فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

عبدالله بن عباس و معاویه

در گذشته بخشهایی از درگیریهای عبدالله با معاویه در صفین و بعد از آن را ذکر کردیم در این بخش به قسمتی از درگیریهای وی با معاویه اشاره می کنیم که در تمام آنها بر حقانیت خلافت علی (علیه السلام) اصرار می ورزد.
معاویه بعد از شهادت امام حسن (علیه السلام) به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه سفر کرد تا از نزدیک اوضاع را بررسی کند و قدرت خود را تحکیم بخشد. مردم به استقبال او آمدند و با مردم مدینه دیدار می کرد. تا اینکه به جمعی از قریش رسید. چون او را دیدند همگی به جهت تعظیم وی برخاستند به جز ابن عباس که در آن جمع بود. معاویه به ابن عباس رو کرد و گفت: تو را مانع نشد از احترام به من جز کینه ای که از صفین دارید. اما از این نبایستی اغماض کرد که من نیز پسر عم عثمانم که او را به ظلم کشته اند. (غرض معاویه این بود که شما او را کشته اید) ابن عباس بدون توجه به گفته معاویه گفت: عمربن خطاب نیز مظلوم کشته شد. معاویه گفت: عمر را کافری کشت. ابن عباس گفت: پس عثمان را چه کسی کشت؟ پاسخ داد: مسلمانان او را کشتند. ابن عباس گفت: این یعنی در ابطال مدعای تو حجتی به غایت قوی است. معاویه خجل شد و سخن را به جایی دیگر کشاند و گفت: ما به اطراف مملکت خود نوشته ایم که مردم را از ذکر مناقب علی و اهل بیت نهی کنند. باید تو نیز زبان خود را از ذکر مناقب ایشان نگاهداری. ابن عباس گفت: آیا ما را از قرائت قرآن نهی می کنی؟ معاویه گفت: نه. ابن عباس گفت: از تعقل و تفکر در معنای آن منع می نمایی؟ معاویه گفت: آری. ابن عباس گفت: پس قرآن بخوانیم و اصلاً معنی آن را که خداوند تعالی اراده کرده، تحقیق نکنیم و به موجب آن عمل نکنیم؟ معاویه گفت: معنی آن را سؤال کن از کسانی که تأویل آن را بر وجهی می کنند که مغایر تأویل تو و اهل بیت توست.
عبدالله گفت: خدای تعالی قرآن را نازل نکرده مگر بر اهل بیت ما، چگونه معانی آن را از آل ابوسفیان و آل ابی معیط و یهود و نصارا سؤال کنیم! معاویه گفت: تو ما را معادل با این گروه ها قرار دادی؟ پاسخ داد: به جان خود سوگند! تو را هم ردیف آنان قرار ندادم، مگر وقتی که امت از عبادت به وسیله قرآن نهی کردی. معاویه گفت: قرآن بخوانید اما روایت نکنید آنچه را درباره شما نازل شده و رسول خدا آن را فرموده و بقیه مطالب را شما نقل کنید(1065).
این واقعه حکایت از مقابله ابن عباس با خودخواهیهای معاویه و محکومیت وی دارد. از بیان ابن عباس استفاده می شود که خواندن قرآن و فهمیدن درست معانی آن مساوی و مرادف است با ذکر فضائل علی (علیه السلام) و خاندان عصمت و طهارت. زیرا آنان مصداق بارز اکثر آیات قرآنند و عبدالله معتقد است آیات زیادی در شأن آنان نازل شده. نکته در خور توجه آن است که معاویه از خواندن قرآن ناراحت نیست، بلکه از فهم صحیح آن که از طریق پیامبر نقل شده ناراحت است و زمانی که با منطق قوی عبدالله روبرو می شود، می گوید: ای فرزند عباس توقف کن و زبانت را نگهدار و اگر به ناچار می خواهی قرآن را تفسیر کنی این را پنهانی انجام ده، به گونه ای که کسی آن را نشنود بعد معاویه صدهزار درهم به ابن عباس داد و منادی او ندا داد: هیچ کس حق ندارد حدیثی از مناقب علی و فضل خاندان او نقل کند. چرا که ذکر فضائل علی (علیه السلام) مساوی بود با ابطال حکومت غاصبانه معاویه.

