فهرست کتاب


سکولاریسم یا حذف دین از زندگی دنیوی

علامه محمدتقی جعفری

2- معانی معمولی دین در غرب امروزی:

عبارت است از یک رابطه روحانی شخصی ما بین انسان و خدا و دیگر حقایق فوق طبیعی، بدون این که کمترین نقشی در زندگی دنیوی بشر داشته باشد.

3- معنای معمولی سیاست در غرب امروزی:

عبارت است از توجیه و مدیریت زندگی طبیعی انسانها در صحنه اجتماع، به سوی هدفهایی که در ظاهر، اکثریت آنها را برای خود انتخاب می کنند.
با این تعریفی که برای دین و سیاست متذکر شدیم، عدم ضرورت وجود سیاست و فعالیت آن، برای زندگی، چه در حیات فردی و چه در حیات دسته جمعی انسانها کاملاً بدیهی است؛ زیرا پدیده دین از دیدگاه مدیریت جوامع غربی هیچگونه لزومی برای انسانها ندارد، چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی.
بنابر معانی فوق، که از دیدگاه غرب امروزی برای حیات، دین و سیاست گفتیم، قطعی است که نه تنها دین باید از سیاست جدا باشد، زیرا هیچ یک از آن دو با دیگری پیوستگی ندارد، بلکه زندگی آدمی نیز ارتباط و نیاز همه جانبه با دین ندارد مگر در حد وسیله ای برای شئون خودخواهی. زیرا بنابر تعریف دین از دیدگاه فوق، دین عبارت است از نوعی ارضای احساس شخصی که ممکن است معلول علل غیر واقعی باشد.
طرز تفکر حذف دین از... که بر مبنای تعاریف فوق درباره دین، سیاست و زندگانی استوار شده است، به هیچ وجه با تعاریف آنها در اسلام سازگار نیست. برای اثبات تضاد طرز تفکر مزبور با اسلام و اصول علوم انسانی می پردازیم به تعریف و مختصات سه حقیقت مزبور:
حیات انسانی از دیدگاه اسلام: عبارت است از پدیده ای دارای استعداد گردیدن تکاملی، که به وسیله تکاپوهای آگاهانه برای حصول به هدف های عالی و عالی تر به فعلیت می رسد. سپری شدن هر یک از مراحل حیات اشتیاق حرکت به مرحله بعدی را می افزاید. شخصیت انسانی رهبر این تکاپوست؛ آن شخصیت که از لیت سرچشمه آن است، این جهان معنی دار گذرگاهش، و قرار گرفتن در جاذبیت کمال مطلق در ابدیت مقصد نهایی اش؛ آن کمال مطلق که نسیمی از محبت و شکوه و جلالش واقعیات هستی را به تموج در آورده، چراغی فرا راه پرنشیب و فراز تکامل ماده و معنی می افروزد.
بدیهی است همان گونه که این حیات آغازش از خدا و حرکتش مستند به خداست، پایان آن نیز خداست.
تحقیقاً نماز و عبادات و زندگی و مرگ من از آن خدا پرورنده عالمیان است.

سیاست از دیدگاه اسلام:

عبارت است از تفسیر و توجیه حیات انسان ها به سوی عالی ترین هدف مادی، معنوی و ملکوتی حیات، برای به ثمر رسیدن آن، همان مقدار دین و سیاست معقول دخالت دارد که تنفس از هوای سالم برای ادامه زندگی طبیعی. حال باید بپردازیم به تعریف آن دین و سیاست معقول که اساسی ترین عامل تحقق حیات مزبور (حیات معقول) است.
دین از دیدگاه اسلام، دارای سه رکن اصلی است:
رکن یکم؛ عبارت است از اعتقاد به وجود خداوند یکتا و نظاره و سلطه او بر جهان هستی و دادگری مطلق او، که هیچ هوی و هوسی راه به آن ندارد. اوست جامع همه صفات کمالیه که جهان را بر مبنای حکمت برین آفریده و انسان را به وسیله دو نوع راهنمای اصیل (عقول سلیم به عنوان حجت درونی و انبیا و اوصیا به عنوان حجت برونی) در مجرای حرکت تکاملی، تا ورود به پیشگاه لقاءالله قرار داده است و اعتقاد بر ابدیت، که بدون آن حیات و کل جهان هستی، معمایی لاینحل باقی خواهد ماند. همه این اعتقادات وابسته به عقل سلیم و دریافت فطری و وجدانی است.
رکن دوم؛ عبارت است از قوانین و برنامه عملی حرکت در زندگی قابل توجیه به سوی هدف اعلای حیات، که احکام و تکالیف و حقوق نامیده می شود.
مبنای رکن دوم بر دو امر استوا است:
الف. قضایای اخلاقی (احکامی که برای تحصیل شایستگی ها مقرر است.
ب. تکالیف و حقوق. تکالیف شامل احکام عبادی و وظایف انسان در عرصه زندگی اجتماعی و سیاسی است. حق عبارت است از اختصاص امتیازی قابل استفاده برای انسان.
احکام هم به نوبت خود تقسیم به احکام اولیه و ثانویه می شود. احکام اولیه مربوط به نیازهای ثابت است. احکام ثانویه ناشی از مصالح و مفاسد عارض بر زندگی است.
رکن سوم؛ موضوعاتی است که شامل همه واقعایت و پدیده های برپادارنده زندگی است. اسلام در همه موضوعات به جز در چند مورد محدود، اختیار را به خود انسان ها داده است که با حواس، تعقل، قدرت عضلانی، امیال و خواسته های مشروع خود، آن ها را تأمین کنند.
عقاید و قوانین عملی برای تنظیم و اصلاح انسانی در ارتباطات چهارگانه:
1. ارتباط انسان با خویشتن.
2. ارتباط انسان با خدا.
3. ارتباط انسان با جهان هستی.
4. ارتباط انسان با همنوع خویش.
هر حقیقت و پدیده ای که قابل بهره برداری برای تنظیم و اصلاح حیات انسانی در ارتباطات مزبور بوده باشد، از دیدگاه اسلام، جز دین محسوب می شود.