فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

7 - ترک دنیا

امیرالمؤمنین (علیه السلام) طی نامه ای به عبدالله نوشت:
أما بعد؛ فانک لست بسابق أجلک، و لا مرزوق مالیس لک، واعلم بأن الدهر یومان: یوم لک و یوم علیک و أن الدنیا دار دول، فما کان منها لک أتاک علی ضعفک و ما کان منها علیک لم تدفعه بقوتک(685).
اما بعد؛ تو بر مرگ خود پیشی نمی گیری و آنچه برای تو نیست روزی تو نمی گردد. بدان که روزگار دو روز است روزی به سود تو و روزی بزیانت و بدان که دنیا سرای گردش خوشیها و حکومتهاست. پس آنچه از آن برای تو باشد با ضعفت به تو می رسد و آنچه علیه تو باشد، با توانایی نمی توانی جلوی آن را بگیری.

8 - نامه عبدالله و مردم بصره برای جنگ با معاویه

امیرالمؤمنین (علیه السلام) قبل از جنگ صفین نامه ای به عبدالله بن عباس نوشت و در آن او و مردم بصره را به جنگ با معاویه دعوت کرد:
أما بعد؛ فأشخص الی من قبلک من المسلمین و المؤمنین، و ذکرهم بلائی عندهم، و عفوی عنهم، و استبقائی لهم و رغبهم فی الجهاد و أعلمهم الذی لهم فی ذلک من الفضل والسلام(686).
اما بعد؛ مسلمانان و مؤمنانی را که در منطقه تو هستند به نزد من گسیل دار و آزمون مرا از ایشان و گذشت مرا از آنان (در جنگ جمل) خاطر نشان کن و ادامه علاقه ام را نسبت به آنها یادآور شو و آنان را به جهاد تشویق کن و از فضیلتی که در این کار برای آنان است، آگاهشان ساز، والسلام.
چون نامه امیرالمؤمنین (علیه السلام) به عبدالله بن عباس رسید. در جمع مردم بصره ایستاد و نامه را برای آنان قرائت کرد و بعد از حمد و ثنای الهی چنین گفت:
ای مردم، برای عزیمت نزد امام خود آماده شوید و سبک و سنگین با ساز و برگ (خفافا و ثقالاً) حرکت کنید و با مال و جان خویش به جهاد بپردازید؛ زیرا شما با گروهی که حرام خدا را حلال شمرده و از حق منحرف شده اند و حکم کتاب خدا را نمی شناسند و مقید به دین حق نیستند پیکار می کنید. همراه با امیر مؤمنان و پسر عم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، کسی که به معروف فرمان می دهد و از منکر نهی می کند. او بر حق می رزمد و به راه هدایت می رود و به حکم قرآن فرمان می دهد، کسی که در حکومت خود رشوه نمی دهد و از تبهکاران تملق نمی نماید و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامتگری نمی هراسد.
با پایان یافتن سخنان عبدالله، احنف بن قیس برخاست و در پاسخ به این در خواست گفت: آری، به خدا سوگند که ما به تو پاسخ مثبت می دهیم و همراهت چه آسان و چه دشوار و چه با رضا و چه ناگوار رهسپار می شویم و در این کار، خیر را در نظر می گیریم و از خداوند امید پاداشی بزرگ داریم.
دیگر مردم نیز به درخواست عبدالله پاسخ مثبت دادند. عبدالله همراه مردم بصره آماده حرکت به طرف کوفه شد و ابواسود دؤلی رابه جانشینی خود در بصره گمارد(687). بنابه نقل بلاذری، ابواسود دؤلی را به عنوان پیشنماز مردم و زیادبن ابیه را به عنوان مسؤول خراج در بصره برگزید(688). آنچه مسلم است اینکه اختیارات حکومتی ابواسود واگذار شده است و عبدالله همراه با رؤسای پنجگانه بصره به طرف کوفه حرکت کرد. خالدبن معمر سدوسی پیشوای بکر بن وائل و عمروبن مرجوم عبدی، رئیس عبدالقیس، صبرة بن شیمان ازدی پیشوای ازد و احنف بن قیس بزرگ تمیم بنی ضبه و رباب شریک بن اعور پیشوای عالیه. آنان در حالی به دیدار علی (علیه السلام) شتافتند که آن حضرت در نخیله اردو زده بود و مردم را برای جنگ با شامین و معاویه آماده می کرد(689).

