فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

مسؤولیتهای ابوالاسواد در حکومت علی (علیه السلام)

1 - ابواسود جزو مشاوران و نزدیکان حکومت عثمان بن حنیف و دیگر کارگزاران بصره بود.
2 - او قاضی بصره بود و به این عنوان شهرت یافته است. از این رو ما شرح حال او را در ضمن قضات المؤمنین (علیه السلام) می نگاریم.
3 - کاتب ابن عباس در بصره بود(1098).
4 - جانشین عبدالله در بصره هنگام جنگ صفین بود.
5 - خازن و کارگزار بیت المال بود که ظاهراً بعد از رفتن زیاد بن عبید به فارس به این سمت گماشته شد.
6 - آخرین سمت وی کارگزار بصره پس از فرار عبدالله بن عباس به مکه است. عده ای از مورخین بر کارگزاری ابواسود بر بصره تصریح کرده اند.

کارگزاری ابوالاسود بر بصره

در اسدالغابه می نویسد: علی (علیه السلام) او را بر بصره گمارد(1099) و این در سال چهل اتفاق افتاد(1100).
در روضات الجنات از تاریخ خلیفة بن خیاط نقل می کند که عبدالله بن عباس در هنگام ترک بصره به قصد حجاز، ابواسود دؤلی را به عنوان جانشین خود معرفی کرد و ابواسود دؤلی تا هنگام شهادت علی (علیه السلام) حاکم بصره بود(1101).
ابن سعد نیز در طبقات می نویسد: هنگامی که عبدالله قصد حجاز کرد، ابواسود دؤلی را به عنوان کارگزار بصره معرفی کرد و علی (علیه السلام) او را بر این سمت ابقا نمود(1102). گرچه بخشی از آنچه ابن سعد و خلیفة بن خیاط گفته اند، قابل قبول نیست، ولی اصل ولایت ابواسود را بر بصره ثابت می کند.
ابوالفرج اصفهانی بر خلاف این دو، نقل می کند که ابواسود مانع حرکت عبدالله به جانب حجاز گردید. وی در الاغانی در موارد متعددی از ابواسود تجلیل می کند و در جایی می نویسد: پیر دانش و فقیه مردم و صاحب و یاور علی (صلوات الله علیه) و جانشین عبدالله بن عباس بر بصره ابواسود دؤلی چنین گفته است(1103)... و در تجلیل از او می نویسد: ابواسود دؤلی از وجوه تابعان و فقها و محدثین آنها بوده است و از عمر بن خطاب زیاد روایت کرده و از ابن عباس و دیگران. عمربن خطاب، عثمان بن عفان و علی بن ابی طالب را به کار گماشته اند و او از بزرگان شیعیان علی بود... علی او را بعد از ابن عباس بر بصره گمارد و ابواسود رکنی از ارکان علم نحو و بنیان گذار پایه های آن بود(1104).
وی اضافه می کند: هنگامی که ابن عباس از بصره به جانب مدینه می رفت، ابواسود او را تعقیب کرد که از سفر باز دارد، ولی عبدالله دائیهای خود از بنی هلال را به یاری طلبید و آنها را جلو ابو اسود را گرفتند و میان آنها و ابواسود درگیری شد که نزدیک بود به جنگ تبدیل شود. ابوالاسود جریان را برای علی (علیه السلام) گزارش داد و حضرت او را بر بصره گمارد(1105).
ابوالفرج همچنین می نویسد: علی بن ابی طالب (علیه السلام) ابوالاسود را بر بصره گمارد و طی نامه ای زیاد بن ابیه را بر دیوان و خراج گماشت. زیاد در نامه هایی که به علی (علیه السلام) نوشت، از ابو اسود بدگویی کرد. ابوالاسود نیز طی اشعاری به زیاد پاسخ داد.
از آنچه ذکر شد بخوبی استفاده می شود که ابواسود بعد از فرار عبدالله به مکه، کارگزار بصره شده است و تا هنگام شهادت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در این سمت مشغول خدمت بوده است.

سخنرانی ابوالاسود بعد از شهادت علی (علیه السلام)

ابواسود بعد از شهادت علی (علیه السلام) برای مردم سخنرانی کرد و از آنان برای خلافت امام حسن (علیه السلام) بیعت گرفت. وی در سخنرانی خود گفت:
یکی از دانشمندان خدا و خارج از دین او، امیرالمؤمنین را در مسجد به شهادت رسانده است؛ در حالی که برای تهجد و عبادت در شبی خارج شده بود که امید شب قدر در آن می رفت. خداوند او را به خاطر شهادتش گرامی می دارد. روح او که آمیخته با بر، تقوا و ایمان و احسان بود، به سوی خدا عروج کرد با شهادت وی نور خدا در زمین خاموش شد و رکنی از ارکان الهی منهدم گردید. مانند وی دیگر مشاهده نخواهد شد. ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم و این مصیبت را نزد خدا حساب می کنیم. بر او سلام و رحمت باد روزی که متولد شد و روزی که به شهادت رسید و روزی که بر انگیخته خواهد شد.
سپس ابواسود بشدت گریه کرد و گفت: او در مورد امامت بعد از خود، فرزند رسول خدا و فرزند خودش شبیه خودش در خلق و روش را وصی قرار داده است. من امیدوارم که خداوند آنچه ایجاد شده جبران کند و رخنه هایی را که شکاف برداشته مسدود سازد تا مردم جمع گردند و آتش فتنه بخوابد، پس با او (امام حسن (علیه السلام بیعت کنید تا هدایت یافته، راه رشد و صلاح را بیابید.
تمام شیعیان بیعت کردند ولی عده ای از مردم که طرفداران عثمان بودند و عقیده خود را اظهار نکردند بیعت نمودند و به جانب معاویه فرار کردند. معاویه حیله گر، کسی نزد ابوالاسود فرستاد که حسن (علیه السلام) به من درباره صلح نامه نگاشته و از او خواست که از مردم بصره برایش بیعت بگیرد و ابوالاسود را وعده داده و امیدوار کرد.