فهرست کتاب


طب النبی و طب الصادق (علیهما السلام)

ابوالعباس مستغفری و محمد خلیلی‏

6 - خرما

امام صادق (علیه السلام) در حالی که طبقی از خرما جلویش بود فرمود: این چیست؟ گفتند: این خرما از نوع برنی است. فرمود: در آن شفاست(56).
می فرمود: خرما درمان سم است و در آن بیماری و ضرری وجود ندارد و هر کس موقع خواب هفت عدد خراما بخورد کرمهای شکمش کشته می شوند(57).
امام می خواست با گفتن اینکه خرما شفا دارد و بیماری ندارد، مردم را به خوردن خرما تشویق کند و درصدد بیان تفصیلی منافع و خواص آن نبود به خاطر کثرت منافع آن و اینکه هیچ کس از آن بی نیاز نیست ولی علم امروز خواص آن را پس از بررسیهای بسیار، به دست آورده است.
پزشکان می گویند: در خرما فواید بسیاری وجود دارد. خرما بدن را گرم می کند و خون غلیظ پاکیزه ای به وجود می آورد و اگر با شیر خورده شود قوه باه را تقویت می کند و جوشیده آن در التهاب و سرفه های خشک و التهابهای ریه و تحریکها مجاری ادرار مفید است و خرمای خشک در خونریزی و اسهال و اصلاح لثه منفعت دارد و گفته شده که برای سرطان نیز نافع است چون دارای ماده منیزیوم می باشد که در سرطان اثر دارد. همچنین پژوهشگران تأکید دارند که در سرزمینهایی که خرما زیاد است، سرطان کم است و بزودی در آینده خواص دیگر خرما نیز کشف خواهد شد تا این سخن امام روشن شود که در خرما شفاست و بیماری ندارد.
می گوییم: در خرما ویتامینهای ب و ث وجود دارد و محتوی قند و سلولز و مواد آلبومین و املاح معدنی و منیزیوم می باشد.

7 - کاهو

امام صادق (علیه السلام) فرمود: بر شما باد کاهو که خون را صاف می کند(58).
پزشکان گفته اند: کاهو انواع ویتامینها را دارد و در آن بسیاری از املاح معدنی وجود دارد، مشروط بر اینکه آن قسمتی که بیشتر آفتاب دیده بخوردند.
دانشمند شیمی دان نیومان می گوید: کاهو از نظر داشتن آهن بسیار غنی است و گلبولهای قرمز خون را زیاد می کند و لذا صورت و لبها را سرخ می کند و اعصاب را آرامش می بخشد و خواب آور است و چشم را شفاف می کند و به رنگ مو می افزاید.
می گوییم: همه اینها از اثرات تصفیه خون است. پس در این سخن امام تأمل کن و نیز گفته اند که کاهو دارای ویتامینهای ای - ب - ث می باشد و در آن ید و کلسیم و مواد قندی و چربی نیز وجود دارد و اگر خوب جویده شود به هضم غذا کمک می کند.

8 - کاسنی

امام صادق (علیه السلام) فرمود: چه سبزی خوبی است کاسنی(59).
و فرمود: بر تو باد کاسنی که نطفه را زیاد و فرزند را زیبا می کند(60).
و فرمود: هر کس شب کند در حالی که در شکم او هفت برگ کاسنی است، آن شب را از قولنج در امان خواهد بود(61).
پزشکان گفته اند: کاسنی برای ضعف اعصاب و ضعف بینایی و فاسد شدن خون مفید است و بدن را پس از ضعف و لاغری تقویت می کند و قلب و کبد و کلیه را فعال می سازد و رحم زنان را تمیز می کند و تب را برطرف می سازد.
می گوییم: خدایا سخن امام چقدر رسا و جامع است و همه این خواص را که پس از این مدت طولانی گفته اند شامل می شود. در باره این سخن امام که فرمود: نطفه را زیاد و فرزند را زیبا می کندتأمل کن که در آن دو خاصیت برای کاسنی ذکر شده و این دو خاصیت حاصل نمی شود مگر پس از تعدیل رحم و پاکی آن و پس از تقویت قلب و اعصاب و پس از آنکه بدن قوت بگیرد؛ گویا که امام همه این منافع را با گفتن آن جمله در نظر داشته است.
