فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

مرگ و دشواریهای آن

ای بندگان خدا از مرگ و نزدیکی و گرفتاری آن و دشواریهایش بر حذر باشید و برای آن آماده شوید؛ زیرا که مرگ وضع ناگهانی مهمی، پیش می آورد، خیری که هرگز شری همراه ندارد و یا شری که هرگز خیری همراه ندارد. چه کسی به بهشت نزدیکتر از عامل برای آن است؟ و چه کسی به دوزخ نزدیکتر از عامل برای آن است؟
حقیقت این است که هیچ کس جان از تنش برنیامد، تا بداند به کدام یک از دو منزل می رسد: به بهشت می رود یا به دوزخ؟ آیا دشمن خداست، یا دوست خدا؟ پس اگر دوست خداست، درهای بهشت برای او گشوده شود و راههایش برای او هموار گردد و ببیند آنچه خدا در بهشت برای او آماده کرده است ؛ و از هر دلهره و نگرانی آسوده شود و هر بار گرانی از دوشش برداشته شود؛ و اگر دشمن خداست، درهای دوزخ به روی او باز شود و راههایش بر وی هموار گردد و بنگرد به آنچه خدا برایش در آن آماده کرده است.
پس با هر ناگواری روبه رو شود و هر شادی را از دست بدهد، همه اینها در هنگام مرگ است و به هنگام مرگ یقین حاصل شود.
خداوند - عزوجل - فرموده: (آنان که فرشتگان جانهایشان را در حال پاکی و قداست بگیرند به آنان می گویند: درود بر شما به بهشت در آیید به پاداش آنچه انجام می دادید. و می فرماید: آنان که فرشتگان جانهایشان را در حالی ژکه به خودشان ظلم می کنند، بستانند پس به حال سازش و تسلیم در افتند که ما کار بد نکرده ایم، به یقین خداوند به آنچه می کردید آگاه است از این رو به درهای جهنم رد آیید جاودانه در آن می مانید، چه بد جایگاهی است جایگاه متکبران.
بندگان خدا، بدانید چاره ای جز مرگ نیست. پیش از آمدنش از آن حذر کنید و برای آن آماده شوید؛ زیرا شما رانده های مرگید، اگر آماده باشید شما را بگیرد و اگر از آن بگریزید شما را دریابد. مرگ از سایه شما به شما پیوسته تر است، آویزه کاکل شماست، و دنیا از پس شما نوردیده شود. پس زیاد به مرگ باشید آن گاه که شهوتها شما را می کشانند و مرگ بس است برای اندرز دادن.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) همیشه یاران خود را به یاد مرگ سفارش می کرد و می فرمود: بسیار به یاد مرگ باشید. زیرا مرگ شکننده و نابود کننده لذتهاست، و مانعی است میان شما و شهوات.
القبر و شدائده
یا عباد الله ما بعد الموت لمن لم یغفر له أشد من الموت، القبر: فاحذروا ضیقه و ضنکه و ظلمته و غربته، ان القبر یقول کل یوم: أنا بیت الغربة، أنا بیت الوحشه، أنا بیت الدود والهوام.
و القبر روضة من ریاض الجنة، أو حفرة من حفر النار. ان العبد المؤمن اذا دفن قالت الأرض له: مرحباً و اهلاً، قد کنت ممن أحب أن تمشی علی ظهری فاذا تولیتک فستعلم کیف صنعی بک؛ فتتسع له مد البصر. و ان الکافر اذا دفن قالت الأرض له: لامرحبا و لا أهلاً، قد کنت من أبغض من یمشی علی ظهری فاذا تولیتک فستعلم کیف صنعی بک؛ فتضمه حتی تلتقی أضلاعه، و ان المعشیة الضنک التی حذر الله منها عدوه(314) عذاب القیر ؛ انه یلسط الله علی الکافر فی قبره تسع و تسعین تنیناً، فینهشن لحمه و یکسرن عظمه، یترددن علیه کذالک الی یوم یبعث. لو أن تنینا منها نفح فی الأرض لم تنبت زرعاً أبداً.
اعلموا یا عباد الله أن أنفسکم الضعیفة، و أجساد کم الناعمة الرقیقة التی یکفیها الیسیر من العقاب، تضعف عن هذا. فان استطعتم أن تنزعوا الأجساد و أنفسکم مما لا طاقة لکم به ولا صبر لکم علیه، فعملوا بما أحب الله و اترکوا ما کره الله، و لا حول و لا قوة الا بالله.
البعث و أهواله
یا عباد الله ان بعد البعث ما هو اشد من القبر، یوم یشیب فیه الصغیر، و یکسر فیه الکبیر، و یسقط فیه الجنین، و تذهل کل مرضعة عما أرضعت. یوم عبوس قمطریر. یوم کان شره مستطیراً. ان فزع ذلک الیوم لیرهب الملائکه الذین لاذنب لهم، و ترعد منه السبع الشداد، و الجبال الاوتاد و الارض المهاد، و تنشق السماء فهی یومئذ و اهیة، و تتغیر کانها ورده کالدهان، و تکون الجبال سراباً کثیباً مهسلاً بعد ماکانت صماً صلاباً، و ینفخ فی الصور فیفزغ من فی السماوات و من فی الأرض الا من شاء الله. فکیف من عصی بالسمع و البصر و اللسان والید والرجل و الفرج و البطن ؛ ان لم یغفر الله له و یرحمه من ذلک الیوم، لانه یقضی و یصیر الی غیره. الی نار قعرها بعید و حرها شدید، و شرابها صدید، و عذاببها حدید، و مقامعها حدید، لا یفقر عذابها و لا یموت ساکنها، دار لیس فیها رحمه، و لا یسمع لأهلها دعوة.

