فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

مرگ ابوالاسود

از آنچه تا کنون ذکر شد بخوبی کارگزاری ابوالاسود بر بصره استفاده می شود و تردیدی بر جای نمی گذارد. مرگ ابوالاسود را به دلیل ابتلای به طاعون، در سال 67 دانسته اند. برخی نیز سال 99 و رجب 101 نیز ذکر کرده اند ولی قول اول مشهور است(1130).
بعد از صلح امام حسن (علیه السلام) حمران بن ابان(1131) بر بصره مسلط شد و معاویه بسربن ارطات را حاکم آن شهر کرده بسر به دستور معاویه وارد بصره گردید و فرزندان زیاد بن عبید را دستگیر کرد و از زیاد که در فارس بود، خواست تا حکومت معایه را به رسمیت بشناسد(1132) و بدین گونه بصره تحت اختیار معاویه قرار گرفت.
پایان

...................) Anotates (.................
1) عدة الاصول، ج 1، 379؛ قاموس الرجال، ج 1، ص 20، چاپ جدید.
2) فرهنگ معین، ج 6، ص 1989.
3) روضة الکافی، ص 201، حدیث 242؛ المغاری، واقدی، ج 2، ص 855.
4) سروه انعام، آیه 93.
5) المغاری، ج 2، ص 865.
6) همان، ج 2، ص 825.
7) الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 135.
8) الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 92.
9) تاریخ طبری، ج 3 ص 370.
10) تاریخ الخفاء، ص 157.
11) از تاریخ یعقوبی استفاده می شود که ابن ابی حذیفه به مدینه رفت و جزو قاتلان عثمان بوده است: تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 175.
12) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 2 ص 143 و ج 6 ص 57؛ ترجمه کامل ابن اثیر ج 3، ص 371.
13) تاریخ طبری، ج 3، ص 410.
14) ولاة مصر، ص 38؛ الخطط المقریزیه، ج 2، ص 67.
15) اگر اعزام سعد به مصر صحیح باشد، باید قیام ابن ابی حذیفه در ماه رجب اتفاق افتاده باشد که عثمان فرصت تصمیم گیری در چنین مسائلی را داشته است و شاید همین امر باعث شده که قاضی نعمان مصری می نویسد: محمد بن ابی حذیفه کارگزار عثمان بر مصر بوده است. شرح الاخبار، ج 2، ص 18.
16) ولاة مصر، ص 39؛ الخطط المقریزیه، ج 2، ص 67؛ ناسخ التواریخ، زندگانی حضرت علی (علیه السلام)، ج 1، ص 49.
17) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 60.
18) ولاة مصر، ص 45؛ الخطط المقریزیه، ج 2، ص 45؛ الخطط المقریزیه، ج 2، ص 67؛ ناسخ التواریخ، زندگانی حضرت علی (علیه السلام)، ج 1، ص 50، مطبوعات دینی قم؛ تاریخ الاسلام دکتر حسن ابراهیم، ج 1 ص.
19) سفینة البحار، ج 1 ص 313.
20) تاریخ طبری، ج 4، ص 80؛ الکامل، ج 3 ص 136؛ انساب الاشراف، ج 2 ص 409.
21) وقعة الصفین، صص 37 و 44؛ اخبار الطوال، ص 157؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 2، ص 62؛ الغدیر، ج 2، ص 142 و ج 10، ص 293؛ مجالس المؤمنین، ج 1، ص 294؛ أعیان الشیعه، ج 9، ص 61.
22) انساب الاشراف، ج 2، ص 407؛ شرح نهج البلاغه ابن الحدید، ج 6، ص 101.
23) انساب الاشراف، ج 2، ص 407؛ الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 136.
24) انساب الاشراف، ج 2، ص 408.
25) از این فراز سخنان محمد بن ابی خذیفه استفاده می شود که این گفتگو احتمالاً بعد از جنگ صفین بوده است.
26) سوره یوسف، آیه 33.
27) رجال الکشی (اختیار معرفة الرجال)، ص 72، چاپ دانشگاه مشهد.
28) حوارین؛ یکی از قریه های حلب یا ناحیه ای در حمص است.
29) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 101، ابن ابی الحدید، ج 6، ص 101، ابن ابی الحدید این جریان را بعد از فتح مصر توسط عمرو عاص و دستگیری ابن ابی حذیفه را از مدائنی نقل کرده است.
30) اسدالغابه، ج 5، ص 87؛ تنقیح المقال، ج 3، ص 59.
31) رجال طوسی، ص 59؛ رجال ابن داوود، چاپ دانشگاه تهران، ص 285.
32) سفینة البحار، ج 1، ص 313؛ رجال کشی، ص 70.
33) اسدالغابة، ج 5، صص 87، 88.
34) رجال الکشی، ص 70.
35) کتاب الخطط المقریزیه، ج 2، ص 68. چاپ، مکتبة احیاء العلوم، لبنان.
36) محمدبن یوسف کندی، ولاة مصر، تحقیق دکتر حسین نصار، چاپ بیروت، ص 44.
37) وی مفتی مصر بوده که در سال 53 متولد و در سال 128 از دنیا رفت. طبق نقل کندی او جریانات مصر را مستقیماً و بلافاصله نقل می کند در حالی که در آن زمان نبوده است، دیدگاه سیاسی او را از سخنی که سیوطی نقل کرده می توان دریافت. وی معتقد بود: کسانی که از مصر برای مخالفت با عثمان رفتند همه جن زده بودند. تهذیب التهذیب، ج 11، ص 319؛ تاریخ الخلفا، ص 162.
38) طبری دو قول در این باره نقل کرده و به نظر می رسد که قول به اعزام قیس را در آغاز خلافت علی (علیه السلام) ترجیح داده است. تاریخ طبری، ج 3. ص 548.
39) ولاة مصر، صص 54 - 46.
40) کتاب الخطط المقریزیة ج 1، ص 46.
41) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 55؛ الغارات، ص 127.
42) الغدیر، عربی، ج 2، ص 70 و در ترجمه فارسی، ج 3، ص 119.
43) الغارات، ص 125 و منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج 5، ص 105؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 57.
44) الغارات،ص 128 و دو جلدی، ج 1، ص 211؛ نهج السعاده، ج 4، ص 25؛ منهاج البراعة، ج 5، ص 106؛ الدرجات الرفیعه، ص 336؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 58؛ جمهرة رسائل العرب، ج 1، ص 522؛ تاریخ طبری (یازده جلدی) ج 4، ص 548؛ بحارالانوار، ج 8 قدیم، ص 643 و جدید، ج 33، ص 534؛ ناسخ التواریخ، ج 5، ص 262، چاپ امیرکبیر و چاپ جدید زندگانی حضرت علی (علیه السلام)، ج 2، ص 222؛ مضمون این نامه را بلاذری نیز آورده است؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 389.
45) منهاج البراعة، ج 5، ص 106.
46) الغارات، ص 155.
47) امالی مفید، ص 267.
48) مؤید این نظر سخنی است، مشابه کن حضرت در نامه ای که در اوایل خلافت به حذیفه نوشته است. در موارد دیگر نیز این دو نامه مشابه هستند و در آن تعبیر صالحین نیست، و در این باره می فرماید:
ثم ان بعض المسلمین أقاموا بعده رجلین رضوا بهدیهما و سیرتهما، فأقاما ما شاء الله ثم تو فاهما الله عزوجل، ثم و لوا بعدهما الثالث فأحدث أحداثاً...؛ پس از مرگ پیامبر عده ای مسلمانان دو نفر را برگزیده اند که راضی به روش و سیره آنها بودند. عمل کردند آنچه خدا خواست. پس خداوند آنها را میراند و بعد از آن دو، سومی را به حکومت رساندند و مسائلی را در دین به وجود آورد... (به جلد اول این کتاب صفحه 252 و نهج السعاده، ج 4، ص 23، مراجعه شود.)
49) الغدیر، ج 2 و ترجمه آن، ج 3، ص 120.
50) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 60؛ الغارات، ص 130.
51) الغدیر، ج 2، ص 98 و ترجمه آن، ج 3، ص 173؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6. ص 60؛ الغارات، ص 131.
52) فی ان تسومنی - لا اباً لغیرک - الخروج من طاعة أولی الناس بالأمر و أقولهم بالحق و أهدا هم سبیلاً و اقربهم من رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وسیلة.
53) الغدیر، ج 2، ص 99، و ترجمه آن، ج 3، ص 175 و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 61 با تفاوت اندک و الغارات، ج 1، صص 213، 216.
54) کنایه است از کار بیهوده. چون سعدبن عباده بعد از وفات پیامبر گفت: ای قریش و مهاجر امیری از ما باشد و امیر و حاکمی از جانب شما اما بعد از اینکه با ابوبکر بیعت شده وی را در حوران با تیر کشتند و اشعاری را ساخته و گفتند جنیان او را به قتل رسانده اند.
55) الغدیر، ج 2، ص 100 و ترجمه آن، ج 3، ص 176.
56) مروج الذهب، ج 3، ص 16 و البیان و التبیین جاحظ، ج 2، ص 87.
57) بحارالانوار، ج 44، ص 52 و أنساب الاشراف، ج 3، ص 39.
58) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص 43.
59) به جلد اول این کتاب، ص 218، کارگزاران یمن مراجعه شود.
60) سیره ابن هشام، ج 3، ص 88؛ تاریخ طبری، ج 2، ص 201.
61) سوره نساء، آیه 83.
62) این حدیث به طریق مختلف از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است، سفینة البحار، ج 2، ص 276؛ بحارالانوار، ج 33، ص 121. مسلم نیز در باب 18 از کتاب فتن خود این حدیث را نقل کرده است: ج 4، ص 2235، حدیث 2915؛ وقعه صفین، ص 341؛ الغدیر، ج 1، ص 331؛ الغدیر، ج 1، ص 331 و ج 3، ص 250.
63) نهایة الارب، ج 5، ص 193.
64) سوره بقره آیه 207.
65) سوره بقره آیه 204.
66) - مرحوم شیخ الشریعه اصفهانی (متوفی 1339 ه. ق) در رساله گرانسنگ خود به نام قاعده لا ضرر بعد از بررسی حدیث لا ضرر به بررسی سند حدیث مشهور و منسوب به پیامبر علی الید ما أخذت حتی تؤدی پرداخته و می گوید: در جوامع حدیثی شیعه کسی این حدیث را نقل نکرده و چون سند آن را بررسی کردم، متوجه شدم که تنها از طریق اهل سنت نقل شده و راوی آن حسن بصری است. و درباره سمرة بن جندب نقل کرده که وی مردی شقی است که در برابر خواست پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر نشد درخت خرمای خود را بفروشد. سپس ایشان کارهای خلاف سمره را بر شمرده است که بدان اشاره می شود:
1 - درگیری او با پیامبر در ارتباط با درخت خرمایش که در منزل مردی از انصار بود که در قاعده لاضرر مطرح است.
2 - جعل حدیث که در متن ذکر شد.
3 - سمره جانشین زیادبن ابیه در کوفه بود، وقتی زیاد در بصره بود، جانشین زیاد در بصره بود، (زمانی که وی در کوفه بود) سمره معمولاً هر شش ماه در یکی از این دو شهر حکمران بود دریکی از دفعات که زیاد وی را بر بصره گمارد و خود به کوفه رفت، وقتی به بصره بازگشت متوجه شد که سمره هشت هشت هزار نفر را کشته است. زیاد به وی گفت: نترسیدی که کسی را بدون جرم کشته باشی؟ سمره گفت: اگر برابر این تعداد را نیز می کشتم، هیچ گونه ترسی نداشتم.
4 - وی جزو نیروهای انتظامی ابن زیاد بود و مردم را برای جنگ با امام حسین (علیه السلام) تحریص می کرد؛ آن گونه که در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است.
5 - وی از روی عناد، به ناقه پیامبر آسیب رساند. مرحوم شیخ الشریعه سپس اضافه می کند ابوحنیفه از معاویه و عمرو عاص حدیث نقل می کرد و نقل حدیث را از سه نفر که عبارتند از ابوهریزه، انس بن مالک و سمرة بن جندب - ترک کرده بود. قاعده لا ضرر صص 35 و 36.
67) سفینة البحار، ج 1، ص 654.
68) شرح حال نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 73.
69) نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 146، خطبه 56؛ صبحی صالحی، ص 92، خطبه 57.
70) رجال کشی، اختیار معرفة الرجال ص 102.
71) سفینة البحار، ج 2، ص 457.
72) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 63.
73) الغدیر، ج 2، ص 71.
74) الغدیر، ج 2، ص 69.
75) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 64 و نیز ر.ک: الغدیر، ج 2.
76) نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 313، ص 1239 و صبحی صالحی حکمت 321. این سخن را در هنگام تأیید پیشنهاد مغیره از سوی ابن عباس مبنی از ابقای معاویه بود.
77) به جلد اول این کتاب صفحه 382 مراجعه شود.
78) شاید خطبه 141 نهج البلاغه (صبحی صالحی ص 197) را در این مورد فرموده که در آن آمده است: از مردم هر کسی که برادر خویش را به استواری و درستی راه شناخت باید به سخنان مردم درباره وی گوش ندهد....
79) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 64 و انساب الاشراف، ج 2، ص 392.
80) الغدیر، ج 2، ص 73 و انساب الاشراف، ج 2، ص 300.
81) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 203 و ترجمه، ج 2، ص 116؛ الغدیر، ج 2، ص 71؛ نهج السعاده، ج 5، ص 148.
82) انساب الاشراف، ج 2، ص 301 و 398.
83) الغارات، ص 164.
84) نهج البلاغه، صبحی صالحی، ص 264؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص 36.
85) در تاریخ یعقوبی آمده فان و الحق مایحبوأ سره و ممکن است که اصل جمله این بوده فان من و افق الحق ما یخبؤ سره سر به معنای اصل است موافق حق آن را پنهان نمی کند.
86) سوره ص، آیه 26.
87) الغدیر، ج 2، ص 71 و تاریخ یعقوبی، 290، ص 202 و نهج السعاده، ج 5، ص 146.
88) انساب الاشراف، ج 2، ص 161.
89) سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین، ج 1، ص 467.
90) الغدیر، ج 2، ص 71 و ترجمه آن، ج 3، ص 121.
91) انساب الاشراف، ج 3، ص 28.
92) رجال الطوسی، ص 54 و جامع الرواة، ج 2، ص 25.
93) البته قیس در جنگ جمل شرکت نداشته است گر چه از برخی کتب استفاده می شود که در مقدمات آن حضور داشته.
94) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 10، ص 112.
95) مقاتل الطالبیین، ص 40.
96) به جلد اول این کتاب، ص 203 شرح حال عبیدالله بن عباس کارگزار یمن، مراجعه شود.
97) مقاتل الطالبیین، ص 42.
98) مقاتل الطالبیین، ص 47.
99) ان الله قد بعث لکم طالوت ملکاً... و زاده بسطة فی العلم و الجسم؛ بقره آیه 247.
100) الغدیر، ج 2، ص 108 و ترجمه، ج 3، ص 192؛ ارشاد القلوب، ص 380.
101) مقاتل الطالبین، ص 47.
102) الغارات، ص 139؛ الغدیر، ج 2، ص 109.
103) تنقیح المقال، ج 2، حرف القاف، ص 31.
104) الغدیر، ج 2، ص 109 و ترجمه آن، ج 3، ص 195.
105) رجال کشی (اختیار معرفة الرجال)، ص 95 حدیث 151.
106) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 56.
107) همان مدرک، ص 64.
108) ترجمه الغدیر، ج 3، ص 195.
109) به جلد اول، ص 308 مراجعه شود.
110) اشتر به کسی گویند که پلک چشمش برگشته و مژده نداشته باشد و یا کسی که چشم یا لب پایینش چاک داشته باشد. مالک از آن رو ملقب به اشتر گشت که در پیکار لشکر عرب با سپاه روم، در سال شانزدهم هجری گرزی بر کلاهخود مالک کوفته شد و خود بر سرش پخش شد و پاره ای از آهن آن، چشم او را چاک داد (نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 988).
111) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 15، ص 98.
112) خلاصه الرجال، ص 169.
113) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 15، ص 98.
114) سفینة البحار، ج 1، ص 687 به نقل از ابن ابی الحدید.
115) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 15 ص 100.
116) رجال کشی، (اختیار معرفة الرجال)، ص 65.
117) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 15، ص 101؛ تنقیح المقال، ج 2، ص 49 باب المیم.
118) سفینة البحار، ج 1، ص 685.
119) به جلد اول این کتاب صفحه 160 و منهاج البراعه ج 17، ص 15 مراجعه شود.
120) سوره انفال آیه 25.
121) سفینة البحار، ج 1، ص 686.
122) سفینة البحار، ج 1، ص 685.