تا اینجا به این مقدار اندک از گفته های امام صادق (علیه السلام) در باره خواص و منافع میوه ها و سبزیها اکتفا می کنیم این نمونه ها نشانگر سرشاری علم او و گستردگی شناخت او از علم طب است. اگر می خواستیم تمام آنچه را که از گفته های امام دست یافته ایم در اینجا بیان کنیم، این مختصر گنجایش آن را نداشت تا چه رسد سخنانیکه ما در کتابها آنها را ندیده ام.
از این گذشته یک فرد محقق وقتی به کتاب خوردنیها و آشامیدنیها (اطعمه و اشربه) در فقه اهل بیت مراجعه کند و در آن دقت به عمل آورد و در آداب خوردن و آشامیدن چه پیش از آنها و چه بعد از آنها و چه همزمان با آنها و نیز در سخنانی که در بیان وقت آنها تفصیلاتی که درباره گوشتها و حبوبات و میوه ها و شیرها و روغنها و غیر آنها وارد شده، دقت کند، علم فراوانی خواهد یافت و به بحثهای باارزشی در طب و بهداشت خواهد رسید و اعتراف خواهد کرد که امام صادق (علیه السلام) پیشوای متخصصان علم ابدان علاوه بر علم شرایع و ادیان است و مطمئن می شود که آن حضرت مسؤلیت سنگینی را بر عهده داشته و حقیقت علم طب در اختیار او بوده و به تمام جزئیات این علم آشنایی داشته است و همانگونه که او در علوم دینی همچنین بوده و دروس عالیه در علم ابدان به او منتهی می شود.
سخنان جاودان امام در طب
امام صادق (علیه السلام) سخنان جاودان و آراء ارزشمند حکیمانه ای در طب دارد که اگر به آنها توجه شود و مورد عمل قرار گیرد، شایستگی آن را دارد که به عنوان پایه های ثابت و عمومی طب و ارکان بهداشتی در هر عصر و در هر مکانی برای تمام نسلها شناخته گردد. براستی که اینها سخنان کوتاهی است که عقول اطباء و دانشمندان از درک حقیقت آن ناتوان شده و پس از گذشتن قرنها و تغییر احوال و پیشرفت عقل بشری و کثرت تجربه های علمی و عملی روشن شده است.
در اینجا برخی از این سخنان طبی را نقل می کنیم تا شاهد صدق گفتار ما باشد:
امام فرمود:
در گذشته به طبیب، معالج می گفتند. روزی موسی بن عمران عرض کرد: خدایا بیماری از کیست؟ از سوی خدا خطاب رسید که از من است. موسی گفت: دوا از کیست؟ خطاب رسید که آن هم از من است. موسی گفت: پس مردم چه نیازی به معالجه کننده دارند؟ خطاب رسید که بوسیله آن به آرامش خاطر و طیب نفس می رسند. از آن زمان به معالج طبیب گفته شد (62).
و نیز امام صادق (علیه السلام) فرمود: تا وقتی بدن تو بیماری را تحمل می کند از دارو بپرهیز.(63)
می گوییم: منظور از این سخن این است که بدن به طبیعت خود رها شود و داروهایی که چه بسا باعث ناراحتی های دیگر شود، مصرف نگردد.
و نیز فرمود: کسی که صحت بدن او بر بیماریش غلبه کند و در عین حال خودش را با چیزی معالجه نماید و بمیرد، من از او بیزار هستم. و در روایتی آمده که او به ضرر خود عمل کرده است(64).
