فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

27 - یتیمان و سالخوردگان

و تعهد أهل الیتم و ذوی الرقة فی السن ممن لا حیلة له، و لا ینصب للمسألة نفسه، و ذلک علی الولاة ثقیل، و الحق کله ثقیل؛ و قد یخففه الله علی أقوام طلبوا العاقبة فصبروا أنفسهم، وو ثقوا بصدق موعود الله لهم.
یتیمان را عهده دار باش و سالخودگان را که چاره ای ندارند و دست سؤال (و در خواست) پیش نمی آرند. این کار بر والیان و کارگزاران سنگین و گرانبار است و حق تمامش همیشه دشوار است. و گاهی خدا آن (حق) را بر مردمی که در پی عافیتند، سبک می گرداند.
آنان خود را به شکیبایی وا می دارند و به وعده راست خدا درباره خویش اطمینان دارند.

28 - ارتباط مستقیم با مردم و احقاق حق آنها

و اجعل لذوی الحاجات منک قسماً تفرغ لهم فیه شخصک، و تجلس لهم مجلساً عاماً فتتواضع فیه لله الذی خلقک، و تقعد عنهم جندک و أعوانک من أحراسک و شرطک، حتی یکلمک متکلمهم غیر متتعتع، فانی سمعت رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - یقول فی غیر موطن: لن تقدس أمة لا یؤخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متتعتع. ثم احتمل الخرق منهم والعی، و نح عنهم الضیق و الأنف یسط الله علیک بذلک أکناف رحمته، و یوجب لک ثواب طاعته. و أعط ما أعطیک هنیئاً، و امنع فی اجمال و عذار!
بخشی از اوقات خود را خاص کسانی کن که به تو نیاز دارند و صاحب حاجتند. خود را برای کار آنان فارغ دار و در مجلسی عمومی بنشین و در آن مجلس در برابر خدایی که تو را آفریده، فروتن باش. سپاهیان و یاران نگهبانت و پاسبانانت را از آنان باز دار (و مراجعین دور نما) تا هر سخنگوی آنان با تو گفتگو کند؛ بی درماندگی لکنت در گفتار که من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها شنیدم که می فرمود: هرگز امتی پاکیزه نگردد که در آن امت، حق ضعیف و ناتوان را بی ترسی در گفتار و نگرانی، از توانا نستانند. .آن گاه خشنونت و درشتی کردن و درست سخن نگفتن آنان را بر خود همواره کن و تنگخویی و بی حوصلگی بر آنان و خود بزرگ بینی را از خود بران (و دور ساز) تا خدا بدین وسیله درهای رحمت خود را به روی تو بگشاید و تو را پاداش فرمانبری عطا فرمایید؛ و آنچه می بخشی چنان ببخش که بر تو (و آنان) گوارا افتد و آنچه (از آنان) باز می داری با مهربانی و پوزشخواهی همراه باشد.

29 - رسیدگی به مشکلات و انجام به موقع کارها

ثم أمور من أمورک لا بد لک من مباشرتها: منها اجابة عمالک بما یعیا عنه کتابک، و منها اصدار حاجات الناس یوم ورودها عیک بما تحرج به صدور أعوانک. و أمض لکل یوم عمله، فان لکل یوم ما فیه.
برخی از کارهاست که تنها بر عهده توست و خود باید آنها را انجام دهی.از آن جمله است: پاسخ دادن به کارگزارانت، آن گاه که کاتبانت درمانند (و در نامه نتوانند مطلب را برسانند) و دیگر بر آوردن نیاز مردم در همان روزی که به تو عرضه می شود و (معاونان و) یارانت در انجام تقاضای آنان گرانی کنند (و عذری آرند) و کار هر روز را در همان روز به انجام رسان که هر روز را کاری است مخصوص بدان.