فهرست کتاب


طب النبی و طب الصادق (علیهما السلام)

ابوالعباس مستغفری و محمد خلیلی‏

8 - کاسنی

امام صادق (علیه السلام) فرمود: چه سبزی خوبی است کاسنی(59).
و فرمود: بر تو باد کاسنی که نطفه را زیاد و فرزند را زیبا می کند(60).
و فرمود: هر کس شب کند در حالی که در شکم او هفت برگ کاسنی است، آن شب را از قولنج در امان خواهد بود(61).
پزشکان گفته اند: کاسنی برای ضعف اعصاب و ضعف بینایی و فاسد شدن خون مفید است و بدن را پس از ضعف و لاغری تقویت می کند و قلب و کبد و کلیه را فعال می سازد و رحم زنان را تمیز می کند و تب را برطرف می سازد.
می گوییم: خدایا سخن امام چقدر رسا و جامع است و همه این خواص را که پس از این مدت طولانی گفته اند شامل می شود. در باره این سخن امام که فرمود: نطفه را زیاد و فرزند را زیبا می کندتأمل کن که در آن دو خاصیت برای کاسنی ذکر شده و این دو خاصیت حاصل نمی شود مگر پس از تعدیل رحم و پاکی آن و پس از تقویت قلب و اعصاب و پس از آنکه بدن قوت بگیرد؛ گویا که امام همه این منافع را با گفتن آن جمله در نظر داشته است.
تا اینجا به این مقدار اندک از گفته های امام صادق (علیه السلام) در باره خواص و منافع میوه ها و سبزیها اکتفا می کنیم این نمونه ها نشانگر سرشاری علم او و گستردگی شناخت او از علم طب است. اگر می خواستیم تمام آنچه را که از گفته های امام دست یافته ایم در اینجا بیان کنیم، این مختصر گنجایش آن را نداشت تا چه رسد سخنانیکه ما در کتابها آنها را ندیده ام.
از این گذشته یک فرد محقق وقتی به کتاب خوردنیها و آشامیدنیها (اطعمه و اشربه) در فقه اهل بیت مراجعه کند و در آن دقت به عمل آورد و در آداب خوردن و آشامیدن چه پیش از آنها و چه بعد از آنها و چه همزمان با آنها و نیز در سخنانی که در بیان وقت آنها تفصیلاتی که درباره گوشتها و حبوبات و میوه ها و شیرها و روغنها و غیر آنها وارد شده، دقت کند، علم فراوانی خواهد یافت و به بحثهای باارزشی در طب و بهداشت خواهد رسید و اعتراف خواهد کرد که امام صادق (علیه السلام) پیشوای متخصصان علم ابدان علاوه بر علم شرایع و ادیان است و مطمئن می شود که آن حضرت مسؤلیت سنگینی را بر عهده داشته و حقیقت علم طب در اختیار او بوده و به تمام جزئیات این علم آشنایی داشته است و همانگونه که او در علوم دینی همچنین بوده و دروس عالیه در علم ابدان به او منتهی می شود.
سخنان جاودان امام در طب
امام صادق (علیه السلام) سخنان جاودان و آراء ارزشمند حکیمانه ای در طب دارد که اگر به آنها توجه شود و مورد عمل قرار گیرد، شایستگی آن را دارد که به عنوان پایه های ثابت و عمومی طب و ارکان بهداشتی در هر عصر و در هر مکانی برای تمام نسلها شناخته گردد. براستی که اینها سخنان کوتاهی است که عقول اطباء و دانشمندان از درک حقیقت آن ناتوان شده و پس از گذشتن قرنها و تغییر احوال و پیشرفت عقل بشری و کثرت تجربه های علمی و عملی روشن شده است.
در اینجا برخی از این سخنان طبی را نقل می کنیم تا شاهد صدق گفتار ما باشد:
امام فرمود:
در گذشته به طبیب، معالج می گفتند. روزی موسی بن عمران عرض کرد: خدایا بیماری از کیست؟ از سوی خدا خطاب رسید که از من است. موسی گفت: دوا از کیست؟ خطاب رسید که آن هم از من است. موسی گفت: پس مردم چه نیازی به معالجه کننده دارند؟ خطاب رسید که بوسیله آن به آرامش خاطر و طیب نفس می رسند. از آن زمان به معالج طبیب گفته شد (62).
