فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

36 - اجتناب از منت گذاری و وعده های بی مورد

و ایاک و المن علی رعیتک باحسانک، أو التزید فیما کان من فعلک، أو أن تعدهم فتتبح موعدک بخلفک، فان المن یبطل الاحسان، والتزید یذهب بنور الحق، و الخلف یوجب المقت عندالله و الناس. قال الله تعالی: کبر مقتاً عند الله أن تقولوا ما لا تفعلون.
بپرهیز که با نیکی خود، بر رعیت منت گذاری، یا آنچه را کرده ای بزرگ شماری، یا آنان را وعده ای دهی و بر خلاف آن عمل نمایی؛ زیرا منت نهادن ارج نیکی را می برد (و احسان را بی ارزش می نماید) و کار را بزرگ شمردن و زیاده نگری نور و روشنایی حق را خاموش گرداند و خلاف وعده؛ خشم خدا و مردم را بر می انگیزاند. خدای تعالی فرموده است: بزرگ دشمنی است نزد خدا که بگویید آنچه را عمل نمی کنید.

37 - موقع شناسی و واقع نگری

و ایاک العجلة بالأمور قبل أوآنها، أو التسقط فیها عند امکانها، أو اللجاجة فیها اذ تنکرت، أو الوهن عنها اذ استوضحت. فضع کل موضعه، و أوقع کل أمر موقعه.
بپرهیز از شتاب در کارهایی که هنگام انجام آن نرسیده، یا سستی در آن، زمانی که انجامش ممکن گردیده است، یا لجاجت و ستیزگی که راه راست در آن ناپدار (و غیر مشخص) است، یاسستی ورزیدن در انجام آن، زمانی که آشکار است. پس هر چیز را در جای خود بگذار و هر کاری را به هنگام آن انجام ده.

38 - اجتناب از سوء استفاده و خشم

و ایاک و الاستثشار بما الناس فیه أسوة و التغابی عما تعنی به مما قد وضح للعیون، فانه مأخوذ منک لغیرک. و عما قلیل تنکشف عنک أغطیة الامور، و ینتصف منک للمظلوم. املک حمیة أنفک، و سورة حدک، و سطوة یدک. و غرب لسانک، و احترس من کل ذلک بکف البادرة، و تأخیر السطوة، حتی یسکن غضبک فتملک الاختیار: و لن تحکم ذلک من نفسک حتی تکثیر همومک بذکر المعاد الی ربک.
بپرهیز از آن چیزی را به خود مخصوص گردانی که بهره همه مردم در آن یکسان است و از تغافل در آنچه توجه بدان لازم و در دیدها نمایان است. زیرا آن را که گرفته ای، از تو برای دیگری، گرفته خواهد شد و بزودی پرده کارها از پیش دیده ات فرو افتد و داد از تو بستانند و به ستمدیده رسانند.
به هنگام خشم و غصب خویشتندار باش و تندی و سرکشی مکن و دست حمله و یورش پیش مدار و تیزی و شدت زبان نگهدار و از همه اینها خودداری کن با ترک سخن ناسنجیده شتابزده و خودداری و تأخیر در تهاجم و یورش، تا خشمت آرام شود و عنان اختیار به دستت آید و چنین قدرتی بر خود نیابی، جز آنکه فراوان به یادآوری که در راه بازگشت به سوی پرودرگار هستی.