فهرست کتاب


سکولاریسم یا حذف دین از زندگی دنیوی

علامه محمدتقی جعفری

8- در نظام سکولاریسم برای اجرای قوانین مربوط به حقایق بعد دوم

(واقعیات مقرره در حیات دنیوی، اجتماعی، که مربوط به اداره حیات جمعی اوست، مانند: حقوق، اقتصاد و...) هیچ انگیزه ای جز تأمین زندگی طبیعی محض مورد نیاز نیست. مانند انگیزه های طبیعی خالص، که برای بهره برداری از اعضای جسمانی و ادامه فعالیت های آنها، مورد نیاز است. به همین جهت است که پیروی از قوانین و اصول حقایق مزبور (حقوق، اقتصاد، سیاست و غیر ذلک)، برای اقویا، تا آنجا که سودی داشته یا ضرری را از آنان مرتفع بسازد، قابل قبول است و در غیر این صورت، وجود و عدم آن حقایق برای آنان یکسان است.
از این جهت است که اگر یک فرد معتقد به حذف مذهب از... اظهار کند که من به خود قوانین آن حقایق احترام می گذارم، اگر ریاکار نباشد و اگر طبق روش ماکیاولی از آن اظهاراتش سوء استفاده نکند، حتماً یا چند شخصیتی است و یا خیال باف.
همه ما این مثل معروف را شنیده ایم که قانون تار عنکبوت است و هرگز حیوانات قوی، مانند شیر و پلنگ و حتی آن موش که داری قدرت شکستن تار عنکبوت باشد، در آن تار عنکبوت نمی افتد.

9- در نظام سکولاریسم، ادعای ضرورت انقلابات...

در نظام سکولاریسم، ادعای ضرورت انقلابات و حرکت های تکاملی با فداکاری ها، تا سرحد از دست دادن زندگی، بی معنی و پوچ است، زیرا هدف این روش جز تنظیم بیشتر زندگی دنیوی محض چیز دیگر نیست. در این روش، خود انسان ذاتاً و بدان جهت که دارای استعداد وصول به خیر و کمال ذاتی انسانها نیز باید کنار گذاشته شود: بدین جهت است که سیستم های حقوقی معاصر، حتی آنان که چهره جهانی دارند، کاری با حقایق تکاملی مانند (حکمت، فضیلت، شرف، اخلاق فاضله و پیشرفت تکاملی) ندارند.
معمولاً موارد را بر این مبنا تنظیم می کنند که مردم با یکدیگر برادر و برابر و از حیث شرف و کرامت انسانی مساوی هستند! حتی به عنوان یک تبصره یا پاورقی الحاقی هم متذکر نمی شوند که این تساوی فقط در روبنای زندگی طبیعی محض است. و الا تفاوت انسانها به توجه به اخلاق، حکمت، شرف و حیثیت اکتسابی تا بی نهایت است. به عنوان نمونه: یکی می گوید:
کاش همه انسانها یک سر و گردن داشتند و من با یک ضربه شمشیر آنها را نابود می کردم.(16)
دیگری می گوید:
اگر همه دنیا را به من بدهند که من پوست جویی را از دهان مورچه ای بگیرم، چنین کاری را انجام نمی دهم.(17)

10- در نظام سکولاریسم، ارزش احساس وظیفه ...

در نظام سکولاریسم، ارزش احساس وظیفه و تکلیف برین، که با عظمت ترین و شریف ترین احساس آدمیان است، در تطبیق حقایق بعد دوم؛ (مانند حقوق، اقتصاد، سیاست، و غیر ذلک) بر زندگی از بین می رود. انسانها در زندگی سکولاریسم تا حد دندانه های ناآگاه ماشین سقوط می کنند. چنان که در دوران معاصر، که اوائل قرن پانزدهم هجری و اواخر قرن بیستم میلادی است مشاهده می کنیم.
آدمی، همان گونه که ادیان الهی و حکمای بزرگ شرق و غرب تذکر داده اند، ارزش حقیقی خود را از همان احساس تکلیف فوق سودجویی ها و خود خواهی ها در می یابد.
اگر روش حذف دین از... صدمه ای که به انسانیت انسان وارد می آورد، تنها همین آسیب خشکانیدن احساس تکلیف مستند به شخصیت کمال گرای آدمی بوده باشد، کافی است که بشریت از این نظریه و روش روی برگردانده و شخصیت آدمی را از این مهلکه نجات بدهد.