و نیز امام صادق (علیه السلام) فرمود: تا وقتی بدن تو بیماری را تحمل می کند از دارو بپرهیز.(63)
می گوییم: منظور از این سخن این است که بدن به طبیعت خود رها شود و داروهایی که چه بسا باعث ناراحتی های دیگر شود، مصرف نگردد.
و نیز فرمود: کسی که صحت بدن او بر بیماریش غلبه کند و در عین حال خودش را با چیزی معالجه نماید و بمیرد، من از او بیزار هستم. و در روایتی آمده که او به ضرر خود عمل کرده است(64).
می گوییم: در این باره احادیث متعددی از اهل بیت (علیه السلام) رسیده و منظور این است که بیماریها به طبیعت خود گذارده شود مادامی که بدن آن را تحمل می کند و نباید تعادل مزاج را با علاج بر هم زد. امام رضا (علیه السلام) فرمود: معالجه بدن مانند تعمیر خانه و اصلاح آن است که کم آن به زیاد منجر می شود. به عبارت دیگر بیماری تخلف از قوانین طبیعی است و دارو این تخلف و انحراف را آشکار می سازد و چون این تخلف در بدن به وجود آید آن را از صحت دور می کند.
و نیز امام صادق (علیه السلام) فرمود: شستن ظرف و جارو کردن آستانه خانه روزی را جلب می کند.(65)
می گوییم: ظاهر این حدیث دستور نظافت و اهمیت دادن به آن است چون نظافت از ارکان صحت و راحتی و این دو از نعمتهاست و همان روزی است که نظافت آن را جلب می کند، چون روزی فقط تحصیل مال نیست و منظور از کسخ که در روایت آمده جارو کردن و منظور از فناء صحن خانه است.
و نیز فرمود: کمتر آب بخور که آن باعث هر نوع بیماری می شود(66).
می گوییم: از مسلمات طبی است که آب خوردن زیاد بخصوص بر روی غذا و یا در اثنای غذا خوردن، باعث کندی هضم در معده می شود. یعنی این کار، ترشحات معده را رقیق می کند و چون هضم غذا مختل شد، تغذیه مختل می شود و چون تغذیه مختل شد، بدن از غذا استفاده نمی کند و ضعیف می شود و آماده پذیرش هر نوع بیماری می گردد. منظور امام از اینکه آب خوردن زیاد باعث بیماری می شود، همین است.
و نیز فرمود: شایسته است که پیرمرد نخوابد مگر اینکه شکم او پر از غذا باشد که این کار برای او خواب آور است و دهان او را خوشبو می کند(67) می گوییم: مشهور این است که کم خوردن غذا در موقع خواب برای معده مفید است و اعصاب را آرامش می بخشد و خواب را راحت می کند ولی در پیرمرد این طور نیست چون او نمی تواند زیاد غذا بخورد بلکه بیشتر از مایعات و غذاهای سبک استفاده می کند و این غذای اندک در مدت کمی هضم می شود و او نیاز دارد که فاصله های متعددی غذا بخورد. بنابراین اگر او غذای کمی بخورد و در اثنای خواب هضم شود و معده او خالی بماند ضعف بر او غلبه می کند و نمی تواند خواب راحتی داشته باشد برای همین است که او نباید بخوابد مگر اینکه شکم او پر باشد تا خواب او راحت و دهان او خوشبو شود.
و نیز به عنوان بصری فرمود: پرهیز کن از اینکه چیزی را بخوری که به آن اشتها نداری که این کار باعث حماقت و ابلهی می شود. و نخور مگر پس از گرسنگی. و چون خواستی بخوری غذای حلال بخور و نام خدا را به زبان آور و سخن پیامبر را به یاد آور که فرمود: آدمی ظرفی را که بدتر از شکمش باشد پر نکرد پس اگر ناچار باید غذا خورد، یک سوم آن را برای غذایش و یک سوم آن را برای آبش و یک سوم دیگر برای نفس کشیدنش اختصاص دهد(68).
