فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

4 - ارسال اضافی بیت المال بصره به مرکز حکومت

حضرت امیر (علیه السلام) در نامه ای که به عبدالله بن عباس نوشت، از وی خواست درآمد آن منطقه را بین مردم نیازمند تقسیم کند و اضافی آن را به مرکز خلافت بفرستد.
بسم الله الرحمن الرحیم: من عبد الله علی أمیرالمؤمنین الی عبد الله بن عباس.
أما بعد؛ فانظر ما اجتمع عندک من غلات المسلمین و فیئهم فاقسمه علی من قلبک حتی تغنیهم و ابعث الینا بما فضل نقسمه فیمن قبلنا. والسلام(677).
به نام خداوند بخشنده مهربان.
از بنده خدا علی امیرالمؤمنین (علیه السلام) به عبدالله بن عباس. اما بعد؛ بنگر آنچه را نزد تو جمع شده از غلات مسلمانان و در آمدها و غنایم متعلق به ایشان. پس آنها را بین افرادی که نزد تو هستند و احتیاج دارند تقسیم کن تا ایشان را بی نیاز سازی و باقی مانده آن را نزد ما بفرست تا بین کسانی که نزد ما هستند، تقسیم کنیم. والسلام.
دستور حضرت مبنی بر صرف درآمدهای مناطق مختلف در خود آن منطقه و ارسال مازاد آن به این مرکز حکومت، به منظور جلوگیری از انباشتگی ثروت و توزیع عادلانه آن میان محرومان بود.
حضرت در نامه ای که به قثم بن عباس نوشت، بر این نکته تأکید می کند و می فرماید:
بنگر به آنچه از مال خدا نزد تو گرد می آید آن را به کسان عیالمند و گرسنه در اطراف خود بده، بدان امید آن را به کسانی که براستی محتاج و بی چیز و نیازمندند، رسانده باشی و آنچه از آن زیاده آید، نزد ما بفرست تا آن را در میان کسانی که نزد ما هستند، پخش کنیم(678).
حضرت همچنین در نامه ای که به سلیمان بن صرد خزاعی کارگزار جبل می نویسد بر این نکته تأکید می روزد(679).
عبدالله بن عباس طبق این دستور امیرالمؤمنین (علیه السلام) عمل می کرد و در یک مورد مردی از بنی تمیم را همراه ششصد هزار درهم که از عطایای مردم بصره اضافه آمده بود به کوفه فرستاد. مرد تمیمی در ماه رمضان شب هنگام به کوفه رسید و علی (علیه السلام) مشغول پذیرایی از مردم بود(680).

5 - توجه به آخرت

امیرالمؤمنین در نامه دیگری به عبدالله بن عباس نوشت، وی را از انجام کارهای بیهوده نهی و به توجه به آخرت توصیه می کند.
أما بعد؛ فاطلب ما یعنیک و اترک مالا یعنیک فان فی ترک مالا یعنیک درک ما یعنیک، و انما تقدم علی ما أسلفت لا علی ما خلفت، و ابن ما تلقاه غداً علی ما تلقاه. والسلام(681).
اما بعد؛ آنچه به کارت آید بجو و آنچه به کار تو نمی آید واگذار؛ زیرا در وانهادن آنچه به کار تو نمی آید، در یافتن آن چیزی است که به کار تو می آید (کارهای بیهوده را ترک کن تا بتوانی به کارهای لازم و ضروری رسیدگی کنی) و همانا تو (پس از مرگ) بر آنچه پیش فرستادی وارد شوی نه برآنچه بعد از خود (در این دنیا) بجا گذاشتی و بساز آنچه را که فردا بر خوری و ملاقات کنی آن گونه که خواهی بدان بر خوری و برسی. والسلام.
به فکر آخرت باش و عمل صالح برای خویش ذخیره کن که از رسیدن و دیدار با آن خشنود شوی و چیزی که بعد از مرگ بجای بگذاری، چنین نیست که برای تو سود و نفع برساند و آخرت تو را آباد سازد.

6 - سؤال فقهی

مکاتبات ابن عباس با علی (علیه السلام) تنها جنبه سیاسی نداشت، بلکه آنجا که به مشکل فقهی بر می خورد، از علی (علیه السلام) استمداد می طلبید؛ از جمله نوشته اند: فراس از شعبی نقل کرده، ابن عباس طی نامه ای از بصره برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) ارسال کرد، از وی درباره سهم ارث جد که همراه شش برادر جزو وراث است، سؤال کرد. حضرت در پاسخ نوشت اجعله کاحدهم وامح الکتاب(682)؛ او را مانند یکی از آن شش تن در ارث قرار ده و نامه مرا از بین ببر.
این مکاتبه با نقلهای مختلف در مکتب اهل سنت ذکر شده و در کتاب من لا یحضره الفقیه آن را فضل بن شاذان به نقل از فراس و او از شعبی آورده است(683).
اینکه حضرت دستور محو نامه را داده نشان می دهد که با دیدگاههای مشهور جامعه در آن زمان هماهنگ نبوده است. امام باقر (علیه السلام) نیز درباره حدیث جد می فرماید: کسی را نمی شناسم که در این باره به رأی خود فتوا نداده باشد، جز علی (علیه السلام) که او طبق سخن پیامبر نظر داده است(684).