فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

گفتگوی عبدالله با عایشه بعد از جنگ جمل

امیرالمؤمنین (علیه السلام) بعد از پایان جنگ جمل ابن عباس را نزد عایشه فرستاد که به او اعلام کند برای بازگشت به مدینه آماده شود. ابن عباس به دیدار عایشه رفت. اما عایشه به او اعتنایی نکرد و چیزی برای نشستن وی قرار نداد. ابن عباس خود چیزی از رحل عایشه برداشت و روی آن نشست.
عایشه گفت: ای فرزند عباس دو بار سنت را زیر پا نهادی؛ اول اینکه بدون اجازه من وارد خانه ام شدی. دوم اینکه: بدون دستورم از متاعم استفاده کردی.
ابن عباس پاسخ داد: ما به تو سنت را آموختیم، اینجا خانه تو نیست خانه تو جایی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تو را آنجا گذاشته و قرآن به تو دستور داده که در خانه خود بمانی. وی سپس پیام امیر (علیه السلام) را مبنی بر لزوم رفتن از بصره به عایشه اعلام کرد(624).
عایشه که با سخنان صریح ابن عباس روبرو شد و این همه گرفتاری برای مسلمانان ایجاد کرده بود بلند به گریه افتاد و در حالی که اشکش جاری بود، گفت: من بزودی به خودم می روم، به خدا سوگند! هیچ شهری برای من از شهری که شما در آن باشید مبغوضتر نیست(625).
امیرالمؤمنین عایشه را همراه چهال زن که عمامه و کلاه پوشیده بودند روانه مدینه کرد(626). طبق نقل یعقوبی آنان هفتاد زن از قبیله عبدالقیس بودند(627).

عبدالله در سمت استانداری بصره

بعد از اتمام جنگ جمل امیرالمؤمنین (علیه السلام) وارد بصره گردید و در مسجد جامع بزرگ شهر در جمع مردم عده آنها بسیار زیاد بود بالای منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اهل بصره را سرزنش کرد و آنها را بقایای ثمود و پیراهن بهیمه و لشکریان زن نامید(628) و از آنان به بدی یاد کرد. تمام مردم با وی بیعت کردند، حتی مجروهان و امان یافتگان. در میان جمع عبدالرحمان بن ابی بکره، نیز بود. وی برای بیعت نزد علی (علیه السلام) آمد. حضرت از حال پدرش ابوبکره(629) پرسید، عبدالرحمن سوگند یاد کرد که پدرش بیمار است و از علاقه وی به حضرت یاد کرد. علی (علیه السلام) به دیدار ابوبکره رفت و فرمود: نشستی و منتظر نتیجه جنگ ماندی؟ ابوبکره دست بر سینه نهاد و گفت: دردی آشکار دارم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) عذر او را پذیرفت و ولایت بصره را به او پیشنهاد کرد. ابوبکره عذر خواست و گفت: باید حاکم بصره مردی از خاندانت باشد که مردم به وی اعتماد کنند و پذیرفت مشاور حاکمی باشد که حضرت تعیین می کند.
علی (علیه السلام) ابن عباس را برگزید و فرمان داد که با ابوبکره مشورت کند و سخن او را بشنود و امر خراج و بیت المال را به زیاد بن عبید برادر مادری ابوبکره سپرد(630).