123) الأختصاص، ص 141.
124) بحارالانوار، ج 32، ص 191.
125) نهج ابلاغه فیض حکمت 341، ص 1249 و صبحی صالحی حکمت 349.
126) نهج البلاغه، فیض الاسلام خطبه 171، ص 556.
127) بحارالانوار، ج 32، ص 358؛ وقعة صفین، ص 13؛ اخبار الطوال، ص 154.
128) سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب (علیه السلام)، ج 1، ص 307.
129) واقعه صفین در تاریخ، ص 98؛ سفینة البحار، ج 1، ص 685؛ وقعة صفین، ص 151.
130) وقعة صفین، ص 121.
131) تحف العقول، ص 191 و در ترجمه، ص 187؛ نهج السعاده، ج 8، صص 326، 328.
132) نهج البلاغه، صبحی صالحی، ص 371؛ فیض الاسلام، ص 854.
133) وقعة صفین، ص 123.
134) وقعة صفین، ص 153. از قف بین اصحابک تا آخر نامه، ذیل نامه ای که حضرت امیر (علیه السلام) به معقل بن قیس ریاحی نوشته در نهج البلاغه نقل شده است.
135) نهج البلاغه، صبحی صالحی، نامه 13، ص 372 و فیض الاسلام، ص 858.
136) وقعة صفین، ص 154.
137) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 15، ص 101.
138) پیکار صفین (ترجمه وقعة صفین)، ص 213.
139) واقعه صفین در تاریخ، ص 224؛ وقعة صفین، ص 479.
140) واقعه صفین در تاریخ، ص 221؛ وقعة صفین، ص 474.
141) واقعه صفین در این تاریخ، ص 229 و وقعة صفین، ص 490. أعیان الشیعه، ج 9، ص 39.
142) کتاب الخصال، ص 380.
143) سفینة البحار، ج 1، ص 686؛ مجموعه ورام، ج 1، ص 2.
144) سوره فرقان، آیه 63.
145) سفینة البحار، ج 1، ص 686.
146) الغارات، ص 164 و دو جلدی، ج 2، ص 256؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 74؛ نهج السعاده، ج 5، ص 45؛ امالی مفید، ص 80؛ تاریخ طبری، ج 30، ص 71.
147) همان مدارک.
148) نهج البلاغه، صبحی صالحی، ص 420؛ فیض الاسلام ص 976.
149) نهج البلاغه صبحی صالحی نامه 27، ص 383 و نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 886.
150) نهج البلاغه صبحی صالحی، نامه 53، ص 426، در نهج البلاغه خطی که در سال 499 ه ق نوشته شده و از طرف انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشی چاپ گردیده نیز مانند بقیه نسخ نهج البلاغه به این نکته اشاره شده است.
151) نهج البلاغه، صبحی صالحی، ص 451؛ فیض الاسلام، ص 1048.
152) الغارات، صص 199 - 212 و دو جلدی، ج 1، ص 302.
153) الامامة و السیاسه، ج 1، ص 154.
154) نهج السعاده، ج 5، صص 195 - 257 به نقل از المستر شد و کتب دیگر.
155) کشف المحجه، چاپ جدید قم، ص 235 و بحارالانوار چاپ قدیم، ج 8، ص 184.
156) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 94، به نقل از الغارات.
157) نهج البلاغه، صبحی صالحی، نامه 83، ص 410؛ فیض الاسلام، ص 951؛ الاختصاص، ص 80؛ امالی مفید، ص 81؛ رجال النجاشی، با تحقیق زنجانی، ص 203.
158) الغارات، ص 170، دو جلدی، ج 1، ص 266؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 75؛ نهج السعاده، ج 5، ص 49؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 72.
159) اشاره است به دوران عثمان که مردم مصر علیه او قیام کردند.
160) قلزم: شهری بوده در ساحل دریای احمر نزدیک مصب نیل و بین آن و مصر سه روز فاصله بوده و دریای قلزم به آن منصوب است که فرعون در آن غرق شده است. (معجم البلدان، ج 4،ص 387؛ فرهنگی معین، ج 6 / 1475).
161) امالی مفید، ص 81.
162) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 76.
163) امالی مفید، ص 82.
164) انساب الاشراف، ج 2، ص 399؛ عین شمس نام شهری است در مصر که سه فرسخ با قسطاط فاصله دارد.
165) مروج الذهب، ج 2، ص 409؛ عریش اولین شهر مصر از ناحیه شام است بر ساحل دریای روم (مدیترانه) که در ریگزار واقع است. (معجم البلدان، ج 4، ص 113).
166) الاختصاص، ص 81.
167) نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 989؛ کندی این جمله را به عمرو عاص نسبت داده، ولاة مصر، ص 47.
168) در نهج البلاغه این قسمت این گونه آمده:
مالک و مالک، لو کان من جبل لکان أعظم أرکانه. و لو کان من حجراً لکان صلداً، لا یرتقبه الحافر و لا یوفی علیه الطائر. (صبحی صالحی، ص 554، حکمت 443.)
169) امالی مفید، ص 83.
170) الاختصاص، ص 81.
171) سفینة البحار، ج 1، ص 687؛ در أعیان الشیعه، ج 9، ص 38، شهادت وی را در سال 39 نوشته است.
172) بحارالانوار، ج 53، ص 91.
173) این قسمت و آنچه در قلاب قرار می گیرد از تاریخ طبری است و متن نامه از نهج البلاغه است.
174) نهج البلاغه، صبحی صالحی، نامه 34، ص 407؛ فیض الاسلام، ص 944.
175) تاریخ طبری، ج 4، ص 72؛ الغارات، ص 172 و دو جلدی، ج 1، ص 268؛ نهج السعاده، ج 5، ص 126؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 78؛ بحارالأنوار، ج 33، ص 593.
176) شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 5، ص 75.
177) در کتب عهد را به وصیت، فرمان، موثق، سوگند، حفاظ، رعایت حرمت امان، ذمه و... معنا کرده اند و عهدی که برای کارگزاران نوشته می شود، به معنای وصیت کردن است عهد الیه، ای: اوصاء (تاج العروس ج 8، ص 455).
جرجانی در التعریفات (ص 69) گوید: عهد به معنای حفظ شی و مراعات آن در همه حال است. این معنای اصلی عهد است، سپس استعمال شده در آن وثیقه و عهدی که مراعاتش لازم است و این مراد است و در سیاست شرعی، عهد به معنای انتخاب انسانی خاص برای کار معینی از کارهای حکومتی است. سپس این معنی در عهد به آن وثیقه و نوشته ای اطلاق شده که عابد برای دیگری املاء کند یا بنویسد و با نوشتن نامه وی را رسماً به آن مسؤولیت بگمارد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) در عهدنامه ایی که می نوشت وظایف کارگزار و اختیارات او را مشخص و معین می کرد. مانند این عهدنامه و عهدنامه حذیفه و...
178) رجال نجاشی، تحقیق زنجانی، ص 8، شماره 5.
179) الفهرست شیخ طوسی، تحقیق محمد صادق آل بحر العلوم، چاپ رضی، ص 37 و چاپ دیگر، ص 62.
180) مستدرک الوسائل، چاپ سنگی، خاتمه سنگی، خاتمه، ج 3، ص 577.
181) معجم رجال الحدیث، ج 3، ص 222
182) رجال النجاشی، ص 85، شماره 206.
183) همان کتاب، ص 379، ش 1032.
184) همان کتاب، ص 219.
185) رجال النجاشی، ص 438، ش 1180.
186) همان کتاب، ص 52، ش 116.
187) همان کتاب، ص 178، ش 448.
188) رجال طوسی، ص 92.
189) در اسات فی ولایة الفقیه، ج 4 / 305.
190) رجال النجاشی، ص 61، ش 140؛ الفهرست شیخ، ص 48.
191) الاختصاص، ص 80.
192) اعیان الشیعه، ج 5، ص 185؛ الذریة، ج 3، ص 400 و ج 4، ص 431؛ تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام. ص 414؛ مقدمه تحف العقول.
193) دراسات فی ولایة الفقیه، ج 4،ص 303.
194) امل الامل، ج 2، ص 74، تأسیس الشیعه، ص 413.
195) مجالس المؤمنین، ج 1، ص 383.
196) ریاض العلماء، ج 1، ص 275 ترجمه ساعدی.
197) مجموع الغرائب، چاپ جدید، تحقیق سید مهدی رجائی، ص 241.
198) الذریة، ج 4، ص 431؛ اعیان الشیعه، ج 5، ص 186.
کتاب التمحیص در قم با نام ابو علی محمد بن همام چاپ شده ولی در آن دلیلی که نشانگر تألیف آن توسط ابو علی باشد وجود ندارد و قول مجلسی (بحار، ج 1، ص 17) و محدث نوری (ج 3، ص 326) بر این نظر نقل شده است.
199) تحف العقول، مقدمه، ص 3.
200) فهرست ستواره فقه هزار و چهارصد ساله اسلامی، در زبان فارسی نوشته محمد تقی دانش پژوه، ص 141 به نقل از بروکلمن، ج 1، ص 54 و ذیل ج 1، ص 249 و 947.
201) الاعلام زرکلی، ج 1، ص 256. توجه قضات به نقل این عهدنامه نشانگر مطرح بودن آن در بین قضات حقجو است، مانند؛ سعد بن طریف، ابن مروان، قاضی قضاعی، قاضی نعمان مصری و...
202) دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 4، ص 261.
203) فهرستواره فقه، ص 141.
204) نهج السعاده، ج 5، ص 54 - 57.
205) آنچه تا کنون ذکر شد سند این عهد بود. در تعلیقات معادن الحکمه ج 1، ص 481، آمده است که: بخشی از نامه را در کنزالعمال ج 15، ص 165، 166 از دینوری و ابن عساکر از جمله فلا تطولن احتجابک تا او طلب انصاف آورده و مآثر است الأناقه ج 3، ص 6 از صبحی الاعشی و مفتاح الافکار به طور مختصر آورده است. آنچه در تاریخ ابن عساکر آمده، در چاپ جدید کنزالعمال ج 13، ص 185، در حدیث 36553 آمده است.
206) ترجمه الامام علی بن ابی طالب، تحقیق آقای محمد باقر محمودی، ج 3، ص 289.
207) فهرستواره فقه، ص 141.
208) الاعلام زرکلی، ج 7، ص 148؛ مجتبی مینوی در کتاب نقد حال شرح حال مفصلی برای عامری آورده است. صص 66 - 105.
209) دعائم الاسلام، ج 1، ص 350.
210) دعائم الاسلام، مقدمه، ج 1، ص 13.
211) همان کتاب، ص 13، 14.
212) در بررسی نامه محمد بن ابی بکر در الغارات به این نکته اشاره کرده ایم که تبیین شیوه وضو گرفتن، مانند اهل سنت در الغارات آمده حتماً توسط فرد استنساخ کننده صورت گرفته، چون همان نامه را مفید از صاحب الغارات نقل می کند و در آن وضو را طبق شیوه شیعه آورده است، چون نسخه الغارات تنها از طریق اهل سنت به ما رسیده است.
213) فهرستواره، فقه، ص 142.
214) فرمان مالک اشتر، ص 41 - 42.
215) فرمان مالک اشتر، ص 42.
216) اعیان الشیعه، ج 1، ص 540 - 549.
217) فرمان مالک اشتر، ص 43؛ الاعلام زرکلی، ج 6، ص 85.
218) دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 3، ص 364 به نقل از معجم الادباء ج 9، صص 184 - 189.
219) اعیان الشیعه، ج 9، ص 141.
220) التذکرة الحمدونیه، ج 1، ص 309، حدیث 843.
221) نهایة الارب (چاپ مصر)، ج 6، ص 19.
222) صبح الاعشی، ج 10، ص 12 - 15.
223) مآثر الانافه فی معالم الخلافة (چاپ کویت)، ج 3، ص 11 - 6. در هر دو از آغاز تدبیراً لاهل الاساءة علی الاساءة نقل شده است.
224) الذریعة، ج 15، ص 362.
225) در فرمان مالک اشتر، ص 33 آمده در مجله المقتطف شماره 42 صفحه 247 سال 1913 عکس دو صفحه از آن را می بینیم.
226) نهج السعادة، ج 5، ص 125، قانون، دستور معالم الحکم، ص 158.
227) الذریعة، ج 15، ص 363.
228) بحارالانوار، چاپ قدیم، ج 8، ص 663 و چاپ جدید، ج 33، ص 599 به بعد.
229) همان کتاب چاپ قدیم، ج 17 ص 68 و چاپ جدید، فهرست آخر، ج 74، ص 240.
230) معادن الحکمه، ج 1، ص 225.
231) نهج السعاده، ج 5، ص 58 - 125.
232) تنبیه الامه و تنزیه المله، ص 104.
233) الذریعة ج 13، ص 373، ج 3، ص 441.
234) بیست و پنج رساله فارسی علامه مجلسی، ص 133؛ الذریعة ج 13، ص 373.
235) الذریعة، ج 13، ص 373.
236) ر.ک، همان کتاب، ج 26، ص 163؛ ج 4، ص 118؛ ج 3، ص 441؛ ج 13، ص 373؛ معادن الحکمه ص 225، 482 و مقدمه فرمان مبارک.
237) الذریعة، ج 14، ص 159.
238) مستدرک الوسائل، چاپ سنگی، ج 3، ص 876.
239) همان کتاب، ص 513.
240) سوره نساء آیه 59.
241) اقتباس از سوره یوسف، آیه 53.
242) مشابه این عبارت در دعائم الاسلام، ج 1، ص 355 نقل شده است.
243) عبارت دعائم الاسلام ج 1، صص 355 مشابه این عبارت است.
244) در دعائم الاسلام، ج 1، ص 359 چنین آمده و کاف کل امری منهم بقدر ما کان منه و اخصصه بکتاب منک تهزه به، و تنبئه بما بلغک عنه.
245) از جمله و لا یفسدن أمره تا پایان، فی ولایتک، با تغییراتی در دعائم الاسلام ج 1، ص 359، آمده است.
246) سوره نساء، آیه 59.
247) سوره نساء، آیه 83.
248) آنچه ذکر شد در دعائم الاسلام، ج 1، ص 359 - 360 با اختلاف در عبارت آمده و در مستدرک الوسائل ج 3، ص 195 (چاپ سنگی) از دعائم نقل شده است.
249) در دعائم الاسلام، ج 1، ص 361 - ادخال الضرر دارد. ولی در تحف العقول، ادخال الضرورة. این جملات اضافی در هر دو کتاب آمده است و در ادامه جمله دیگری نیز اضافی است؛ ثم أسبغ علیهم فی العمالات و وسع (علیهم فی الأرزاق).
250) نهج البلاغه الاخلاق دارد و به جای خلاء - خلاف آمده است.
251) دعائم الاسلام، ج 1، ص 364، با اختلافات در عبارت.
252) در نهج ابلاغه در اینجا جملات بیشتری وجود دارد، مراجعه شود.
253) سوره اسراء، آیه 79.
254) عین آنچه در این بخش (25/31) از تحف العقول آمده در تاریخ ابن عساکر همراه با سند نقل شده است و تنها تفاوت اندکی در جابه جایی برخی حروف است که در آغاز آن به جای کلمه احتجابک - حجاباً ذکر شده: فلا تطولن حجاباً علی رعیتک تا ورشدک ان شاء الله. نهج السعاده، ج 5، صص 54 - 56 به نقل از تاریخ ابن عساکر، ج 38 ص 87 و در نسخه ای ص 139. این نشان می دهد که عهدنامه طبق نقل تحف العقول مفصل بوده و سید رضی، در مواردی آن را تلخیص کرده است.
255) جمله، و لا تعقد عقداً تجوز فیه العلل و لا تعولن علی لحن قول بعد التأکید و التوثقة، در تحف العقول نیست.
256) جمله بعد صلحه در تحف العقول نیست.
257) سوره اسراء آیه 33.
258) در نهج البلاغه آمده: الواجب علیک ان تتذکر ما مضی لمن تقدمک من حکومة عادلة... جملة والواجب علیک در تحف العقول نیست.
259) السعادة و الاسعاد، ص 429، (5/9).
260) تحف العقول، عربی، ص 201.
261) السعادة و الاسعاد، ص 246.
262) همان کتاب، ص 297.
263) السعادة و الاسعاد، ص 308.
264) همان کتاب، ص 283.
265) همان کتاب، ص 429.
266) همان کتاب، ص 398.
267) همان کتاب، ص 315.
268) همان کتاب، ص 314.
269) همان کتاب، ص 285.
270) همان کتاب، ص 285.
271) همان کتاب، ص 286.
272) همان کتاب، ص 326. در این کتاب لاتأتین دارد که به نظر می رسد لا تدفعن صحیح باشد، که در تحف العقول و نهج البلاغه آمده است.
