فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

بهشت و ویژگیهای آن

ای بندگان خدا، بدانید با اینکه رحمت خدا از فراگیری بندگان در نماند، بهشت پهناوری دارد به مانند پهنای آسمان و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است، خوبی است که در آن هرگز بدی نیست. لذتهای آن از بین نرود، و اجتماع آن دچار تفرقه نگردد، و ساکنان آن در پناه خدای رحمان است و در خدمت آنها غلامانی است با سینی هایی طلائی که در آنها میوه و گل است. (آنگاه مردی گفت: ای رسول خدا. من اسب دوست دارم، آیا در بهشت اسب هم هست؟ فرمود: آری سوگند به آنکه جانم در دست اوست، در آن اسبهایی باشد از یاقوت سرخ، دارای زینهای زرین، بر آن سوار شوند و آنها را به گردش در آورند در میان برگ درختان بهشت.
مردی گفت: ای رسول خدا من آواز خوش را می پسندم، آیا در بهشت آواز خوش هست؟ فرمود: آری سوگند به آنکه جانم در دست اوست، خدا - برای آنان که خوش دارند آن را - به درختی فرمان دهد که چنان آواز به تسبیح برآورد، که هرگز گوشی بهتر از آن را نشنیده باشد.
مردی گفت: ای رسول خدا، راستش من شتر را دوست دارم، آیا در بهشت شتر هم هست؟ فرمود: آری سوگند به آنکه جانم در دست اوست که در آن شتران نجیبی از یاقوت سرخ باشد و بر پشت آنها زینهای طلاست که روکش ابریشم دارند. بر آنها سوار شوند آنها را در میان برگ درختهای بهشت بکشانند.
و براستی در آن (بهشت) صورتهایی باشد از مردان و زنان که بر مرکبهای بهشتی سوار شوند و چون یکی از بهشتیان از صورتی خوشش آید، گوید: خدایا مرا به مانند این صورت گردان! و او را به مانند آن سازد و چون صورت زنی را پسندد گوید: پروردگارا همسر مرا به این صورت درآور! وقتی به منزل خود برگردد، چهره همسرش رابه همان صورتی خواسته بیابد.
راستی که اهل بهشت در هر جمعه خداوند جبار را زیارت کنند. نزدیکترین و مقربترین افراد به خدا، بر منبرهایی از نور و رتبه بعد از آنها بر منبرهایی از یاقوت و رتبه بعد از آنها بر منبرهایی از زبرجد و رتبه بعد از آنها بر منبرهایی از مشک برآیند. در این موقعیت باشند که به نور (عظمت) خدا بنگرند و خدا نیز به چهره آنان ( از روی لطف و مرحمت) نظر کند و در آن هنگام ابری آنها را فرا گیرد و آن قدر نعمت، لذت، شادی و بهجت به آنها ببارد که جز خدای سبحان کسی مقدار آن را نداند. با این همه رضای بزرگ حق (رضوان اکبر) از آن بهتر است.
به یقین ما اگر ترسانده نشده بودیم مگر به برخی از آنچه ما را به آن ترسانده است. سزاوار بود که ترس ما زیاد شود بر آنچه بر آن طاقت نداشته و بر آن شکیبایی نداریم و به آنچه بی نیاز از آن نیستیم و از آن چاره ای نیست شیفته تر باشم.
ای بندگان خدا، اگر توانستید با وجود ترس از پروردگاتان، به او خوش بین باشید، چنین کنید ؛ زیرا جز این نیست که طاعت بنده به اندازه ترس او از خداست. بهترین مردم از جهت طاعت خداوند کسی است که بیشتر از او می ترسد.

