فهرست کتاب


طب النبی و طب الصادق (علیهما السلام)

ابوالعباس مستغفری و محمد خلیلی‏

6 - حرص

حرص عبارت است از مبالغه و اسراف در طلب و بالاتر از آن شره است و هر دو بیماریهایی هستند که بر نفس و روح عارض می شوند و عامل آن غلبه قوه حیوانی بر عقل و مغلوب شدن عقل در برابر آن است و کسی که مبتلا به این بیماری باشد همواره فقیر است و هر قدر بر حرص او افزوده گردد بر فقر او اضافه می شود. چون فقر همان احتیاج است و مبتلایان به حرص و شره همواره محتاجند چون به آنچه به آنها داده شد قانع نیستند و پیوسته نفس آنها در طلب زیادت است پس آنها همواره فقیرند. گفته شده: بی نیازی همان بی نیازی نفس است و قناعت گنجی است که فانی نمی شود.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: بی نیازترین بی نیاز کسی است که اسیر حرص نباشد(97) و فرمود:
هر کس به آنچه خدا به او داده قانع باشد او بی نیازترین مردم است(98).
و فرمود: حرص کلید رنج و مرکب زحمت و وادار کننده به افتادن در گناه است و شره جامع تمام عیبهاست(99).
و فرمود: حریص از دو چیز محروم و ملازم دو چیز است. او از قناعت محروم است و بنابراین راحتی ندارد و از راضی شدن (به قضای الهی) محروم است پس یقین ندارد(100).

7 - مراء و جدال

این دو صفت دو بیماری ناپسند و مهلک است و هر دو ناشی از یک شهوت باطنی است که بر نفس عارض می شود و بروز آنها به این صورت است که با ایراد گرفتن از دیگران در قول یا فعلش، در مقام اعتراض می آید و می خواهد به طرف مقابل طعنه بزند و او را تحقیر کند تا با ابزار زیرکی و معرفت، برتری خود را بر او ثابت کند.
این دو بیماری حداقل این ضرر را دارد که باعث پیدایش بغض و عداوت و نفرت میان دو دوست می شود و این عاقبت خوشی ندارد. امام صادق (علیه السلام) با ارشادات و نصایح دینی خود به معالجه آنها پرداخته و فرموده است: مؤمن مدارا می کند و مراء و ستیز نمی کند.(101)
و نیز فرموده است: نادانی در سه چیز است: شدت مراء و ستیز و تکبر و جهل به خدا(102).
و در حدیث دیگری فرموده: هفت نفرند که اعمال خود را فاسد می کنند و هفتمین آنها کسی است که همواره با برادر خود ستیز و جدال می کند و مدعی است.(103)
در اینجا بحث در این موضوع گسترده را به پایان می بریم و اگر می خواستیم تمام آنچه در این باره از امام صادق (علیه السلام) وارد شده بیاوریم، این رساله مختصر گنجایش آن را نداشت و ما به اختصار بر گزار کردیم و هدف ما جز این نبود که فقط برگی از این باغ سر سبز که با تعالیم امام مرشد حکیم و مقتدای ناصح ابو عبدالله جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام) شکوفا شده به خوانندگان گرامی تقدیم کنیم. صلوات و سلام خدا بر او و پدران طاهرین او باد. طالبین به کتابهای مفصل رجوع کنند.
اکنون که نمونه هایی از طب امام صادق (علیه السلام) را ذکر کردیم و آنها همه قطره ای
از علوم و معارف امام بود، در نظر داریم که بعضی از پزشکان عصر امام را معرفی کنیم چون آنها تأثیر فراوانی در گسترش علم طب در آن زمان داشتند. طبیعی است که در این قسمت نیز اختصار را رعایت خواهیم کرد.

پزشکان عصر امام صادق (علیه السلام)

بررسی وضع این عصر برای آن نیست که عصر انقراض یک دولت و تأسیس دولت دیگری است و نیز برای آن نیست که پر از حوادث تاریخی و جنگها و تغییرات سیاسی است، بلکه از آن جهت است که این عصر عصر نهضت علمی در جزیره بخصوص در مناطق عراق و آغاز عصر تمدن اسلامی و شکوفایی معارف و علوم عربی از طب و فلسفه و ادب و دیگر فنون است، مسلمانان این علوم را از پیشینیان گرفتند و پس از مرتب سازی و صیقل دادن، آن را مانند یک لقمه گوارا به نسلهای بعدی سپردند و این تمدن، شکل عربی جذاب و بیان فصیح دور از نقص خود را داشت و مشتمل بر آراء و اندیشه های و مطابق با عقل و وجدان و دین و فطرت بود. در آن روز متفکران عرب و فلاسفه اسلام بذر علوم را در زمین آماده ای پاشیدند و میوه های شیرین و گوارایی برای نسلهای بعدی تحویل دادند و حقیقت این است که این تمدن، دو تمدن قدیم و جدید را به هم مربوط کرد و دانسته های قدیمی بشر را با عصر جدید پیوند داد.
بنابراین، تعجبی ندارد که این عصر مورد بررسی قرار گیرد و به آن اهمیت لازم داده شود، بخصوص اینکه در این عصر امام صادق (علیه السلام) بذر علم را در نفوس اصحاب و شاگردانش و دانشمندان و حکمایی که بر او وارد می شدند پاشیده بود، بذری که جز دانشمندان عصر جدید حقیقت آن را نشناخت و به شناخت آن نرسید آن هم پس از پیشرفت طب و تجربه های علمی که پس از قرنها صورت گرفت و اینک شرح حال پزشکان آن عصر: