فهرست کتاب


طب النبی و طب الصادق (علیهما السلام)

ابوالعباس مستغفری و محمد خلیلی‏

2 - دروغ

دروغ انحراف نفس از راستگویی و سرباز زدن روح از انجام وظیفه انسانی خویشتن است و آن یک بیماری فردی و اجتماعی خطرناک است. چون در صاحب خود بسیاری از رذائل مانند غش و نفاق و تملق و حیله و خیانت و ریا و بدقولی و پیمان شکنی را به وجود می آورد و اینها صفاتی هستند که راستگویی، انسان را از آنها حفظ می کند و اساسا دروغگویی شایسته انسانی که مزاج معتدل دارد نیست، چون در آن صورت عضو فاسدی در اجتماع می شود که خود را هلاک می کند و دیگران را نیز به این بیماری آلوده می سازد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: مرضی بدتر از دروغ نیست(82)
و نیز فرمود: هر کس زیاد دروغ بگوید ارزش او از بین می رود.(83)
و نیز فرمود: هر کس راستگو باشد عمل او پاکیزه می شود.(84)
و نیز فرمود: خداوند برای شر قفلهایی قرار داده که کلید این قفلها شراب خوردن است و دروغگویی بدتر از شراب خوردن است.(85)
و نیز فرمود: از مصاحبت با دروغگو پرهیز کن چون دروغگو می خواهد به تو سودی برساند ولی ضرر می رساند و او دور را برای تو نزدیک جلوه می دهد و نزدیک را دور می نماید.(86)

3 - حسد

حسد ناراحت شدن از برخورداری دیگران و آرزوی زوال نعمت آنهاست و شخص حسد کننده از نعمتهایی که خدا بر بندگانش داده آگاه می شود و حال خوشی پیدا نمی کند و چه خوب سروده است ابوالحسن تهامی:
انی لارحم حاسدی لشرما - ضعت صدورهم من الاوغار
نظروا صنیع الله بی فعیونهم - فی جنة و قلوبهم فی نار
یعنی: من به حسد کننده خود رحم می آورم به سبب بدی خشمی که در سینه آنهاست. آنان به کار خدا درباره من نگاه می کنند، پس چشم آنها در بهشت و دلهایشان در جهنم است.
حسد مرضی بدتر از بخل است چون بخیل از دادن مال خود به دیگران بخل می ورزد ولی حسود از رسیدن مال خدا و نعمت او به بر بندگانش ناراحت می شود و وصول آن به دیگران رنج می برد. بنابراین، او دشمن بی دلیل و خواهان زوال نعمت دیگران است اگر چه آن نعمت به او نرسد. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: برای نعمتهای خداوند دشمنانی است. گفته شد آنها چه کسانی هستند یا رسول الله؟ فرمود: کسانی هستند که بر مردم به سبب آنچه خدا به آنها داده است، حسد می خورند.
این بیماری روحی حادث نمی شود مگر از خباثت روح و میل نفس به سوی شر. و هر کس گرفتار آن شود، اخلاقش فاسد می گردد و حسد او را به کارهای زشت و گناه سوق می دهد و صاحبش را به بدترین دردهای روحی و بیماریهای جسمی می کشد همانگونه که گفته شده:
افسدت نفسک بالحسد - و هدمت ادکان الجسد
یعنی: نفس خود را با حسد تباه کردی و پایه های بدت را ویران ساختی.
وقتی حسد در میان ملتی پیدا شد، دو دستگی و نفاق و هلاک به آن امت روی می آورد و چون حسد در یک فرد به وجود آمد، به صاحب آن عذاب می دهد چون حسود شه در رنج است و برای همین است که امام صادق (علیه السلام) فرمود: حسود، انتظار اطمینان قلب نداشته باشد(87).
و نیز فرمود: حسود بی نیاز نمی شود(88).
و نیز فرمود: حسود همیشه نفس می زند و دارای دلی پر غم و اندوهی مداوم است و او زیاد حسرت می خورد و بدیهای او چند برابر است، او همواره غصه می خورد اگر چه بدنش سالم باشد و نیز فرمود: حسد ایمان را می خورد، همانگونه که آتش هیزم را می خورد(89).

4 - تکبر

تکبر حالتی است که به نفس انسان عارض می شود و انسان را وادار می کند که در بالا بردن خود و تحقیر دیگران از حد بگذرد و به عبارت روشن تر: تکبر بالا بردن نفس خود و خود را برتر از دیگران دیدن است.
این یک بیماری روحی است که از تنگ نظری متکبر حاصل می شود و او در خود فضیلتی می بیند که در دیگران نیست و او هرگز به نقص خود و کمال دیگران توجه ندارد. این بیماری عوارض روحی بسیاری دارد و انسان را به کارهای ناپسندی وادار می کند مانند ستمگری و اعتنا نکردن به حقوق دیگران و کینه و حسد و گردن ننهادن به حق و نپذیرفتن نصیحت و ارشاد دیگران و جز اینها از رذائلی که متکبر به ارتکاب آنها مجبور می شود و از مکارم اخلاق دور می ماند.
امام صادق (علیه السلام) در معرفی آن فرموده است: هیچ کس تکبر نمی کند مگر به سبب ذلتی که در نفس خود می یابد(90).
و نیز فرمود: متکبر انتظار نداشته باشد که او را به نیکویی یاد کنند(91).
و نیز فرمود: جهالتی زیان آورتر از عجب نیست(92).
و نیز فرمود: سرآمد احتیاط تواضع است(93).
و نیز فرمود: سه چیز دشمنی می آورد: عجب و نفاق و ظلم(94).