می گوییم: اشتها همان گرسنگی و نیاز بدن به غذاست و میل به خوردن از آنجا ناشی می شود و منظور حضرت از اینکه آن چه را اشتها نداری نخور، همان چیزی است که که بدن به آن میل و رغبت ندارد. وقتی بر خلاف میل خورده شود، در بدن عکس العمل نامطلوبی می گذارد از جمله اینکه ایجاد نفرت می کند و باعث انقلاب در مزاج می شود همانگونه که انسان از دوا نفرت دارد و بدینسان نظام بدن مختل می شود و از غذا آن قوت لازم حاصل نمی شود و در نتیجه اعصاب ضعیف و مضطرب می گردد و گاهی این اضطراب به مغز انتقال می یابد چون منشأ اعصاب همان است
و لذا می فرماید که آن باعث حماقت و ابلهی می شود. بعضی از حکما گفته اند: چیزی را که با اشتها می خوری تو آن را خورده ای ولی چیزی که بدون اشتها می خوری آن تو را خورده است، یعنی بیمار و ناتوانت می کند.
و اما اینکه فرمود: چیز حلال بخور و نام خدا را به زبان آور، برای آن است که اگر دقت کنی خواهی دید که عوامل سلامت بدن منحصر در مادیات نیست بلکه معنویات و روحیات نیز در آن تأثیر دارد و مهمترین آنها اطمینان قلب و آرامش خاطر است که نفوس آرامش می گیرد و دلها صفا می یابد. از آنجا که غذای حلال، نفس و روح را خوشنود می سازد و قلب را اطمینان می بخشد، لقمه حلال و بردن نام خدا اهمیت فراوانی در فعالیت بدن دارد، برخلاف غذای حرام دل از آن در اضطراب است. برای همین است که امام با این سفارش روحی و با تحریک اعتقاد آرامش بخش انسان را معالجه می کند.
و اما سخن پیامبر که فرمود: انسان ظرفی را که بدتر از شکمش باشد پر نکرد این یک مطلب روشنی است و احتیاج به شرح ندارد و این سخن مانند سخن دیگر آن حضرت است که فرمود: معده خانه بیماری و پرهیز سر آمد دواهاست. چون وقتی معده پر شود به کندی کار می کند و چون به کندی کار کند بخارات و گازهای معده به سوی بالای یعنی به طرف مغز متصاعد می شود و فکر انسان از فعالیت می ماند برای همین است که پزشکان از مطالعه کردن پس از غذا نهی می کنند. آنگاه مغز دچار سستی می گردد و میل به خواب حاصل می شود و کسی که با شکم پر بخواهد خوابهای وحشتناکی می بیند و گاهی خیالات باطل و افکار مشوش رخ می دهد و این همان است که امام فرمود و از حماقت و ابلهی شخص پرخور خبر داد و برای همین است که پیامبر معده را به سه قسمت تقسیم کرد یک سوم برای طعام و یک سوم برای آب و یک سوم برای نفس کشیدن. و لذا بعضی از پزشکان گفته اند: از آنچه می خوری فقط یک سوم آن را فایده می بری و دو سوم آن به نفع طبیب است که پس از این پرخوری، باید تو را معالجه کند. پس درست بیندیش.
و نیز فرمود: هر بیماری از پرخوری است مگر تب که از بیرون وارد می شود.(69)
می گوییم: از نظر طبی ثابت شده است که تب از میکروبهای خاصی به وجود می آید و علم جدید کشف کرده که برخلاف اعتقاد قدماء تب از فساد اخلاط اربعه حاصل نمی شود. همچنین دانشمندان عصر اتفاق نظر دارند که امتلاء معده و پرخوری از مهمترین عوامل بیماریهاست چون معده مانند دستگاهی است که سوخت بدن را آماده می سازد و غذا را که قوام جسم و روح با آن است به بدن می رساند، وقتی معده با پرخوری ضعیف شد، زمینه برای پیدایش هر نوع بیماری چه روحی و چه جسمی فراهم می شود. برای همین است که امام فرمود:
هر مرضی از پرخوری است. برخلاف تب که از خارج بدن وارد می شود. چون میکربها از طریق هوا و آب و هر چیزی که حامل میکرب است وارد بدن می شوند.
و نیز فرمود: همه این بادها از صفرای شدید و یا خون سوخته شده یا بلغم زیاد است، پس انسان باید پیش از آن که این طبایع بر او غلبه کند و او را هلاک سازد مواظب خود باشد(70)
می گوییم: بدن انسان از عناصر جامد و نیمه جامد و مایع ترکیب یافته است، جامد مانند استخوان و نیمه جامد مانند غضروف و مایع مانند اخلاط چهارگانه که عبارتند از خون و صفرا و بلغم و سودا. خون در رگها و صفرا در کبد و بلغم در عروق لنفاوی و سودا که همان ذرات جامع آغشته به خون است در طحال قرار دارند. این رأی بقراط است که تمام بیماریها را به فساد این اخلاط مربوط می داند و از اینها بادها و گازهای دردآور تولید می شود، ولی طب جدید می گوید: وقتی غذا در بدن سوخته می شود ایجاد حرارت می کند و اگر این سوخت و ساز ناقص انجام گیرد، رسوباتی در اعضای بدن منتشر می شود که بیماریهای گوناگون تولید می کند.
