فهرست کتاب


سکولاریسم یا حذف دین از زندگی دنیوی

علامه محمدتقی جعفری

نهج البلاغه و امور اجتماعی و سیاسی

تعریف سیاست با نظر به مجموع مأخذ و منابع اسلامی، عبارت است از مدیریت و توجیه انسانها چه در حالت زندگی انفرادی و چه در زندگی اجتماعی به سوی بهترین هدفهای مادی و معنوی برای تأمین سعادت آنان در حیات معقول.
سیاست به این معنی ضروری ترین و شایسته ترین وسیله تحقق یافتن حیات معقول است. همه انبیای عظام و اولیا و حکمای راستین سیاست (با این معنی) را پذیرفته و تا آنجا که توانایی داشته اند، از این وسیله حیاتی استفاده کرده اند.اما سیاست به معنای معمولی آن که در طرز تفکرات ماکیاولی، مخصوصاً در کتاب شهریار مطرح است، با اسلام سازگار نیست.
سیاست به معنای راه دوم، محور خود را قدرت سیاستمدار، در گردانیدن امور جامعه قرار می دهد، که تنها در مسیر بقای جامعه، آن چنان که مقتضیات بوجود آمده با تمایل و ذوق سیاستمدار آن را اقتضاء می کند، است. بدیهی است که سیاست به این معنی با اصول و قواعد پیشرو که سعادت حقیقی بشر را تأمین نماید هیچ کاری ندارد. به همین جهت است که حقایقی مانند مذهب، اخلاق، حق، عدالت و آزادی معقول و دیگر ارزشها، در موقع فعالیت سیاسی، اگر به کلی نفی نشوند، در گوشه ای از مغز بشر نشسته و بدون داشتن حق کمترین اظهار نظر، به تماشا می پردازند.
سیاست (با تعریفی که شد) در سر تا سر خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار نهج البلاغه مطرح شده است. به عنوان مثال:
1. خطبه سی و چهارم:
حق زمامدار بر مردم و حق مردم بر زمامدار.
2. خطبه سی هفتم:
ملاک حکومت احقاق حق برای ضعیف و قوی.
3. خطبه سی و نهم و شصت و نهم:
عدم آمادگی جامعه برای اجرای حکومت حق و عدالت.
4. خطبه چهل سوم و پنجاه و چهارم:
تحمل سیاسی و مبارزه بی امان با کفر و منحرفین.
5. خطبه شصت و هفتم:
ملاک زمامداری بر مبنای حق.
6. خطبه نود و سوم:
نتیجه تصدی مردم ناشایسته به امور حکومت.
7. خطبه صد و بیست و ششم:
تساوی مردم در بیت المال عام.
8. خطبه صد و شصت و نهم:
نباید هوی و هوس های عده ای از مردم، زمامدار الهی را از کار خود باز دارد.
9. خطبه دویست و شانزدهم:
تکالیف و حق سیاسی و ضرورت مشورت.
و از نامه ها:
10. نامه ششم:
وقاحت تخلف از قانون تعهد سیاسی.
11. نامه نوزدهم:
دستور اکید به کارگزار، برای نرمش و رفتار نیکو با مردم جامعه.
12. نامه چهل و یکم:
توبیخ و تهدید کارگزارانی که به جامعه از نظر مالی و سیاسی خیانت می کنند.
13. نامه پنجاه و نهم:
تأکید بر اجرای عدالت در جامعه و کارگزاران.
14. نامه شصت و هفتم:
دستور اکید برای تنظیم امور اجتماعی، مخصوصاً مسائل اقتصادی.
15. نامه هفتاد و ششم:
وظیفه کارگزار رویارویی با بهترین اخلاق با مردم است.
در مجموع، در شصت و پنج موضع از نهج البلاغه سیاست، با تعریفی که شد، مطرح شده است.

بررسی و تحلیل سکولاریسم یا حذف دین از زندگی دنیوی بشر

تعریف سکولاریسم، آته ایسم و لائیسم بطور مختصر:

نخست باید توجهی به اصل معنای سکولاریسم(1) که مناسبت کامل با مفاهیم اصطلاحی آن دارد، داشته باشیم. این کلمه در لغات دائرة المعارف ها با مفاهیم زیر تفسیر شده است:
سکولاریسم یعنی مخالفت با شرعیات و مطالب دینی، روح دنیا داری، طرفداری از اصول دنیوی و عرفی. ماده سکولار وابسته به دنیا، غیر روحانی، غیر مذهبی، عامی، عرفی، بیسواد، خارج از صومعه، مخالفت شرعیات و طرفدار دنیوی شدن امور.
سکولاریزه یعنی دنیوی کردن، غیر روحانی کردن، از قید کشیش یا روحانیت رها شدن، ملک عام کردن، اختصاص به کارهای غیر روحانی دادن، از عالم روحانیت (در مورد کشیش) خارج شدن، دنیاپرست شدن، مادی شدن، جنبه دنیوی دادن به عقاید یا مقام کلیسایی.