273) همان کتاب، ص 166.
274) همان کتاب، ص 292.
275) همان کتاب، ص 283.
276) خلاصة الرجال، ص 138؛ تنقیح المقال، ج 3، ص 58.
277) سفینة البحار، ج 1، ص 312؛ رجال الطوسی، ص 30؛ اسدالغابه، ج 5، ص 102.
278) رجال کشی، ص 64.
279) ابوالعاص، شوهر زینب دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است که در جنگ بدر اسیر شد. و بعدها مسلمان گردید و همراه علی (علیه السلام) به یمن رفت و در زمان بیعت با مردم با ابوبکر از علی (علیه السلام) حمایت کرد. وی در سال دوازدهم هجری از دنیا رفت. طبق نقل بحارالانوار و اسدالغابه، زینب تنها دو فرزند از ابو العاص داشت: علی که در زمان خلافت عمر از دنیا رفت و امامه که همسر علی (علیه السلام) بود و در سال پنجاه از دنیا رفت. بنابراین پسر زینب و ابوالعباس در دوران خلافت علی (علیه السلام) نبوده است مگر این که منظور همراهی وی با علی (علیه السلام) بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد، در این صورت طرفداران علی (علیه السلام) منحصر به آنچه ذکر شد نیستند. زیرا عده زیادی از قریش طرفدار آن حضرت بودند که از جلمه فرزندان سعید بن عاص بن امیه به نامهای: ابان، خالد و عمرو بودند. ر.ک: سفینة البحار ج 1، ص 8، 558؛ بحارالانوار، ج 21، ص 184 و ج 22، ص 166؛ اسدالغابه، ج 6، ص 186 و ج 4، ص 125.
280) رجال الکشی، ص 63.
281) شرح الاخبار، ج 2، صص 16، 20. ظاهراً عبدالرحمان بن ابوبکر همراه معاویه بوده است.
282) در این ارتباط به جلد اول این کتاب شرح حال عمر بن ابی سلمه والی بحرین مراجعه شود.
283) اسدالغابه، ج 7، ص 341.
284) الامامة و السیاسة، ج 1، ص 36.
285) الغارات، ج 1، ص 224؛ و در قطع یک جلدی، ص 141؛ تحف العقول، ص 176؛ بحارالانوار، ج 33، ص 540؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، 65؛ تاریخ طبری، هشت جلدی، ج 3، ص 556؛ جمهرة رسائل العرب، ج 1، ص 531؛ نهج السعاده، ج 4، ص 99.
286) از تاریخ نامه استفاده می شود که محمد بن ابی بکر در ماه رمضان سال سی و شش هجری، به مصر آمده و بعد از ورود وی به مصر، قیس مصر را ترک گفته است و در نتیجه اگر ورود قیس را به مصر در ماه صفر همان سال بدانیم، قیس بن سعد متجاوز از شش ماه کارگزار مصر بوده است.
287) الغارات، ج 1، ص 226 و یکجلدی، ص 142.
288) الغارات، ج 1، ص 231 و یکجلدی، ص 146؛ وسائل الشیعه، ج 18، ص 415.
289) این قسمت را شیخ طوسی (ره) در تهذیب و استبصار به سند معتبر از امام صادق از پدرانش -علیهم السلام - نقل کرده است که محمد بن ابی بکر طی نامه ای که به علی (علیه السلام) نوشت، از حکم مردی که با زنی یهودی و نصرانی زنا کرده سؤال نمود و حضرت پاسخ داد: اگر مرد زن دارد (محصن است) او را رجم کن و اگر زن ندارد در دو نوبت را صد ضربه شلاق بزن و زن را نزد هم کیشانش بفرست تا آن گونه که می خواهند با وی عمل کنند. تهذیب، ج 10، ص 15؛ استبصار، ج 4، ص 207؛ وسائل الشیعه، ج 18، ص 361.
290) الغارات، ص 143.
291) الغارات، دو جلدی، ج 1، ص 252؛ یک جلدی، 159.
292) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 72.
293) این بر عکس آن چیزی است که قبلاً نقل شد، احتمالاً اشتباه از راوی باشد.
294) الغارات، ص 143 و دو جلدی، ج 1، ص 230.
295) تحف العقول، تحقیق علی اکبر غفاری، ص 176 و ترجمه آن، ص 172؛ الغارات، ص 143.
296) الغارات فقط.
297) الغارات و تحف العقول.
298) تمام آنچه ذکر شد در الغارات مستقل از عهدنامه ذکر شده که با توجه به آنچه در تحف العقول آمده، آن را در آغاز عهدنامه محمد بن ابی بکر ذکر کردیم. الغارات، دو جلدی، ج 1، ص 277؛ بحارالانوار، قدیم، ج 8، ص 546 و جدید، ج 33، ص 542؛ نهج السعاده، ج 4، ص 103.
299) تحف العقول، ص 177؛ نهج البلاغه، نامه 27، با اندک تفاوت در عبارت.
300) تحف العقول (ص 177) فقط.
301) سوره مدثر، آیه 38.
302) سوره آل عمران، آیه 28.
303) سوره حجر، آیات 92 و 93.
304) سوره نحل، آیه 30.
305) سوره عنکبوت.
306) سوره زمر، آیه 10.
307) سوره یونس، آیه 26.
308) سوره هود، آیه 114.
309) سوره سبأ، آیه 37.
310) با اینکه حضرت فرمود مؤمن برای سه چیز عمل می کند به حسب ظاهر دو چیز بیشتر ذکر نشده، خیر دنیا و خیر آخرت و ممکن است خیر سومی که مورد نظر حضرت بوده خیر دنیا و آخرت با هم بوده که حضرت امیر (علیه السلام) آن را در صفات متقین ذکر کرده که هم از نعمتهای دنیوی استفاده می کنند و هم از نعمتهای الهی در بهشت بهره مند می گردند.
311) سوره اعراف، آیه 32.
312) سوره نحل، آیه 32.
313) سوره نحل، آیه 28، 29.
314) اشاره است به آیه شریفه و من أعرض عن ذکری فانه له معیشة ضنکاً و نحشره یوم القیامة أعمی... (سوره طه، آیه 124).
315) تمام این توصیفها بر گرفته از آیات قرآن است.
316) از جمله و انی اوصیکم بتقوی الله و والریحان در این مصادر با اختلافاتی اندک موجود است: امالی مفید، از ص 261 تا 266؛ نهج السعاده، ج 4، از ص 106 تا 118، به نقل از امالی مفید؛ الغارات از ص 146 تا 152 و الغارات دو جلدی، از ص 233 تا 242؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6 از ص 67 تا 70؛ تحف العقول، از ص 177 تا 178؛ بحارالأنوار قدیم، ج 8 صص 546 و نهج البلاغه صبحی صالحی نامه 27، ص 383؛ بحارالأنوار چاپ جدید، ج 33، از ص 543 تا 547.
317) از فقال رجل تا اشتهی تنها در الغارات آمده و حتی ابن ابی الحدید نیز این قسمت را نقل نکرده است که شاید علت آن ناهماهنگی آن بوده؛ چون قبلاً ذکری از پیامبر به میان نیامده که حالا مردی از او سؤال کند. ما این قسمت را همچون بحار از الغارات نقل کرده ایم. ر.ک: الغارات، صص 152، 153 و ج 1، ص 242 و 243؛ بحارالأنوار، چاپ قدیم، ج 8، ص 547، 548 و چاپ جدید، ج 33، ص 547.
318) الغارات، صص 153، 154؛ ج 1، ص 243؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 70؛ بحارالانوار، چاپ قدیم ج 8، ص 547 و جدید ج 33، ص 547.
319) امالی مفید، ص 266: نهج السعاده، ج 4، ص 118؛ تحف العقول، ص 178 این قسمت در الغارات و منابعی که از آن نقل کرده اند، ذیل نامه مستقل دیگری آمده است؛ الغارات، ص 145، و دو جلدی، ج 1، ص 230؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 67؛ نهج السعاده، ج 4، ص 102؛ بحارالانوار قدیم، ج 8، ص 546 و بحار جدید، ج 33، 543 و نهج البلاغه ذیل نامه 27.
320) این قسمت در مصادر یاد شده با تفاوت در عبارت آمده است: بحارالانوار؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید؛ امالی مفید؛ نهج السعاده؛ تحف العقول؛ الغارات و نهج البلاغه.
321) آنچه مربوط به وضوء است از امالی شیخ مفید نقل شد، و نقل غارات در این قسمت تحریف شده و بر خلاف روش پیامبر و شیعه است وحتی ابن ابی الحدید آن گونه که در غارات آمده، ذکر نکرده و در آنجا درباره وضوء دارد فأت به علی وجهه، فالو ضوء نصف الایمان و بحارالانوار با این که از غارات نیز نقل کرده این قسمت را مانند آنچه در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ذکر نموده است و در تحف العقول در این قسمت آمده ولا صلوة لمن لا وضوء له.
322) امالی مفید، ص 267؛ نهج السعاده، ج 4، ص 119؛ الغارات، ص 155.
323) امالی مفید، ص 267؛ نهج السعاده، ج 4، ص 119؛ الغارات، ص 155.
324) این قسمت کوتاه در بحارالانوار، ج 33، ص 549؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 71 و الغارات آمده است.
325) در بعضی نسخه ها و لا تخفها آمده، یعنی نماز را سبک نشمارید و به آن بی توجه نباشید.
326) ر.ک: بحارالانوار، ج 33؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید؛ الغارات، تحف العقول، نهج البلاغه و امالی مفید و نهج السعاده با تفاوت در عبارات.
327) ر.ک: امالی مفید، ج 33، ص 549؛ الغارات، ص 158؛ تحف العقول، ص 179، دو حدیث نبوی در مصادر دیگر نیست.
328) ر.ک: امالی مفید، ص 268؛ نهج السعاده، ج 4، ص 121 و با اختلافاتی در مصادر دیگر.
329) این قسمت را از فان استطعت تا فعله از تحف العقول است، صص 179، 180 و در غارات و کتب دیگری که از آن نقل شده، ضمن نامه ای مستقل مشابه آنچه نقل شد، آمده است. الغارات، ص 145؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 66؛ نهج السعاده، ج 4، ص 102؛ بحارالانوار، چاپ قدیم، ج 8، 546؛ جدید، ج 33، ص 542.
330) ر.ک: همان مدارک ذیل نامه ای مستقل، به جز تحف العقول.
331) ر.ک: امالی مفید، ص 269؛ نهج السعاده، ج 4، ص 122؛ تحف العقول، ص 180؛ الغارات، ص 158؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 71 و بحارالانوار، ج 33، ص 550.
332) سوره لقمان، آیه 17.
333) آیه تنها در تحف العقول ذکر شده است.
334) قسمت مربوط به روزه و اعتکاف فقط در غارات و بحار آمده و در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید و امالی مفید در این قسمت ذکر نشده. الغارات، ص 158، 159 و دو جلدی، ج 1، صص 249، 250؛ بحارالانوار، چاپ قدیم، ج 8، ص 548 و جدید: ج 33، ص 550، مجلسی این حدیث نبوی را به نقل از نامه امیرالمؤمنین به محمد بن ابی بکر در بحارالانوار، ج 94، ص 108، نیز نقل کرده است.
335) امالی مفید، ص 269؛ نهج السعاده، ج 4، صص 122، 123، و الغارات و بحارالانوار با تفاوت اندک. در ترجمه این نامه از ترجمه الغارات دانشمند محترم محمد باقر کمره ای استفاده شده است.
336) وسائل الشیعه، ج 11، ص 43 و صحیح ترمذی، کتاب السیر، ج 4، ص 162، حدیث 1617.
337) الغارات، صص - 180؛ دو جلدی، ج 1، ص 179؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 76؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 84؛ بحارالانوار، ج 33، ص 558؛ نهج السعاده، ج 5، ص 138؛ الغدیر، ج 11، ص 64؛ ناسخ التواریخ، زندگانی حضرت علی ابن ابی طالب، ج 3، ص 303.
338) سوره آل عمران، 145.
339) سوره قمر، آیه 43.
340) اشاره است به آیه 97 سوره اسراه کلما خبت زدنا هم سعیراً.
341) سوره مائده آیات، 44 و 45 و 47.
342) الغارات، ص 185 و ترجمه آن، ص 119؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، صص 85 - 88؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 79؛ کامل ابن اثیر، ج 3، ص 179؛ بحارالأنوار، ج 33، ص 561.
343) الغدیر، ج 11، ص 65.
344) الغارات، ص 191، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 90، بحارالانوار، ج 33، ص 563؛ نهج السعاده، ج 2، صص 467، 472.
345) این ضرب المثلی است که اسماء دختر عبدالله عذریه گفته است. او شوهری داشت به نام عروس که مرد و بعد از وی با مردی بخیل و بدبو به نام نوفل ازدواج کرد. زمانی که سر قبر عروس رفته بود و بر فراقش گریه می کرد و به شوهر جدیدش کنایه می زد، نوفل او را حرکت داد. وقتی حرکت کرد، شیشه عطرش افتاد. نوفل گفت: عطرت را بردار، زن گفت: لا عطر بعد عروس و این کنایه از این است که قبل از مرگ عطر مرگ لازم بود و باید عجله کرد (المنجد و قاموس اللغة).
346) این قسمت فقط در نهج البلاغه است، صبحی صالح، ص 532، حکمت 325.
347) الغارات، ص 193؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 91؛ بحارالانوار، ج 33، ص 564، تاریخ طبری، ج 4، ص 82، کامل ابن اثیر، ج 3، ص 180؛ الغدیر، ج 11، 67؛ أعیان الشیعه، ج 7، ص 466.
348) سوره انفال، آیه 6.
349) الغارات، ص 195 و دو جلدی، ج 1، ص 101؛ بحارالانوار، ج 33، ص 565؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، 91، 92؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 82، کامل ابن اثیر، ج 3، ص 180، نهج السعاده، ج 2، ص 473؛ ناسخ التواریخ، حضرت علی ابن ابی طالب، ج 3، ص 313؛ قسمت اخیر این خطبه و قسمت اول خطبه قبلی که در متن ذکر شد، با خطبه سی و نه نهج البلاغه مطابق است که حضرت در این زمینه (کوتاهی مردم کوفه) با اندک تفاوت در عبارت ایراد فروده است.
350) الغارات، ص 196؛ بحارالانوار، ج 33، ص 565؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 92؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 83؛ نهج السعاده، ج 5، ص 130؛ معادن الحکمه، ج 1، 302 به نقل از نهج البلاغه.
351) الغارات، ص 197 - 196.
352) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 89.
353) بنابراین اسماء در هنگام عروسی فاطمه زهراء در مدینه نبوده است که برخی حکایتی را به وی نسبت می دهند؛ بحارالانوار، ج 43، صص 122، 132، 133 و طبق نقل علامه مجلسی اسماء دختر یزیدبن سکن انصاری در عروسی فاطمه حضور داشته (بحار ج 43 ص 143) در این صورت داستان وصیت خدیجه به اسماء صحیح نخواهد بود؛ ولی بنابر نقل ابو اثیر (اسدالغابه، ج 8، ص 18) دختر یزید از انصار بوده و امکان ملاقات وی با خدیجه بعید است.
354) سفینة البحار، ج 1. ص 663.
355) الغارات، ص 197؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 93، بحارالانوار، ج 33، ص 566؛ نهج البلاغه، خطبه 67، فیض الاسلام، ص 162.
356) هاشم مردی کاردان و با تجربه بود و از خواص یاران آن حضرت بود که در صفین به شهادت رسید.
357) الغارات صص 212 - 200 و دو جلدی، ج 1، ص 302؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 94 به نقل از الغارات، و بحارالانوار، ج 33، ص 567.
358) الامامة و السیاسة، ج 1، ص 154.
359) کشف المحجة، چاپ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ص 235 و نهج السعاده، ج 5، صص 257 - 195 و معادن الحکمه، ج 1، ص 150.
360) نهج البلاغه، نامه 62، صبحی صالح، ص 451؛ فیض الاسلام، ص 1048.
361) نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه های، 172، 80، 217، 219، 229 و...
362) معجم البلدان، ج 1، صص 432 -433.
363) الکامل، ج 2، ص 378.
364) تاریخ طبری، هشت جلدی، ج 3، ص 319؛ اسد الغابه، ج 3، ص 288.
365) تاریخ طبری، ج 3، ص 463.
366) کتاب الخصال، ص 608.
367) تنقیح المقال، ج 2، ص 245.
368) لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا أماناتکم و أنتم تعلمون (انفال، آیه: 27)
369) احتجاج طبرسی، ج 1، ص 103.
370) اسدالغابة، هفت جلدی، ج 3، ص 577؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 205؛ الدرجات الرفیعه، ص 381؛ اعیان الشیعه، ج 8، ص 139.