گفتگوی معاویه با عبدالله

عبدالملک مروان گوید: روزی در جمعی که عده ای از قریش و بنی هاشم حضور داشتند (ظاهراً در مدینه) معاویه گفت: ای بنی هاشم! شما به چه چیز به ما افتخار می کنید؟ آیا پدر و مادر ما یکی نیست؟ آیا خانه و زادگاه ما یکی نیست؟ ابن عباس گفت: ما افتخار می کنیم به آنچه تو امروز به خاطر آن بر سایر قریش افتخار می کنی و قریش بر انصار به جهت آن افتخار می کنند و انصار بر سایر عرب و عرب بر عجم افتخار می کند. ما به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) افتخار می کنیم و به چیزی که نمی توانی آن را انکار، از آن فرار کنی.
معاویه گفت: ای فرزند عباس تو زبان تیزی داری که می خواهی با باطل خود بر حق دیگران غلبه پیدا کنی. ابن عباس گفت: صبر کن. باطل بر حق غلبه پیدا نمی کند و حسد را رها کن که بدترین شعارهاست(1066).
معاویه از مغالطه خویش سودی نبرد و خود می دانست که قدرت او به خاطر خلافت پیامبر است، به تجلیل ابن عباس پرداخت و گفت به خاطر چهار خصلت خوبی که داری، تو را عفو کردم و جلسه را خاتمه داد.
عبدالله نه تنها از علی و فرزندانش دفاع می کرد(1067)، بلکه از دیگر اقوام آن حضرت نیز به دفاع می پرداخت. زمانی که عمرو عاص در مجلس معاویه عبدالله بن جعفر را متهم به خوشگذرانی و بذله گویی کرد، عبدالله به دفاع از ابن جعفر پرداخت که او به یاد خداست و مردی بخشنده شریف و بزرگوار و این فرزندان عاص هستند که به ناپاکی و پستی شهرت دارند(1068)

ذکر فضائل علی (علیه السلام) در دربار معاویه

روزی عبدالله بن عباس به معاویه برخورد. قریشیان طرفدار معاویه سوگند خوردند که او را دچار مشکل کنند. از این رو درباره ابوبکر، عمر و عثمان از او سؤال کردند و وی پاسخ نیک داد. معاویه گفت: درباره علی بن ابی طالب چه می گویی پاسخ داد: خداوند ابوالحسن را رحمت کند. سوگند به خدا پرچم هدایت، پایگاه تقوا، جایگاه اندیشه و انبوه رحمت بود،، روشنایی سفر در شب تار، دعوت کننده به راه بزرگ حق، آگاه به آنچه در کتابهای اولیه است. قیام کننده به تأویل و یاد حق، پیوسته همراه با اسباب هدایت و تارک ستم، آزار و اذیت و بدور از راه های پست بهترین کسی که ایمان آورده و تقوا پیشه نموده.
سرور کسی که لباس خلافت به تن کرده و به دوش کشیده است. با فضیلت ترین کسی که حج و سعی نموده. شنواترین فردی که عدالت و مساوات پیشه کرده. سخنورترین فرد دنیا به جز انبیاء و پیامبر مصطفی. کسی که به دو قبله نماز خواند همسر بهترین زنان بود و پدر دو نواده پیامبر. چشمی مانند او ندیده و تا روز قیامت و ملاقات حق هیچ گاه نخواهد دید. پس بر کسی که او را لعن کند، لعنت خدا و بندگان، تا روز قیامت باد(1069).
و با این بیان معاویه و یارانش را لعن و نفرین نمود و از علی (علیه السلام) تجلیل کرد.