می گوییم: در این باره احادیث متعددی از اهل بیت (علیه السلام) رسیده و منظور این است که بیماریها به طبیعت خود گذارده شود مادامی که بدن آن را تحمل می کند و نباید تعادل مزاج را با علاج بر هم زد. امام رضا (علیه السلام) فرمود: معالجه بدن مانند تعمیر خانه و اصلاح آن است که کم آن به زیاد منجر می شود. به عبارت دیگر بیماری تخلف از قوانین طبیعی است و دارو این تخلف و انحراف را آشکار می سازد و چون این تخلف در بدن به وجود آید آن را از صحت دور می کند.
و نیز امام صادق (علیه السلام) فرمود: شستن ظرف و جارو کردن آستانه خانه روزی را جلب می کند.(65)
می گوییم: ظاهر این حدیث دستور نظافت و اهمیت دادن به آن است چون نظافت از ارکان صحت و راحتی و این دو از نعمتهاست و همان روزی است که نظافت آن را جلب می کند، چون روزی فقط تحصیل مال نیست و منظور از کسخ که در روایت آمده جارو کردن و منظور از فناء صحن خانه است.
و نیز فرمود: کمتر آب بخور که آن باعث هر نوع بیماری می شود(66).
می گوییم: از مسلمات طبی است که آب خوردن زیاد بخصوص بر روی غذا و یا در اثنای غذا خوردن، باعث کندی هضم در معده می شود. یعنی این کار، ترشحات معده را رقیق می کند و چون هضم غذا مختل شد، تغذیه مختل می شود و چون تغذیه مختل شد، بدن از غذا استفاده نمی کند و ضعیف می شود و آماده پذیرش هر نوع بیماری می گردد. منظور امام از اینکه آب خوردن زیاد باعث بیماری می شود، همین است.
و نیز فرمود: شایسته است که پیرمرد نخوابد مگر اینکه شکم او پر از غذا باشد که این کار برای او خواب آور است و دهان او را خوشبو می کند(67) می گوییم: مشهور این است که کم خوردن غذا در موقع خواب برای معده مفید است و اعصاب را آرامش می بخشد و خواب را راحت می کند ولی در پیرمرد این طور نیست چون او نمی تواند زیاد غذا بخورد بلکه بیشتر از مایعات و غذاهای سبک استفاده می کند و این غذای اندک در مدت کمی هضم می شود و او نیاز دارد که فاصله های متعددی غذا بخورد. بنابراین اگر او غذای کمی بخورد و در اثنای خواب هضم شود و معده او خالی بماند ضعف بر او غلبه می کند و نمی تواند خواب راحتی داشته باشد برای همین است که او نباید بخوابد مگر اینکه شکم او پر باشد تا خواب او راحت و دهان او خوشبو شود.
و نیز به عنوان بصری فرمود: پرهیز کن از اینکه چیزی را بخوری که به آن اشتها نداری که این کار باعث حماقت و ابلهی می شود. و نخور مگر پس از گرسنگی. و چون خواستی بخوری غذای حلال بخور و نام خدا را به زبان آور و سخن پیامبر را به یاد آور که فرمود: آدمی ظرفی را که بدتر از شکمش باشد پر نکرد پس اگر ناچار باید غذا خورد، یک سوم آن را برای غذایش و یک سوم آن را برای آبش و یک سوم دیگر برای نفس کشیدنش اختصاص دهد(68).
می گوییم: اشتها همان گرسنگی و نیاز بدن به غذاست و میل به خوردن از آنجا ناشی می شود و منظور حضرت از اینکه آن چه را اشتها نداری نخور، همان چیزی است که که بدن به آن میل و رغبت ندارد. وقتی بر خلاف میل خورده شود، در بدن عکس العمل نامطلوبی می گذارد از جمله اینکه ایجاد نفرت می کند و باعث انقلاب در مزاج می شود همانگونه که انسان از دوا نفرت دارد و بدینسان نظام بدن مختل می شود و از غذا آن قوت لازم حاصل نمی شود و در نتیجه اعصاب ضعیف و مضطرب می گردد و گاهی این اضطراب به مغز انتقال می یابد چون منشأ اعصاب همان است
و لذا می فرماید که آن باعث حماقت و ابلهی می شود. بعضی از حکما گفته اند: چیزی را که با اشتها می خوری تو آن را خورده ای ولی چیزی که بدون اشتها می خوری آن تو را خورده است، یعنی بیمار و ناتوانت می کند.
