فهرست کتاب


شهید آوینی

حبیبه جعفریان‏

غرب در تقابل با اسلام

در این بخش سعی کرده ایم ریزبینی ها و روشن اندیشی های سید را در بحث تقابل اسلام و غرب از لا به لای آثار متعدد او استخراج کرده، تحت عناوین در نظر گرفته شده به آنها بپردازیم. هر چند، شهید بزرگوار، خود، آنچه را که باید، گفته است و در بضاعت ما نیست که چیزی بر گفتار و نوشتار او بیافزاییم.

نیهیلیسم، اومانیسم و اسلام

اومانیسم را نباید آن سان که بعضی روشنفکران مسلمان پنداشته اند به همان معنایی گرفت که ما از لفظ انسان گرایی می فهمیم... لفظ انسان برای ما متناسب با تعریفی که ما از انسان داریم مفهوم می افتد و برای آنان متناسب با تعریفی که آنها از انسان دارند و میان این دو تعریف زمین تا آسمان فاصله وجود دارد... اومانیسم جز برای آنان که با حقیقت فلسفه آشنا هستند در تضاد با دینداری قرار نمی گیرد...(14) اومانیسم یا در مصداق جمعی بشر ظاهر می شود و کار به جامعه پرستی و سوسیالیسم می کشد و یا در مصداق فردی بشر، به خودپرستی می انجامد و مدعی فریاد می زند که هر اتاقی مرکز جهان است.(15) هر اتاقی مرکز جهان است یعنی هر فردی از افراد بشر قطب عالم است و این صورت دیگری از همان تعمیم امامت است که بنی صدر می گفت. یعنی اومانیسم نه تنها با نظریه ولایت و امامت جمع نمی شود که مقابل آن است. همه مخالفان با همین ولایت است که در افتاده اند... نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت نیز دانسته یا ندانسته، به نحوی از انحاء مقابله با ولایت است منتها در مقدمات منطقی استدلال با آن درافتاده نه در نتایج.(16)
وقتی دین در ذیل نیهیلیسم علمی و نظم یافته جدید معنا شود، در حوزه مسیحیت پروتستانتیسم زاییده می شود و در حوزه اسلام دعاوی متعددی را نتیجه می دهد که این روزها با منظم ترین آنها ذیل عنوان قبض و بسط تئوریک شریعت روبرو شده ایم و البته این مدعای جدیدی نیست. قبض و بسط تئوریک شریعت نحوی تحقق کانتیسم(17) است در حوزه دین اسلام که خود را از لحاظ تاریخی نیز با مباحث تاریخی علم کلام پیوند زده است. در اینجا نیز با اثبات عدم امکان معرفت نسبت به ذات شریعت، نخست، حقیقت دین را از دسترس دور می دارد (شریعت صامت) و سپس برای فهم شریعت متوسل به احکام نظری علوم جدید می گردد، حال آن که علوم جدید ماهیتاً توان صدور احکام کلی و نظری را ندارند. دین نیز متناسب با این وضع باید فقط به عالم ظاهر منتهی شود چرا که باطن دین در تعارض با همه احکام دیگری است که از غیر طریق شریعت وضع گردد.(18)

سکولاریزم

عنوان سکولاریزم نمودن سنت و نهاد دین برای آنچه که در ایران توسط بعضی روشنفکران مذهبی آغاز گشته عنوان مناسبی است. (از نظر آنان) دین اسلام برای آن که بتواند با زندگی عرفی جامعه امروز همزیستی و تطابق پیدا کند باید در حوزه خصوصی زندگی فردی محدود شود. یعنی همچنان که درباره مسیحیت اتفاق افتاد، باید از این ادعا که می تواند پاسخگوی تمام مسایل بشر باشد دست بردارد و حکومت را رها کند و خدا را نیز به یک خدای فردی که فقط از طریق وجدان فردی می توان با او ارتباط یافت مبدل سازد. برای آن که این اتفاق بیافتد نخست باید امکان دسترسی به حقیقت دین را از طریق قرآن و احادیث انکار کرد و بعد فقه را از پاسخگویی به معضلات جامعه امروز عاجز دانست و بعد در جواب اینکه بالاخره از چه راه به حقیقت دین باید دست یافت؟ صورت تعمیم یافته ای از نبوت (یعنی نبوت فردی) را پیشنهاد کرد و بعد در جواب اینکه پس برای اداره جامعه چه باید کرد و به کجا روی آورد؟ گفت جهان امروز در حل مشکلات خویش بیش از آن که به فقیهان نیازمند باشد به راهنمایان و مدیران و کارشناسان نیازمند است(19) پس باید ولایت ساینتیستها(20) و روشنفکران را به جای ولایت فقیه نشاند.(21)