فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

عبدالله بن عباس در هنگام مرگ

عبدالله بن عباس پس از سالها تلاش و مبارزه و دفاع از علی و ذکر فضائل وی و خاندان پیامبر (آن زمان که بیان مناقب آنها، جرم بود) در تبعید مریض شد و در بستر قرار گرفت.
عطا گوید: ما در طائف به دیدار عبدالله بن عباس رفتیم. عده حدود سی نفر بود که شامل مردانی از بزرگان طائف بودند. ابن عباس مریض و به شدت ضعیف شده بود. ما بر او سلام کرده و نشستیم. به من گفت: ای عطا اینها کیانند؟ گفتم: ای سرور من اینها بزرگان این شهرند. که از جمله آنها عبدالله بن سلمة بن حصرم طائفی، عمارة بن ابی احلج و ثابت بن مالک است. من آنها را یکی بعد از دیگری معرفی می کردم. آنها نیز جلو رفتند و گفنتد: ای پسر عموی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، تو رسول خدا را دیده ای و سخنانی از او شنیده ای. به ما خبر بده از اختلاف این امت زیرا قومی علی (علیه السلام) را بر دیگران مقدم داشته اند و گروه دیگری او را بعد از سه خلیفه قرار داده اند.
عطا گوید: ابن عباس نفسی عمیق کشید و گفت: شنیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود:
علی مع الحق و الحق معه و هو الامام و الخلیفة من بعدی فمن تمسک به فاز و من تخلف عنه ضل و غوی.
علی همیشه با حق است، حق هم با اوست و او امام و خلیفه بعد از من است. هر کس به آن تمسک بجوید رستگاری یابد و کسی که از او تخلف نماید، گمراه و منحرف گردد.
عبدالله بعد از این سخنان به شدت گریه کرد. قوم به او گفتند: آیا گریه می کنی در حالی که مکان و موقعیت خاصی نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) داری. عبدالله گفت: ای عطا من به دو جهت گریه می کنم؛ هول مرگ و دوری از دوستان. پس از این آن قوم متفرق شدند. ابن عباس به من گفت: ای عطا دست مرا بگیر و به صحن منزل ببر. من همراه با سعید دست او را گرفته و به صحن منزل بردیم. او دستش را به آسمان بلند کرد و گفت:
اللهم انی أتقرب الیک بمحمد و آل محمد، اللهم انی أتقرب الیک بولایة الشیخ علی بن ابی طالب (علیه السلام).
بارالها! من تقرب می جویم به تو، توسط محمد و خاندان او. بارالها به تو تقرب می جویم به ولایت شیخ علی بن ابی طالب (علیه السلام).
او دائماً این کلمات را تکرار می کرد تا اینکه در روی زمین قرار گرفت. مدتی صبر کردیم. سپس او را حرکت دادیم اما متوجه شدیم که او از دنیا رفته است.
رحمت خدا بر او باد(1094).
و بدین گونه حبر و دانشمند امت و مفسر قرآن بعد از هفتاد و یک سال زندگی از دنیا رفت. به ابن عباس تفسیری منسوب است به نام تنویر المقباس که در حاشیه در المنثور چاپ شده و شاگردانی همچون سعید بن جبیر عکرمه، عطاء و مجاهد تربیت کرد و در معرفی حقانیت علی بن ابی طالب (علیه السلام) تلاش فراوان نمود.
وفات عبدالله بن عباس در سال 68 هجری بود. محمد بن حنفیه بر او نماز خواند و در مسجد جامع طائف دفن گردید. بر سر قبر او خیمه ای زدند(1095). امام صادق (علیه السلام) درباره وی فرمود: پدرم او را شدیداً دوست می داشت در یکی از روزها ابن عباس که نابینا بود، به پدرم برخورد. سؤال کرد تو کیستی؟ گفت من محمد بن علی بن الحسین هستم. ابن عباس گفت: حسبک، من لم یعرفک فلا عرفک کافی است تو را حسبت، کسی که تا حال تو را نشناخته باشد پس تو را نمی شناسد(1096).
عشق و علاقه امام باقر به عبدالله نشانگر ایمان و اعتقاد وی به ولایت اهل بیت است. رحمت خدا بر او باد.

آستانه عبدالله

در گذشته ها ابن عباس آستانه ای داشته که در قریه سلامه شهر طائف از نواحی مکه قرار دارد و دارای حرم و گنبد بوده است.
یاقوت حموی در وصف آستانه وی چنین می نویسد: سلامه... قریه ای است از قرای طائف که در آن مسجد النبی واقع است و در کنار مسجد گنبدی است که در زیر آن ابن عباس و جمعی از اولاد وی به خاک سپرده شده اند(1097)....
بدیهی است که امروز دیگر از آستانه ابن عباس خبری نباشد و مانند دیگر بناها در حرمین شرفین توسط حکام آل سعود تخریب شده باشد.

کارگزاران بصره: 3 - ابوالاوسود دوئلی استاندار بصره

ظالم بن ظالم ابواسود دوئلی از یاران و شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود و تا آخر عمر بر این اعتقاد باقی ماند. او جزو شاعران و آگاهان به قرآن بود و علم نحو را از امیرالمؤمنین آموخت.
ابو اسود در دوران حکومت امیرالمؤمنین در زمان استانداری عثمان بن حنیف و عبدالله بن عباس سمتهایی را به عهده داشت که به برخی از آنها در شرح حال عبدالله و عثمان اشاره دارد شد.