و اما اینکه فرمود: چیز حلال بخور و نام خدا را به زبان آور، برای آن است که اگر دقت کنی خواهی دید که عوامل سلامت بدن منحصر در مادیات نیست بلکه معنویات و روحیات نیز در آن تأثیر دارد و مهمترین آنها اطمینان قلب و آرامش خاطر است که نفوس آرامش می گیرد و دلها صفا می یابد. از آنجا که غذای حلال، نفس و روح را خوشنود می سازد و قلب را اطمینان می بخشد، لقمه حلال و بردن نام خدا اهمیت فراوانی در فعالیت بدن دارد، برخلاف غذای حرام دل از آن در اضطراب است. برای همین است که امام با این سفارش روحی و با تحریک اعتقاد آرامش بخش انسان را معالجه می کند.
و اما سخن پیامبر که فرمود: انسان ظرفی را که بدتر از شکمش باشد پر نکرد این یک مطلب روشنی است و احتیاج به شرح ندارد و این سخن مانند سخن دیگر آن حضرت است که فرمود: معده خانه بیماری و پرهیز سر آمد دواهاست. چون وقتی معده پر شود به کندی کار می کند و چون به کندی کار کند بخارات و گازهای معده به سوی بالای یعنی به طرف مغز متصاعد می شود و فکر انسان از فعالیت می ماند برای همین است که پزشکان از مطالعه کردن پس از غذا نهی می کنند. آنگاه مغز دچار سستی می گردد و میل به خواب حاصل می شود و کسی که با شکم پر بخواهد خوابهای وحشتناکی می بیند و گاهی خیالات باطل و افکار مشوش رخ می دهد و این همان است که امام فرمود و از حماقت و ابلهی شخص پرخور خبر داد و برای همین است که پیامبر معده را به سه قسمت تقسیم کرد یک سوم برای طعام و یک سوم برای آب و یک سوم برای نفس کشیدن. و لذا بعضی از پزشکان گفته اند: از آنچه می خوری فقط یک سوم آن را فایده می بری و دو سوم آن به نفع طبیب است که پس از این پرخوری، باید تو را معالجه کند. پس درست بیندیش.
و نیز فرمود: هر بیماری از پرخوری است مگر تب که از بیرون وارد می شود.(69)
می گوییم: از نظر طبی ثابت شده است که تب از میکروبهای خاصی به وجود می آید و علم جدید کشف کرده که برخلاف اعتقاد قدماء تب از فساد اخلاط اربعه حاصل نمی شود. همچنین دانشمندان عصر اتفاق نظر دارند که امتلاء معده و پرخوری از مهمترین عوامل بیماریهاست چون معده مانند دستگاهی است که سوخت بدن را آماده می سازد و غذا را که قوام جسم و روح با آن است به بدن می رساند، وقتی معده با پرخوری ضعیف شد، زمینه برای پیدایش هر نوع بیماری چه روحی و چه جسمی فراهم می شود. برای همین است که امام فرمود:
هر مرضی از پرخوری است. برخلاف تب که از خارج بدن وارد می شود. چون میکربها از طریق هوا و آب و هر چیزی که حامل میکرب است وارد بدن می شوند.
و نیز فرمود: همه این بادها از صفرای شدید و یا خون سوخته شده یا بلغم زیاد است، پس انسان باید پیش از آن که این طبایع بر او غلبه کند و او را هلاک سازد مواظب خود باشد(70)
می گوییم: بدن انسان از عناصر جامد و نیمه جامد و مایع ترکیب یافته است، جامد مانند استخوان و نیمه جامد مانند غضروف و مایع مانند اخلاط چهارگانه که عبارتند از خون و صفرا و بلغم و سودا. خون در رگها و صفرا در کبد و بلغم در عروق لنفاوی و سودا که همان ذرات جامع آغشته به خون است در طحال قرار دارند. این رأی بقراط است که تمام بیماریها را به فساد این اخلاط مربوط می داند و از اینها بادها و گازهای دردآور تولید می شود، ولی طب جدید می گوید: وقتی غذا در بدن سوخته می شود ایجاد حرارت می کند و اگر این سوخت و ساز ناقص انجام گیرد، رسوباتی در اعضای بدن منتشر می شود که بیماریهای گوناگون تولید می کند.