توصیه به والی مصر

ای محمد، بدان که من تو را سرپرست و فرمانده مهمترین نیروی نظامی خود، که اهل مصرندت، قرار دادم. زمانی که تو را ولایت دادم به دستور مردم نبود (و خود تصمیم گرفتم) پس تو سزاواری که از (وسوسه مقام) بر خود بترسی و برای دینت از آن در حذر باشی. و اگر برای یک ساعت روز هم باشد؛ که پروردگارت را به خاطر رضای بکی از خلقش از خود خشمناک نسازی، همان کن. زیرا خدا به جای دیگران است و کسی و چیزی به جای خدا نیست.
بر ستمکار سخت گیر و دست (ظلم) او را ببند و خیرمندان را مورد لطف قرار ده و به خود نزدیک گردان و آنان را محرم (راز) و برادران خود قرار ده.
فی الصواه والوضوء
و أنظر الی صلاتک کیف هی، فانک امام القوم ینبغی لک أن تتمنا لک و أن تخففها و أن تصلیها لوقتها، فانه لیس من امام یصلی بقوم فیکون فی صلاته و صلاتهم نقص الا کان اثم ذلک علیه، و لا ینقص من صلاتهم شی ء. و تممها و تحفظ فیها یکن لک مثل أجورهم و لا ینقص ذلک من أجرهم شیئا(320).
ثم انظر الی الوضوء فانه من تمام الصلاة. تمضمض ثلاث مرات، و استشق ثلاثاً، و اغسل و جهک. ثم یدیک الیمنی. ثم یدک الیسری. ثم اسمح رأسک و رجلیک، فانی رأیت رسول الله، صلی الله علیه و آله، یصنع ذلک، و اعلم أن الوضوء نصف الایمان(321).
فی کیفیة الصلاة و أوقاتها
ثم ارتقب وقت الصلاة لوقفها، و لا تعجل بها قبله لفراغ، و لا توخرها عنه لشغل فان رجلاً سأل رسول الله، صلی علیه و آله، عن أوقات الصلاة، فقال رسول الله؛ صلی الله علیه و آله: أتانی جبرئیل فأرانی وقت الصلاة؛ فصلی الظهر، حین زالت الشمس فکانت علی حاجبه الأیمن، ثم أرانی وقت العصیر فکان ظل کل شی ء مثله، ثم صلی المغرب حین غربت الشمس، ثم صلی العشاء للآخرة حین غاب الشق، ثم صلی الصبح فغلس بها و النجوم مشتبکة(322)
کان النبی، صلی الله علیه و آله، کذا یصلی قبلک، فان استطعت - و لا قوة الا بالله - أن تلتزم السنه المعروفة و تسلک الطریق الواضح الذی أخذوا؛ فافعل، لعلک تقدم علیهم غداً.
ثم انظر رکوعک و سجودک فان النبی، صلی الله علیه و آله، کان أتم الناس صلاة و احفظهم لها (و أخفهم عملاً فیها(323)) و کان اذا رکع قال: سبحان ربی العظیم و بحمده؛ ثلاث مرات،
و اعلم یا محمد أن کل شی ء من عملک تبع لصلاتک فمن ضیع الصلاة فهو لغیرها أضیع. أسال الله الذی یری و لایری، و هو بالمنظر الأعلی، أن یجعلنا و ایاک ممن یحب ویرضی، حتی نعیننا و ایاک علی شکره و ذکره و حسن عبادته و اداء حقه و علی کل شی ء اختاره لنا من دنیانا و دیننا و أولانا و اخرانا، و أن یجعلنا من المتقین الذین لا خوف علیهم و لا هم یحزنون(324).

درباره نماز و وضوء

ای محمد، به نمازت توجه کن که چگونه است؛ همانا تو پیشنماز مردم هستی. سزاوار است که آن را کامل، سریع و سبک (با آرامی و اعتدال بدون اینکه طول دهی) و در وقتش بخوانی. زیرا امام جماعتی نیست که در
نماز وی و مردم نقص باشد، جز اینکه گناه آن (نقص و اشکال) بر اوست، و از نماز مأمومین چیزی کاسته نشود نماز را کامل به جای آور و (شرایط لازم) آن را مراعات کن. در این صورت تو به اندازه آنها پاداش داری بدون اینکه از اجر آنها چیزی کاسته شود(325).
در وضوی خود بنگر؛ زیرا وضو باعث کمال و تمامیت نماز است. سه مرتبه مضمضه کن (آب در دهان بگردان و دهان را بشوی) و سه مرتبه استنشاق نما (با آب بینی خود را بشوی)، در ابتدا صورت خود را بشوی، آنگاه دست راست و سپس دست چپ را (از آرنج) بشوی، بعد از آن سر و دو پایت را مسح کن، زیرا من، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدم که چنین وضو می ساخت؛ و بدان که وضو نیمی از ایمان است.