ملاحظه می کنید که این همان سخن پیشینیان است و تنها اصطلاحات عوض شده است. و لذا امام صادق (علیه السلام) سفارش می کند که انسان مواظب خودش باشد یعنی در خوردن اسراف نکند و غذاها را به یکدیگر مخلوط ننماید و موادی را که تند است و سوخت بدن را شدید می کند و یا آن را ناقص می کند، مصرف نکند که عواقب نامطلوبی به بار می آورد و باعث می شود که یکی از این اخلاط یا طبایع فاسد گردد و باعث هلاکت یا بیماری شود.
ونیز فرمود: راه رفتن برای مریض باعث طولانی شدن بیماری می شود.(71)
می گوییم: در این حدیث بر استراحت کردن بیماران تأکید شده است و تمام پزشکان عصر نیز بر آن تأکید دارند.
و نیز فرمود: اگر مردم در غذا خوردن اعتدال داشته باشند، بدنهایشان سالم می شود(72).
می گوییم: منظور این است که در خوردن رعایت میانه روی کنند و اسراف ننمایند و منظور این نیست که غذا بخورند و از مقدار لازم بکاهند. آری تنوع طلبی و حرص در غذا باعث می شود غذاهایی را که با هم سازگاری ندارند با هم بخورد و یا زیاد بخورد و رودل کند که مادر تمام بیماریهاست بلکه گاهی باعث مرگ می شود، چون این کار بر خلاف اعتدال است و بدن تحمل آن را ندارد.
و نیز فرمود: خوابیدن راحتی بدن و سخن گفتن راحتی روح و سکوت راحتی عقل است(73).
می گوییم: بدیهی است که اگر انسان خوب نخوابد و استراحت نکند و اعضای بدن تجدید قوا نکند، نمی تواند وظایف خود را انجام بدهد و بدن ضعیف می شود و نیروی آن کم می شود. اما وقتی انسان می خوابد، راحت می شود. همچنین روح می خواهد آنچه را که در نفس و قلب و فکر است اظهار کند پس باید با سخن گفتن استراحت کند. سکوت نیز راحتی عقل است تا به عواقب امور نظر کند و حوادث را بررسی کند و به نتیجه های لازم برسد.
و نیز فرمود: در چیزی که باعث سلامت بدن می شود، اسراف وجود ندارد.
بلکه اسراف در چیزی است که موجب تلف شدن مال و ضرر به بدن می شود(74)
و نیز فرمود: دوا چهار نوع است: حجامت و ضماد گذاشتن و قی کردن و اماله کردن.
می گوییم: پیشینیان از پزشکان معتقد بودند که بیشتر بیماریها از فساد اخلاط به وجود می آیند و به عبارت دیگر وقتی مایعات بدن کثیف شد، بدن مریض می شود و نیز می گویند تمام مایعات بدن از خون تولید می شوند، وقتی خون صاف باشد، مایعات دیگر نیز سالم خواهند شد و در نتیجه بدن سالم خواهد شد اگر چنین نباشد بدن مریض می شود و در چنین حالتی باید خون را تصفیه کرد تا کثیف بودن آن باعث بیماریها نگردد.
برای تصفیه خون وسائل مختلفی وجود دارد که از جمله آنها حجامت کردن است که امروز میان پزشکان در باره آن اختلاف نظر وجود دارد، زیرا که خون اساس زندگی است و برای بیمار ضعیف که قوای خود را از دست داده درست نیست که خونش کاسته شود. و البته این سخن در بیماریهایی که با کمبود خون همراه است سخن درستی است ولی در غیر این بیماریها و برای کسانی که خونشان زیاد و یا کثیف است، حجامت از سودمندترین کارهاست.
همچنین وقتی معده پر از غذا یا مواد زائد باشد، بهترین علاج آن استفراغ کردن است تا مواد زاید، از دهان بیرون شود و یا اماله کردن است تا آن مواد از پایین خارج شود و در صورتی که ناراحتی بدن در زیر پوست باشد و مثلاً گازها و یا مواد فاسدی در زیر پوست تجمع کنند، گذاشتن ضماد چربیها و داروهای خاص بر روی پوست تأثیر فراوانی دارد و به سرعت مرض را از بین می برد.
