فهرست کتاب


سکولاریسم یا حذف دین از زندگی دنیوی

علامه محمدتقی جعفری

اقسام درجات عمده زندگی بشر

1. زندگی طبیعی محض

که با مدیریت خود طبیعی حیوانی به فعالیت می افتد. در این قسم زندگی همه قوا و استعدادهای آدمی از یک درک و تصور ساده گرفته تا با اهمیت ترین فعالیت های فکری و عقلانی و وجدانی تحت فرمان همین خود طبیعی و در استخدام آن قرار می گیرند.
این گونه زندگی هر اندازه هم پیشرفته تر باشد، قابل تفسیر و استدلال معقول نیست، زیرا نمی تواند پاسخگوی هدف اعلای حیات بوده باشد، چنان که نمی تواند در مقابل جریان تنازع در بقا، که اقویای خودکامه یکه تازان میدان آن هستند، دفاع معقول داشته باشد. اگر نظام کشور داری، حتی در پیشرفته ترین شکل آن، بر محور خود طبیعی مردم، که خود خواهی اساسی ترین مختص آن است، بگردد، نه تنها نیازی به دخالت عوامل الهی ندارد، بلکه این گونه عوامل، مزاحم نظام کشوری مزبور است و نظام مزبور باید با آن عوامل مبارزه کند.

2. زندگی طبیعی الهی

معنای زندگی طبیعی الهی این است که همان گونه که در زندگی طبیعی مشاهده می شود، افراد انسانی در عرصه طبیعت و قوانین آن به وجود می آیند و به حیات و خود ادامه می دهند و بر مبنای قوای جسمانی و نیروهای مغزی و روانی خود، زندگی فردی و اجتماعی خود را تأمین می کنند و نیازهای این زندگی را به تلاش در بهره برداری از طبیعت و همنوعان خود مرتفع می سازند، در عین حال، با حکم بدیهی عقل و وجدان، که باید با زندگی بر مبانی اصول قابل قبول تنظیم شود، برای وصول به هدف اعلای آن، که ورود در جاذبه کمال اعلی است، از اصول صحیح تبعیت کنند، دخالت عامل الهی ضرورت پیدا می کند. به این معنی که پاسخ من کیستم؟ از کجا آمده ام؟ به کجا آمده ام؟ با کیستم؟ به کجا می روم؟ برای چه آمده ام؟ بدون دخالت عامل الهی که در این آیه انا لله و انا الیه راجعون آمده است امکان پذیر نیست.
همچنین بدون دخالت عامل الهی، که مذهب دارای آن است، هیچ قاعده و قانونی نمی تواند پاسخگوی مسائل اصلی انسانی در ارتباطات چهارگانه بوده باشد. (1. ارتباط انسان با خویشتن. 2. ارتباط انسان با خدا 3. ارتباط انسان با جهان هستی. 4. ارتباط انسان با همنوع خود.)
بنابر این، سیاست و حکومت می تواند طبیعی محض بوده باشد. این همان نظام زندگی موریانه ای و مورچه ای و زنبوران عسل است که بر مبنای قوانین غرایز و خود طبیعی آن جانداران به جریان می افتد، با این تفاوت که نظام زندگی انسان و مدیریت آن، بسیار پیچیده و گسترده تر و پر شاخ و برگ تر است، زیرا از قوا و استعدادهای بسیار مهم برخوردار است. مانند ادراکات کلی، تجریدهای عقلانی، اندیشه و تعقل، رقابت های سازنده، بهره برداری از تعهدها و تجسیم و اکتشاف و خلاقیت های مستند به نبوغ و غیر ذلک. در صورتی که هر اندازه جانداران فوق، زندگی منظم (سیسماتیک) داشته باشند، از آن جهت که مستند به منابع جوشان مستند به نبوغ ادراکات کلی، تجربه های عقلانی، اندیشه و تعلق...نیست، لذا محدود و غیر قابل پیشرفت و توسعه و تعمق است.