ملاحظه می کنید که این همان سخن پیشینیان است و تنها اصطلاحات عوض شده است. و لذا امام صادق (علیه السلام) سفارش می کند که انسان مواظب خودش باشد یعنی در خوردن اسراف نکند و غذاها را به یکدیگر مخلوط ننماید و موادی را که تند است و سوخت بدن را شدید می کند و یا آن را ناقص می کند، مصرف نکند که عواقب نامطلوبی به بار می آورد و باعث می شود که یکی از این اخلاط یا طبایع فاسد گردد و باعث هلاکت یا بیماری شود.
ونیز فرمود: راه رفتن برای مریض باعث طولانی شدن بیماری می شود.(71)
می گوییم: در این حدیث بر استراحت کردن بیماران تأکید شده است و تمام پزشکان عصر نیز بر آن تأکید دارند.
و نیز فرمود: اگر مردم در غذا خوردن اعتدال داشته باشند، بدنهایشان سالم می شود(72).
می گوییم: منظور این است که در خوردن رعایت میانه روی کنند و اسراف ننمایند و منظور این نیست که غذا بخورند و از مقدار لازم بکاهند. آری تنوع طلبی و حرص در غذا باعث می شود غذاهایی را که با هم سازگاری ندارند با هم بخورد و یا زیاد بخورد و رودل کند که مادر تمام بیماریهاست بلکه گاهی باعث مرگ می شود، چون این کار بر خلاف اعتدال است و بدن تحمل آن را ندارد.
و نیز فرمود: خوابیدن راحتی بدن و سخن گفتن راحتی روح و سکوت راحتی عقل است(73).
می گوییم: بدیهی است که اگر انسان خوب نخوابد و استراحت نکند و اعضای بدن تجدید قوا نکند، نمی تواند وظایف خود را انجام بدهد و بدن ضعیف می شود و نیروی آن کم می شود. اما وقتی انسان می خوابد، راحت می شود. همچنین روح می خواهد آنچه را که در نفس و قلب و فکر است اظهار کند پس باید با سخن گفتن استراحت کند. سکوت نیز راحتی عقل است تا به عواقب امور نظر کند و حوادث را بررسی کند و به نتیجه های لازم برسد.
و نیز فرمود: در چیزی که باعث سلامت بدن می شود، اسراف وجود ندارد.
بلکه اسراف در چیزی است که موجب تلف شدن مال و ضرر به بدن می شود(74)
و نیز فرمود: دوا چهار نوع است: حجامت و ضماد گذاشتن و قی کردن و اماله کردن.
می گوییم: پیشینیان از پزشکان معتقد بودند که بیشتر بیماریها از فساد اخلاط به وجود می آیند و به عبارت دیگر وقتی مایعات بدن کثیف شد، بدن مریض می شود و نیز می گویند تمام مایعات بدن از خون تولید می شوند، وقتی خون صاف باشد، مایعات دیگر نیز سالم خواهند شد و در نتیجه بدن سالم خواهد شد اگر چنین نباشد بدن مریض می شود و در چنین حالتی باید خون را تصفیه کرد تا کثیف بودن آن باعث بیماریها نگردد.
برای تصفیه خون وسائل مختلفی وجود دارد که از جمله آنها حجامت کردن است که امروز میان پزشکان در باره آن اختلاف نظر وجود دارد، زیرا که خون اساس زندگی است و برای بیمار ضعیف که قوای خود را از دست داده درست نیست که خونش کاسته شود. و البته این سخن در بیماریهایی که با کمبود خون همراه است سخن درستی است ولی در غیر این بیماریها و برای کسانی که خونشان زیاد و یا کثیف است، حجامت از سودمندترین کارهاست.