قبر و سختی های آن

ای بندگان خدا، دوران پس از مرگ برای کسی که آمرزیده نشده، از مرگ سخت تر است. از قبر، تنگی، فشار، تاریکی و غربت آن بر حذر باشید؛ زیرا به یقین هر روز، قبر فریاد می زند و می گوید: من خانه غربت و تنهایی ام، من خانه خاکی هستم، من خانه وحشتم، من خانه کرمها و خزنده هایم.
قبر باغی از باغهای بهشت یا گودالی از گودالهای آتش است؛ زمانی که بنده مؤمنی دفن شود به او گوید: خوش آمدی (مرحباً و اهلاً)، تو از افرادی بودی که دوست داشتم بر پشتم راه بروی. پس چون تو را دریابم بزودی خواهی دانست که با تو چگونه رفتار می کنم، پس قبر به اندازه چشم اندازه وسعت یابد.
و چون کافر به گور رود، زمین به او گوید: خوش نیامدی (لا مرحباً و لا اهلاً)، مبغوض ترین افراد بودی که بر پشتم گام می زدی، چون تو را دریابم بزودی خواهی دانست که با تو چه می کنم. پس به هم بچسبید تا دنده های دو پهلویش به هم رسد.
به یقین زندگی در تنگی و فشار که خداوند دشمنش را از آن بر حذر داشته، عذاب قبر است، به تحقیق خدا در قبر بر کافران نود و نه اژدها می گمارد که گوشت او را با نیش می گزنند (و کم کم می خورند) و استخوانهای او را می شکنند و تا قیامت این گونه با او رفتار می کنند.
اگر یکی از آنها (اژدها) بر زمین دمد هرگز گشت و گیاهی در زمین نروید.
ای بندگان خدا، بدانید که جانهای شما ضعیف و تنهای شما نازک و نرمند؛ به گونه ای که اندکی از عذاب، آنها را بس است و از تحمل چنین عذابی ناتوانند.
اگر می توانید جسمها و جانهایتان را جدا کنید از آنچه تاب و طاقت و تحمل آن را نداشته و توان صبر بر آن را ندارید؛ پس عمل کنید به آنچه خدا دوست دارد و انهید، آنچه را که او بد دارد.

