فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

رستاخیز وترسهای آن

ای بندگان خدا، وضع بعد از رستاخیز (قیامت) از قبر بدتر است ؛ آنجا روزی است که خردسال در آن پیر شود و سالمند در آن مست (و از خود بی خود) گردد و جنین در آن سقط شود و هر دایه ای کودک شیرخوار خود را رها نماید و از او دل برگیرد. روزی است عبوس و سخت، روزی که شرش (عذاب) گسترده است. به یقین هراس آن روز، فرشتگان بی گناه را نگران می سازد و هفت آسمان بلند و کوههای مستحکم و زمین پهناور از آن بلرزند، آسمان شکافته شود و در آن روز، سست باشد و مانند گل سرخ دگرگون گردد، و کوهها سراب شده، به مانند کوت شن نرم درآیند، پس از آن که سخت و آهنین بودند و دمیده شود در صور؛ پس هر کسی که در آسمانها و زمین است به فزع در آید (و بی هوش گردد) جز کسی که خدا بخواهد(315).
پس چگونه باشد حال کسی که با گوش، چشم، زبان، دست، پا، شرمگاه و شکم، خدا را نافرمانی کرده، در صورتی که خداوند او را نبخشند و در آن روز به او رحم نکرده باشد؟ چرا که سرانجامش به جای دیگری است؛ سرانجام وی به آتشی است که گودی آن زیاد است و سوزش آن سخت و آشامیدنی آن چرک و خون و عذابش تازه و گرزهایش آهنین، عذابش قطع نگردد و ساکن آن نمیرد، خانه ای است که در آن رحمتی نباشد و در آن دعای ساکنانش شنیده نشود و اجابت نگردد.
الجنه و أو صافها
و اعلموا یا عباد الله أن مع هذا رحمة الله التی لا تعجز عن العباد، جنه عرضها کعرض السماء و الأرض أعدت للمتقین. خیر لا یکون معها شر أبداً؛ لذاتها لاتمل، و مجتمعها لا یتفرق، و سکانها قد جاوروا الرحمان، و قام بین ایدیهم الغلمان، بصحاف من ذهب فیها الفاکهة والریحان(316).
(فقال رجل: یا رسول الله، انی أحب الخلیل أفی الجنة خیل؟ قال: «نعم؛ و الذی نفسی بیده؛ ان فیها خیلاً من یاقوت احمر، علیها سروج الذهب، یرکبون فتدب بهم خلال ورق الجنه.
قال رجل: یا رسول الله انی یعجبنی الصوت الحسن؛ قال: نعم؛ و الذی نفسی بیده ان الله الیأمر لمن یحب ذلک منهم، بشجر یسمعه صوتاً بالتسبیح ماسمعت للآذان بأحسن منه قط.
قال رجل: یا رسول الله انی احب الابل، أفی الجنة ابل؟ قال: نعم؛ و الذی نفسی بیده ان بخاب من یاقوت أحمر علیها رحال الذهب، قد الحقت بنمارق الدیباج یرکبون، فتزف بهم خلال ورق الجنة، و ان فیها صور رجال و نساء یرکبون مراکب أهل الجنة، فاذا أعجب أحدهم الصورة، قال: اجعل صورتی مثل هذه الصورة؛ فیجعل صورته علیها، و اذا أعجبه صوره المراة: قال: رب اجعل فلانة - زوجه - مثل هذه الصورة، فیرجع و قد صارت صورة زوجته علی ما اشتهی(317))
و ان أهل الجنة یزورون الجبار کل جمعة فیکون أقربهم منه علی منابر من نور، و الذین یلونهم علی منابر من یاقوت، و الذین یلونهم منابر من زبرجد، و الذین یلونهم علی منابر من مسک، فبیناهم کذالک ینظرون الی نور الله جل جلاله، و ینظر الله الی وجوههم، اذ أقبلب سحابة تغشاهم فتمطر علیهم من النعمة واللذة و السرور و البهجة ما لا یعلمه الا الله سبحانه. و مع هذا ما هو أفضل منه، رضوان الله الأکبر.
أما انا لو لم نخوف الا ببعض ما خوفنا به لکنا محقوقین أن یشتد خوفنا مما لاطاقة لنا به ولا صبر علیه، و أن یشتد شوقنا الی مالا غنی لنا عنه و لا بد لنا منه فان استطعتم عباده الله أن یشتد خوفکم من ربکم و یحسن به ظنکم فافعلو؛ فان العبد انما تکون طاعته علی قدر خوفه، و ان أحسن الناس لله طاعة، أشدهم له خوفاً(318).
توصیه الوالی
ثم اعلم یا محمد بن أبی بکر انی قد ولیتک أعظم اجنادی فی نفسی أهل مصر، فاذا و لیتک ماولیتک من أمر الناس فأنت حقیق أن تخاف منه علی نفسک و ان تحذرمنه علی دینک، و ان لم تکن الاساعة من النهار. فان استطعت أن لا تسخط ربک عزوجل برضی أحد من خلقه فافعل، فان فی الله عزوجل خلفاً من غیره، و لیس فی شی ء سواه خلف منه. اشتد علی الظالم و خذ علیه، و لن لأهل الخیر و قربهم و اجعلهم بطانتک و اخوانک(319).

