فهرست کتاب


طب النبی و طب الصادق (علیهما السلام)

ابوالعباس مستغفری و محمد خلیلی‏

3 - حسد

حسد ناراحت شدن از برخورداری دیگران و آرزوی زوال نعمت آنهاست و شخص حسد کننده از نعمتهایی که خدا بر بندگانش داده آگاه می شود و حال خوشی پیدا نمی کند و چه خوب سروده است ابوالحسن تهامی:
انی لارحم حاسدی لشرما - ضعت صدورهم من الاوغار
نظروا صنیع الله بی فعیونهم - فی جنة و قلوبهم فی نار
یعنی: من به حسد کننده خود رحم می آورم به سبب بدی خشمی که در سینه آنهاست. آنان به کار خدا درباره من نگاه می کنند، پس چشم آنها در بهشت و دلهایشان در جهنم است.
حسد مرضی بدتر از بخل است چون بخیل از دادن مال خود به دیگران بخل می ورزد ولی حسود از رسیدن مال خدا و نعمت او به بر بندگانش ناراحت می شود و وصول آن به دیگران رنج می برد. بنابراین، او دشمن بی دلیل و خواهان زوال نعمت دیگران است اگر چه آن نعمت به او نرسد. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: برای نعمتهای خداوند دشمنانی است. گفته شد آنها چه کسانی هستند یا رسول الله؟ فرمود: کسانی هستند که بر مردم به سبب آنچه خدا به آنها داده است، حسد می خورند.
این بیماری روحی حادث نمی شود مگر از خباثت روح و میل نفس به سوی شر. و هر کس گرفتار آن شود، اخلاقش فاسد می گردد و حسد او را به کارهای زشت و گناه سوق می دهد و صاحبش را به بدترین دردهای روحی و بیماریهای جسمی می کشد همانگونه که گفته شده:
افسدت نفسک بالحسد - و هدمت ادکان الجسد
یعنی: نفس خود را با حسد تباه کردی و پایه های بدت را ویران ساختی.
وقتی حسد در میان ملتی پیدا شد، دو دستگی و نفاق و هلاک به آن امت روی می آورد و چون حسد در یک فرد به وجود آمد، به صاحب آن عذاب می دهد چون حسود شه در رنج است و برای همین است که امام صادق (علیه السلام) فرمود: حسود، انتظار اطمینان قلب نداشته باشد(87).
و نیز فرمود: حسود بی نیاز نمی شود(88).
و نیز فرمود: حسود همیشه نفس می زند و دارای دلی پر غم و اندوهی مداوم است و او زیاد حسرت می خورد و بدیهای او چند برابر است، او همواره غصه می خورد اگر چه بدنش سالم باشد و نیز فرمود: حسد ایمان را می خورد، همانگونه که آتش هیزم را می خورد(89).

4 - تکبر

تکبر حالتی است که به نفس انسان عارض می شود و انسان را وادار می کند که در بالا بردن خود و تحقیر دیگران از حد بگذرد و به عبارت روشن تر: تکبر بالا بردن نفس خود و خود را برتر از دیگران دیدن است.
این یک بیماری روحی است که از تنگ نظری متکبر حاصل می شود و او در خود فضیلتی می بیند که در دیگران نیست و او هرگز به نقص خود و کمال دیگران توجه ندارد. این بیماری عوارض روحی بسیاری دارد و انسان را به کارهای ناپسندی وادار می کند مانند ستمگری و اعتنا نکردن به حقوق دیگران و کینه و حسد و گردن ننهادن به حق و نپذیرفتن نصیحت و ارشاد دیگران و جز اینها از رذائلی که متکبر به ارتکاب آنها مجبور می شود و از مکارم اخلاق دور می ماند.
امام صادق (علیه السلام) در معرفی آن فرموده است: هیچ کس تکبر نمی کند مگر به سبب ذلتی که در نفس خود می یابد(90).
و نیز فرمود: متکبر انتظار نداشته باشد که او را به نیکویی یاد کنند(91).
و نیز فرمود: جهالتی زیان آورتر از عجب نیست(92).
و نیز فرمود: سرآمد احتیاط تواضع است(93).
و نیز فرمود: سه چیز دشمنی می آورد: عجب و نفاق و ظلم(94).

5 - خلف وعده

این صفت را کسی دارد که روح او پست است و آن را برای خود مجاز می داند و آن یک بیماری روحی است که وقتی انسان به آن مبتلا شد از اینکه مورد اعتماد مردم باشد محروم می گردد و در اجتماع خود برای خود بدبختی را به ارمغان می آورد و دوستان و برادران با محبت را از دست می دهد. این ضرر فردی خلف وعده است و اما در اجتماع، آن یک بیماری اجتماعی خطرناکی است که مانع سعادت جامعه و نظم و معاملات و حصول اطمینان میان مردم می گردد.
معلوم است که این بیماری مهم وقتی در نفوس آماده به وجود آمد، هیچ پزشک و فیلسوفی نمی تواند آن را درمان کند و فقط عامل دینی و واعظ درونی می تواند اثر کند و این نفس پست را بالا ببرد و به سطح انسانی برساند. لذا امام صادق (علیه السلام) از همین طریق مستقیم برای درمان این بیماری وارد می شود و می فرماید:
هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد به وعده خود وفا کند(95)
و نیز می فرماید: سه خصلت است که در هر کس باشد او منافق است اگر چه روزه بگیرد و نماز بخواند: کسی که وقتی سخن می گوید دروغ بگوید و کسی که چون وعده می دهد تخلف کند و کسی که وقتی امانتی به او داده شد خیانت کند.(96)