رستاخیز وترسهای آن

ای بندگان خدا، وضع بعد از رستاخیز (قیامت) از قبر بدتر است ؛ آنجا روزی است که خردسال در آن پیر شود و سالمند در آن مست (و از خود بی خود) گردد و جنین در آن سقط شود و هر دایه ای کودک شیرخوار خود را رها نماید و از او دل برگیرد. روزی است عبوس و سخت، روزی که شرش (عذاب) گسترده است. به یقین هراس آن روز، فرشتگان بی گناه را نگران می سازد و هفت آسمان بلند و کوههای مستحکم و زمین پهناور از آن بلرزند، آسمان شکافته شود و در آن روز، سست باشد و مانند گل سرخ دگرگون گردد، و کوهها سراب شده، به مانند کوت شن نرم درآیند، پس از آن که سخت و آهنین بودند و دمیده شود در صور؛ پس هر کسی که در آسمانها و زمین است به فزع در آید (و بی هوش گردد) جز کسی که خدا بخواهد(315).
پس چگونه باشد حال کسی که با گوش، چشم، زبان، دست، پا، شرمگاه و شکم، خدا را نافرمانی کرده، در صورتی که خداوند او را نبخشند و در آن روز به او رحم نکرده باشد؟ چرا که سرانجامش به جای دیگری است؛ سرانجام وی به آتشی است که گودی آن زیاد است و سوزش آن سخت و آشامیدنی آن چرک و خون و عذابش تازه و گرزهایش آهنین، عذابش قطع نگردد و ساکن آن نمیرد، خانه ای است که در آن رحمتی نباشد و در آن دعای ساکنانش شنیده نشود و اجابت نگردد.
الجنه و أو صافها
و اعلموا یا عباد الله أن مع هذا رحمة الله التی لا تعجز عن العباد، جنه عرضها کعرض السماء و الأرض أعدت للمتقین. خیر لا یکون معها شر أبداً؛ لذاتها لاتمل، و مجتمعها لا یتفرق، و سکانها قد جاوروا الرحمان، و قام بین ایدیهم الغلمان، بصحاف من ذهب فیها الفاکهة والریحان(316).
(فقال رجل: یا رسول الله، انی أحب الخلیل أفی الجنة خیل؟ قال: «نعم؛ و الذی نفسی بیده؛ ان فیها خیلاً من یاقوت احمر، علیها سروج الذهب، یرکبون فتدب بهم خلال ورق الجنه.
قال رجل: یا رسول الله انی یعجبنی الصوت الحسن؛ قال: نعم؛ و الذی نفسی بیده ان الله الیأمر لمن یحب ذلک منهم، بشجر یسمعه صوتاً بالتسبیح ماسمعت للآذان بأحسن منه قط.
قال رجل: یا رسول الله انی احب الابل، أفی الجنة ابل؟ قال: نعم؛ و الذی نفسی بیده ان بخاب من یاقوت أحمر علیها رحال الذهب، قد الحقت بنمارق الدیباج یرکبون، فتزف بهم خلال ورق الجنة، و ان فیها صور رجال و نساء یرکبون مراکب أهل الجنة، فاذا أعجب أحدهم الصورة، قال: اجعل صورتی مثل هذه الصورة؛ فیجعل صورته علیها، و اذا أعجبه صوره المراة: قال: رب اجعل فلانة - زوجه - مثل هذه الصورة، فیرجع و قد صارت صورة زوجته علی ما اشتهی(317))
و ان أهل الجنة یزورون الجبار کل جمعة فیکون أقربهم منه علی منابر من نور، و الذین یلونهم علی منابر من یاقوت، و الذین یلونهم منابر من زبرجد، و الذین یلونهم علی منابر من مسک، فبیناهم کذالک ینظرون الی نور الله جل جلاله، و ینظر الله الی وجوههم، اذ أقبلب سحابة تغشاهم فتمطر علیهم من النعمة واللذة و السرور و البهجة ما لا یعلمه الا الله سبحانه. و مع هذا ما هو أفضل منه، رضوان الله الأکبر.
أما انا لو لم نخوف الا ببعض ما خوفنا به لکنا محقوقین أن یشتد خوفنا مما لاطاقة لنا به ولا صبر علیه، و أن یشتد شوقنا الی مالا غنی لنا عنه و لا بد لنا منه فان استطعتم عباده الله أن یشتد خوفکم من ربکم و یحسن به ظنکم فافعلو؛ فان العبد انما تکون طاعته علی قدر خوفه، و ان أحسن الناس لله طاعة، أشدهم له خوفاً(318).
توصیه الوالی
ثم اعلم یا محمد بن أبی بکر انی قد ولیتک أعظم اجنادی فی نفسی أهل مصر، فاذا و لیتک ماولیتک من أمر الناس فأنت حقیق أن تخاف منه علی نفسک و ان تحذرمنه علی دینک، و ان لم تکن الاساعة من النهار. فان استطعت أن لا تسخط ربک عزوجل برضی أحد من خلقه فافعل، فان فی الله عزوجل خلفاً من غیره، و لیس فی شی ء سواه خلف منه. اشتد علی الظالم و خذ علیه، و لن لأهل الخیر و قربهم و اجعلهم بطانتک و اخوانک(319).