371) مروج الذهب، ج 2، ص 334؛ فتوح البلدان، ص 269.
372) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 151.
373) فتوح البلدان، ص 269.
374) فتوح البلدان، صص 268، 270.
375) تاریخ بغداد، ج 1، ص 180.
376) انساب الاشراف، ج 2، ص 222.
377) الفتوح، ج 1 - 2، ص 477 و ترجمه آن با عنوان تاریخ عثم کوفی، ص 166؛ ناسخ التواریخ، زندگانی حضرت علی (علیه السلام)، ج 5، ص 25.
378) خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) ص 30.
379) خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) ص 30.
380) اسدالغابة، ج 3، ص 289؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 5، ص 194.
381) ناسخ التواریخ، زندگانی حضرت امیر، ج 5، ص 146.
382) ر.ک. عهدنامه مالک بخش بیست و یکم در همین کتاب.
383) سفینة البحار، ج 2، ص 158.
384) تعبیر به مترفین در نهج السعاده آمده است، ج 4، ص 32.
385) سوره مجادله، آیه 22.
386) نهج البلاغه، نامه 45، صبحی صالح، ص 416؛ فیض الاسلام، ص 965؛ دکتر شهیدی، ص 317، ترجمه دکتر اسدالله مبشری، ج 2، ص 153؛ نهج السعاده، ج 4، ص 32، معادن الحکمه، ج 1، 220. و بحارالانوار ج، ص 340، حدیث 27، همه به نقل از نهج البلاغه.
387) مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 101.
388) بحارالانوار، ج 40، ص 318 به نقل از خرائج و جرایح راوندی.
389) المعجم المفهرس لا لفاظ نهج البلاغه، ص 1396 به نقل از ربیع الابرار، ص 216.
390) روضة الواعضین، ص 127، انتشارات رضی. و چاپ اعلمی بیروت ص 142.
391) امالی صدوق، مجلس 77، حدیث 10 و ص 415.
اما آنچه در خرایج و جرایح قطب الدین راوندی آمده، به نقل از بحارالانوار، ج 40، ص 318، چنین است:
و اعلم أن امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه، یسد فورة جوعه بقرصیه، لا یطعم الفلذة فی حوله الا فی سنة أضحیته، و لن تقدرواعلی ذلک. فأعینونی بورع و اجتهاد، و کأنی بقائلکم یقول ابن أبی طالب هذا قعد به الضعف عن مبارزة الأقران و منازعة الشجعان! والله ما قلعت باب خیبر بقوة جسدانیة و لا بحرکة غذائیة و لکنی ایدت بقوة ملکیة و نفس بنور بارئها مضیئة.
392) امالی صدوق، ص 415.
393) ابن ابی الحدید نسخه بدلهای نامه را با یروی و روی نقل کرده که ما نیز در پاورقی هر قسمت را نقل می کنیم. ظاهراً ابن ابی الحدید این بخشها را از شرح نهج البلاغه قطب راوندی گرفته است که در ذیل این نامه آورده است (منهاج البراعه، ج 3، ص 39 به بعد).
394) و کثرت علیک الجفان فکرعت و أکلت أکل ذئب نهم، أو ضبع قرم.
395) قد اکتفی من الدنیا بطمریه، و سد فورة جوعه بقرصیه، لا یطعم الفلذة فی حولیه الا فی یوم أضحیة. همان، ص 207.
396) سوره قصص، آیه 83.
397) و لو شئت لا هتدیت الی هذا العسل المصفی، و الباب هذا البر المنقی؛ فضربت هذا بذالک؛ حتی ینضج وقوداً و یستحکم معقوداً. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 16، ص 287.
398) آل عمران، آیه 146.
399) شعراء، آیه 227.
400) الجوهرة فی نسب الامام علی و آله، ص 81 - 83. و ترجمه آن، ص 84 به بعد.
401) اسدالغابة، ج 4، ص 115. این حدیث به این عبارت نیز نقل شده: امرت بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین، بحارالانوار ج 32 و ص 303 و 293 به نقل از امام رضا (علیه السلام)، در عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 61.
402) بحارالانوار، ج 32، ص 299.
403) الغدیر، ج 3، ص 192.
404) اسدالغابة، ج 4، ص 114، و الغدیر ج 3، ص 192.
405) الغدیر، ج 3، ص 192؛ اسدالغابة، ج 4، ص 115.
406) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 178؛ تاریخ طبری، ج 3، ص 456. کتاب عقد الفرید (تحقیق محمد سعید عریان، ج 5، ص 57) تصریح می کنند که اولین بیعت کننده طلحه بوده است. شیخ مفید در کتاب جمل صفحه 65 این نظر را تأیید می کند و قول مخالف را به عثمانیه که مخالف علی (علیه السلام) هستند، نسبت می دهد؛ چون برخی گفته اند طلحه به زور و از ترس مالک اشتر بیعت کرده است. طبری نیز این قول را نقل کرده است.
407) بحارالانوار، ج 32، ص 32.
408) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 11، ص 17.
409) الامة و السیاسة، ج 1، ص 52.
410) نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 205، ص 321 و فیض الاسلام، خطبه 194، ص 656.
411) نهایة الارب، ج 5، ص 108 و کامل، ج 3، ص 100.
412) نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه، 167 و ص 546. و صبحی صالح خطبه 168، ص 243.
413) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 10، ص 235.
414) قصص، آیه 83.
415) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 11، ص 16، بحارالانوار ج 32، ص 28.
416) بحارالانوار، ج 70، ص 153 به نقل از معانی الاخبار صدوق، ص 180.
417) سوره فتح آیه 10.
418) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 11، ص 17.
419) الجمل، ص 89؛ چاپ جدید، ص 167 و نبرد جمل، ص 100.
420) الجمل، ص 219؛ چاپ جدید، ص 409.
421) همان کتاب، ص 81.
422) الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 105 و ترجمه آن، ج 3، ص 342 و بحارالانوار، ج 32 و ص 143؛ الامامة و السیاسه، ج 1، ص 52؛ تذکرة الخواص، ص 62.
423) ضرب الله مثلاً للذین کفروا امرأة لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما. (سوره تحریم آیه 10) خداوند همسر نوح و همسر لوط را برای شناخت زنان کافر مثل زده است. این دو همسر دو بنده صالح ما بودند و (با افشای اسرار) به شوهران خود خیانت کردند.
424) منتخب التواریخ، ص 157.
425) تاریخ اعثم کوفی، ص 155.
426) الجمل مفید، ص 75.
427) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 175.
428) الجمل، ص 123.
429) جند: منطقه ای از یمن است که یعلی حاکم آنجا بوده است و عبدالله بن ابی ربعه حاکم صنعا بوده است و یمن منطقه سومی نیز داشته که احتمالاً حبیب بن منتجب کارگزار آنجا بود که علی (علیه السلام) وی را بر حکومتش ابقاء کرد و آن منطقه حضرموت است. برخی مترجمین جند را به لشکر ترجمه کرده اند (جند) که صحیح نیست. به جلد اول این کتاب فصل کارگزاران یمن مراجعه شود.
430) الجمل، ص 124 و نبرد جمل، ص 140.
431) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 175.
432) تاریخ فخری، ص 115.
433) نهایة الارب، ج 5، ص 116 و الکامل، ج 3، ص 106.
عبدالله بن عامر فردی محتاط و ترسو بود. وی با علی (علیه السلام) بیعت نکرد و گفت: بیعت نمی کنم تا زمانی که تمام مردم با علی بیعت کنند (انساب الاشراف ج 2، ص 207) و از این رو مدینه را ترک کرد. وی زمانی که حجاج بن یوسف حاکم کوفه شد، شبانه در خانه حجاج آمد که با عبدالملک خلیفه وقت بیعت کند، تا شبی را بدون امام به روز نیاورد؛ چرا که معتقد بود که پیامبر فرموده: من مات و لا امام له مات میتة جاهلیة حجاج هم با کمال بی اعتنایی با او برخورد کرد و همانطور که خوابیده بود، پایش را از ختخواب بیرون آورد و گفت به پایم دست بده! (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13، ص 242). وی همیشه تأسف خود را از عدم همراهی با علی (علیه السلام) در جنگهایش ابراز می کرد و در هنگام مرگ گفت: در این هنگام در خود ناراحتی نسبت به دنیا احساس نمی کنم جز این که همراه علی با گروه باغی نجنگیدم. (اسدالغابة، ج 3، ص 342).
434) الفتوح، ج 2 - 1، ص 456؛ تاریخ اعثم کوفی، ص 168؛ بحارالانوار، ج 32 ص 162؛ اعیان الشیعه، ج 1، ص 448؛ الاختصاص، ص 116؛ ناسخ التواریخ، زندگانی حضرت علی ابن ابی طالب، ج 1، ص 61.
435) الامامة و السیاسة، ج 1، ص 56.
436) ناسخ التواریخ، ج 1، ص 64.
437) الفتوح، ج 2 - 1، ص 457؛ بحارالانوار، ج 32، ص 168.
438) سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین، ج 1، ص 336.
439) الفتوح، ج 1، ص 458؛ نهایة الارب، ج 5، ص 117.
440) نهایة الارب، ج 5، ص 117؛ الکامل، ج 3، ص 107.
441) انساب الاشراف، ج 2، ص 223.
442) الغارات، ص 418؛ مروج الذهب، ج 3، ص 24.
443) الجمل،ص 204.
444) الامامة و السیاسة، ج 1، ص 63؛ تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 181، الکامل، ج 3، 107.
445) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 311.
446) الغدیر، ج 3، صص 191 - 188؛ ج 10ص 47.
447) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 311؛ تذکرة الخواص، ص 66؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 224.
448) المناقب، ص 181، تحقیق مالک محمودی.
449) نهایة الارب، ج 5، ص 119؛ بحارالانوار، ج 32، ص 118؛ الکامل، ج 3، ص 107.
450) ابن ابی الحدید در شرح خطبه 22، (1 ج، ص 306) می نویسد: زمانی که فرستادگان علی (علیه السلام) از نزد عایشه، طلحه و زبیر برگشتندو خبر دادند که آنها در صدد جنگند حضرت آن خطبه را خواند و خطبه مشابهی از ابومخنف نقل کرده است. و از این سخن استفاده می شود که علی (علیه السلام) برای حل مشکل افرادی را نزد ناکثین فرستاده است.
451) نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 194؛ فیض الاسلام، خطبه 137، ص 1418.
452) نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 174، ص 249؛ فیض الاسلام، خطبه، 173، ص 526.
453) نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 8، ص 54.
454) نهج البلاغه صبحی صالح، نامه 54، ص 445؛ فیض الاسلام، ص 1035.
455) نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 169، ص 445؛ فیض الاسلام، ص 549.
456) الجمل، ص 128؛ و ترجمه آن، نبرد جمل، ص 145. البته در این مأخذ، سؤال محمد بن ابی بکر و پاسخ امیرالمؤمنین (علیه السلام) موجود نیست.
457) بر گرفته از آیه سوره حاقه؛ فعصوا رسول ربهم فأخذهم أخذة رابیة.
458) سوره حج، آیه 60.
459) بحارالانوار، ج 32، ص 61؛ نهج السعاده، ج 1، صص 253 - 255؛ هر دو به نقل از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 307 و ترجمه آن از دکتر محمود مهدوی دامغانی، ج 1، ص 149، این را خطبه را شیخ مفید با اختلاف در عبارات و اختصار در بخش پایانی آن در ارشاد( ج 2 / ص 245) و امالی ص 154 نقل کرده است.
460) نهایةالارب، ج 5، ص 125؛ الکامل، ابن اثیر، ج 3، ص 113.
461) الامامة والسیاسة، ج 1، ص 54.
462) عقد الفرید، ج 5، ص 60.
463) نهایة الارب، ج 5، ص 119.
464) اسدالغابة (ج 2، ص 44) حکیم به فتح حاء آمده و می نویسد: و گفته شده حکیم به ضم حاء و این قول اکثر است.
465) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، 311؛ تنقیح المقال، ج 2، ص 245 الدرجات الرفیعه، ص 381.
466) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 312، الدرجات الرفیعه، ص 382؛ أعیان الشیعه، ج 8، ص 140؛ نهج الساده، ج 4، ص 42؛ ناسخ التواریخ، حضرت علی (علیه السلام) ج 1، ص 84، چاپ مطبوعات دینی، قم؛ معادن الحکمه، ج 1، ص 320.
467) شرح نهج البلاغه، کمال الدین میثم، ج 4، ص 349.
468) نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 838؛ صبحی صالح، ص 366؛ معادن الحکمه، ج 1، ص 319.
469) الامامة و السیاسه، ج 1، ص 63.
470) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 313.
471) انساب الاشراف، ج 2، ص 225.
472) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 313؛ الامامة و السیاسة، ج 1، ص 64.
473) الامامة و السیامة، ج 1، 65؛ تاریخ طبری، هشت جلدی، ج 3، ص 482.
474) شرح نهج ابلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، 314.
475) نهایة الارب، ج 5، ص 120.
476) انساب الاشراف، ج 2، ص 226.
477) الامامة والسیاسة، ج 1، ص 69؛ تاریخ طبری، ج 3، 482؛ الکامل، ج 3، 109.
478) تاریخ طبری، ج 3، ص 482؛ الکامل، ج 3، 109.
479) شرح نهج ابلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، 318.
480) همان مدرک؛ الامامة و السیاسیة، ج 1، ص 68.
481) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 320؛ الامامة و السیاسه، ج 1، ص 69؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 227، الجمل، ص 151؛ تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 181؛ اعیان الشیعه، ج 8، ص 141.
482) تاریخ طبری، ج 3، ص 484؛ الکامل، ج 3، ص 110؛ نهایةالارب، ج 5، ص 122.
483) الکامل، ج 13 ص 215؛ سیمای کارگزاران علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین ج 1، ص 136.

484) اسدالغابة، ج 2، ص 44، رقم 1233.
485) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 320.
486) الکامل، ج 3، ص 110.
487) اسد الغابة، ج 2، ص 291، رقم 1848.
488) الغدیر ج 9، ص 42.
489) اسدالغابه، ج 2، ص 292.
490) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 321؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 227، با اندکی تفاوت.
491) الجمل، ص 152، و نبرد جمل، ص 171؛ الامامة و السیاسه، ج 1، ص 69؛ تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 181؛ الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 111.
492) ر.ک، جلد اول این کتاب، کارگزاران مدینه، ص 127.
493) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 321.
494) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 322؛ الجمل، ص 153.
495) الجمل، ص 152 و ترجمه آن، نبرد جمل، ص 172.
496) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 322.
497) نهایة الارب، ج 5، ص 123.
498) الجمل، ص 153.
499) نهایة الارب، ج 5، ص 123.
500) تاریخ طبری، ج 3، ص 491.
501) مجالس المؤمنین، ج 1، ص 228؛ الدرجات الرفیعه، ص 391. وی جزو بصریانی بود که همراه ذریح بن عباد و بشربن شریح و ابن محرش به فرماندهی حرقوص برای اعتراض به عثمان به مدینه رفتند.(الکامل ج 3، ص 79 - 80).
502) تاریخ طبری، ج 3، ص 368. برای اطلاع بیشتر از تحریفات طبری به کتاب عبدالله بن سباء نوشته علامه عسکری و مقاله غلات از دیدگاه شیخ مفید مجله حوزه شماره 54 ص 209 مراجعه شود.
503) الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 72.
504) اسدالغابه، ج 2، ص 44، امیرالمؤمنین (علیه السلام) در دو سخنرانی که قبل از جنگ جمل ایراد کرده از حکیم بن جبله و سبابجه به نیکی یاد می کند، سبابجه را صالح و حکیم را کسی که برای خدا خشمناک شده و به شهادت رسیده معرفی می کند. و قتلوا السبابجة راجالاً صالحین و قتلوا حکیم بن جبلة ظلماً وعدواناً لغضبه لله. الجمل صص 177 و 178 و چاپ جدید: ص 331 و 334.
505) الجمل، ص 154 و چاپ جدید الجمل، ص 285. و نبرد جمل، ص 173؛ نهج السعاده، ج 1، ص 278؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 321.
506) نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 172، ص 247؛ فیض الاسلام خطبه 171، ص 557.
507) نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 201، ص 319.
508) همان مدرک، حکمت 154، ص 499.
509) الامامة و السیاسة، ج 1، ص 70.
510) انساب الاشراف، ج 2، ص 239.
511) الجمل، چاپ جدید، ص 336.
512) عمروبن جرموز تمیمی بعدها جزء رؤسای خوراج گردید. (اثبات الوصیه، ص 159).
513) تاریخ فخری، ص 1180 به بعد؛ اسدالغابه، ج 3، ص 86 و ج 2، ص 252.