همچنین وقتی معده پر از غذا یا مواد زائد باشد، بهترین علاج آن استفراغ کردن است تا مواد زاید، از دهان بیرون شود و یا اماله کردن است تا آن مواد از پایین خارج شود و در صورتی که ناراحتی بدن در زیر پوست باشد و مثلاً گازها و یا مواد فاسدی در زیر پوست تجمع کنند، گذاشتن ضماد چربیها و داروهای خاص بر روی پوست تأثیر فراوانی دارد و به سرعت مرض را از بین می برد.
و نیز فرمود: به حمام نرو مگر اینکه در شکمت چیزی باشد که هیجان معده را فرو نشیند و این بدن را قوی می کند و نیز وارد حمام نشو در حالی که معده ات پر از طعام است(75)
می گوییم: انسان وقتی وارد حمام شد، حرارت باطن شدت می گیرد و در این حال معده دچار هیجان می شود، پس اگر خالی باشد ضعیف می شود و نیز اگر خیلی پر باشد آسیب می رساند و لذا امام دستور می دهد که معده در حال اعتدال باشد تا بدن قوی گردد.
و نیز فرمود: به پشت خوابیدن در حال سیری بدن را چاق و طعام را هضم و درد را از بین می برد(76).
می گوییم: این بدان جهت است که اعضای بدن اگر استراحت کند و آرامش یابد، به وظایف خود به شایستگی عمل می کند و غذا به طور کامل تقسیم می گردد و اگر مداومت یابد، بدن چاق می شود و قوت می گیرد و اگر قوت گیرد با بیماریها مبارزه می کند و آنها را از بدن بیرون می اندازد.
و نیز فرمود: (این سخن به امام رضا (علیه السلام) هم نسبت داده شده) در اوایل شب به زنان نزدیک نشوید چه تابستان و چه زمستان. این بدان جهت است که معده و رگها در این موقع پر است و این کار ناپسند است زیرا که باعث قولنج و فلج و کجی دهان و نقرس و سنگریزه و قطره قطره شدن بول و فتق و ضعف بینایی می شود. اگر خواستی این کار را انجام بدهی در آخر شب باشد که در صحت بدن و آسان شدن فرزند و ذکاوت او مؤثر است و با زنی مجامعت مکن مگر اینکه با او ملاعبت کنی و بازی کردن با او را ادامه بدهی و پستانهایش را فشار دهی، زیرا اگر چنین کنی شهوت به او غلبه می کند و آبش جمع و از پستانها خارج می شود و شهوت در چشم و صورت او ظاهر می گردد، تا از تو همان بخواهد که تو از او می خواهی. همچنین با زنی همبستر مشو مگر اینکه پاک باشد وقتی این کار را انجام دادی نه بایست و نه بنشین به طرف راست خود دراز بکش، سپس ادرار کن، وقتی از این کار فارغ شدی تو از سنگریزه در امان خواهی بود. سپس غسل کن(77).
می گوییم: وقتی زن به این طریق که امام ارشاد کرد، آماده شد، زندگی دو طرف مخصوصاً زن را حفظ می کند و رعایت نکردن این راهنمایی یا مانند بعضی ها منع کردن منی با واسطه یا بی واسطه به گونه ای که بعضی ها می کنند، عوارض نامطلوبی مانند سوزش یا خارش در مجرا به وجود می آورد. چون وقتی منی از محل خود بیرون آید و سپس از ریختن آن به رحم زن جلوگیری شود، اجزایی از آن در مجرا می ماند و از آن سنگریزه تولید می شود به اضافه اینکه شهوت زدن دفع نمی شود و این یک عمل غیر طبیعی است چون مقاربت کامل حاصل نشده و باعث انواع هیستری می شود.