و نیز فرمود: به حمام نرو مگر اینکه در شکمت چیزی باشد که هیجان معده را فرو نشیند و این بدن را قوی می کند و نیز وارد حمام نشو در حالی که معده ات پر از طعام است(75)
می گوییم: انسان وقتی وارد حمام شد، حرارت باطن شدت می گیرد و در این حال معده دچار هیجان می شود، پس اگر خالی باشد ضعیف می شود و نیز اگر خیلی پر باشد آسیب می رساند و لذا امام دستور می دهد که معده در حال اعتدال باشد تا بدن قوی گردد.
و نیز فرمود: به پشت خوابیدن در حال سیری بدن را چاق و طعام را هضم و درد را از بین می برد(76).
می گوییم: این بدان جهت است که اعضای بدن اگر استراحت کند و آرامش یابد، به وظایف خود به شایستگی عمل می کند و غذا به طور کامل تقسیم می گردد و اگر مداومت یابد، بدن چاق می شود و قوت می گیرد و اگر قوت گیرد با بیماریها مبارزه می کند و آنها را از بدن بیرون می اندازد.
و نیز فرمود: (این سخن به امام رضا (علیه السلام) هم نسبت داده شده) در اوایل شب به زنان نزدیک نشوید چه تابستان و چه زمستان. این بدان جهت است که معده و رگها در این موقع پر است و این کار ناپسند است زیرا که باعث قولنج و فلج و کجی دهان و نقرس و سنگریزه و قطره قطره شدن بول و فتق و ضعف بینایی می شود. اگر خواستی این کار را انجام بدهی در آخر شب باشد که در صحت بدن و آسان شدن فرزند و ذکاوت او مؤثر است و با زنی مجامعت مکن مگر اینکه با او ملاعبت کنی و بازی کردن با او را ادامه بدهی و پستانهایش را فشار دهی، زیرا اگر چنین کنی شهوت به او غلبه می کند و آبش جمع و از پستانها خارج می شود و شهوت در چشم و صورت او ظاهر می گردد، تا از تو همان بخواهد که تو از او می خواهی. همچنین با زنی همبستر مشو مگر اینکه پاک باشد وقتی این کار را انجام دادی نه بایست و نه بنشین به طرف راست خود دراز بکش، سپس ادرار کن، وقتی از این کار فارغ شدی تو از سنگریزه در امان خواهی بود. سپس غسل کن(77).
می گوییم: وقتی زن به این طریق که امام ارشاد کرد، آماده شد، زندگی دو طرف مخصوصاً زن را حفظ می کند و رعایت نکردن این راهنمایی یا مانند بعضی ها منع کردن منی با واسطه یا بی واسطه به گونه ای که بعضی ها می کنند، عوارض نامطلوبی مانند سوزش یا خارش در مجرا به وجود می آورد. چون وقتی منی از محل خود بیرون آید و سپس از ریختن آن به رحم زن جلوگیری شود، اجزایی از آن در مجرا می ماند و از آن سنگریزه تولید می شود به اضافه اینکه شهوت زدن دفع نمی شود و این یک عمل غیر طبیعی است چون مقاربت کامل حاصل نشده و باعث انواع هیستری می شود.
و نیز فرمود: برای هیجان خون سه علامت وجود دارد: جوش در آوردن در بدن و خارش در پوست و مور مور شدن بدن (که انسان خیال می کند که در بدن او مورچه راه می رود)(78)
و نیز فرمود: تب در سه چیز خارج می شود: عرق کردن، شکم روی و استفراغ کردن.
می گوییم: تب کردن افراط در حرارت غریزی بدن است و اگر حرارت معتدل شود بدن سالم می گردد و اگر اصلا نباشد انسان می میرد. این حرارت خادم طبیعی بدن است و باعث نشاط و قوت و حرکت می شود ولی اگر مواد زائد و معدنی غیر ضروری در بدن منتشر گردد و یا در زاویه ای از زوایای بدن جمع گردد، حرارت شدت می یابد تا این مواد را ذوب و دفع کند تا بدن سالم بماند و تب نشانه آن است. بنابراین باید به این خادم به صورتی که امام راهنمایی نموده است کمک کرد و این کمک به صورت عرق کردن یا اسهال شکم یا استفراغ کردن حاصل می گردد و این سه کار به دفع سمومات بدن کمک می کند.