اهمیت بصره

استانداری بصره از جهات مختلف اهمیت داشت و لازم بود امارت آن به عهده فردی از یاران خاص و مورد اطمینان حضرت باشد.
1 - مراکز و شهرها تحت کنترل استانداری بصره وسیع تر و گسترده تر بود. علاوه بر بصره، اهواز، فارس و کرمان را نیز شامل می شد(631).
طبق نقل یعقوبی والیان سیستان از طرف استانداری بصره انتخاب می شدند و ربعی بن کأس عنبری کوفی در خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از طرف ابن عباس به سیستان اعزام شد(632).
معمولاً خراج و صدقات مناطق مختلف به بصره حمل می گردید و از آنجا ابن عباس برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرستاد(633).
طبق نقل ابوالفرج، عمرو بن مفرغ کارگزار اهواز بوده است(634) ما جز داستانی که ابوالفرج نقل کرده است شرح حالی از وی نیافتیم. احتمالاً رفاعة بن شداد بجلی که قاضی اهواز بوده برای مدتی کارگزاری آن شهر را نیز به عهده داشته است.
در جلد اول این کتاب از کارگزاران کرمان و فارس یاد کردیم. کارگزاران کرمان عبدالله بن اهتم بود و کارگزاران فارس عبارت بودند از منذر بن جارود کارگزار اصطخر و مصقلة بن هبیره کارگزار اردشیر خره، که این دو خیانت کردند و امیرالمؤمنین (علیه السلام) زیاد بن ابیه را به منطقه فارس اعزام کرد و حاکم اصطخر بود(635). زیاد حارثة بن بدر را بر کوار از نواحی فارس گمارد حارثه مردی شرابخوار بود(636).
بنابر نقل امیرالمؤمنین (علیه السلام) ابوساسان حضین بن منذر رقاشی بصری را کارگزار اصطخر نمود(637) که به نظر می رسد وی بعد از خیانت به آنجا رفته، زیرا در فتنه ابن حضرمی ابوساسان در بصره بوده و از زیاد همایت کرده است(638). وی در جنگ صفین پرچمدار امیرالمؤمنین بود و برای مدتی مسؤولیت شهربانی علی (علیه السلام) را به عهده داشت(639). به جهت همین گستردگی مناطق تحت فرمان بصره است که بعد از فتح بصره زمانی که علی (علیه السلام) بیت المال بصره را تقسیم می کند به هر یک از یاران وی پانصد درهم می رسد؛ با اینکه قبلاً بیت المال غارت شده بود. عده یاران حضرت را دوازده هزار نفر ذکر کرده اند و حضرت سهم خود را به دیگری می بخشد(640). و آن زمان که زیادی مالهای بیت المال بصره را دید فرمود:
غری غیری غری غیری(641).
ای مالها دیگری را بفریبید! دیگری را بفریبید!
2 - مردم بصره از جهت سیاسی طرفدار عثمان بودند و با عایشه، طلحه و زبیر همراهی کردند. از این رو لازم بود حاکم آن شهر شخصی مطمئن و با کیاست باشد که گرایشهای سیاسی، وی را مغلوب نسازد.
3 - بصره شهری بود مصیبت دیده برخی مردم جمعی از خاندان خویش را در جنگ از دست داده بودند و امکان وقوع توطئه در آن زیاد بود. اگر صدای مخالفی می یافتند با آن می پیوستند و این ویژگی را مردم عراق دارا بودند.
بنابراین موقعیت خاص بصره اقتضاء می کرد که امیرالمؤمنین فرد مطمئنی را بر آن گمارد. تا این منطقه وسیع و گرفتار آشوب و مصیبت را بخوبی اداره کند. ابن عباس این توان را داشت او از یاران و مشاوران علی (علیه السلام) و از خاندان وی بود و فردی زیرک و هوشمند می نمود که از نظر اجتماعی مورد توجه جامعه اسلامی بود.
امیرالمؤمنین ابن عباس را به عنوان والی و ابواسود دؤلی را به سمت قاضی بصره گمارد و آن شهر را ترک گفت(642).
حضرت در هنگام گزینش ابن عباس به وی چنین توصیه کرد:
سع الناس بوجهک و مجلسک و حکمک، و ایاک و الغضب فانه طیرة من الشیطان، و اعلم أن ما قربک من الله بیاعدک من النار، و ما باعدک من الله یقربک من النار(643).
با مردم گشاده رو و هم مجلس و درستکار باش و از خشم دوری کن. زیرا آن سبکسری است از شیطان. و بدان آنچه تو را به خدا نزدیک کند از آتش دور گرداند و آنچه باعث دوری تو از خدا شود تو را به آتش نزدیک می گرداند.
حضرت در هنگام معرفی وی به مردم بصره به آنان، فرمود: تا زمانی از وی اطاعت کنید که او از خدا و رسولش فرمان می برد و چنانچه از حق منحرف شود او را عزل خواهم کرد(644).