بهشت و ویژگیهای آن

ای بندگان خدا، بدانید با اینکه رحمت خدا از فراگیری بندگان در نماند، بهشت پهناوری دارد به مانند پهنای آسمان و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است، خوبی است که در آن هرگز بدی نیست. لذتهای آن از بین نرود، و اجتماع آن دچار تفرقه نگردد، و ساکنان آن در پناه خدای رحمان است و در خدمت آنها غلامانی است با سینی هایی طلائی که در آنها میوه و گل است. (آنگاه مردی گفت: ای رسول خدا. من اسب دوست دارم، آیا در بهشت اسب هم هست؟ فرمود: آری سوگند به آنکه جانم در دست اوست، در آن اسبهایی باشد از یاقوت سرخ، دارای زینهای زرین، بر آن سوار شوند و آنها را به گردش در آورند در میان برگ درختان بهشت.
مردی گفت: ای رسول خدا من آواز خوش را می پسندم، آیا در بهشت آواز خوش هست؟ فرمود: آری سوگند به آنکه جانم در دست اوست، خدا - برای آنان که خوش دارند آن را - به درختی فرمان دهد که چنان آواز به تسبیح برآورد، که هرگز گوشی بهتر از آن را نشنیده باشد.
مردی گفت: ای رسول خدا، راستش من شتر را دوست دارم، آیا در بهشت شتر هم هست؟ فرمود: آری سوگند به آنکه جانم در دست اوست که در آن شتران نجیبی از یاقوت سرخ باشد و بر پشت آنها زینهای طلاست که روکش ابریشم دارند. بر آنها سوار شوند آنها را در میان برگ درختهای بهشت بکشانند.
و براستی در آن (بهشت) صورتهایی باشد از مردان و زنان که بر مرکبهای بهشتی سوار شوند و چون یکی از بهشتیان از صورتی خوشش آید، گوید: خدایا مرا به مانند این صورت گردان! و او را به مانند آن سازد و چون صورت زنی را پسندد گوید: پروردگارا همسر مرا به این صورت درآور! وقتی به منزل خود برگردد، چهره همسرش رابه همان صورتی خواسته بیابد.
راستی که اهل بهشت در هر جمعه خداوند جبار را زیارت کنند. نزدیکترین و مقربترین افراد به خدا، بر منبرهایی از نور و رتبه بعد از آنها بر منبرهایی از یاقوت و رتبه بعد از آنها بر منبرهایی از زبرجد و رتبه بعد از آنها بر منبرهایی از مشک برآیند. در این موقعیت باشند که به نور (عظمت) خدا بنگرند و خدا نیز به چهره آنان ( از روی لطف و مرحمت) نظر کند و در آن هنگام ابری آنها را فرا گیرد و آن قدر نعمت، لذت، شادی و بهجت به آنها ببارد که جز خدای سبحان کسی مقدار آن را نداند. با این همه رضای بزرگ حق (رضوان اکبر) از آن بهتر است.
به یقین ما اگر ترسانده نشده بودیم مگر به برخی از آنچه ما را به آن ترسانده است. سزاوار بود که ترس ما زیاد شود بر آنچه بر آن طاقت نداشته و بر آن شکیبایی نداریم و به آنچه بی نیاز از آن نیستیم و از آن چاره ای نیست شیفته تر باشم.
ای بندگان خدا، اگر توانستید با وجود ترس از پروردگاتان، به او خوش بین باشید، چنین کنید ؛ زیرا جز این نیست که طاعت بنده به اندازه ترس او از خداست. بهترین مردم از جهت طاعت خداوند کسی است که بیشتر از او می ترسد.

