فهرست کتاب


طب النبی و طب الصادق (علیهما السلام)

ابوالعباس مستغفری و محمد خلیلی‏

2 - عیسی بن شهلافا(106)

عیسی بن شهلافا گندی شاپوری شاگرد جرجیس بود و همراه استادش به بغداد آمده بود و به دستور او پس از استاد، طبیب مخصوص منصور شد ولی او به روحانیان مسیحی اذیت می کرد و از آنها رشوه می گرفت و طبع شروری داشت.
وقتی منصور در بعضی از سفرهای خود به نصیبین رفت، عیسی به مطران این شهر نامه نوشت و او را تهدید کرد و اظهار داشت که اگر خواسته او را بر نیاورد چنین و چنان خواهد کرد. خواسته او این بود که برای او چیزهای گران قیمت بفرستند، او در نامه خود نوشت: آیا نمی دانی که اختیار خلیفه در دست من است اگر خواستم او را مریض می کنم اگر خواستم او را شفایش می دهم. وقتی مطران این نامه خواند، پیش ربیع وزیر منصور راه یافت و ماجرا را به او گفت و نامه را به او نشان داد. ربیع این نامه را به عرض خلیفه رسانید و حقیقت امر را به او گفت. پس منصور دستور داد که عیسی را تأدیب کنند و تمام اموال او را بگیرند و او را با بدترین صورت تبعید کنند و این نتیجه کارهای بد او بود.

3 - ابن بطریق(107)

بعضی ها او را از جهت تخفیف بطریق می گویند. او نیز در عصر منصور پزشک بود و منصور به او دستور داده بود که بسیاری از کتابهای پیشینیان را به عربی ترجمه کند و او مترجم خوبی بود ولی به پایه حنین که پس از او آمد نمی رسید و اطباء و حکما به ترجمه حنین اعتماد می کردند. شرح حال حنین در کتاب معجم الادباء الاطباء آمده است.

4 - فراست بن شحناثا(108)

او پزشک یهودی فاضل کاملی بود و در عصر متقدمی می زیست. او از شاگردان پزشک معروف تیاذق طبیب مخصوص حجاج بن یوسف ثقفی بود و استادش او را بر سایر شاگردانش ترجیح می داد و در سن جوانی در خدمت حجاج بود. وقتی بزرگ و پیر شد در خدمت عیسی بن موسی عباسی ولیعهد منصور قرار گرفت. و عیسی در تمام کارها با او مشورت می کرد و عقل و درایت او مورد توجه عیسی بود و عیسی پس از مرگ او هر وقت کاری پیش می آمد که فرات قبلاً به عیسی تذکر داده بود، او را یاد می کرد و می گفت: مصاحب خوبی بودی ای ابو فرات! گویا امروز ما را می دیدی.