک عن الله شی.
در آینده خداوند برای حساب جهانیان اقدام خواهد کرد و ما در مقابلش باید بایستیم. ذره ای از اعمال ما بر او پنهان نیست. حبه! خدا به تو از رگ گردنت نزدیکتر است حبه! لحظه ای نیست که من و تو از نظر خدا پنهان باشیم و چیزی نیست که من و تو را از نظر او پنهان دارد.
بعد متوجه نوف شد و فرمود: نوف! تو خوابیده ای گفت: نه آقا امیر المومنین! امشب از مشاهده حال شما اشک فراوان ریختم. فرمود: نوف! اگر امشب از خوف خدا زیاد گریه کرده ای بدان که فردا خوشحال خواهی شد وقتی قیامت مقابل پروردگارت بایستی!
یا نوف انه لیس من قطرة قطرت من عین رجل من خشیة الله الا اطفأت بحارا من النیران. انه لیس من رجل، اعظم منزلة عند الله من رجل بکی من خشیة الله و احب فی الله و ابغض فی الله یا نوف من احب فی الله یستاثر علی محبته و من ابغض فی الله لم ینل ببغضه خیرا عند ذلک استکملتم حقایق الایمان.
فرمود: نوف! هیچ فردی دانه ای اشک از خوف خدا نمی ریزد مگر اینکه دریاهایی از آتش را با آن اشک خاموش می کند عزیزترین فرد نزد خداوند کسی است که از خوف خدا می گرید و دوستی اش در راه خداست و دشمنی اش در راه اوست. نوف هر کسی که دوستی خود را در راه خدا قرار دهد چیزی را بر او مقدم نمی دارد و هر که بغض و خشم خود را فقط برای خدا داشته باشد هرگز خشم به کار خوب نخواهد گرفت در چنین شرایطی ایمان خود را به کمال می رسانید. شروع به پند و اندرز آنها نمود و در آخر فرمود از خدا بپرهیزید من شما را پند دادم. آنگاه براه خود ادامه داد در حالی که می گفت:
لیت شعری فی غفلاتی امعرض انت عنی ام ناظر الی و لیت شعری فی طول منامی و قلة شکری فی نعمک علی ما حالی؟ قال فو الله ما زال فی هذا الحال حتی طلع الفجر(4)
کاش می دانستم آیا هنگام غفلتم چشم عنایت از من گرفته ای یا هنوز به من عنایت داری. کاش می دانستم با این خوابهای طولانی که دارم و کمی شکر در مقابل نعمتهایت چه حالی در نظر تو دارم؟
حبه گفت: و الله پیوسته همین حال را داشت تا فجر طلوع کرد (هنگام اذان صبح شد)
علی آن شیر خدا شاه عرب - الفتی داشته با این دل شب
شب ز اسرار علی آگاه است - دل شب محرم سر الله است
شب شنیده است مناجات علی - جوشش چشمه عشق ازلی
نغمه هایش چو در آویزه گوش - مسجد کوفه هنوزش مدهوش
فجر تا سینه آفاق شکافت - چشم بیدار علی خفته نیافت
ناشناسی که به تاریکی شب - می برد شام یتیمان عرب
پادشاهی که به شب برقع پوش - می کشد بار گدایان بر دوش
شاهبازی که به بال و پر باز - می کند در ابدیت پرواز
عشقبازی که هم آغوش خطر - خفته در جایگه پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
منتخب از شهریار
از مزایای شب زنده داری صحت و سلامت بدن است.
بلال گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: علیکم بقیام اللیل فانه دأب الصالحین قبلکم و ان قیام اللیل قربة الی الله و منهاء عن الاثم و تکفیر السیئات و مطردة الداء عن الجسد.(5)
شب زنده دار باشید که شب زنده داری راه و روش پیشینیان صالح است و موجب تقرب به خدا و باز دارنده از گناه و برطرف کننده خطایا است و بیماری را از بدن دور می کند.
امیر المومنین علیه السلام می فرماید: قیام اللیل مصحة للبدن و مرضاة للرب عزوجل و تعرض للرحمه و تمسک باخلاق النبیین.(6)
شب زنده داری موجب صحت و سلامتی بدن و خشنودی خدا است و در مسیر رحمت خدا قرار گرفتن و چنگ به اخلاق پیامبران زدن است.
امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: علیکم بصلوة اللیل فانها سنة بینکم و دأب الصالحین قبلکم و مطردة الداء عن اجسادکم.
نماز شب بخوانید که سنت پیامبر است و روش صالحین پیشین و برطرف کننده بیماریهای بدن است.
سه نفر اگر در شهری شب زنده دار باشند خداوند بلا را از آن شهر برمی گرداند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود خداوند تبارک و تعالی وقتی اهل شهری را ببیند در معصیت غرقند ولی در آن شهر سه نفر مومن است، خطاب به اهالی شهر می نماید: یا اهل معصیتی لولا فیکم من المومنین المتحابین بجلالی العامرین ارضی و مساجدی و المستغفرین بالاسحار خوفا منی لا تزلت بکم عذابی ثم لا ابالی(7)
ای معصیت کاران! اگر نبودند میان شما آن مومنانی که به مهر و محبت رفتار می کنند و آنها که با نماز خود این سرزمین و مساجد را آباد نموده اند و آنها که در دل شب و سحرگاه از خوف من به استغفار می پردازند، عذاب بر شما نازل می کردم و باکی نداشتم.