514) در نهج البلاغه (صبحی صالح، خطبه 123، ص 180 آمده است أهون علی من میتة علی الفراش فی غیر طاعة الله.
515) الجمل، ص 190 و چاپ جدید، ص 358.
516) نبرد جمل، ص 214.
517) نهایةالارب، ج 5، ص 147 - 153، به اختصار؛ تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 183.
518) دستور حضرت این بود: لا تقتلوا مدبراً و لا تجهزوا علی جریح و لا تکشفوا عورة و لا تهیجوا امرأة و لا تمثلوا بقتیل و من طرح السلاح فهو آمن و من دخل بیته فهو آمن الجمل، چاپ جدید، ص 342، 379 و 365.
519) نهایةالارب، ج 5، ص 153.
520) انساب الاشراف، ج 2، ص 264؛ تاریخ طبری، ج 3، ص 543.
521) الجمل، ص 219.
522) ر.ک، وسائل، ج 11، ص 54 و انقلاب اسلامی ایران در آیات و روایات، ص 53، تألیف نگارنده.
523) نهج البلاغه، صحبی صالح، خطبه 73، ص 102.
524) همان مدرک، خطبه 163، ص 235.
525) الجمل، چاپ جدید، ص 405.
526) نهایة الارب، ج 5، ص 155؛ تاریخ اعشم کوفی، ص 182؛ تاریخ فخری، ص 120. الجمل، چاپ جدید، ص 415.
527) به نهج البلاغه، صبحی صالح مراجعه شود. خطبه های، 13، ص 55؛ 14، ص 56؛ 80، ص 105؛ 128 ص 185؛ 148، ص 206؛ 209، ص 324؛ 219، ص 337 کنار جنازه طلحه و عبدالرحمان.
528) سوره رعد، آیه 11.
529) روضة الکافی، ص 256، حدیث 368؛ نهج السعاده، ج 1، ص 363؛ بحارالانوار طبع قدیم، ج 8، ص 443، سطر 3 و چاپ جدید، ج 32، ص 233.
530) الجمل، ص 214.
531) الجمل، ص 154؛ چاپ جدید، ص 285 و نسخ بدل یعسوب المؤمنین، یعسوب الدین آمده.
532) نهج البلاغه صبحی و صالحی، حکمت 77، ص 480.
533) همان مدرک، حکمت 316، ص 530.
534) تاج العروس، ج 3، ص 369.
535) الجمل، ص 214؛ نبرد جمل، ص 240. الجمل چاپ جدید، ص 401، در این چاپ شش میلیون آمده.
536) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 249.
537) همان کتاب، ص 250.
538) الجمل، ص 215؛ بنابراین عبارت متن جمل باید فاصاب کلهم تصحیح شود.
539) الجمل صص 211 - 212؛ چاپ جدید، صص 395 - 398.
540) دائرة المعارف تشیع ج 3، ص 264؛ سفرنامه ناصر خسرو ص 157.
541) تاریخ السلام، 80 - 61، ص 158.
542) الجمل 215؛ این نامه را در جلد اول این کتاب صفحه 171 نقل کرده ایم.
543) وقعة صفین، ص 3.
544) مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 163.
545) اعیان الشیعه، ج 8 - ص 142؛ اسدالغابة، ج 3، ص 577؛ تاریخ الاسلام، عهد معاویه، ص 181.
546) معصوم دوم، ج 2، ص 86.
547) علی و بوه، ص 55.
548) شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 4، ص 399 ذیل نامه 20؛ سفینة البحار، ج 1، ص 579.
549) الجمل مفید، ص 224؛ و قسمتی از آن از توسع، سع در نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 76، ص 1080، صبحی صالح، ص 465؛ شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 5، ص 323.
550) الجمل، ص 224 و چاپ جدید، ص 420.
551) نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت 165.
552) الجمل شیخ مفید، ص 225.
553) مجالس المؤمنین، ج 1، ص 189؛ اسدالغابه، ج 3، ص 291؛ تاریخ اسلام، سال 61 - 80، ص 150.
554) اسدالغابه، ج 3، ص 291؛ حلیة الاولیاء ج 1، ص 315.
555) سفینة البحار، ج 2، ص 154.
556) تاریخ الاسلام، سال 61 - 80، ص 153؛ الدرجات الرفیعه، ص 99.
557) تأسیس الشیعه، ص 341.
558) ابن عباس و مکانته فی التفسیر، حجتی، ص 22، به نقل از البرهان فی علوم القرآن زرکشی، ج 2، ص 157.
559) همان کتاب. به نقل از التفسیر و المفسرون، ج 1، ص 90.
560) تاریخ الاسلام، سال 61 - 80 ، ص 151.
561) دایرة المعارف تشیع، ج 1، ص 346.
562) همان کتاب و حلیة الاولیاء، ج 1، ص 318.
563) تاریخ الاسلام، سال 61 - 80، ص 155، ذهبی سند این حدیث را صحیح می داند.
564) بحارالانوار، ج 40، ص 235.
565) کنوز السنة، ص 11.
566) همان کتاب، ص 161.
567) دایرة المعارف تشیع، ج 1، ص 346؛ الایضاح، ابن شاذان، ص 345.
568) مجالس المؤمنین، ج 1، ص 190.
569) سوره محمد، آیه 9.
570) الامام علی نظرة عصریة جدیدة، مقاله دکتر احمدی وائلی، ص 106؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 189، فقط سخن عمر، به ابن عباس را آورده است؛ الا یضاح فضل بن شاذان، ص 169. وی موارد دیگری از گفتگو ابن عباس با عمر در باب خلافت و حقانیت علی (علیه السلام) ذکر کرده است.
571) کنز العمل، ج 13، ص 103، حدیث 36357 به نقل از ابن عساکر؛ الغدیر، ج 6، ص 344؛ الامام علی نظرة عصریة جدیده، ص 106؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 12، ص 46؛ ترجمةالامام علی بن ابی طالب (علیه السلام) من تاریخ ابن عساکر، ج 2، ص 387، در این دو مدرک اخیر قمست پایانی نقل که سخنان پیامبر باشد موجود نیست و آقای محمودی در پاورقی آن را از منابع متعدد نقل کرده است به نظر می رسد که استنساخ کنندگان تاریخ ابن عساکر این بخش را حذف کرده اند.
572) الغدیر ج 6، ص 326.
573) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 177.
574) همان کتاب، ج 2، ص 240.
575) دایرةالمعارف تشیع، ج 1، ص 345.
576) دایرة المعارف تشیع، ج 1، ص 345.
577) اسم موضعی است در اطراف مدینه از قمست دریا در مسیر حجاج مصری که دارای 170 چشمه بوده و از آن فرزندان امام حسن بوده است. (تاج العروس ج 22، ص 225 و معجم البلدان ج 5، ص 450.)
578) نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه، 235، ص 819 و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13، ص 296.
579) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 176.
580) الامامة والسیاسة، ج 1، ص 35.
581) منهاج البراعة، ج 18، ص 251.

582) نهایة الارب، ج 5، ص 110.
583) منهاج البراعة؛ ج 18، ص 251؛ نهایةالارب، ج 5، ص 110.
584) همان کتاب، ص 251.
585) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 10، ص 233.
586) نهایةالارب، ج 5، ص 111؛ ترجمه کامل ابن اثیر، ج 3، ص 330؛ تاریخ طبری ج 3، ص 462.
587) نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت 321؛ فیض الاسلام، ص 1239.
588) برای آگاهی از چگونگی عزل معاویه به جلد اول همین کتاب، ص 65 مراجعه شود.
589) نهج السعاده، ج 1، ص 176؛ شرح نهج البلاغه ابن الحدید، ج 9، ص 15.
590) الاغانی، ج 12، ص 144؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 176؛ شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 2، ص 212؛ نهج السعاده ج 1، ص 164.
591) نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 175 خطبه 76 و صبحی صالح خطبه 77.
592) نهایه، ج 5، ص 172.
593) لسان العرب، ج 15، ص 263، هیجده جلدی در واژه و ذم و مجمع البحرین، ص 494؛ چاپ سنگی.
594) نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 91، ص 271؛ در این زمینه به جلد اول این کتاب صفحه 58 مراجعه شود.
595) همان کتاب، خطبه سوم.
596) سوره آل عمران، آیه 159.
597) نهایةالارب، ج 5، ص 111؛ ترجمه کامل ابن اثیر، ج 3، ص 330؛ الامامة و السیاسة، ج 1، ص 48.
598) نهایةالارب، ج 5، ص 124؛ تاریخ طبری، هشت جلدی، ج 3، ص 477.
599) الجمل، چاپ جدید، صص 239 - 240.
600) همان کتاب، ص 208.
601) تاریخ طبری، هشت جلدی، ج 3، ص 461.
602) الجمل مفید، چاپ جدید، ص 99.
603) الجمل مفید، چاپ جدید، صص، 51، 31، 94.
604) همان کتاب، صص 97، 98.
605) الاخبار الطوال، ص 143.
606) مجالس المؤمنین، ج 1، ص 247.
607) این قسمت در منابع مختلف موجود است، مجموعه ورام، ج 1، ص 9؛ مناقب شهر آشوب، ج 2، ص 101؛ بحارالانوار، ج 40، ص 328.
608) ارشاد مفید با ترجمه رسولی، ج 1، ص 241؛ چاپ جدید عربی، ج 1، ص 248.
609) آنچه در قلاب آمده از نهج البلاغه است و سخنان حضرت با تفاوت اندک در نهج البلاغه در خطبه 103 و 33 آمده است فیض الاسلام، ص 111، 307؛ شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 2، ص 72.
610) الجمل، شیخ مفید، چاپ جدید، ص 261.
611) الجمل، مفید، ص 146 و چاپ جدید، ص 265. در رابطه باکیفیت همراهی مردم کوفه و مخالفت ابو موسی به جلد اول فصل کارگزاران کوفه مراجعه شود.
612) الجمل، چاپ جدید، ص 272.
613) الجمل مفید، چاپ جدید، ص 293؛ شرح الاخبار، ج 2، ص 285 حدیث 598 عدد، شش هزار و پانصد ذکر شده.
614) بحارالانوار، ج 42، ص 147؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 2، ص 187.
615) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 14، ص 17.
616) الجمل مفید، چاپ جدید، ص 294.
617) همان کتاب، ص 319، تاریخ اسلام، عهد الخلفاء الراشدین، ص 485.
618) مجالس المؤمنین، ج 1، ص 184.
619) نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 106؛ صبحی صالح خطبه 31.
620) الجمل، چاپ جدید، صص 317، 318.
621) الجمل، چاپ جدید، ص 315؛ شرح الاخبار، ج 1، ص 338؛ حدیث 304.
622) همان کتاب، ص 317.
623) نهایة الارب، ج 5، ص 144.
624) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 183؛ اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 58؛ مروج الذهب، ج 2، ص 368.
625) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 229.
626) الجمل، چاپ جدید، ص 415؛ طبق نقل مسعودی حضرت بیست زن و سی مرد و عبدالرحمن بن ابوبکر، همراه عایشه به مدینه فرستاد (مروج الذهب ج 2، ص 370).
627) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 183.
628) اعیان الشیعه، ج 1، ص 197؛ نهج السعاده، ج 1، ص 339.
629) ابوبکره جزو شخصیتهای با سابقه در بصره بود، از زمانی که بصره تبدیل به شهر شد وی در آنجا سکونت داشت، فرزندش عبدالرحمان را اولین مولود شهر بصره دانسته اند. وی و سه برادر مادریش به نامهای نافع و زیاد و شبل گواهی به زنای مغیره بن شعبه در بصره دادند و بعد از اینکه زیاد نزد عمر شهادت خود را پس گرفت. خلیفه سه تن دیگر را حد قذف زد. آن دو اظهار توبه کردند. ولی ابوبکره بر شهادت خود پای فشرد. عمر خواست دو مرتبه او را حد زند. علی (علیه السلام) فرمود اگر او را حد بزنی چهار شهادت کامل می گردد. لذا عمر از وی دست برداشت. ابوبکره به امر به معروف و نهی از منکر اهتمام ورزید و دوبار بدین جهت کتک خورد که بنا به قولی در بار دوم در هنگام حکومت بصره مریض و به قولی از دنیا رفت. (ر.ک. دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 5، 242 معجم البلدان، ج 1، ص 432، الایضاح ابن شاذان، ص 545.
630) الکامل ابن اثیر، ج 3، ص 131؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 5، ص 242.
631) نهج البلاغه آغاز نامه 20، فیض الاسلام، ص 870.
632) البلدان، ترجمه آیتی، ص 57، جلد اول سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین، ص 433؛ تاریخ ابن خلدون، ج 2، ص 622، چاپ دارالفکر بیروت.
633) ر.ک. الغارات، ص 247.
634) الاغانی، ج 18، ص 295.
635) تاریخ طبری، ج 4، ص 106؛ جلد اول سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین، ص 380.
636) الاغانی، ج 8، ص 401.
637) تاریخ الاسلام، ص 520 - سال 100 - 81.
638) الکامل، ج 3، ص 182؛ الغارات، 268، 266.
639) تاریخ الاسلام، ص 519، سال 100 - 81 . در این کتاب در شرح حال وی می نویسد: ابوساسان از عثمان، علی، ابو موسی اشعری و مهاجربن قنفذ روایت نقل می کند و عده ای از جمله و پسرش یحیی از او روایت کرده اند. وی پرچمدار علی (علیه السلام) در صفین بود و مسؤول شهربانی وی. امیرالمؤمنین در جنگ صفین درباره وی اشعاری گفته است وی از بزرگان ربیعه بوده است و مردی بخیل به گونه ای که برخی عجمها درباره اش گفته اند:
یسد حضین بابه خشیة القری - باصطخر و الشاة السمین بدرهم
حضین از ترس پذیرایی مهمان در خانه خود را در اصطخر می بندد، در حالی که گوسفند چاق تنها یک درهم ارزش دارد.
از این پیداست که این شعر در زمانی که وی در اصطخر بوده، سروده شده است. ابوساسان خلافت سلیمان بن عبدالملک را درک کرده و گفته شده که در سال 97 از دنیا رفته است.
ابوساسان با اینکه جوان بود به دستور علی (علیه السلام) در جنگ جمل پرچمدار بکربن وائل و فرمانده پیاده های آنها بود (انساب الاشراف، ج 2، ص 268؛ الجمل، ص 320) و در جنگ صفین حضور فعال داشت و فرمانده ربیعه و در این زمان سنش به 19 سال می رسید. (ر.ک وقعة صفین به ص 289؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 5، ص 227 الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 152؛ تهذیب تاریخ دمشق، ج 4، ص 379؛ اخبار الطوال، ص 172.)
640) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 249.
641) انساب الاشراف، ج 2، ص 133.
642) دایرة المعارف تشیع، ج 3، ص 262.
643) نهج البلاغه نامه 76، فیض الاسلام، ص 1080؛ نهج السعادة، ج 1، ص 424؛ الامامة و السیاسة ج 1، ص 85، با اضافات.
644) الجمل، مفید، ص 224، به صفحات اولیه شرح حال ابن عباس مراجعه شود.
645) تاریخ تمدن اسلام، ص 100.
646) دایرة المعارف تشیع، ج 1، ص 345.
647) البیان و التبیین، ج 1، صص 74 و 215، تحقیق حسن سندوبی.
648) مختصر تاریخ دمشق، ج 12، ص 320.
649) السنن الکبری، بیهقی، ج 4، ص 168.
650) مانند مؤلف کتاب، تفسیر کلامی قرآن، ص 133.
651) فتوح البلدان، ص 85.
652) کتاب الخلاف، ج 2، ص 62.
653) المغنی ابن قدامه، ج 2، صص 293، 294.
654) همان کتاب، ص 335.
655) همان کتاب، ص 294؛ کتاب الخلاف، ج 2، ص 63.
656) المحلی، ابن حزم، ج 5، ص 212، کتاب زکاة.
657) عول آن است که در برخی موارد که زن یا شوهر ارث برند. سهام ارث ورثه زیاده از حصه های مفروض ارث است. در نتیجه تقسیم ارث دچار کمبود می شود. اهل سنت این نقصان را متوجه تمام ورثه می دانند. و شیعه معتقد است که سهم ارث زوجین و والدین کم نمی شود چرا که نقصان متوجه کسانی می گردد که زیادی به آنها می رسد. (ر.ک. اللمعة الدمشقیه ج 8 / 86 و 251، شرح کلانتر).
658) سوره شعراء، آیه 227.
659) الامالی، مفید، صص 47، 286.
660) ر.ک، مجالس المؤمنین، ج 1، ص 190؛ عول و تعصیب، دکتر نجات، ص 413.
661) فروع الکافی، ج 7، ص 78.
662) تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 171؛ شرح الاخبار ج 2، ص 500، در مکه.
663) نهج السعاده، ج 1، ص 354. در نقل کافی آمده است امت در چیزی از امر خدا نزاع نمی کرد جز انیکه علم آن از کتاب خدا نزد ما بود.

664) مختصر تاریخ دمشق، لا بن عساکر، ج 12، ص 320.
665) مختصر تاریخ دمشق، لا بن عساکر، ج 12، ص 320.
666) همان کتاب، ص 313.
667) الاغانی، ج 22، ص 229.
668) تاریخ تمدن اسلام، ص 180.
669) السنن الکبری، بیهقی، ج 1، ص 185؛ 3 / 185 به نقل از صحیح بخاری و مسلم.
670) همان کتاب، ج 1، ص 93.
671) این بخش از نامه را بحرانی در شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 395 نقل کرده و در نهج البلاغه نیست؛ منهاج البراعة، ج 18، ص 309؛ بحارالانوار، چاپ کمپانی، ج 8، ص 634.
672) نهج البلاغه نامه 18، فیض الاسلام، ص 867.
673) ابن میثم می نویسد: گفته شده که این قرابت در الیاس بن مضر است که بنی تمیم بن بنی هاشم متصل می گردد. ر.ک: شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 397.
674) آغاز نامه: أما بعد: فان خیر الناس عند الله عزوجل أقومهم الله بالطاعة فیما له و علیه، و أقولهم بالحق ولو کان مرا؛ فان الحق به قامت السموات و الارض. ولتکن سریرتک کعلانیتک، ولیکن حکمک واحداً، و طریقتک مستقیمة؛ فان البصره... (وقعه صفین، ص 106؛ ناسخ التواریخ، حضرت علی (علیه السلام)، ج 1، ص 389).
675) بحارالانوار، ج 40، ص 328؛ نهج السعاده، ج 5، ص 348.
676) وقعه صفین، ص 105؛ منهاج البراعة، ج 18، ص 38؛ ناسخ التواریخ، ج 5، ص 164، و چاپ مطبوعات دینی، زندگانی حضرت علی، ج 1، ص 387، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 3، ص 183؛ بحارالانوار، ج 32، ص 400 نقل آن با ابن ابی الحدید یکی است و آغاز نامه تفاوت دارد و جمله فانه لیس... الا قلیل منهم در آن نیست؛ نهج السعادة، ج 4، ص 129؛ نزهة الناظر، حلوانی، ص 28، در کتاب الصناعتین الکتابة و الشعر ابی هلال عسکری دو جمله از این نامه آمده که حضرت به ابن عباس فرمود: أرغب راغبهم و احلل عقدة الخوف عنهم ص 221.
677) بحارالانوار، ج 32، ص 401؛ وقعه صفین، ص 106؛ نهج السعاده، ج 5، ص 321؛ ناسخ التواریخ، ج 5، چاپ رحلی، ص 165 و چاپ دیگر، زندگانی حضرت علی، ج 1، ص 389؛ پیکار صفین، ترجمه وقعة صفین، ص 149. در برخی ترجمه ها من قبلنا را به کارگزاران ترجمه کرده اند که صحیح نیست.
678) ر.ک: جلد اول همین کتاب، ص 110؛نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 67، ص 1064.
679) ر.ک. به جلد اول همین کتاب ص 317، انساب الاشراف، ج 2، ص 166.
680) مناقب الامام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام)، ج 2، ص 73، حدیث 558.
681) بحارالانوار، ج 75، ص 57؛ تحف العقول با ترجمه غفاری، ص 219 کلمه قصار 122؛ نهج السعاده، ج 5، ص 322.
682) السنن الکبری، بیهقی، ج 6، ص 249؛ المحلی، ابن حزم، ج 9، ص 284.
683) من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 287؛ تحقیق علی اکبر غفاری؛ وسائل الشیعة، ج 17، ص 490.
684) فروغ الکافی، ج 7، ص 109.
685) نهج البلاغه، فیض السلام نامه 72.
686) بحارالانوار، ج 32، ص 407؛ وقعة صفین، ص 116؛ ناسخ التواریخ زندگانی حضرت علی، ج 1، ص 405.

687) بحارالانوار، ج 32، ص 407، وقعه صفین، ص 116.
688) انساب الاشراف، ج 2، ص 293.
689) وقعة صفین، ص 117.
690) وقعة صفین، ص 221.
691) این قسمت بخشی از آیه 7 سوره اعراف است.
692) وقعة صفین، ص 316؛ 318؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 5، ص 251؛ پیکار صفین، ص 435.
693) وقعة صفین، صص 415 - 410؛ پیکار صفین، صص 569 - 562؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 8، صص 66 - 63؛ الامامة و السیاسه، ج 1، ص 112.
694) وقعة صفین، ص 500.
695) پیکار صفین، ص 690.
696) نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، خطبه 238، ص 823شرح ابن میثم؛ ج 4، ص 328.
697) حاشیه پیکار صفین، ص 689 به نقل از سفیران ابن الفراء صص 33 - 34، ترجمه پرویز اتابکی.
698) الاختصاص، ص 178، تحت عنوان کتاب محنة امیرالمؤمنین (علیه السلام؛ در نقل طبری حضرت بخشی از این سخنان را در ارتباط با حفظ نسل رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و... ر پاسخ به اعتراض عبدالله بن ودیعه انصاری که چرا با مخالفان درگیر نشده، بیان کرده است. (تاریخ طبری ج 4، ص 40).
699) برای اطلاع از مضمون قرارداد به جلد اول همین کتاب، صفحه 163 مراجعه شود.
700) وقعة صفین، ص 511.
701) انساب الاشراف، ج 2، ص 338.
702) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 190.
703) الأخبار الطوال ص 196؛ معصوم دوم، ج 2، ص 184.
704) شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 2، ص 90. برخی گفته اند نخستین معترض به قرارداد، عروة بین ردیه تمیمی بود که شمشیر کشید و ضربه آرامی به است اشعث زد که آن رم کرد ر.ک: نهایة الارب، ج 5، ص 201؛ تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 190.
705) انساب الاشراف، ج 2، ص 338. طبری مالک اشتر را جزو کسانی می داند که به قرارداد اعتراض داشته و خواهان ادامه جنگ بودند و علی (علیه السلام) در پاسخ به وی این سخنان را بیان کرد و در واقع علی (علیه السلام) آنان را از بی رحمی خوارج بر حذر داشته است. (طبری ج 4، ص 42).
706) الفتوح ج 2، ص 202؛ معصوم دوم، ج 2، ص 185.
707) تذکرة الخواص، ص 99؛ نهایة الارب، ج 5، ص 210؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 342 ترجمه کامل ابن اثیر، ج 4، ص 118، مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 188، تاریخ طبری (هشت جلدی)، ج 4، ص 46.
708) سوره نحل آیه 91.
709) مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 188؛ تاریخ طبری (هشت جلدی، ج 4، ص 63.
710) مناقب، ج 3، ص 188. احتمالاً گفتگوی ابن کواء مربوط به جریان دیگری باشد و اعتراض زرعه به حضرت صحیح می نماید.
711) تاریخ طبری (هشت جلدی) ج 4، ص 53، حوادث سال 37.
712) مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 188.
713) حلیة الاولیاء، ج 1، ص 318.
714) نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 77، ص 1081؛ صبحی صالح، ص 465.
715) الارشاد مفید (با ترجمه رسولی محلاتی) ج 1، ص 266 و عربی ج 1، ص 270؛ مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 189؛ این بخش سخنان حضرت را به صورت خطبه ای مفصل در نهج البلاغه ذکر شده است. (نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 386، خطبه 125؛ احتجاج، ج 1، ص 274؛ الکامل، ج 23 ص 166.)
716) انساب الاشراف، ج 2، ص 360. در تاریخ یعقوبی (ج 2 ص 192) چهار سؤال مطرح شده که حضرت مانند آنچه در احتجاج آمده، پاسخ داده است. یک سؤال آن در این باره است که چرا در صفین با ما که با نظر تو مخالفت کردیم، نجنگیدی؟ حضرت پاسخ می دهد: که شما زیاد بودید و من و اهل بیتم اندک.
717) المبسوط فی الفقه الامامیه، ج 7، ص 265.
718) سوره سبأ، آیه 24.
719) سوره احزاب، آیه 21.
720) سوره مائده، آیه 95.
721) الاحتجاج، ج 1، ص 277. در کتاب شرح الاخبار (ج 2، ص 47) از قول نسائی و (ترجمة الامام علی من تاریخ ابن عساکر، ج 3، ص 192) نقل می کند که بعد از تجمع خوارج در حروراء که عده آنها به شش هزار تن می رسید، عبدالله پیشنهاد کرد با آنها سخن بگوید آنان سه اشکال از این شش اشکال را مطرح کردند: مسأله تحکیم رجال، جلوگیری از غنایم و اسارت زنان در جمل و حذف لقب امیرالمؤمنین در هنگام صلح طبق این نقل عبدالله مانند آنچه از علی (علیه السلام) نقل گردید به آن پاسخ می دهد.
722) الارشاد، مترج، ج 1، ص 266.
723) انساب الاشراف (هشت جلدی) ج 4، ص 54.
724) تاریخ طبری (هشت جلدی) ج 4، ص 356.
725) الکامل، ج 3، ص 166.
726) انساب الاشراف، ج 2، ص 354.
727) الکامل، ج 3، ص 166، جلد اول همین کتاب، ص 400.
728) تاریخ طبری (هشت جلدی)، ج 4، ص 54.
729) انساب الاشراف، ج 2، ص 360؛ طبری می نویسد: واقدی تصور کرده که اجتماع دو حکم در شعبان سال سی و هشت بوده است. (تاریخ طبری ج 4، ص 52).
730) ر.ک: جلد اول سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام) ص 164.
731) الکامل، ج 3، ص 170؛ تاریخ الطبری، ج 4، ص 55.
732) انساب الاشراف ج 2، ص 365؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 56، نهایة الارب، ج 5، ص 16 الکامل، ج 3، ص 170 و ترجمه آن، ج 4، ص 135؛ اخبار الطوال، ص 206.
733) همان منابع.
734) نهج البلاغه، فیض الاسلام خطبه 35 و 116 و صبحی صالحی، ص 79، آنچه ذکر شد در تاریخ طبری با کمبودهائی در عبارت ذکر شده و ادامه خطبه در نهج البلاغه نیست و ما آن را از تاریخ طبری نقل می کنیم.
735) تاریخ طبری، ج 4، ص 58؛ الکامل، ج 3، 171؛ نهایة الارب، ج 5، ص 217؛ الامامة و السیاسة، ج 1، ص 144؛ نهج السعاده، ج 5، ص 150.
736) اخبار الطوال، ص 206.
737) علی وبنوه، ص 121.
738) تذکرة الخواص، ص 103.
739) تاریخ بغداد، ج 1، ص 173.
740) تاریخ طبری، ج 4، ص 58؛ الکامل، ج 3، ص 171؛ نهایة الارب، ج 5، ص 217؛ الامامة و السیاسة، ج 1، ص 144.
741) انساب الاشراف، ج 2، ص 367.
742) اخبار الطوال، ص 206.
743) انساب الاشراف، ج 2، ص 362 درباره جنگ نهروان به اختصار در جلد اول صفحه 224 در شرح حال عبدالله بن خباب ارت کارگزار نهروان سخن گفته ایم.
744) الغارات، ص 164.
745) بحارالانوار، ج 33، ص 391؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 362.
746) الغارات، صص 300 - 292؛ الاغانی، ج 16، صص 268، 269.
747) نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 409.
748) الغارات، ص 220؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 3، ص 128؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 411؛ الکامل، ج 3، ص 283.
749) تاریخ طبری، ج 4، ص 86.
750) همان کتاب، ص 93.
751) همان کتاب، ص 86.
752) الکامل، ج 3، ص 172 و 175؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 59.
753) سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام) جلد اول، ص 351.
754) همان کتاب، ص 366.
755) دعه فان قبل الحق ورجع عرفنا ذلک له و قبلناه منه؛ و ان أبی طلبناه.
756) الغارات، صص 224 - 220؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 3، صص 128 - 130؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 88؛ نهج البلاغه، صبحی صالحی، خطبه 181، ص 259، سید رضی در اول خطبه تصریح می کند که آن در صدد ملحق شدن به خوارج بودند، و این خود دلیلی است که قبل از جنگ نهروان کوفه را ترک کردند.
757) الغارات، ص 225؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 3، ص 130؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 89؛ متن بخشنامه امیرالمؤمنین (علیه السلام) در جلد اول سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین صفحه 366 آمده است.
758) قرظه کارگزار امیرالمؤمنین (علیه السلام) در بهقباذ اعلی بوده کا شامل طسوج بابل می شده و نفر جزو بابل بوده است. به جلد اول همین کتاب، شرح حال قرظة بن کعب صفحه 177 و معجم البلدان ج 5، ص 295 مراجعه شود.
759) دهقان معرب ده بان است یعنی رئیس و بزرگ روستا.
760) الغارات ص 228؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 3، ص 132؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 89؛ نهج السعاده، ج 5، ص 177، در الغارات به جای البر المسلم المرء المسلم و به جای اعمالهم احوالهم ذکر شده و ما این کلمات را طبق شرح ابن ابی الحدید نقل کردیم.
761) بخشی از آیه 71 سوره مائده است و حسبوا ألا تکون فتنة فعموا و صموا....
762) شرج نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 3، ص 132؛ الغارات، ص 228؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 90؛ نهج السعاده، ج 5ص 178؛ بحارالانوار، ج 33، ص 408.
763) تعیین خلیفه از طریق شورا، از خواسته های خوارج بود.
764) همان کتابها و ترجمه فاری الغارات، آیتی، ص 126 به اختصار.
765) همان کتابها و الکامل ج 3، ص 184؛ نهایة الارب، ج 5، ص 227.
766) سوره نحل، آیه 96.
767) الغارات، ص 239؛ و ترجمه آن، ص 128، ترجمعه آیتی.
768) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 195.
769) چنین پیداست که امیرالمؤمنین (علیه السلام) مردم را در جریان حوادث و وقایع قرار می داده و از آنان نظر می خواسته است چرا که حکومت وی مردمی بوده است.
770) الغارات، ص 240؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 3، ص 140؛ بحارالانوار، ج 33، ص 413؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 96؛ نهج السعاده، ج 5، ص 185؛ منهاج البراعة، ج 4، ص 234؛ بحارالانوار چاپ قدیم، ج 8 ص 615.
771) نام عمان در گزارش الغارات که از عبدالله بن قعین ظاهراً به نقل از ابو مخنف است نیامده و طبری نام این راوی را عبدالله بن فقیم ذکر نموده است (ج 4، ص 94) و یادآوری می کنم مردم عمان در سال یازدهم هجری نیز مرتد شدند و بنی ناجیه در عمان زندگی می کردند و خریت نیز ساکن آنجا بود. (ر.ک. جلد اول همین کتاب.)
772) الغارات، ص 241؛ بحارالانوار، ج 33، ص 414؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 3، ص 141؛ نهج السعاده، ج 5 ص 186؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 97.
773) الغارات، ترجمه آیتی، ص 132 به اختصار، نهایة الارب، ج 5، ص 229. الکامل (نه جلدی)، ج 3، ص 186؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 415.
774) سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام)، ص 366.
775) تاریخ الاسلام، عهدالخلفاء الراشدین، ذهبی، ص 588.
776) تاریخ طبری، ج 4، ص 63، 59؛ الکامل، ج 3، ص 172.
777) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20، ص 245؛ سیمای کارگزاران امیرالمؤمنین (علیه السلام)، ج 1، ص 377.
778) بحارالانوار، ج 33، ص 404.
779) نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 35، ص 946.
780) در الغارات (ص 25) و انساب الاشراف (ج 2، ص 423) و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید (چاپ مصر، ج 4، ص 35) و بحارالانوار (ج 34، ص 36) که هر دو از الغارات نقل کرده عبدالله بن عامر ذکر شده ولی در تاریخ طبری (ج 4، ص 83) و برخی از نسخه های شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید عبدالله بن عمرو حضرمی آمده است و در اسدالغابه چاپ مصر (ج 3، ص 348 شماره 3086) نیز عبدالله بن عمرو ذکر شده است که در عهد رسول خدا متولد گردیده است.
781) الغارات ص 264؛ و ترجمه آیتی به اختصار، ص 144؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 4، ص 40 .
782) الغارات، ص 268.
783) در نهایة الارب (ج 5 ص 239) ضحاک رئیش شهربانی ابن عباس معرفی شده و اسم وی ضحاک بن قیس ذکر شده که ظاهراً صحیح نیست.
784) الغارات، صص، 259 - 263.