و نیز فرمود: بهترین چیزی که با آن مداوا می کنید، حجامت و روغن مالی و حمام کردن و اماله کردن است.
می گوییم: تفصیل این مطلب گذشت دیگر تکرار نمی کنیم.
و نیز فرمود: دستهای خود را پیش از غذا خوردن و پس از آن بشویید که فقر را از بین می برد و بر عمر می افزاید.
می گوییم: امام صادق (علیه السلام) اصحاب و پیروان خود را به این کار فرمان داده و آنان را با گفتن اینکه فقر را از بین می برد و عمر را زیاد می کند، به انجام آن تشویق نموده است و شما می دانید که نفی فقر و طولانی شدن عمر از آثار شستن دست قبل و بعد از غذاست. طب و تجربه ثابت کرده که نشستن آنها باعث بروز بیماریهای گوناگونی می شود که برخی از آنها منجر به مرگ یا فقر حتمی می گردد، چون دستی که به سبب لمس اجسام خارجی آلوده به میکروب می شود و به دهان و از آن جا به معده و کبد و قلب منتقل می شود و به تمام اعضای بدن می رسد.
بدیهی است میکروب هر کجا که مجال یابد تخریب می کند و هر کجا که زمینه ای برای رشد و نمود پیدا کند رشد می کند و به تمام بدن آسیب می رساند. وقتی انسان به سبب این که با دستان آلوده غذا خورده، مریض می گردد، در اثر مداوا کردن این بیماری مال خود را نیز از دست می دهد و عمرش نیز کوتاه می گردد، ولی اگر به شستن دست ملتزم شود و مجالی برای ورود میکروب به بدن ندهد، سالم می ماند و مال خود را هم از دست نمی دهد و بر عمر او افزوده می گردد.
ما در صفحات گذشته به طور اجمال سخنان امام صادق (علیه السلام) را شرح کردیم تا روشن سازیم که امام، سخن را کوتاه و در کلمات با ارزش خود به مفیدترین خواص و سودمندترین چیزی که انسان می شنود، اشاره کرده است، گویا که امام همواره حال مستمع و ظرفیت شنونده را در نظر می گرفت و به این سخن مشهور نظر داشت که با مردم به اندازه عقلهایشان سخن بگویید. از این گذشته سخنان امام در سطح بالا و پر مغز است و هر کس مطابق با درک و فهم خود از آن استفاده می کند و لذا می بینید که در این عصر که عقلها کامل شده، سخن امام را بهتر از پیشینیان می فهمند؛ و به خدا سوگند این سخنان از طرق الهام و علم آسمانی است که از جد خود پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و او از جبرئیل و او از خدا یاد گرفته است.
و چه زیباست سخن شاعر که می گوید:
و تابع اناسا قولهم و حدیثهم - روی جدنا عن جبرئیل عن الباری
از کسانی پیروی کن که سخن و حدیث آنان چنین است، جد ما از جبرئیل از خدا روایت می کند.

امام صادق (علیه السلام) و درمان روحی

همانگونه که بدن مریض می شود و سلامت خود را از دست می دهد و احتیاج به معالجه پیدا می کند تا صحت خود را بازیابد، روح و نفس نیز دچار انحراف می شود و به سوی رذائل و صفات ناپسند میل می کند و در این هنگام محتاج معالجه می شود تا به طبیعت اصلی خود برگردد و با اخلاق نیک و صفات حمیده متصف شود.
به عبارت روشن تر وقتی صفات ناپسند بر ارواح و نفوس غلبه پیدا کرد و شهوات حیوانی و خواهشهای نفسانی مسلط شد، صحت و سلامت آن از بین می رود و نشاط روحی و شفافیت و لطافت خود را که در حال صحت داشت از دست می دهد.
فلاسفه، این بیماریهای نفسانی و دردهای روحی را از قدیم الایام تا کنون با انواع معالجه ها معالجه کرده اند و روانشناسان و اساتید تربیت برای آن قوانینی وضع نموده اند و برای اصلاح نفس برنامه هایی ریخته اند ولی در این کار موفق نشده اند، زیرا برای بیماریهای روحی علاج قطعی نیافته اند و برای آن دوای مؤثری جز دین آسمانی که بر پیامبران نازل شده پیدا نکرده اند. دین آسمانی نازل شده تا انسانیت را از حضیض رذائل و نادانی به بلندای فضائل و عرفان بالا ببرد و مردم را به سعادت و امنیت برساند و نور هدایت را در زمین روشن کند. تا وقتی که مردم به قوانین دینی عمل کنند و تعالیم و ارشادات آن را به کار برند، در بهشت نعمتها و سعادتمندانه زندگی خواهند کرد هیچ طبیبی به دردهای نفوس بشری آشناتر از آفریننده آن نیست و هیچ حکیمی راه علاج و درمان آن را مانند شارع مقدس نمی شناسد.
