فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

درباره روزه و اعتکاف

بر تو باد به روزه گرفتن؛ بدرستی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در سالی در دهه اول ماه رمضان معتکف شد و در سال بعد از آن در دهه میانه (دوم) معتکف شد، سال سوم که از جنگ بدر بازگشت، قضای اعتکافش را (در دهه سوم) انجام داد، آنگاه خوابید و شب قدر را در دهه آخر خواب دید، گویا در آب و گل سجده می کرد و چون بیدار شد، همان شب همراه همسران و عده ای از یارانش که با او بودند، برگشت. همراهان در شب بیست و سوم باران دیدند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در بامداد نماز خواند و در چهره پیامبر گل دیده شد. از این رو پیامبر همیشه در دهه آخر ماه رمضان اعتکاف می کرد، تا اینکه وفات یافت.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر که ماه رمضان و شش روز از ماه شوال را روزه دارد، گویا همه سال را روزه داشته است.

پایان نامه

خداوند دوستی ما را در دین و محبت ما و شما را دوستی پرهیزگاران قرار دهد و طاعت شما را باقی گذارد تا به خاطر آن ما و شما را برادرانی قرار دهد که بر تختها روبه روی هم تکیه زنیم. ای مردم مصر، بخوبی از محمد امیرتان پشتیبانی کنید و در فرمانبری خود پایدار بمانید تا در کنار حوض کوثر به دیدار پیامبر خود نائل شوید.
خداوند ما و شما را بر آنچه موجب خشنودی اوست، یاری کند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

نامه محمدبن ابی بکر به معاویه در ذکر فضائل علی (علیه السلام)

منقری در کتاب خود نامه ای را نقل کرده است که محمدبن ابی بکر قبل از جنگ صفین به معاویه نوشته است و او را از مخالفت با علی (علیه السلام) که دارای فضائل و سابقه بسیار در اسلام است بر حذر داشته است. به نظر می رسد که در آن زمان وی کارگزار مصر نبوده است، چرا که به این مسأله اشاره ای نشده و امکان دارد که در آغاز ورود به مصر نامه را نوشته است.
به نام خداوند بخشاینده مهربان؛ از محمدبن ابی بکر به آن گمراه (معاویه) پسر صخر، درود و سلام بر مردم فرمانبردار از خدا، کسانی که تسلیم اهل ولایت الهی هستند.
اما بعد؛ خداوند به جلال و عظمت و چیرگی و قدرت خود آفریدگان را بدون رنج و ضعف در توانایی، آفرید، بی آنکه خود به آفرینش آنان نیاز داشته باشد؛ ولی آنان را به عنوان بندگان خود، هستی بخشید. برخی را بدبخت و پاره ای را نیکبخت، گروهی را گمراه و عده ای را راه یافته ساخت. سپس بر پایه علم خود آنان را به گزین کرد و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را از جمع آنان برگزید و او را به پیامبری خود اختصاص داد و برای دریافت وحی خویش اختیار کرد و امین امر خود ساخت و او را رسول خویش قرار داد تا کتابهای آسمانی پیشین را تصدیق کند و راهنمای مردم به قوانین الهی باشد. پس وی مردم را به حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارش فرا خواند و نخستین کسی که به ندای او پاسخ داد و او روی آورد و باورش کرد و با او همراهی نمود و اسلام آورد و تسلیم شد؛ برادر و پسر عمویش علی بن ابی طالب - علیه السلام - بود او را بر غیب نهان، تصدیق کرد و بر هر دوست دیگر رجحانش داد. آنگاه پیامبر را از هر حادثه هولناکی به جان حمایت کرد و خود را در هر توطئه هراسناک همدوش او نگاهداشت. با دشمن او جنگید و با دوست او صلح و سازش پیشه کرد و همواره در دشوارترین ساعات و ترسناکترین جایها برای او جان باخت. چنان پیشگام گشت که در جهاد، کسی چون او و در کردار کسی
برابر او نبود. اینک می بینیم که تو دم از همتایی با او می زنی، در حالی که تو تویی (با آن سابقه بد در اسلام) و او، اوست، که درای سابقه بر جسته در تمام خیرات و نیکوییهاست. او نخستین کسی است که اسلام آورد و پاک نهادترین مردم است. خاندان او پاکیزه ترین خاندان و همسر ارجمند او از همه مردم والاتر؛ و پسر عمش بهترین کسان است لکن تو خود لعنت شده و پسر لعنت شده بودی. همیشه تو و پدرت (ابوسفیان) فتنه ها و توطئه ها بر ضد دین خدا به راه انداختید و برای خاموش کردن پرتو اسلام کوشیدند و دسته بندیها و احزاب ایجاد کردید و از مال مایه گذاشتید و با قبایل مخالف اسلام رفت و آمد کردید بر این روش پدرت از دنیا رفت و تو بر همین عقیده و اساس جایش را گرفتی. گواه بر این، باقیمانده دسته ها و احزاب مخالف و سران منافق و مخالف رسول خدا - صلی الله علیه و آله - هستند که به تو پناه آورده و از تو جایگاه می طلبند.
گواه علی (علیه السلام) (در حقانیتش) با برتری آشکار و سابقه پیشگامی او در اسلام، یاران وی از مهاجر و انصارند که ذکر فضلشان در قرآن آمده و خداوند ایشان را ستوده است. اینان همراه وی هستن و به صورت گروه پیوسته پیرامون اویند، به خاطر او شمشیر از نیام کشند و برای او خون خود را بریزند و جانبازی کنند.
فضیلت را در پیروی او و شقاوت را در مخالفت با وی می دانند وای بر تو! چگونه خود را با علی (علیه السلام) مقایسه می کنی در حالی که او وارث پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و وصی او و پدر فرزندان وی و نخستین انسانی است که سر به فرمان او نهاده و آخرین کسی که با او (هنگام مرگ) دیدار کرد ب، پیامبر رازش را به او سپرده و وی را در کار خود شریک کرده است. در حالی که تو دشمن او و پسر عاص هم در این گمراهی و گردنکشی تو را مدد کند. گویا دیگر مهلتت سپری شده و مکر و نیرنگت رنگ باخته است. بزودی آشکار می شود که سرانجام نیکو از آن کیست.
بدان هر چند که با پروردگارت که از کید او در امان مانده و از نیرومندیش مأیوس شده ای، نیرنگ بازی، او در کمین توست در حالی که تو به خود مغروری. خدا و خاندان پیامبر او از تو بی نیازند. درود بر کسی که (راه) هدایت را پیروی کند.