فهرست کتاب


طب النبی و طب الصادق (علیهما السلام)

ابوالعباس مستغفری و محمد خلیلی‏

4 - تکبر

تکبر حالتی است که به نفس انسان عارض می شود و انسان را وادار می کند که در بالا بردن خود و تحقیر دیگران از حد بگذرد و به عبارت روشن تر: تکبر بالا بردن نفس خود و خود را برتر از دیگران دیدن است.
این یک بیماری روحی است که از تنگ نظری متکبر حاصل می شود و او در خود فضیلتی می بیند که در دیگران نیست و او هرگز به نقص خود و کمال دیگران توجه ندارد. این بیماری عوارض روحی بسیاری دارد و انسان را به کارهای ناپسندی وادار می کند مانند ستمگری و اعتنا نکردن به حقوق دیگران و کینه و حسد و گردن ننهادن به حق و نپذیرفتن نصیحت و ارشاد دیگران و جز اینها از رذائلی که متکبر به ارتکاب آنها مجبور می شود و از مکارم اخلاق دور می ماند.
امام صادق (علیه السلام) در معرفی آن فرموده است: هیچ کس تکبر نمی کند مگر به سبب ذلتی که در نفس خود می یابد(90).
و نیز فرمود: متکبر انتظار نداشته باشد که او را به نیکویی یاد کنند(91).
و نیز فرمود: جهالتی زیان آورتر از عجب نیست(92).
و نیز فرمود: سرآمد احتیاط تواضع است(93).
و نیز فرمود: سه چیز دشمنی می آورد: عجب و نفاق و ظلم(94).

5 - خلف وعده

این صفت را کسی دارد که روح او پست است و آن را برای خود مجاز می داند و آن یک بیماری روحی است که وقتی انسان به آن مبتلا شد از اینکه مورد اعتماد مردم باشد محروم می گردد و در اجتماع خود برای خود بدبختی را به ارمغان می آورد و دوستان و برادران با محبت را از دست می دهد. این ضرر فردی خلف وعده است و اما در اجتماع، آن یک بیماری اجتماعی خطرناکی است که مانع سعادت جامعه و نظم و معاملات و حصول اطمینان میان مردم می گردد.
معلوم است که این بیماری مهم وقتی در نفوس آماده به وجود آمد، هیچ پزشک و فیلسوفی نمی تواند آن را درمان کند و فقط عامل دینی و واعظ درونی می تواند اثر کند و این نفس پست را بالا ببرد و به سطح انسانی برساند. لذا امام صادق (علیه السلام) از همین طریق مستقیم برای درمان این بیماری وارد می شود و می فرماید:
هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد به وعده خود وفا کند(95)
و نیز می فرماید: سه خصلت است که در هر کس باشد او منافق است اگر چه روزه بگیرد و نماز بخواند: کسی که وقتی سخن می گوید دروغ بگوید و کسی که چون وعده می دهد تخلف کند و کسی که وقتی امانتی به او داده شد خیانت کند.(96)

6 - حرص

حرص عبارت است از مبالغه و اسراف در طلب و بالاتر از آن شره است و هر دو بیماریهایی هستند که بر نفس و روح عارض می شوند و عامل آن غلبه قوه حیوانی بر عقل و مغلوب شدن عقل در برابر آن است و کسی که مبتلا به این بیماری باشد همواره فقیر است و هر قدر بر حرص او افزوده گردد بر فقر او اضافه می شود. چون فقر همان احتیاج است و مبتلایان به حرص و شره همواره محتاجند چون به آنچه به آنها داده شد قانع نیستند و پیوسته نفس آنها در طلب زیادت است پس آنها همواره فقیرند. گفته شده: بی نیازی همان بی نیازی نفس است و قناعت گنجی است که فانی نمی شود.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: بی نیازترین بی نیاز کسی است که اسیر حرص نباشد(97) و فرمود:
هر کس به آنچه خدا به او داده قانع باشد او بی نیازترین مردم است(98).
و فرمود: حرص کلید رنج و مرکب زحمت و وادار کننده به افتادن در گناه است و شره جامع تمام عیبهاست(99).
و فرمود: حریص از دو چیز محروم و ملازم دو چیز است. او از قناعت محروم است و بنابراین راحتی ندارد و از راضی شدن (به قضای الهی) محروم است پس یقین ندارد(100).