بنابراین دین اثر مستقیمی در سعادت و پاکیزگی نفس دارد و در اصلاح معجزه می کند، به گونه ای که اثر آن از اثر طب در درمان بیماریهای جسمی بیشتر است.
می توان گفت دین مانند سحر است جز اینکه دین همه اش خیر و سحر همه اش شر است و مبلغان دینی شبیه پزشکانی هستند که درد و درمان را می شناسند و مزاجهای منحرف را به صحت و اعتدال سوق می دهند، با این تفاوت که گاهی پزشکان خطا می کنند ولی پیامبران هرگز خطا نمی کنند.
دین حنیف اسلام برای حفظ بهداشت نفوس بشری، اخلاق فاضله ای را آورده و پیروان خود را به عمل کردن به آن فرمان داده است تا روحهای آنها را از بدیها حفظ کند. همانگونه که نبوت پیامبر صلاح و اصلاح بشر را از دو ناحیه روح و بدن تضمین کرده و سعادت و زندگی و پیشرفت او را در دو جهان به ارمغان آورده است.
خداوند می فرماید: خدا و رسول او را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می خوانند که شما را زنده می کند.
و نیز می فرماید: هر کس عمل صالح کند چه مرد چه زن در حالی که ایمان دارد، به او یک زندگی پاکیزه می دهیم.
و نیز می فرماید: همانا به سوی شما موعظه ای از پروردگارتان و شفایی برای سینه ها آمده است.
و نیز می فرماید: و از قرآن آن چه را که شفا و رحمت برای مؤمنان است، نازل می کنیم.
وقتی پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) مبعوث شد، ندا سر داد که همانا من مبعوث شده تا مکارم اخلاق را به پایان رسانم و آن حضرت در طول زندگانی شریف خود همواره بذر تعالیم حکمت آمیز را می پاشد و درختان مکارم اخلاق اسلامی را در نفوس مردم می کاشت و راه زندگی سعادتمندانه روحی و جسمی را روشن می ساخت تا اینکه به سوی خدا رفت و این ملت را به خود رها نکرد بلکه دو چیز با ارزش میان آنها گذشت: یکی کتاب خدا قرآن و دیگری اهل بیت و عترت خود. قرآن کتاب صامت خدا و عترت کتاب ناطق اوست که آنچه را که از تعالیم اصلاحی اسلام مبهم است بیان می کنند و آن قسمت از اسرار پنهانی قرآن دست نمی یابند، آشکار نمی سازند.
بنابراین عترت پیامبر راهنمایان مردم به سوی خیر و صلاح و هدایت کنندگان آنان به راه زندگی راستین هستند. همچنین آنان پزشکان روحی مردمند و آنان را معالجه و مداوا می کنند و لذا می بینیم هر امامی از این عترت پاک پس از پیامبر، دردهای عصر خود را به نوعی درمان می کرد که مطابق با عقول مردم زمان باشد مانند یک پزشک دلسوز که بیمار خود را با تمام مهربانی و رأفت مداوا می کند تا او را به ساحل نجات برساند.
از آنجا که عصر امام صادق (علیه السلام) عصری بود که در آن اندیشه های مختلف و اخلاق متفاوت و فرقه های گوناگون به وجود آمده بود و اخلاق اسلامی کنار گذاشته شده بود و نفوس مردم مسموم شده بود، لذا امام طبق وظیفه آسمانی که داشت خود را طبیب مسؤولی در برابر مردم می دانست و عهده دار درمان دردها بود.
چگونه چنین نباشد در حالی که او کتاب ناطق بود و پیامبر درباره او و سایر امامان و قرآن فرموده بود: من میان شما دو چیز با ارزش می گذارم کتاب خدا و عترت من که اگر به آنها چنگ بزنید هرگز گمراه نمی شوید.