و نیز فرمود: برای هیجان خون سه علامت وجود دارد: جوش در آوردن در بدن و خارش در پوست و مور مور شدن بدن (که انسان خیال می کند که در بدن او مورچه راه می رود)(78)
و نیز فرمود: تب در سه چیز خارج می شود: عرق کردن، شکم روی و استفراغ کردن.
می گوییم: تب کردن افراط در حرارت غریزی بدن است و اگر حرارت معتدل شود بدن سالم می گردد و اگر اصلا نباشد انسان می میرد. این حرارت خادم طبیعی بدن است و باعث نشاط و قوت و حرکت می شود ولی اگر مواد زائد و معدنی غیر ضروری در بدن منتشر گردد و یا در زاویه ای از زوایای بدن جمع گردد، حرارت شدت می یابد تا این مواد را ذوب و دفع کند تا بدن سالم بماند و تب نشانه آن است. بنابراین باید به این خادم به صورتی که امام راهنمایی نموده است کمک کرد و این کمک به صورت عرق کردن یا اسهال شکم یا استفراغ کردن حاصل می گردد و این سه کار به دفع سمومات بدن کمک می کند.
و نیز فرمود: بهترین چیزی که با آن مداوا می کنید، حجامت و روغن مالی و حمام کردن و اماله کردن است.
می گوییم: تفصیل این مطلب گذشت دیگر تکرار نمی کنیم.
و نیز فرمود: دستهای خود را پیش از غذا خوردن و پس از آن بشویید که فقر را از بین می برد و بر عمر می افزاید.
می گوییم: امام صادق (علیه السلام) اصحاب و پیروان خود را به این کار فرمان داده و آنان را با گفتن اینکه فقر را از بین می برد و عمر را زیاد می کند، به انجام آن تشویق نموده است و شما می دانید که نفی فقر و طولانی شدن عمر از آثار شستن دست قبل و بعد از غذاست. طب و تجربه ثابت کرده که نشستن آنها باعث بروز بیماریهای گوناگونی می شود که برخی از آنها منجر به مرگ یا فقر حتمی می گردد، چون دستی که به سبب لمس اجسام خارجی آلوده به میکروب می شود و به دهان و از آن جا به معده و کبد و قلب منتقل می شود و به تمام اعضای بدن می رسد.
بدیهی است میکروب هر کجا که مجال یابد تخریب می کند و هر کجا که زمینه ای برای رشد و نمود پیدا کند رشد می کند و به تمام بدن آسیب می رساند. وقتی انسان به سبب این که با دستان آلوده غذا خورده، مریض می گردد، در اثر مداوا کردن این بیماری مال خود را نیز از دست می دهد و عمرش نیز کوتاه می گردد، ولی اگر به شستن دست ملتزم شود و مجالی برای ورود میکروب به بدن ندهد، سالم می ماند و مال خود را هم از دست نمی دهد و بر عمر او افزوده می گردد.
ما در صفحات گذشته به طور اجمال سخنان امام صادق (علیه السلام) را شرح کردیم تا روشن سازیم که امام، سخن را کوتاه و در کلمات با ارزش خود به مفیدترین خواص و سودمندترین چیزی که انسان می شنود، اشاره کرده است، گویا که امام همواره حال مستمع و ظرفیت شنونده را در نظر می گرفت و به این سخن مشهور نظر داشت که با مردم به اندازه عقلهایشان سخن بگویید. از این گذشته سخنان امام در سطح بالا و پر مغز است و هر کس مطابق با درک و فهم خود از آن استفاده می کند و لذا می بینید که در این عصر که عقلها کامل شده، سخن امام را بهتر از پیشینیان می فهمند؛ و به خدا سوگند این سخنان از طرق الهام و علم آسمانی است که از جد خود پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و او از جبرئیل و او از خدا یاد گرفته است.
و چه زیباست سخن شاعر که می گوید:
و تابع اناسا قولهم و حدیثهم - روی جدنا عن جبرئیل عن الباری
از کسانی پیروی کن که سخن و حدیث آنان چنین است، جد ما از جبرئیل از خدا روایت می کند.