785) الغارات، ص 265 - 269. و ترجمه آن، صص 146، 147، آنچه در متن آمده مختصری از مطالب است و در مواردی مطالب جا به جا ذکر شده و به این ترتیب در آمده است؛ تاریخ طبری، ج 4 ص 74.
786) الغارات، ص 268.
787) الغارات، ص 270.
788) نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 144؛ صبحی صالحی خطبه 56.
789) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 46.
790) بحارالانوار، ج 34، ص 37.
791) شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی، ج 2، ص 146.
792) منهاج البراعه، ج 4، ص 333.
793) وقعة صفین، ص 520. شیخ مفید در ارشاد این خطبه را مربوط به صفین می داند: ج 1، ص 268.
794) الغارات، ص 271: سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام) ج 1، ص 395.
795) الغارات، ص 273؛ بحارالانوار، ج 34، ص 38؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 46؛ نهج السعاده، ج 5، ص 160. بخشی از این نامه در نهج البلاغه، نامه 5 آمده است که ما آن را در شرح حال عثمان بن حنیف نقل کرده ایم. طبری نیز قسمتهای عمده این نامه را ذکر کرده، ولی عنوان نامه به آن نداده است (تاریخ طبری، ج 4، ص 85) همچنین جمله تسمع و أبصر در الغارات و نقل طبری است و در منابع دیگر نیست. ابن اثیر (الکامل، ج 3، ص 182) به اندکی از نامه اشاره کرده و می نویسد حضرت این توصیه ها را برای زیاد نوشت.
796) اسدالغابة، ج 1، ص 164، چاپ مصر.
797) رجال الطوسی، ص 35.
798) در بحارالانوار به جای ازد، اهواز ذکر شده که اشتباه است (ج 34 و ص 38).
799) الغارات، ص و مترجم، 149؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4 ص 47.
800) الکامل، ج 3، ص 182؛ نهایة الارب، ج 5 ص 241.
801) این قسمت تنها در نهج البلاغه، نامه 29 موجود است. ر.ک: صبحی صالح، ص 389.
802) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 49؛ الغارات، ص 227؛ منهاج البرات، ج 4، ص 335؛ بحارالانوار، ج 34، ص 39، ص 39؛ نهج السعادة، ج 5، ص 163؛ بخشی از این نامه در نهج البلاغه آمده که حضرت به مردم بصره نوشته است (فیض الاسلام نامه 29، ص 904) از جمله و قد کان من انتشار حبکم و شقاقکم ما لم تغبوا عنه فعفوت... مقبلکم و جملاتی در این بخش ذکر نشده و بعد از آن از جمله فان خطت بکم... تا نزدیک به آخر نامه ذکر شده است و و بخش پایانی نامه در نهج البلاغه آن قسمتی است که در قلاب نقل کردیم بخشی از آنچه در نهج البلاغه آمده در (تذکرة الحمدونیه ج 1، ص 302) نیز آمده است. و طبری فقط به نامه اشاره کرده است.
803) در لسان العرب سنبل را با سین و صاد هر دو ضبط کرده و می نویسد: ابن سنبل کسی است که جاریة بن قدامه یکی از یاران علی (علیه السلام) پنجاه نفر را در منزل وی سوزاند.(لسان العرب واژه سنبل، صنبل)
804) الغارات، ص 282، مترجم، ص 154؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 4، ص 52؛ بحارالانوار ج 34، ص 41.
805) تاریخ طبری، ج 4، ص 86.
806) الغارات، ص 283؛ بحارالانوار ج 34، ص 41.
807) عیون الاخبار، ج 1، ص 57، تحقیق اسکندرانی، چاپ مصر، ج 1، ص 14.
808) عقدالفرید، ج 5، ص 103، نهایة الارب عربی، ج 6، ص 16.
809) انساب الاشراف، ج 3 ص 29 و حاشیه آن.
810) مناقب آل ابی طالب ج 4، ص 31 در این کتاب عنوان نامه ندارد بلکه سفارش حضوری است.
811) الفتوح، عربی، ج 2، ص 285.
812) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 23.
813) تاریخ اعثم کوفی، مترجم، چاپ ادبیه تهران، ص 317.
814) سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 294.
815) الدرجات الرفیعه، ص 315؛ سیمای کارگزاران علی بن أبی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام)، ج 1، ص 139.
816) سفینة البحار، ج 2، ص 154.
817) انساب الاشراف، ج 2، ص 169.
818) عقد الفرید، ج 5، ص 96.
819) تاریخ طبری، ج 4، ص 108.
820) انساب الاشراف، ج 2، ص 169.
821) تذکرة الخواص، ص 151.
822) الفتوح، عربی، ج 2، ص 238 و مترجم، ص 307، چاپ قدیم.
823) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 205.
824) التبیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 17؛ تذکرة الحفاظ، ج 1، ص 40.
825) ر.ک. جلد اول همین کتاب ص 110؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 105.
826) ر.ک. جلد اول همین کتاب شرح حال زیاد بن ابیه، ص 372.
827) الاغانی، ج 12، ص 311.
828) وقعة صفین، ج 117؛ الدرجات الرفیعه، ص 110.
829) ر.ک: به جلد اول همین کتاب، ص 374 به بعد.
830) تاریخ الاسلام، سال 61، 80، ص 158.
831) الدرجات الرفیعه، ص 119، ابن عباس و اموال البصره، ص 60 به نقل از الاصابة، ج 2، ص 334.
832) تاریخ طبری (هشت جلد)، ج 4، ص 109.
833) تذکرة الخواص، ص 152.
834) نهج السعاده، ج 5، ص 340.
835) العقد الفرید، ج 5، ص 97، تحقیق محمد سعید عریان؛ نهج السعاده، ج 5، ص 324؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 169؛ تاریخ طبری (هشت جلدی)، ج 4، ص 108 و چاپ دیگر، ج 6، ص 81؛ الکامل، ج 3، ص 194، الفتوح، ج 2، ص 239؛ نهایة الارب، ج 5، ص 243، مترجم؛ تذکرة الخواص، ص 151؛ قاموس الرجال، (چاپ جدید) ج 6، ص 434 به نقل از تاریخ طبری (ج 5، ص 141)؛ جمهرة الرسائل ج 1، ص 588، در تاریخ یعقوبی ج 2، ص 205، به نامه ابو اسود و نامه حضرت به ابن عباس اشاره کرده است؛ ناسخ التواریخ، جزء چهارم از جلد سوم، ص 38.
836) نهج البلاغه، صبحی صالح نامه 40، ص 412؛ فیض الاسلام، ص 955.1
837) نهج السعاده ج 5، ص 325. در برخی نقلها ضنین آمده که به معنای خسیس و بخیل است، اگر این باشد احتمالاً به ابواسود باشد، زیرا وی را جزو بخلاء ذکر کرده اند. و در نقل دیگر ظنون (بدگمان) آمده است.
838) عقد الفرید، ج 5، ص 97؛ نهج السعاده، ج 5، ص 326؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 170؛ با اندک تفاوتی.
839) تاریخ طبری (هشت جلدی) ج 4، ص 108؛ الکامل، ج 3، ص 194؛ نهایة الارب، ج 5، ص 264، الکامل، مترجم، ج 4، ص 215. الفتوح، ج 2، ص 239، قاموس الرجال، ج 6، ص 434، چاپ جدید.
840) همان کتابها.
841) عقدالفرید، ج 5، صص 97 - 98؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 171؛ الفتوح، ج 2، ص 240.
842) اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 62. ذیل حدیث 110؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 171؛ تذکرة الخواص، ص 151.
843) الفتوح، ج 2، ص 240؛ مترجم، چاپ قدیم، ص 309.
844) ناسخ التواریخ زندگانی حضرت علی (علیه السلام) ج 4، ص 44.
845) الفتنة الکبری، ج 2 علی و بنوه، ص 124، به اختصار و ترجمه آن با عنوان علی و فرزندانش، ص 138؛ ترسیمی از شخصیت بزرگ اسلامی عبدالله بن عباس، ص 67 به بعد.
846) ر.ک. جلد اول همین کتاب، صص 114، 115.
847) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 205.
848) تذکرة الخواص، ص 151.
849) اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 60، حدیث 109.
850) عقدالفرید، ج 5، ص 98؛ انساب الاشراف، ج 2، 172.
851) انساب الاشراف، ج 2، صص 171، 172.
852) انساب الاشراف ج 2، ص 172؛ عقدالفرید، ج 5، ص 99؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 109؛ الکامل، ج 3، ص 194، مترجم، ج 4، ص 215، نهایة الارب ج 5 ص 244.
853) انساب الاشراف ج 2، ص 174.
854) عقدالفرید ج 5، ص 100؛ انساب الاشراف ج 2، ص 174.
855) روضات الجنات، ج 4، ص 165.
856) عقدالفرید، ج 5، ص 100؛ نهج السعاده؛ ج 5، ص 327.
857) سوره اعراف آیه 154.
858) التبیان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 31.
859) اختیار المعرفة الرجال، کشی، ص 60.
860) نهج البلاغه، صبحی، صالح، ص 412؛ فیض الاسلام، ص 956.
861) بحارالانوار، ج 33، ص 499، و طبع کمپانی، ج 8، ص 635 و ج 42، ص 181.
862) سفینة البحار، ج 2، ص 152.
863) اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 60.
864) انساب الاشراف ج 2، ص 174.
865) عقد الفرید، ج 5، ص 100.
866) تذکرة الخواص، ص 151.
867) عیون الاخبار، چاپ بیروت، ج 1، ص 98 و 483 و چاپ مصر 1، ص 57 و ج 2، ص 82.
868) مختصر تاریخ دمشق، ج 12، ص 320.
869) معادن الحکمه، ج 1، ص 353.
870) ناسخ التواریخ، ج 4 (زندگانی حضرت امیر (علیه السلام ص 38.
871) نهج السعاده ج 4، ص 328.
872) سوره ص، آیه 3.
873) اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 62؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 170؛ شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی، ج 5، ص 89، انساب الاشراف، ج 2، ص 175؛ تذکرة الخواص، ص 153؛ نهج السعاده، ج 5، ص 331.
874) الخراج، ص 19.
875) سروه انفال آیه 60، و بدانید آنچه به غنیمت می برید پنج یک آن از آن خدا و رسول خدا و خویشاوندان وی... است.
876) عقد الفرید، ج 5، ص 96.
877) الخراج، ص 20؛ الاموال، ص 416.
878) اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 62؛ قاموس الرجال، چاپ جدید، ج 6، ص 424؛ بحارالانوار ج 42، ص 154، هر دو به نقل از کشی؛ عقدالفرید ج 5، ص 100 با تفاوت اندک، نهج السعاده ج 5، ص 332؛ تذکرة الخواص، ص 152؛ انساب الاشراف ج 2، ص 175، از رویداً به بعد مشابه بخش پایانی نامه 41 نهج البلاغه است و همین قسمت را ابن عساکر از ابوالقاسم علوی از رشاء بن نظیف از حسن بن اسمعیل از احمد بن مروان از محمد بن عبدالعزیز از محمد بن حرث از مدائنی نقل کرده که علی بن ابی طالب (علیه السلام) به برخی از کارگزاران خود نوشت: رویداً قد بلغت المدی و عرضت علیک اعمالک بالمحل الذی ینادی المغتر بالحسرة و یتمنی المضیع التوبه والظالم الرجعة ر.ک: ترجمه الامام علی بن ابی طالب (علیه السلام) من تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 3، ص 289.
879) نهج السعاده، ج 4 ص 334؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16 و ص 170، و شرح ابن میثم بحرانی، ج 5، ص 89.
880) اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 62؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 171؛ تذکرة الخواص، ص 152.
881) تذکرة الخواص، ص 152.
882) تذکرة الخواص، ص 152.
883) عقدالفرید، ج 5، ص 100؛ ترسیمی از شخصیت بزرگ اسلامی عبدالله بن عباس ص 73 به نقل از علی و فرزندانش.
884) شرح الاخبار، ج 2؛ ص 201، حدیث 531.
885) الا یضاح، ص 452 با تصحیح ارموی.
886) باید به این نکته توجه کرد که کشته های جنگ جمل در حدود هیجده هزار نفر بود، سیزده هزار از یاران طلحه و زبیر و مردم بصره و پنج هزار نفر از یاران علی (علیه السلام) بنابر این تعبیری که در اینجا آمده ممکن است از باب مبالغه باشد (حاشیه امالی شیخ مفید، ص 236).
887) الامالی، مفید، ص 235.
888) اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 56 حدیث 106.
889) امالی صدوق ص 35، برای اطلاع از احادیثی که عبدالله در فضیلت و منزلت علی (علیه السلام) نقل کرده به این صفحات مراجعه شود، 12، 19، 23، 36، 56، 62، 69، 71، 78، 99، 100، 101 و 108 و....
890) در این باره، به جلد اول سیمای کارگزاران، ص 208 مراجعه شود.
891) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، صص 172 - 169.
892) منهاج البراعة، ج 3، ص 132، قطب راوندی.
893) شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی، ج 5، ص 90 در این کتاب نامه 41 نهج البلاغه به شماره 40 آمده است و نامه چهل نهج البلاغه که ذکر شد در اینجا نیامده است.
894) معادن الحکمه، ج 1، ص 353.
895) اعیان الشیعه، ج 8، ص 55.
896) بحارالانوار چاپ کمپانی، ج 8، ص 635 و ج 33، ص 499.
897) بحارالانوار، ج 66، ص 225 حدیث 15، چاپ بیروت.
898) اصول کافی، مترجم، ج 4، ص 158.
899) همان کتاب.
900) منهاج البراعة، ج 20، ص 71.
901) دراسات فی ولایة الفقیه، ج 2، ص 678.
902) پیرامون جمهوری اسلامی، ص 83.
903) نهج السعاده، ج 5، صص 341، 342.
904) قاموس الرجال، ج 6، ص 9، چاپ قدیم.
905) قاموس الرجال، ج 6، ص 16، چاپ قدیم و 433 چاپ جدید.
906) امالی سید مرتضی، مجلس 12، ج 1، ص 177.
907) ر.ک. الکامل، ج 4، صص 334، 344، 345، 348، 359، 363.
908) اصول کافی، کتاب الحجة، باب اول حدیث 3، باب الاضطرار الی الحجة.
909) این تعبیر که ابن عباس درباره شپش و مورچه فتوا می دهد، تعبیر رایجی بوده که درباره عبدالله بن عباس به کار می رفته است. از جمله در سخنان سلیمان آمده بود و عکرمه نیز در جریانی این مطلب را بیان می کند. وی گوید: زمانی که عبدالله در مکه برای مردم حدیث می خواند، فردی به نام نافع بن ازرق (که رئیس فرقه ارزاقه بود و اعتقاد کامل به دین نداشت) حرکت کرد و گفت: ای فرزند عباس تو که درباره یک مورچه و شپش فتوا می دهی خدایی که عبادت می کنی برای ماتوصیف کن. ابن عباس به خاطر عظمت خداوند ساکت شد.
امام حسین (علیه السلام) که در ناحیه ای نشسته بود، فرمود: ای فرزند ارزق به سوی من بیا. نافع گفت: من از تو سؤال نکردم. ابن عباس گفت: ای فرزند ارزق او از خاندان نبوت است و آنان وارثان علمند. اینجابود که نافع به جانب امام حسین (علیه السلام) رفت. حضرت به وی فرمود: ای نافع کسی که دینش را بر قیاس بنیان نهد، همیشه در شبهات فرو می رود و از راه حق منحرف می گردد و به سوی کجی تمایل پیدا می کند و از راه راست منحرف و جدا می شود.(کتاب التوحید، صدوق، ص 80؛ بحارالانوار ج 4، ص 297.)
همان گونه که امام حسین (علیه السلام) به نافع فرموده وی در حال شک و تردید و انحراف به سر می برد و بعدها از امام باقر (علیه السلام) نیز سؤال می کند که خداوند از چه زمانی بوده؟ امام می فرماید: به من خبر بده که خداوند از چه زمانی نبوده است. کتاب التوحید، ص 173.
از این روایت بخوبی عقیده ابن عباس نیست به اهل عصمت و طهارت به دست می آید که آنان را وارثان علم و آگاه به مسائل می دانسته. در اینجا گویا امام حسین (علیه السلام) خواسته اند جواب صحیح به نافع بدهند و علت انحراف وی را ذکر کنند تا خود را اصلاح کند و در ضمن ابن عباس دچار مشکل در پاسخ نشود.
910) سوره حج آیه 46.
911) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20، صص 129، 130؛ تنقیح المقال، ج 2، ص 195.
912) ابن عباس و اموال بصره، ص 50.
913) معالم المدرستین، ج 2، ص 257؛ مسند طیالسی حدیث 1637.