بالاخره پیامبر اکرم می فرماید اشراف امتی حملة القرآن و اصحاب اللیل(8)
برجستگان امت من همراهان قرآن و شب زنده دارانند و فرمود: شرف المومن صلوته باللیل و غره کف الاذی عن الناس(9)
شرف مومن، نماز شب خواندن او است و عزتش خودداری از آزار مردم می باشد.
جبرئیل خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید گفت: یا محمد عش ما شئت فانک میت و احبب من شئت فانک مفارقه و اعمل ما شئت فانک مجزی به و اعلم ان شرف الرجل قیامه باللیل و عزه استغنائه عن الناس(10)
ای محمد! هر گونه که مایلی زندگی کن بالاخره خواهی مرد. و هر که را مایلی دوست بدار بالاخره از او جدا خواهی شد و هر کار مایلی بکن اما بدان که پاداشش را خواهی دید.
بدان! که شرف و شخصیت مرد به شب زنده داری او و عزتش به بی نیازی از مردم می باشد.
اذا تخلی العبد فی جوف اللیل المظلم و ناجاه اثبت الله النور فی قلبه فاذا قال یا رب! یا رب! ناداه الجلیل جل جلاله: لبیک عبدی سلنی اعطک و توکل علی اکفک ثم یقول جل جلاله لملائکته: انظروا الی عبدی فقد تخلی فی جوف هذا اللیل المظلم و البطالون لاهون و الغافلون نیام اشهدوا انی قد غفرت له(11)
وقتی بنده در دل شب تار، با خدای خود خلوت می کند و به مناجات می پردازد خداوند نور در دلش جایگزین می فرماید وقتی می گوید: یا رب یا رب! خداوند جلیل می فرماید: آری بنده من. بخواه تا به تو بدهم. اعتماد بر من کن تا کارت را کفایت کنم. بعد به ملائکه می فرماید: ملائکه من! نگاه کنید به این بنده ام چگونه در دل شب تاریک با من خلوت نموده با اینکه تبهکاران به لهو و لعب پرداخته اند و غافلان در خوابند. شما گواه باشید من او را آمرزیدم.
آری باید گفت شب زنده داران شیفتگان و دلباختگان پروردگارند که از خلوت شب کمال استفاده را نموده و با خدای خود به خلوت نشسته اند ملاحظه کنید خداوند به موسی بن عمران چه می فرماید.
مفضل می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم می فرمود از مناجاتهای خدا با موسی بن عمران این بود که به او فرمود:
یابن عمران کذب من زعم انه یحبنی فاذا جنة اللیل نام عنی الیس کل حبیب یحب خلوت حبیبه؟ ها انا ذا یابن عمران؟ مطلع علی احبائی اذا جهنم اللیل حولت ابصار هم فی قلوبهم و مثلت عقوبتی بین اعینهم. یخاطبونی عن المشاهده و یکلمونی عن الحضور یابن عمران! هب لی من قلبک الخشوع و من بذلک الخضوع و من یمینک الدموع فی ظلم اللیل و ادعنی فانک تجدنی قریبا مجیبا(12)
پسر عمران! دروغ گفته، کسی که مدعی است، مرا دوست دارد اما در تاریکی شب بخواب می رود (و از من فراموش می کند) مگر هر دلباخته ای دوست ندارد با محبوب خویش خلوت کند. اینک ای پسر عمران! من متوجه دوستانم هستم در تاریکی شب که با دیده دل چشم به من دوخته اند و عقوبت کیفرم در مقابل دیده هایشان مجسم شده، چنان با من به صحبت می پردازد مثل اینکه مرا می بیند و سخن با کسی می گوید که در حضورش ایستاده اند.
ای پسر عمران! به من ببخش خشوع دل و خضوع بدن خویش را و اشک دیدگانت را آنگاه دعا کن خواهی دید بتو نزدیکم و جوابت را می دهم.
شب خیز که عاشقان به شب راز کنند - گرد در بام دوست پرواز کنند
هر جا که دری بود به شب بربندند - الا در دوست را که شب باز کنند
عن النبی صلی الله علیه و آله انه قال مازال جبرئیل یوصینی بقیام اللیل حتی ظننت ان خیار امتی لن یناموا.(13)
پیامبر اکرم فرمود: آنقدر جبرئیل مرا سفارش به شب زنده داری کرد که گمان کردم برجستگان امتم شب را نخواهند خوابید.
در اهمیت شب زنده داری امام صادق می فرماید:
الشتاء ربیع المومن. یطول فیه لیلة فیستعین به علی قیامه و یقصر فیه نهاره فیستعین به علی صیامه.(14)
زمستان بهار مومن است زیرا شب هایش بلند است از بلندی شب برای شب زنده داری و از کوتاهی روزهایش برای روزه گرفتن کمک می گیرد.
توجه کنید به سفارشی که مادر حضرت سلیمان به فرزندش می نماید. مادرها باید دقت داشته باشند چنین توصیه ها به فرزندان خود بنمایند.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله قالت ام سلیمان بن داود یا بنی ایاک و کثرة النوم باللیل فان کثرة النوم باللیل تدع الرجل فقیرا یوم القیامه(15)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: مادر سلیمان بن داود به فرزند خود گفت: پسرم! از زیاد خوابیدن در شب بپرهیز زیرا خواب زیاد در شب انسان را روز قیامت فقیر و تهیدست می کند.