فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

ذکر فضائل علی (علیه السلام) در دربار معاویه

روزی عبدالله بن عباس به معاویه برخورد. قریشیان طرفدار معاویه سوگند خوردند که او را دچار مشکل کنند. از این رو درباره ابوبکر، عمر و عثمان از او سؤال کردند و وی پاسخ نیک داد. معاویه گفت: درباره علی بن ابی طالب چه می گویی پاسخ داد: خداوند ابوالحسن را رحمت کند. سوگند به خدا پرچم هدایت، پایگاه تقوا، جایگاه اندیشه و انبوه رحمت بود،، روشنایی سفر در شب تار، دعوت کننده به راه بزرگ حق، آگاه به آنچه در کتابهای اولیه است. قیام کننده به تأویل و یاد حق، پیوسته همراه با اسباب هدایت و تارک ستم، آزار و اذیت و بدور از راه های پست بهترین کسی که ایمان آورده و تقوا پیشه نموده.
سرور کسی که لباس خلافت به تن کرده و به دوش کشیده است. با فضیلت ترین کسی که حج و سعی نموده. شنواترین فردی که عدالت و مساوات پیشه کرده. سخنورترین فرد دنیا به جز انبیاء و پیامبر مصطفی. کسی که به دو قبله نماز خواند همسر بهترین زنان بود و پدر دو نواده پیامبر. چشمی مانند او ندیده و تا روز قیامت و ملاقات حق هیچ گاه نخواهد دید. پس بر کسی که او را لعن کند، لعنت خدا و بندگان، تا روز قیامت باد(1069).
و با این بیان معاویه و یارانش را لعن و نفرین نمود و از علی (علیه السلام) تجلیل کرد.

عبدالله در مسجد شام

ابن عباس در شام روز جمعه، برای نماز به مسجد جامع رفت و وقتی که مردم او را در مسجد دیدند، گرد او جمع شده و درباره حلال و حرام و فقه و تفسیر و احوال اسلام و جاهلیت سؤال می کردند و اطراف معاویه را خالی گذاشتند. معاویه پرسید: مردم کجا رفتند؟ گفته شد. آنها به ابن عباس مشغول شده اند، به طوری که اگر بخواهد تا شب صد هزار نفر همراه شمشیر نزدش حضور می یابند، زیرا مردم شام از او اطاعت می کنند. معاویه که وضعیت را بحرانی دید او را خواست و سوگندش داد که داخل بیت المال شده و آنچه احتیاج دارد، بردارد.
هدف معاویه این بود که به مردم نشان دهد ابن عباس طالب دنیاست. عبدالله نیز مقصود او را دریافت و گفت: این مال نه از آن من است و نه از تو. اگر اجازه دهی که حق هر صاحب حقی را به او بازگردانم، آنچه خواهم برخواهم داشت. معاویه گفت: سوگندت دادم که هر چه احتیاج داری مجازی.
ابن عباس وارد بیت المال شد و کلاه قرمزی را که گفته می شد از آن علی امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود، برداشت و خارج شد(1070).
ابن عباس ثابت کرد که نیازی به مال ندارد و کلاه منسوب به علی (علیه السلام) را تنها به خاطر تبرک و تیمن برداشته است. از این واقعه استفاده می شود که معاویه مردم شام را در جهل قرار داده بود، ولی آنان طالب حقیقت بودند و آنچه معاویه می گفت به عنوان دستورات اسلام می پذیرفتند.

نامه معاویه درباره خلافت یزید و پاسخ عبدالله

معاویه طی نامه ای که به والی مدینه، سعید بن عاص نوشت، از او خواست که از مردم برای خلافت یزید بیعت بگیرد. سعید بن عاص در پاسخ نوشت: بنی هاشم و عبدالله بن زبیر، حاضر به بیعت نیستند. مگر این که با زور از آنها بیعت گرفته شود. پس از آن معاویه نامه هایی به عبدالله بن عباس، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن جعفر و حسین بن علی (علیه السلام) نوشت و به سعید بن عاص فرمان داد که نامه ها را به آنها رسانده و پاسخ آن را دریافت کند.
در نامه به ابن عباس نوشت: به من خبر رسیده که تو در بیعت با یزید کوتاهی کردی. اگر من تو را به خاطر قتل عثمان بکشم، حق دارم؛ زیرا مردم را علیه او شوراندی و دارای امان و عهدی نیستی که راحت باشی وقتی که نامه ام به تو رسید، به مسجد رفته و قاتلان عثمان را لعن و با والی من بیعت کن. والسلام.
ابن عباس در پاسخ وی نوشت: نوشته بودی که برای من امانی وجود ندارد. به خدا سوگند کسی از تو ای معاویه امان نخواسته است. امان را تنها از خداوند طلب می کنند. اما گفته تو درباره کشتن من؛ اگر چنین کاری کردی خدا و محمد را ملاقات خواهم کرد که دشمن تو هستند. اما چنانچه نسبت به عثمان گفتی، درست نیست و فرزندان او شایسته ترند از من به لعن قاتلان او(1071). بدین صورت تهدید معاویه را پاسخ گفت و جواب در خور به او داد.