فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

چهارمین نامه امیرالمؤمنین (علیه السلام) به ابن عباس

امیرالمؤمنین (علیه السلام) پس از دریافت پاسخ عبدالله طی نامه ای به وی چنین نوشت:
أما بعد؛ فالعجب کل العجب من تزیین نفسک أن لک فی بیت مال الله أکثر مما أخذت و أکثر مما لرجل من المسلمین: فقد أفلحت، ان کان تمنیک الباطل و اعاؤک ما لا یکون ینجیک من الاثم، و یحل لک ما حرم الله علیک عمرک الله لأنت العبد المهتدی اذن!
فقد بلغنی . أنک اتخذت مکة و طناً و ضربت بها عطناً تشتری المولدات مکة و الطائف تختارهن علی عینک و تعطی فیهن مال غیرک، و انی لا قسم بالله ربی وربک رب العزة مایسرنی أن ما أخذت من أموالهم لی حلال أدعه لعقبی میراثاً، فلا غرور أشد باغتباطک تا کله.
رویداً، رویداً فکان قد بلغت المدی و عرضت علی ربک و المحل الذی تتمنی الرجعة و المضیع للتوبة کذلک و ما ذلک و لات حین مناص. والسلام(878).
اما بعد؛ همه شگفتی من از آن است که تو خود را نزد خویش پاک می دانی حق تو در بیت المال خدا بیشتر از آن است که گرفته ای و بیشتر از آنچه برای فردی از مسلمانان است، حق داری.
پس به تحقیق از نظر خود رستگار شدی. هر چند آرزوی باطل تو و ادعایت تو را از گناه نجات نمی دهد و آنچه را که خداوند بر تو حرام کرده است برای تو حلال نمی کند، خداوند عمر تو را طولانی کند، در این صورت تو بنده هدایت شده هستی!
به من خبر رسیده که مکه را به عنوان وطن خود برگزیده و در آنجا در کنار آب خوابگاه و جایگاهی برای خود قرار داده (به دامداری مشغولی) و کنیزان مکه و طائف را می خری و آنان را بر چشم خود مقدم می داری و در برابر آنها مال دیگران را می بخشی. من به خداوند سوگند می خورم - خدای که پروردگار من و پروردگار تو، و پروردگار عزت است - مرا خوشحال نمی کند اگر آنچه تو از مال مردم گرفتی، از من باشد و از راه حلال به دست آورده باشم و آن را برای بازماندگان خود به ارث بگذارم. پس فریبی بزرگتر از این نیست که آن اموال را با خوشحالی بخوری.
صبر کن، صبر کن گویا که به انتها رسیده ای و بر پروردگارت عرضه شده ای و گویا به جایگاهی رسیده ای که آرزوی بازگشت داری و کسی که توبه را ضایع کرده نیز چنین آرزویی دارد؛ حال آنکه چنین نیست (که کسی قادر به بازگشت باشد) و آن زمان هنگام فرار نیست، والسلام.
در نقل تذکرة الخواص آمده که اهل بدر در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آنچه را معین شده بود می گرفتند و به هیچ وجه سهم اضافی به آنها داده نمی شد و یادآوری می شود. که علی (علیه السلام) دوست ندارد حتی اگر این اموال از راه حلال به وی رسیده باشد، آن را برای وراث به ارث بگذارد.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) پس از اینکه بیان می کند عبدالله از مال بیت المال به تجارت پرداخته روز قیامت را به یاد او می آورد و می فرماید: در آن روز دو کس آرزوی بازگشت می کنند. اول کسی که مانند عبدالله اعمال نادرست انجام دهند. دوم کسی که امکان توبه داشته باشد ولی توبه نکند و در واقع یادآوری می کند اگر توبه نکی آرزوی بازگشت خواهی کرد، ولی آن زمان هنگام فرار نیست.