آری امام خود را مسؤول اول درمان دردهای امت می دانست که باید امراض روحی مردم را که باعث طغیان رذائل بر فضائل شده بود، معالجه کند و امام با سخنان حکیمانه و راهنماییهای پر ارزش، تعالیم بلند خود را مطابق فهم مردم، اظهار می کرد به نحوی که شایسته فیلسوف و طبیب معالج است.
اکنون نمونه هایی از درمان روحی و معالجه نفسانی امام را در اینجا می آوریم امام در این معالجات خود اراده فرموده که نفوس را از بیماریهای نابود کننده فردی و اجتماعی درمان کند و البته در اینجا به مقدار کمی از ارشادات امام بسنده خواهیم کرد چون این مختصر گنجایش نقل همه آنها را ندارد.

1 - غضب

غضب حالتی از نفس است که کارهای معمولی یا غیر منتظره آن را به وجود می آورد و باعث می شود که عقل از حالت تعادل خود بیرون بیاید. انسان خشمناک راه درست را نمی شناسد و بر فکر و اراده خود تسلط ندارد و در نتیجه، ذهن مختلط می شود و اعضای بدن برای خرابکاری و انتقام آماده می گردد. چون خون هیجان پیدا می کند و به سرعت به قلب می رود و از آنجا در تمام رگها منتشر می شود و به طرف بالای بدن می رود و صورت سرخ می شود و رگهای گردن باد می کند و در سینه هیجان بوجود می آید و لبها و دندانها می لرزد و در این حالت است که بدن برای انتقام برانگیخته می شود. شاعر در این باره می گوید:
و لم ار فی الاعداء حین اختبرتهم - عدو العقل المرء اعدی من الغضب
یعنی در میان دشمنان پس از امتحانی که کردم، دشمنی سر سخت تر از خشم ندیدم.
مهمترین عوامل غضب وراثت و بیماریهاست، چیزهایی که زمینه آن را فراهم می کند، بسیار است از جمله آنهاست مزاج عصبی و حالتهایی که از خوردن غذاهای تند به وجود می آید، همچنین محیط و تربیت تأثیر فراوانی در تشدید غضب دارد.
بعضی ها گفته اند که عوامل تحریک کننده غضب، عجب و مزاج و ستیزه جویی و حیله گری و حرص در در جمع آوری مال و رسیدن به مقام است و همه اینها اخلاق ناپسندیده هستند و با وجود این عوامل نمی توان از غضب رهایی یافت و باید این اوصاف را تبدیل به ضد آنها کرد.
غضب عواقب زیانبار فراوانی دارد و از آن جمله بیماریهایی است که نمی توان آنها را بی اهمیت دانست مانند سل ریوی و سوء هاضمه و التهاب اعصاب و فشار خون و مانند آنها. گفته شده که آدم خشمناک گاهی به مرحله ای می رسد که در او مرض سگ هار پیدا می شود به طوری که اگر کسی را گاز بزند منجر به فوت او می گردد و این نشان می دهد که در آب دهان شخص غضبناک سمی وجود دارد که در دیگران هم اثر می کند.
بنابراین، غضب یک بیماری روحی خطرناک است که به صاحب آن آسیب می رساند و گاهی ضرر آن به دیگران هم می رسد و صاحب آن را به ارتکاب جرائم وادار می کند.
حکما و فلاسفه و پزشکان و دانشمندان با انواع وسائل به معالجه این بیماری اقدام کرده اند به این امید که بیمار شفا یابد ولی موفق نشده اند ولی دین اسلام آن را با آسانترین وجه معالجه کرده و جلو آن را گرفته است. همانگونه که در حدیث شریف آمده است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هرگاه یکی از شما از غضب بدی دید، اگر ایستاده است بنشیند و اگر نشسته است بایستد و اگر غضب فروکش نکرد با آب سرد وضو بگیرد و یا غسل کند چون آتش را چیزی جز آب خاموش نمی کند.(79)
امام صادق (علیه السلام) فرمود: غضب، کلید همه بدیهاست.
و فرمود: غضب، قلب حکیم را از بین می برد.
و فرمود: هر کس به خشم خود مالک نباشد، به عقل خود مالک نیست.
و فرمود: اگر حکیم و بردبار نباشی خود را به بردباری بزن. و در حدیث دیگری آمده: از نظر یاور حلم کفایت می کند(80)
و فرمود: هر کس که خشم او آشکار شود، حیله او آشکار می شود و هر کس که هوایش قوی باشد، احتیاطش ضعیف می گردد.(81)