914) المحلی، ج 5، ص 519.
915) ر.ک. معالم المدرستین، ج 2، صص 211 - 215، به نقل از سنن بیهقی ج 5، ص 5 و ج 7، ص 206 و زاد المعاد ج 1، صص 258، 259 و حلیة الالیاء ج 5، ص 205.
916) صحیح مسلم، ج 4، ص 55 باب متعة الحج، چاپ در الجیل، بیروت؛ معالم المدرستین، ج 2، ص 228.
917) معالم المدرستین، ج 2، ص 225 به نقل از زاد المعاد، ج 1، 248.
918) معالم المدرستین، ج 2، ص 257.
919) همان کتاب، ج 2، ص 228:
920) مقاتل الطالبیین، ص 42؛ سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین، ج 1، ص 218؛ نهج السعاده، ج 5، ص 343.
921) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 16، ص 42.
922) قاموس الرجال، ج 6، ص 21 و چاپ جدید ص 439؛ ابن عباس و اموال بصره، ص 53.
923) اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 112، حدیث 179؛ بحارالانوار ج 44، ص 61.
924) انساب الاشراف، ج 3، ص 38.
925) معصوم دوم، ج 2، ص 248.
926) نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 264؛ فیض الاسلام، خطبه 181، ص 599.
927) مقاتل الطالبیین، ص 33؛ الارشاد مترجم، ج 2، ص 5؛ جلاءالعیون، ص 250 به نقل از ابن بابویه، شیخ مفید و ابن شهر آشوب.
928) الارشاد مترجم، ج 2، ص 5؛ جلاءالعیون، ص 251.
929) مقاتل الطالبیین، ص 33؛ الارشاد، مترجم، ج 2، ص 40؛ بحارالانوار، ج 44، ص 54 جلاء العیون، ص 251.
930) مقاتل الطالبیین، ص 34؛ الاغانی، ج 21، ص 22.
931) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 22.
932) نهج السعاده؛ ج 5 ص 347.
933) نهج السعاده؛ ج 5، ص 347.
934) سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین، ج 1، ص 217، الدرجات الرفیعة، ص 147.
935) انساب الاشراف، ج 3، ص 27 به بعد.
936) الاغانی، ج 12، ص 297.
937) همان کتاب، ص 301.
938) الاغانی، ج 12، ص 329.
939) نهج السعاده، ج 5، ص 347.
940) سوره آل عمران، آیه 167، به زبانهای خود می گویند چیزی را که در قلبهایشان نیست.
941) تاریخ اعثم کوفی، ص 318 (اقست هند)، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 23.
942) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 23.
943) مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 31؛ بحارالانوار، ج 44، ص 54.
944) عیون الاخبار، ج 1، ص 14، چاپ مصر ج 1، ص 57، چاپ بیروت.
945) انساب الاشراف، ج 3، ص 29.
946) همان کتاب، ج 2، ص 176.
947) الفتوح، مترجم، ص 772، چاپ جدید.
948) مقاتل الطالبین، ص 25.
949) انساب الاشراف، ج 2،ص 496.
950) الامامة و السیاسه، ج 1، ص 161.
951) انساب الاشراف ج 2، ص 496.
952) اسدالغابة، ج 4، ص 122؛ شرح الاخبار، ج 2، ص 444، حدیث 795.
953) بحارالانوار، ج 41، ص 316.
954) همان کتاب، ج 41، ص 300.
955) ینابیع المودة، ص 146، باب 53.
956) جلاء العیون، ص 196.
957) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 171.
958) عیون الاخبار، ج 1، ص 197، چاپ معاصر.
959) ر.ک: نهج السعاده، ج 5، ص 344.
960) عقدالفرید، ج 4، ص 82؛ قاموس الرجال، ج 6، ص 426، چاپ جدید.
961) تذکرة الخواص، ص 152.
962) همان کتاب، ص 150؛ نهج السعاده، ج 5، ص 340.
963) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 205؛ نهج السعاده، ج 5، ص 336.
964) نهج البلاغه، فیض السلام، نامه 22 ص 873.
965) نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1062.
966) تذکرة الخواص، ص 150.
967) المناقب، ص 374، حدیث 394، چاپ مؤسسه اسلامی، قم.
968) وقعة صفین، ص 107.
969) تحف العقول، با ترجمه و تصحیح غفاری، ص 197.
970) بحارالانوار، ج 75، ص 37 و ج 8 قدیم ص 475.
971) الروضة الکافی، ص 240.
972) نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص 17.
973) نهج السعاده، ج 5، صص 337 - 339. در این کتاب علاوه بر آنچه ذکر شد این نامه را به نقل از حکمة الخالده ص 179 ابن مسکویه؛ ادب الدنیا والدین ص 64 ماوردی ص 64 ماوردی، کتاب المواعظ و الزهد ج 2، ص 93 ط 2 ابن عبد ربه کتاب البصائر ص 353 توحیدی و اعجاز القرآن باقلانی، ج 1، ص 195 و امالی، قالی ج 6 و ص 96 و تاریخ ابن عساکر ج 38 ص 80 و انساب الاشراف بلاذری ترجمه عبدالله ص 318 - نقل کرده است.
974) نهج السعاده، ج 5، ص 347.
975) تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان، ص 711.
976) کتاب سلیم بن قیس، ص 202.
977) بحارالانوار، ج 42، ص 310.
978) بحارالانوار ج 85 (88)، ص 301.
979) همان کتاب.
980) المناقب، ص 267، ح 249 و 280 ح 272.
981) سوره مائده آیه 55.
982) شرح الاخبار، ج 1، ص 225 ح 210؛ ج 2، ص 348 ح 699.
983) سوره توبه، آیه 119.
984) شرح الاخبار، ج 2، ص 343، ح 686؛ المناقب، ص 280، ح 273.
985) همان کتاب، ج 2، ص 346، ح 696.
986) سوره آل عمران، آیه 144.
987) شرح الاخبار، ج 2، ص 263، ح 565.
988) سوره بقره آیه 201.
989) شرح الاخبار، ج 1، ص 233، ح 227.
990) سوره واقعه آیه 11.
991) شرح الاخبار، ج 2، ص 350 حدیث 702.
992) سوره انسان آیه 11
993) المناقب، 272، ح 252.
994) سوره بقره آیه 43.
995) المناقب، ص 280، ح 274.
996) سوره سجده آیه 23.
997) المناقب، ص 279، ح 271.
998) سوره آل عمران، آیه 61.
999) المناقب، ص 159 حدیث 189؛ شرح الاخبار، ج 2 ص 339، ح 1680.
1000) شرح الاخبار، ج 1، ص 173 ح 133.
1001) سوره رعد آیه 7.
1002) شرح الاخبار، ج 1، ص 272، ح 581.
1003) سوره صافات، آیه 24.
1004) شرح الاخبار، ج 2، ص 233، ح 288.
1005) سوره هود آیه 17.
1006) المناقب، ص 278 ح 268.
1007) همان کتاب، حدیث 268.
1008) شرح الاخبار، ج 1، ص 89، حدیث 21؛ المناقب، ص 83، ح 69؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 126. و...
1009) شرح الاخبار ج 1، ص 93 ح 9 و ج 2، ص 255 ح 553؛ الجوهرة ص 46.
1010) شرح الاخبار، ج 2، ص 266، ح 572.
1011) شرح الاخبار، ج 1، ص 116.
1012) همان کتاب ص 119 ح 44 و 53؛ بحارالانوار ج 37، ص 337.
1013) شرح الاخبار، ج 1، ص 155، ح 100؛ المناقب، ص 327، ح 337.
1014) شرح الاخبار ج 2، ص 262 ح 564.
1015) المناقب، ص 328، ح 329.
1016) المناقب، ص 67 ح 39.
1017) همان کتاب ص 329، ح 347.
1018) شرح الاخبار، ج 2، ص 209، ح 541 و 299 ح 618؛ المناقب ص 125 ح 140.
1019) ر.ک. الامالی، صدوق، صص به 12، 19، 23، 35، 36، 56، 62، 71، 87، 99، 100، 101، 108، 522، 524، 503، 504، 509.
1020) سوره حج آیه 14.
1021) اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 55؛ تنقیح المقال، ج 2، ص 193.
1022) حیاة الحیوان، ذیل واژه جراد، ج 1، ص 13.
1023) الخرایج و الجرایح ج 1، ص 221، تصحیح ربانی.
1024) بحارالانوار، ج 43، ص 337.
1025) تنقیح المقال، ج 2، ص 194؛ اصول کافی ج 1، ص 247.
1026) رجال النجاشی، ص 48.
1027) خلاصة الرجال، ص 214.
1028) اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 57؛ الاختصاص، ص 71.
1029) سوره اسراء آیه 72.
1030) سوره هود آیه 34.
1031) سروه آل عمران، آیه 200.
1032) اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 53، الاختصاص، ص 72.
1033) نورالثقلین، ج 3، ص 196؛ تنقیح المقال، ج 2، ص 193.
1034) اختیار معرفة الرجال، کشی، صص 53، 113.
1035) خلاصة الرجال، صص 251، 257.
1036) مروج الذهب ج 3، ص 101.
1037) رجال الطوسی، صص 22، 46.
1038) خلاصة الرجال، ص 103.
1039) وسائل الشیعه، ج 20، ص 239.
1040) جامع الرواة، ج 1، ص 496.
1041) تنقیح المقال، ج 2، ص 193.
1042) همان کتاب.
1043) قاموس الرجال، ج 6،صص 63 - 1.
1044) الدرجات الرفیع، ص 119.
1045) تنقیح المقال، ج 2، ص 195.
1046) الامالی، صدوق، ص 504.
1047) کمال الدین و تمام النعمه، ص 280، ح 229 و ص 305.
1048) همان کتاب، ح 228 و فرائد السمطین حدیث 563 و 564؛ موسوعة الامام المهدی، ج 1، ص 71، فقیه ایمانی.
1049) کتاب الخصال، ص 477؛ اصول کافی، ج 1، ص 529، کتاب الوافی، ج 2، ص 302. چاپ جدید.
1050) سوره سباء، آیه 13.
1051) سوره ص، آیه 24.
1052) سوره طه، آیه 72.
1053) سوره اعراف، آیه 138.
1054) سوره طه، آیه 88.
1055) سوره مائده، آیه 21.
1056) سوره مائده، آیه 25.
1057) بحارالانوار، ج 44، ص 97، الاحتجاج، اول ج دوم.
1058) الارشاد، ج 1، ص 287، چاپ کنگره شیخ مفید.
1059) سفینة البحار، ج 2، ص 154؛ الامالی، صدوق، ص 87؛ مروج الذهب، ج 2، ص 423.
1060) الامالی، صدوق، ص 56.
1061) همان کتاب، ص 71 و ر.ک: جلاء العیون، ص 229، 231، 232، 236.
1062) همان کتاب، بحارالانوار ج 44، ص 148.
1063) بحارالانوار، ج 44، صص 141، 152، 157؛ جلاء العیون، ص 276.
1064) مختصر تاریخ دمشق، ج 12، ص 322؛ مروج الذهب، ج 2، ص 430؛ البیان و التبیین، ج 3، ص 251، تحقیق سندوبی.
1065) کتاب سلیم بن قیس، ص 202؛ مجالس المؤمنین، ج 1، ص 187؛ احتجاج طبرسی، ج 2، ص 16؛ بحارالانوار ج 44، ص 125.
1066) کتاب الخصال، ص 211.
1067) ر.ک: بحارالاانوار، ج 42، ص 165 به بعد.
1068) الغدیر، ج 2، ص 138.
1069) مختصر تاریخ دمشق، ج 12، ص 323، مروج الذهب، ج 3، ص 51؛ البیان و التبیین، ج 3، ص 155. به اختصار.
1070) سفینة البحار ج 2، ص 151.
1071) الامامة و السیاسة، ج 1، ص 179.
1072) الامامة و السیاسة، ج 1، ص 187.
1073) بحارالانوار، ج 44، ص 127؛ کتاب سلیم بن قیس، ص 206؛ الاحتجاج، ج 2.
1074) انساب الاشراف، ج 3 ص 161، به اختصار.
1075) همان کتاب، ص 147.
1076) بحارالانوار، ج 44، ص 257.
1077) همان کتاب، ص 252.
1078) همان کتاب، ص 364؛ انساب الاشراف، ج 3، ص 162.
1079) تاریخ مختصر دمشق، ج 12، ص 325.
1080) اختیار معرفة الرجال، ص 81 حدیث 136.
1081) بحارالانوار، ج 45، ص 323؛ تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 248.
1082) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 252.
1083) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20، ص 104.
1084) سفینة البحار، ج 2، ص 133؛ نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت 453، ص 555.
1085) کتاب الوافی، ج 4، ص 281.
1086) ترسیمی از شخصیت بزرگ اسلامی عبدالله بن عباس، ص 147.
1087) سفینة البحار، ج 2، ص 133؛ تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 262؛ مروج الذهب، ج 3، ص 79.
1088) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 263.
1089) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20، ص 123؛ مختصر تاریخ دمشق، ج 12، ص 328.
1090) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 263؛ مختصر تاریخ دمشق ج 12، ص 329.
1091) الامالی، مفید، ص 347.
1092) شرح حال نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20، ص 126.
1093) همان کتاب، ص 104.
1094) سفینة البحار، ج 2، ص 153؛ الکنی والالقاب، ج 1، ص 347؛ دایرة المعارف تشیع، ج 1، ص 346.
1095) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 262؛ مختصر تاریخ دمشق، ج 12، ص 330.
1096) اختیار معرفة الرجال، کشی، ص 57؛ الاختصاص، ص 71.
1097) معجم البلدان، ج 3، ص 234؛ دایرةالمعارف تشیع، ج 1، 346.
1098) الاغانی، ج 12، ص 301.
1099) اسدالغابه، ج 3، ص 103 در این کتاب دیلی ذکر شده که ظاهراً لهجه حجازی است و قول صحیح انتساب وی به دؤل است نه دئل ولی چون در هنگام انتساب دو کسر با هم ثقیل است همزه روی و او را فتح داده اند دؤلی (ادب الکاتب ابن قتیبه ص 611).
1100) دایرة المعارف تشیع، ج 1، ص 381.
1101) روضات الجنات، ج 4، ص 165.
1102) طبقات الکبری، ج 7، ص 99.
1103) الاغانی، ج 20، ص 370، ج 12، ص 301.
1104) همان کتاب، ص 297.
1105) الاغانی، ج 12، ص 301.
1106) الاغانی، ج 12، صص 328، 329.
1107) سفینة البحار، ج 1، ص 669.
1108) دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 5، ص 181.
1109) همان کتاب، ص 182.
1110) تاریخ طبری، هشت جلدی، ج 4، ص 116.
1111) الکامل، ج 3، ص 198.
1112) انساب الاشراف، ج 2، ص 508.
1113) مروج الذهب، ج 2، 416.
1114) تذکرة الخواص، ص 181.
1115) مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 315 - سیزده بیت.
1116) روضات الجنات، ج 4، ص 170.
1117) بحارالانوار، ج 42، ص 242 به نقل از مناقب.
1118) همان کتاب، صص، 299، 300.
1119) نهایة الارب، ج 5، ص 252، مترجم مهدوی به نقل از دیوان ابوالاسود، ص 174 و انبات الرواة ج 1، ص 19.
1120) مقاتل الطالبین ص 28.
1121) تاریخ طبری، ج 4، ص 531 به نقل از ابومخنف؛ الکامل، ج 3، ص 370.
1122) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 125.
1123) همان کتاب، ج 4، ص 92، الغارات، ج 2، ص 545، شاید زوجه هیثم همان باشد که در زمان عمر بن خطاب متهم به زنا شده بود و علی (علیه السلام) با استناد به قرآن این اتهام را مردود دانست و از اجرای حد بر وی جلوگیری کرد. (قضاء امیرالمؤمنین، ص 41.)
1124) الاغانی، ج 12، ص 322.
1125) همان کتاب، ص 301؛ روضات الجنات، ج 4، ص 166.
1126) عدم حضور وی در جنگ صفین و ماندن در بصره به جانشینی عبدالله بن عباس (ر.ک: وقعة صفین، ص 116.)
1127) عقدالفرید، ج 5، ص 92 تعریض به معاویه است که از طلقاء بود.
1128) روضات الجنات، ج 4، ص 168.
1129) دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 5، ص 181.
1130) روضات الجنات، ج 4، ص 166.
1131) حمران غلامی بود که عثمان او را خرید و آزاد کرد و ملازم عثمان شد و ساکن بصره بود. ر.ک: تاریخ الاسلام، 61، 80، ص 395.
1132) الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 207؛ الفتوح، چاپ جدید فارسی، ص 772 در این کتاب به جای بسر، عمرو ذکر شده است.