سخنرانی عبدالله در صفین

در روز پنجم از جنگ صفین عبدالله بن عباس از جانب سپاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ولید بن عقبه از جانب سپاه معاویه به میدان آمدند. پس از نبرد سخت میان آن دو، چون ابن عباس به ولید نزدیک شد، ولید به دشنام علیه خاندان عبدالمطلب پرداخت. و گفت: ای ابن عباس! قطع رحم کردید و پیشوای خود عثمان را کشتید. خداوند شما را هلاک کند و ما را بر شما پیروز گرداند.
ابن عباس به او پاسخ داد که با وی هماوردی نماید؛ ولی ولید چون جرأت رویارویی مجدد را با ابن عباس نداشت، به او پاسخ نداد. عبدالله آن روز مانند دیگر مجاهدان جنگید(690).
عمرو عاص برای تحریک مردم سخنرانی کرد و یاران خود را به جنگ دعوت می کرد. همین که سخنرانی وی پایان یافت و نشست، ابن عباس که فرماندهی جناح چپ سپاه علی (علیه السلام) را به عهده داشت، برای سخنرانی برخاست و بعد از حمد و توصیف خداوند گفت:
گواهی می دهم که خدایی جز خدای یکتا نیست و شریکی ندارد و گواهی می دهم که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده او، پیشوای هدایت و پیامبر برگزیده است. تقدیر الهی کارها را به اینجا کشیده که می بینید چنان رشته ارتباط این امت از هم گسسته و کارش بی سامان و آشفته شده که پسر جگرخوار، عده ای از گردنکشان شام را همدست خود ساخته و بر ضد علی بن ابی طالب (علیه السلام) برخاسته است، بر ضد عموزاده و داماد پیامبر خدا و نخستین مردی که با وی نماز گزارد، مرد میدان جنگ بدر که در تام نبردهای با فضیلت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، با وی بود. در حالی که معاویه و ابوسفیان هر دو مشرک بودند و بتها را می پرستیدند. به خدایی که بر سراسر جهان به تنهایی حکومت می کند و آن را پدید آورده و شایسته آن است، سوگند که علی بن
ابی طالب (علیه السلام) برخاسته است، برضد عموزاده و داماد پیامبر خدا و نخستین مردی که با وی نماز گزارد، مرد میدان جنگ بدر که در تمام نبردهای با فضیلت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، با وی بود. در حالی که معاویه و ابوسفیان هر دو مشرک بودند و بتها را می پرستیدند. به خدایی که بر سراسر جهان به تنهایی حکومت می کند و آن را پدید آورده و شایسته آن است، سوگند به علی بن ابی طالب دوش به دوش پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) جنگیده است. در حالی که علی می گفت: خدا و پیامبرش راست می گویند، معاویه و ابوسفیان می گفتند: خدا و پیامبرش دروغگو هستند. پس معاویه در این جنگ نیکتر و پرهیزگارتر و راستر از وی نیست. بر شما باد که از خدا بپرهیزید و سخت کوش و هشیار و پایدار باشید؛ زیرا به راستی شما برحقید و آن گروه مخالف بر باطل. پس مبادا آنان در باطل خود سخت کوش تر و پوینده تر از شما در راه حقتان باشند. به خدا سوگند ما به یقین می دانیم که خداوند ایشان را به دست شما یا به دست دیگران شکنجه و عذاب خواهد کرد.
بارالها، بر ما نظر عنایت افکن و ما را خوار منما و بر دشمنان پیروزی فرما و دست حمایت از ما باز مدار و میانه ما و قوممان، ما را پیروز فرما که تو از بهترین گشایندگانی(691). و درود بر شما و رحمت خدا و برکتهای او نصیبتان باد من سخنم را گفتم و از خداوند برای خود و شما آمرزش می طلبم(692).
ابن عباس با بیان فضائل علی (علیه السلام) و ذکر سابقه معاویه مردم را آگاه ساخت و به جنگ علیه شامیان دعوت کرد. سخنان وی نشانگر اعتقادش به حقانیت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این جنگ بود. نقش مهم ابن عباس در صفین بود که باعث شد معاویه با نامه در صدد فریب وی برآید.