فهرست کتاب


طب النبی و طب الصادق (علیهما السلام)

ابوالعباس مستغفری و محمد خلیلی‏

مقدمه:

امام کسی نیست جز فردی که خداوند با لطف عام خود که بر بندگان دارد، او را به عنوان جانشین پیامبر گرامی انتخاب کرده تا مردم در کارهای مهم خود به او مراجعه کنند و او مردم را در هر حادثه ای به سوی خود بخواند و آنها او را پناهگاه خود قرار بدهند. خواه این کارهای مهم، روحی یا بدنی، دینی یا دنیوی باشد، چون اوست که عهده دار ارشاد مردم به معاد و معاش است. برای همین بود که مردم از هر سو خدمت امام صادق (علیه السلام) می رسیدند تا مشکلات دینی و دنیوی خود را از او بپرسند و جواب کافی و چاره دردهایشان نزد امام صادق (علیه السلام) بود. بسیار اتفاق می افتد که کسانی نزد آن حضرت می آمدند و از توصیه های سودمند او چاره جویی می کردند و علاج بیماریهای خود را از او می خواستند و آن حضرت پاسخهایی می داد که در آن شفای فوری و سود درازمدت بود.
آری چگونه چنین نباشد در حالی که آن حضرت طبیب نفسها و روحها و هادی امت به سوی صلاح و اصلاح بود. و ما اکنون برخی از رهنمودهای طبی آن حضرت را در علاج بیماریها ذکر می کنیم تا شما بدانید که او طبیب دانشمند و امام راهنما بود:

1 - سردرد

سالم بن ابراهیم از دیلمی و او از داود رقی نقل می کند که نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که یک نفر حاجی خراسانی بر او وارد شد و سلام کرد و راجع به مسائل دینی سؤالهایی کرد و امام به آن مسائل پاسخ می داد، سپس به امام گفت: ای پسر پیامبر از وقتی از منزل خود بیرون آمده ام از سردرد رنج می برم. هم اکنون برخیز و وارد حمام شو و هیچ کاری نکن مگر اینکه هفت کف دست آب گرم به سرت بریز و در هر بار نام خدا را به زبان بیاور. اگر چنین کردی دیگر از سردرد شکایت نخواهی کرد. آن شخص چنین کرد و همان ساعت خوب شد.
می گوییم: شک نیست که میان سردرد و ریختن آب گرم به آن با گفتن بسم الله بدون آن که تأمل کنی رابطه ای نخواهی یافت ولی اگر فکر کنی، می دانی که بشر به هر مرتبه ای از علوم هم برسد نمی تواند به همه علل و اسباب حوادث پی ببرد، زیرا که او گاهی چیزی را علت یک حادثه فرض می کند که در واقع آن حادثه سبب دیگری دارد و گاهی علت یک چیز علت یک چیز را نمی داند در حالی که آن علتی دارد. معلوم است که ندانستن علت یک چیز دلیل نمی شود که علتی نداشته باشد و میان آن چیز و علتش رابطه ای نباشد.
همچنین باید دانست که سبب و علل بر دو قسمند: مادی و جسمی و معنوی و روحی و هر کدام از آنها هم انواعی دارند. مثلاً سردرد از ابتلاء معده یا سوء هضم یا سردی یا زکام یا ضعف اعصاب یا اضطراب یا بوسیله صداهای ناهنجار یا بوهای تند حرارت کبد یا از درد چشم یا درد گوش یا بعضی تبها و آنفولانزا و مانند آنها حاصل می شود و گاهی هم از غم و غصه یا ترس یا زیاد فکر کردن و مانند آنها به وجود می آید.
پزشک باید سبب آن را پیدا کند و آن را بر طرف سازد تا سردرد از بین برود.
شاید امام درباره این مریض خراسانی که از سردرد شکایت می کرد، دو علت برای آن یافته است یکی علت روحی و اضطرابی بود که به او عرض شده و دیگری جسمی و آن زکامی بوده که در راه یا نزد خانواده اش به او رسیده بوده و امام ناراحتی روحی او را با بسم الله علاج کرده به اضافه اینکه به او اطمینان داده که بزودی شفا پیدا خواهد کرد و از طرفی دستور داده که چند مرتبه آب گرم بر سر خود ریزد تا در زکام اثر کند و این کاری است که بسیاری از پزشکان برای زکامی که از سرما یا به جهت دگر گونی هوای وارد دماغ حاصل شده آن را توصیه می کنند و این نوع معالجه را جز پزشک روانشناس و حاذق نمی داند و البته ما نباید این معالجه را به غیر این مریض سرایت بدهیم مگر اینکه مطمئن باشیم که عین اوست و این را جز یک پزشک روانشناس نمی داند.

2 - زکام

بعضی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) از زکام به آن حضرت شکایت کردند پس فرمود: زکام کاری از کارهای خدا و لشکری از لشکرهای خداست که آن را فرستاده تا بیماری تو را قلع و قمع کند و هر وقت خواستی زکام را از بین ببری یک دانگ سیاه دانه و نیم دانگ کندیس می گیری و آن را آرد می کنی و به بینی خود می کشی که زکام از بین می رود و اگر ممکن باشد که اصلاً آن را معالجه نکنی، چنین کن که در زکام منافع بسیاری است.
می گوییم: زکام عبارت است التهاب پرده مخاطی بینی که از سردی یا انتقال سریع از محل گرم به محل سرد و یا از ضعیف بنیه و یا از سرایت کردن از شخص مبتلا به وجود می آید، نشانه های آن عبارت است از احساس سرما و گرفتگی و ریزش آب از بینی با یک ماده مخاطی و ریزش آب از دو چشم و سرخی آنها و تغییر صدا. مدت زکام سه روز است و علاج آن استراحت در خانه و پوشیده نگهداشتن بدن بخصوص در زمستان و کم کردن خوراک و خوردن مایعات است.
پزشکان، زکام را یک بیماری واگیر دانسته اند ولی اخیراً کشف شده که آن به خودی خود یک بیماری نیست بلکه یک حادثه طبیعی است که برخی از بیماریهای دماغ و ریه و دستگاه تنفسی را از بین می برد و اخلاط و بلغمها را از آن بیرون می کند و منظور امام صادق هم همین است که می فرماید: اگر ممکن باشد آن را معالجه نکن. همچنین امام فرمود:
زکام کاری از کارهای خدا و لشکری از لشکرهای اوست که آن را برای از بین بردن ناراحتی تو فرستاده است. این سخن اشاره می کند که زکام یک حادثه طبیعی و در خدمت بدن انسان و مانند سپاهی است که بر بیمارهای حمله می کند و با ترشح و نزول اشک آن را از دماغ بیرون می کند. پزشکان گفته اند: کسانی که با زکام مبارزه می کنند بیچاره اند چون زکام بدن را از فضولات پاک می کند و اگر زکام معالجه شود، بیماریهای بسیاری را سبب می شود.