توصیه به والی مصر

ای محمد، بدان که من تو را سرپرست و فرمانده مهمترین نیروی نظامی خود، که اهل مصرندت، قرار دادم. زمانی که تو را ولایت دادم به دستور مردم نبود (و خود تصمیم گرفتم) پس تو سزاواری که از (وسوسه مقام) بر خود بترسی و برای دینت از آن در حذر باشی. و اگر برای یک ساعت روز هم باشد؛ که پروردگارت را به خاطر رضای بکی از خلقش از خود خشمناک نسازی، همان کن. زیرا خدا به جای دیگران است و کسی و چیزی به جای خدا نیست.
بر ستمکار سخت گیر و دست (ظلم) او را ببند و خیرمندان را مورد لطف قرار ده و به خود نزدیک گردان و آنان را محرم (راز) و برادران خود قرار ده.
فی الصواه والوضوء
و أنظر الی صلاتک کیف هی، فانک امام القوم ینبغی لک أن تتمنا لک و أن تخففها و أن تصلیها لوقتها، فانه لیس من امام یصلی بقوم فیکون فی صلاته و صلاتهم نقص الا کان اثم ذلک علیه، و لا ینقص من صلاتهم شی ء. و تممها و تحفظ فیها یکن لک مثل أجورهم و لا ینقص ذلک من أجرهم شیئا(320).
ثم انظر الی الوضوء فانه من تمام الصلاة. تمضمض ثلاث مرات، و استشق ثلاثاً، و اغسل و جهک. ثم یدیک الیمنی. ثم یدک الیسری. ثم اسمح رأسک و رجلیک، فانی رأیت رسول الله، صلی الله علیه و آله، یصنع ذلک، و اعلم أن الوضوء نصف الایمان(321).
فی کیفیة الصلاة و أوقاتها
ثم ارتقب وقت الصلاة لوقفها، و لا تعجل بها قبله لفراغ، و لا توخرها عنه لشغل فان رجلاً سأل رسول الله، صلی علیه و آله، عن أوقات الصلاة، فقال رسول الله؛ صلی الله علیه و آله: أتانی جبرئیل فأرانی وقت الصلاة؛ فصلی الظهر، حین زالت الشمس فکانت علی حاجبه الأیمن، ثم أرانی وقت العصیر فکان ظل کل شی ء مثله، ثم صلی المغرب حین غربت الشمس، ثم صلی العشاء للآخرة حین غاب الشق، ثم صلی الصبح فغلس بها و النجوم مشتبکة(322)
کان النبی، صلی الله علیه و آله، کذا یصلی قبلک، فان استطعت - و لا قوة الا بالله - أن تلتزم السنه المعروفة و تسلک الطریق الواضح الذی أخذوا؛ فافعل، لعلک تقدم علیهم غداً.
ثم انظر رکوعک و سجودک فان النبی، صلی الله علیه و آله، کان أتم الناس صلاة و احفظهم لها (و أخفهم عملاً فیها(323)) و کان اذا رکع قال: سبحان ربی العظیم و بحمده؛ ثلاث مرات،
و اعلم یا محمد أن کل شی ء من عملک تبع لصلاتک فمن ضیع الصلاة فهو لغیرها أضیع. أسال الله الذی یری و لایری، و هو بالمنظر الأعلی، أن یجعلنا و ایاک ممن یحب ویرضی، حتی نعیننا و ایاک علی شکره و ذکره و حسن عبادته و اداء حقه و علی کل شی ء اختاره لنا من دنیانا و دیننا و أولانا و اخرانا، و أن یجعلنا من المتقین الذین لا خوف علیهم و لا هم یحزنون(324).