فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

پرسشهای فقهی محمدبن ابی بکر از امیرالمؤمنین (علیه السلام)

محمدبن ابی بکر طی نامه ای راجع به حکم این مسائل شرعی از علی (علیه السلام) سؤال کرد:
الف). حکم مرد مسلمانی که با زنی نصرانی زنا کرده است.
ب). حکم زندیقانی (بی دینان) که برخی خورشید و ماه را می پرستند و برخی به پرستش چیزیهای دیگر مشغولند و عده ای که مرتد شده و از اسلام بر گشتند.
ج). حکم غلام مکاتبی که مرده و مال و فرزند بر جای گذاشته است.
سؤالات بالا مربوط به مسائلی است که در ارتباط با وظایف حکم و اجرای حدود است و مسأله سوم نیز مشکلی بوده که باید حاکم اسلامی پاسخگوی آن باشد.

پاسخ علی (علیه السلام) به پرسشهای محمدبن ابی بکر

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در پاسخ به وی چنین نوشت:
أقم الحد فیهم علی المسلم الذی فجر بالنصرانیة، وادفع النصرانیة الی النصاری یقضون فیها ما شاؤوا، وأمره فی الزنادقة أن یقتل من کان یدعی الاسلام و یترک سائرهم، یعبدون ما شاؤوا، أمره فی المکاتب أن کان ترک وفاء لمکاتبته فهو غریم بید موالیسه یستوفون ما بقی من مکاتبته، و ما بقی فلولده(288).
در جمع مسلمانان بر مسلمانی که زنا کرده، حد جاری نما و زن زناکار مسیحی را به مسیحیان تحویل ده تا آن گونه که می خواهند (و دستور دین آنهاست) درباره او قضاوت کنند(289).
درباره زنادقه به او فرمان داد که مدعی اسلام و مرتد، کشته شود و دیگران را وانهد تا آنچه را که خواهند بپرستند.
و درباره غلام مکاتب متوفی فرمودش: اگر مالی که؛ به جا گذاشته، به اندازه قرارداد مکاتبه است، او به آزاد کننده هایش بدهکار است، به مقداری که (از قرارداد مکاتبه) مانده، دریافت می کنند و آنچه باقی مانده از فرزندان اوست.
پاسخ امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیانگر آزادی عقیده در اسلام است؛ به هیچ وجه پیروان دیگر ادیان را مجبور به پیروی از دستورات اسلام نمی کند، بلکه آنها در جامعه اسلامی طبق موازین و قوانین دین خود عمل نموده و مورد مؤاخذه و کیفر قرار می گیرند.
نکته مهمتر آن که حضرت مردمی را که غیر خدا را پرستش می کنند، آزاد دانسته و آنان را مجبور به پذیرش اسلام یا دیگر ادیان آسمانی نمی داند.

نامه محمدبن ابی بکر به علی (علیه السلام)

هنگامی که محمدبن ابی بکر در مصر بود، نامه ای به علی (علیه السلام) نوشت و از کلیات حرام و حلال و سنن و مواعظ چنین پرسش کرد:
به بنده خدا امیرالمؤمنین از طرف محمدبن ابی بکر
درود برتو! براستی سپاس گویم در برتو خدایی را که جز او شایسته پرستش نیست. اما بعد اگر امیرالمؤمنین در نظر گیرد... که نامه ای برای ما بنویسد درباره فرایض و واجبات و مسائلی که مورد ابتلای امثال من است برای قضاوت بین مردم خدا به امیرالمؤمنین ثواب بزرگ عنایت نماید و ذخیره او را نیکو دارد(290).
حضرت چون نامه محمد را دریافت کرد، خوشحال شد و نامه مفصلی در موضوعات مختلف برای او نوشت و در آن نامه، خوشنودی خود را از درخواست محمد و اهتمام او را به این مسائل ابزار داشت.
از آنجا که این نامه مشتمل بر دستورات ارزنده و مفید بود، بعدها از اهمیت خاصی برخوردار شد. محمد بن ابی بکر نیز به آن بسیار توجه داشت و مسائل آن را یادگرفته و طبق آن عمل و قضاوت می کرد و آن را همیشه به همراه خود داشت پس از شهادت وی عمروعاص تمام مدارک و اسناد و نامه های او را گرفته، برای معاویه فرستاد. معاویه به این نامه نگاه می کرد و از مضامین عالی آن تعجب می نمود.