نقل دیگری از نامه

أما بعد؛ فان من العجب أن تزین لک نفسک أن لک فی بیت مال المسلمین من الحق أکثر مما لرجل واحد من المسلمین، فقد افلحت ان تمنیک الباطل و ادعاؤک مالا یکون ینجیک من الماثم، و یحل لک المحرم، انک لأنت المهتدی السعید اذاً.
و قد بلغنی أنک اتخذت مکة و طناً و ضربت بها عطناً تشتری بها مولدات مکة و المدینة و الطائف تختارهن علی عینک، و تعطی فیهن مال غیرک فارجع هداک الله الی رشدک، و تب الی الله ربک، و اخرج الی المسلمین من أموالهم فعما قلیل تفارق من ألفت ما جمعت، و تغیب فی صدع من الأرض غیر موسد و لا ممهد قد فارقت الأحباب. و سکنت التراب و واجهت الحساب، غنیاً عما خلفت، فقیراً الی ما قدمت، والسلام(879).
اما بعد، به تحقیق از مسائل تعجب آور است که تو خود را نزد خویش پاک جلوه می دهی به اینکه برای تو در بیت المال مسلمین نسبت به دیگر مسلمانان حق بیشتری است. پس به تحقیق رستگار شدی اگر آرزوی باطل تو و ادعایت به چیزی که تو را از گناهان نجات نمی دهد و برای تو حلال نمی کند آنچه حرام است (درست باشد) در این صورت تو بنده هدایت شده سعادتمندی هستی.
به من خبر رسیده که مکه را به عنوان وطن خود انتخاب کرده و در آنجا در کنار آب خوابگاه و جایگاه برای خود قرار داده ای (و مشغول خرید و فروش دام هستی) و کنیزان تولد یافته در مکه، مدینه و طائف را می خری آنها را بر چشم خود مقدم می داری و مال غیر خودت را در برابر آنها می بخشی. از این کار برگرد. خداوند تو را به راه رشد و صلاح هدایت کند. به سوی خدا، پروردگارت توبه کن و اموال مسلمانان را به آنها باز ده. به اندک زمانی از کسانی که به آنها الفت داشتی و مأنوس بودی جدا می شوی (مرگ تو را در می یابد) و آنچه جمع کرده ای، باقی خواهی گذاشت و در شکافی از زمین پنهان خواهی شد، جای که نه راحت است و نه آماده و هموار. به تحقیق که از دوستان جدا شدی و در خاک سکونت گزیدی و با حساب (خدا) روبرو شده ای، در حالی که بی نیازی از آنچه بجاگذاشتی (از اموال و ثروت) و نیازمندی به آنچه قبلاً فرستاده ای. والسلام.
از ذیل نامه به خوبی می توان فهمید که حضرت امیر (علیه السلام) ابن عباس را به قیامت و حساب اعمال توجه می دهد و از وی می خواهد که به فکر آن روز باشد.
آنچه تا کنون ذکر کردیم مورد اتفاق تمام کسانی است که معتقدند ابن عباس اموال بصره را به مکه برده است. ابن میثم بحرانی با اینکه معتقد است نامه 41 نهج البلاغه را حضرت به عبدالله نگاشته، تبادل نامه بین حضرت و ابن عباس را تنها تا آنچه که ذکر کردیم نقل کرده و نامه دیگری در این ارتباط نقل کرده است نگارنده نیز همین نظر را صحیح می داند، زیرا در آنچه دیگران نقل کرده اند اتفاق نظر وجود ندارد. هم در مورد نامه ها اختلاف وجود دارد و هم در تعداد و زمان آن. همچنین مضمون آنها با حقایق ناسازگار است و می توان گفت آنها از ساخته های افراد مغرض و کینه توز طرفدار معاویه و بنی امیه بوده اند.

پاسخهای منسوب به عبدالله به نامه چهارم

قبلاً اشاره شد که در برخی کتب نوشته اند ابن عباس در پاسخ این نامه حضرت نوشت: اما بعد، تو زیاد بر من ایراد گرفتی اگر خداوند را با آنچه در زمین است از طلاها و جواهرات خالص آن، ملاقات کنم، بهتر است برای من از آنکه خداوند را ملاقات کنم همراه با ریختن خون مسلمانی(880).
این نامه جزو جعلیات و برخی آن را جزو پاسخهایی ذکر کرده اند که ابن عباس از بصره برای حضرت نوشته است. عده ای نیز آن را در پاسخ به چهارمین نامه حضرت دانسته اند.
در تذکرة الخواص آمده است: امیرالمؤمنین (علیه السلام) در پاسخ به این نامه ابن عباس نوشت:
ان الدماء التی أشرت الیها قد خضتها الی ساقیک و بذلت فی أراقتها جهدک و وضعت باباحتها حظک وتقشعت عنها فتیاک و اذ لم تستحیی فافعل ماشئت(881).
آن خونهایی که بدانها اشاره کردی، تو خود تا ساقهای پایت در آنها فرو رفته ای و خود در ریختن آنها کوشش نموده ای و قایل به مباح بودن ریختن آنها بودی و فتوا و نظر خود را چنین ذکر کردی. حال اگر حیا نمی کنی، هر چه می خواهی انجام ده.
شبیه این پاسخ حضرت را بلاذری در ادامه جواب ابن عباس، هنگامی که هنوز عبدالله در بصره بود، نقل کرده(882) که از نظر ما هیچ کدام درست نیست. بلکه جعل کنندگان آن در صدد تخطئه علی (علیه السلام) و ابن عباس بودند. ابن عباس که دست به چنین کاری زده، جهت شرعی آن را نیز ملاحظه کرده. او تصور می کرد که سهم بیشتری از بیت المال دارد و در واقع حق از بین رفته خود را برداشته است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز به وی پاسخ می دهد که چنین حقی نداشته و ندارد و با دیگر مسلمانان تفاوت نمی کند و تنها یک حق مانند دیگران دارد.
برخی مورخین مانند ابن عبد ربه در عقدالفرید آن اندازه در این موضوع غلو کرده اند که مدعی اند ابن عباس جواب نامه اخیر حضرت علی (علیه السلام) را (که ما به عنوان چهارمین نامه نقل کردیم) چنین نوشت:
اگر از این قصه گوییها مرا راحت نگذاری مجبور خواهم شد که این مال را به معاویه بدهم که به وسیله آن با تو بجنگد(883).
پیداست که آنچه در عقدالفرید آمده، درست نیست؛ زیرا ابن عباس هر چند که مرتکب اشتباهی شد، ولی همیشه حرمت خاندان خود؛ بنی هاشم را حفظ کرد و کاری که موجب وهن به این خاندان باشد، انجام نداد. حتی در زمان خلیفه دوم از بنی هاشم دفاع کرد. این پاسخ و پاسخ قبلی که ذکر شد، همه ساخته طرفداران بنی امیه بود تا علی (علیه السلام) را در جنگهایش ناحق جلوه دهند. برای اینکه مشخص شود اینها جزو جعلیات است، علاوه بر آنچه قبلاً درباره شرکت ابن عباس و همکاریهای وی در جنگهای امیرالمؤمنین ذکر شد، به چهار روایت که از ابن عباس درباره جنگهای علی (علیه السلام) نقل شده، بسنده می کنیم، در پایان این مبحث نیز برخی از احادیث و سخنان ابن عباس درباره علی (علیه السلام) را نقل خواهیم کرد.