فهرست کتاب


شهید آوینی

حبیبه جعفریان‏

آزادی

این واژه نیز از آنهاست که امروزه در جرگه مقدس ترینها در آمده و مخصوصاً همگان صورت تام و تحقق یافته آن را در غرب می بینند. سرابی دیگر که تدارک دیده شده تا بسیاری را مسحور و سودازده در پی خویش بکشاند. اما همان قدر که دموکراسی به آن شکل تطهیر شده ای که متصور جهانیان است در غرب امکان وقوع و اجرا یافته است، آزادی هم عینیت پیدا کرده است. تناقضی که در ذات تمدن غرب وجود دارد - که می خواهد زمین را بدل از بهشت آرمانی و سرای جاودانی انسان بگیرد و او را در همین گذرگاه، قرار بخشد - در لوازم و اندامهای این تمدن نیز بروز کرده است. مفهوم آزادی از همین دسته است و آن تناقض را در ذات خود پنهان دارد.
مفهوم آزادی خطرناکترین و زیانبارترین ثمره فرهنگی است که تمدن غرب داشته است... فرهنگ ملازم با این آزادی چنین اقتضا دارد که آدمیزاد خود را محدود به هیچ حدی نداند و از هر چه او را محدود می کند بپرهیزد. و این قضیه ای است که نقض خویش را در درون خود دارد، چرا که از یک سو شخصیت فردی با قبول حدودی خاص شکل می گیرد و جز این ممکن نیست... نتیجه عملی پذیرفتن این مفهوم آن است که بشر جز به خواسته های نفس اماره خویش، گردن نمی گذارد. غافل از آن که با این کار، خود را محدود به حدود حیوانی وجود خویش می کند... آزادی اگر نتواند بستر رجعت انسان را به حقیقت ازلی وجود خویش فراهم کند، به بن بست می انجامد و به امری متضاد با خویش، یعنی اسارت مبدل می شود.))(13)

توسعه

توسعه، توسعه یافتگی و توسعه یافته مفاهیمی هستند که جهان بر اساس آنها طبقه بندی و ارزش گذاری شده است.
توسعه یافتگی از نظر جهانیان پدیده ای است خیال انگیز و دست نیافتنی که برای از ما بهتران، رقم خورده است و آن که توسعه یافته است می تواند و حتی دارد که هیچ حقی برای دیگران قایل نباشد و هر آنچه را که حاکمیت مطلق او را خدشه دار می کند، ببلعد و این یعنی که توسعه برابر همه چیز است و همه چیز بهای آن، پس توسعه نیافته ها هم اگر نمی خواهند چنین بهای سنگینی را بپردازند می توانند - و خیلی وقتها باید - سرشان را زمین بگذارند و بمیرند! این کیمیا چیست و چگونه اس که در برابر آشکار شدن خود، به دار و ندار حریف چشم دارد؟
توسعه نیز چون دیگر صورتهای تمدن غرب تنها با پذیرش همه جانبه فرهنگ و ملزومات آن است که به شکل اصیل و تام خود تحقق می یابد. توسعه، زمینی مستعد و رام برای ریشه دواندن می خواهد و این خاک جز فرهنگ غرب نیست. توسعه هدف و غایت دنیای جدید است که دیوانه وار به سمت آن پیش می رود و هر آن چه که بر سر راه این موکب قدر قدرت قرار دارد، یا باید قربانی و نابود شود و یا به سلک بندگی آن درآید.
منظور از توسعه در جهان امروز، صرفاً توسعه اقتصادی با معیارها و موازین خاص می باشد و اگر گاهی سخن از توسعه فرهنگی هم به میان بیاید مقصود آن فرهنگی است که در خدمت توسعه اقتصادی، قرار دارد... چرا ملل جهان را به توسعه یافته و توسعه نیافته تقسیم می کنند؟ آن آرمان اعتقادی که در پشت این تقسیم بندی نهفته است چیست؟ و چرا معیارهای دیگری برای تقسیم بندی انتخاب نکرده اند؟ مگر توسعه نیافتگی می تواند میزان و معیار این توسعه یافتگی (آنچنان که در دنیای امروز می بینیم) در آمد سرانه و مصرف است. با معیار توسعه انسانها دو دسته بیشتر نیستند: فقیر و ثروتمند و میزان فقر و غنا نیز مصرف است... جامعه توسعه یافته به معنای غربی آن چطور جامعه ای است؟ اجمالاً می توان گفت جامعه توسعه یافته جامعه ای است که در آن همه چیز حول محور مادی و تمتع هر چه بیشتر از لذایذی که در کره زمین موجود است معنا شده و البته برای اینکه در این چمنزار بزرگ همه بتوانند به راحتی بچرند یک قانون عمومی و دموکراتیک لازم است
تا انسانها را در عین برخورداری از حداکثر آزادی (ولنگاری) از تجاوز به حقوق یکدیگر باز دارد. این توسعه که نتیجه حاکمیت سرمایه یا سرمایه داری و اصالت بخشیدن به اقتصاد نسبت به سایر وجوه حیات بشری است، محصول مادیگرایی و تبیین مادی جهان و طبیعت می باشد...
توسعه به معنای سمت گیری کل نظامات اقتصادی و اجتماعی (اعم از نظام آموزشی، قانونگذاری، اجرایی...) در جهت رشد اقتصادی است. معنای سمت گیری نظام در جهت رشد اقتصادی این است که هر برنامه و طرحی که به رشد اقتصادی منجر نگردد باید حذف گردد... به عبارتی دیگر اقتصاد باید زیربنا و مبنای همه تحولات و برنامه ریزی های فرهنگی و اجتماعی ما باشد!... توسعه اقتصادی آرمان پر جاذبه عصری است که بشر خدا را فراموش کرده و از جاودانگی روح خویش غفلت کرده است، توسعه اقتصادی به اعتقاد حقیر آن بینش خاصی است که جهان را ماده معنا می کند و بعد اقتصادی حیات بشر را مبنای شناخت و تعریف او قرار می دهد.

غرب در تقابل با اسلام

در این بخش سعی کرده ایم ریزبینی ها و روشن اندیشی های سید را در بحث تقابل اسلام و غرب از لا به لای آثار متعدد او استخراج کرده، تحت عناوین در نظر گرفته شده به آنها بپردازیم. هر چند، شهید بزرگوار، خود، آنچه را که باید، گفته است و در بضاعت ما نیست که چیزی بر گفتار و نوشتار او بیافزاییم.