فهرست کتاب


شهید آوینی

حبیبه جعفریان‏

گنجینه آسمانی

گنجینه آسمانی، تمامی گفتارهای روایت فتح را از نخستین برنامه تا هنگام شهادت راوی فتح در بر می گیرد. همچنین متن دو فیلم مستند دیگر تحت عنوان با من سخن بگو دو کوهه که خارج از روال متعارف مجموعه های روایت فتح بعد از پایان جنگ ساخته شدند در اینجا آمده اند.
درباره گفتارهای روایت فتح، کیست که چیزی نداند یا صدای سید مرتضی از پس سالهای جنگ و همین زمستان دو سه سال پیش در گوشش زنگ نزند؟ در کلمات این متون و در زیر و بم این عرفان سیال نهیب زننده، آنی هست که از اینجا و متعلق به خاک نیست. این آن چنان عیان و جلوه گر است که حتی آنان که در روزمره گی خویش غرقند و جانشان چنگالها در زمین زده است، هنگام گوش سپردن یا خواندن این گفتارها، نسیم بهشتی اش را بر روح خویش حس می کنند:
دل نشان شد سخنم تا تو قبولش کردی - آری! آری! سخن عشق نشانی دارد

فصل سوم: شهید آوینی، اندیشمندی در ساخت تفکر آخرالزمان

فرهنگ و تمدن غرب

بخش وسیعی از آثار و تألیفات سید شهید حول شناساندن غرب به عنوان پدیده ای کاملاً واقعی و عینی که امروزه همه جهان با انواع جلوه ها و جنبه های آن روبرو هستند، می گردد.
او با آگاهی عمیق به فرهنگی که اندک اندک حاکم بلامنازع جهان شده است، می پردازد و به قول خودش جرأت و شجاعت روبرو شدن با واقعیت را دارد و همواره از موضع انفعالی و مصیبت دیده ای که مسلمانان مقابل یورش و نفوذ بی امان این بلیه عالمگیر به خود می گیرند، گلایه می کند.
در این فصل ما سعی کرده ایم با تقسیم این کلیت حجیم به مباحثی جزیی تر، میدان را برای طرح دقیق تر نظرات سید شهید در جوانب مختلف قضیه، باز کنیم و به امید خدا بعد از سالها انتظار، غرب این یاغی ترین و فریبنده ترین تمدن عصر - را از منظر یک متفکر مسلمان زمان آگاه و مرگ آگاه به جوان متحیر امروز بشناسانیم:
غرب یک واقعیت است، واقعیتی که وجود دارد... و هیچ تمدن دیگری (جز آن) در سراسر جهان وجود ندارد. همه تمدنهای پیشین به نحوی و در مرتبه ای مستهلک و مستحیل در این واقعیت شده اند. غرب وجود دارد و علی رغم همه اختلافاتی که میان آمریکا و اروپا و... غرب وجود و واقعیت دارد و دارای صفاتی ذاتی و عرضی نیز هست. تجاوزگری از صفات ذاتی این موجود واقعی است، چرا که بقای خود را در نفی دیگران می بیند.(5)
سید با طرح تقابل انقلاب و استقرار آن را در اصل، تقابل فرهنگ و تمدن می داند. از نظر او تمدن همان فرهنگ است که تعین و استقرار یافته. فرهنگ طالب انقلاب است و تمدن طالب استقرار. پس چه بسا که تقابل فرهنگ و تمدن به یک تعارض جدی بیانجامد. وی در تطبیق این مسأله با فرهنگ و تمدن غرب اظهار می کند که:
آنچه درباره تمدن غرب روی داده، آن است که فرهنگ غرب چیزی جز روشها و ابزاری که تمدن آن به وجود آورده است نیست. یعنی متدولوژی صورت مبدل همان فرهنگی هستند که تمدن غرب بر آن تأسیس یافته. به عبارت ساده تر باید گفت که در تمدن امروز غرب، فرهنگی جز روشها و ابزار وجود ندارد و این گفته، صورت اعم این سخن مک لوهان را به یاد می آورد که رسانه همان پیام است.(6)
در واقع فرهنگ تمدن غرب، فرهنگ ابزار، رسانه ها و خلاصه کمیت است. تکنولوژی، مجلی و مظهر تام و تمام غرب شده است و رسانه، خود پیام؛... و عصر طولانی خدایی ابزار، به قله و اوج خود رسیده است.