فهرست کتاب


سکولاریسم یا حذف دین از زندگی دنیوی

علامه محمدتقی جعفری

نمونه ای از مختصات روش سکولاریسم و خسارت های جبران ناپذیری که پس از حذف مذهب از زندگی دنیوی انسان ها بر اصول اساسی و ارزش های عالی بشریت وارد آمد

1- توضیح و تفسیر حقیقت و ریشه اصلی زیبایی های محسوس و معقول

زیرا تنها مذهب است که قطب عینی زیبایی را نمودی از تجلی گاه جمال الهی معرفی می کند و قطب درون ذاتی زیبایی را (که در ذات آدمی است) اشتیاق آدمی به دریافت جلوه ای یا نمودی از جلوه جمال الهی مطرح می نماید. خواه عینی، فیزیکی باشد، مانند دسته گل زیبا، آبشار، مهتاب، خط زیبا، صدای زیبا، آسمان زیبا و خواه حقیقتی درونی، مانند عواطف عالی، عفو، خیرخواهی، احساس تساوی با دیگر انسان ها.
هر انسانی که دارای صفات مزبور است، دارای زیبایی های معقول درونی است که احساس انبساط حاصل از آنها، بالاتر از احساس انبساط از زیبایی های برونی است. برای تفسیر نهایی حقیقت و ریشه اصلی زیبایی، هیچ نظریه ای جز همان که متذکر شدیم، مقبول صاحب نظران دقیق نبوده است. بدیهی است که با حذف مذهب، که اعتقاد به خدا ریشه اساسی آن است، هیچ تفسیر معقولی برای زیبایی نخواهیم داشت.

2- عدالت به معنای حقیقی آن

می دانیم که معانی عدالت یا مصادیق آن مختلف است. زیرا عدالت الهی به معنای فعل یا قول مستند به حکمت بالغه و غنای ذاتی اوست. عدالت حقوقی به معنای تطبیق فعل یا قول با اصل و قانون مقرر است.
عدالت به معنای اخلاقی، که عبارت است از حرکت بر مبنای وجدان حاکم، بر لزوم پیروی از خیرات، اجتناب از زشتی ها و آلودگی ها، بدون تکیه و توقع اجر و پاداش یا فرار از مجازات، دلالت می کند. عدالت به معنای فلسفی عبارت است از آن مشیت عالیه، که نظم هستی تجلی گاه آن است.
مسلم است که عدالت به معنای اخلاقی آن که حرکت بر مبنای وجدان در انجام اعمال خیر و اجتناب از شرور و آلودگی هاست، تنها برای ارضای وجدان می باشد. عدالت به این معنا، اگرچه صفتی است بسیار پسندیده و حکمای بزرگ از شرق و غرب آن را یکی از دلایل تکامل انسانی محسوب کرده اند، با این حال در آن هنگام که انسان ارضای وجدانهای معمولی را تحلیل و ریشه یابی می کند، لذت حاصله از آن را نیز در می یابد و بدان جهت که لذت خواهی، اگرچه فوق طبیعی باشد، طمعی از خودخواهی دارد، لذا راهزن اکثریت قریب به اتفاق مردم در حرکات کمالی است.
از این بیان نتیجه می گیریم که عدالت به معنای اخلاقی آن، ریشه ای در وجدان معمولی دارد که فعالیت های آن جنبه الهی داشته و فراسوی لذایذ و آلام است.