فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

24 - توجه به بازرگانان و صنعتگران (تولید کنندگان)

ثم استوص بالتجار و ذوی الصناعات و أوص بهم خیراً: المقیم منهم و المضطرب بماله، و المترفق ببدنه، فانهم مواد المنافع، و أسباب المرافق، و جلابها من المباعد و المطارح، فی برک و بحرک، و سهلک و جبلک، و حیث لا یلتئم الناس لمواضعها، و لا یجترؤون علیها، فانهم سلم لاتخاف بائقته، و صلح لا تخشی غائلته. و تفقد أمورهم بحضرتک و فی حواشی بلادک.
نیکی به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذیر و سفارش به نیکویی درباره آنان را به عهده گیر؛ چه کسی که بر جای بود و در شهرها اقامت دارد؛ چه آن که با مال خود از این سو بدان سو رود و چه آنکه با نیروی بدنی خود تلاش کند (و به تولید بپردازد)؛ زیرا آنان مایه های منفعتند و پدیدآورندگان وسیله های آسایش و راحت و آورنده آن (منافع و سرمایه ها)از جاهای دور دست و دشوار؛ در بیابان و دریا و دشت و کوهسار منطقه ات و نقاطی که مردمان در آنجا گردنیایند و در بدان جا دلیری (و جرأت) ننمایند. اینان (بازرگانان) مردمی آرامند و نمی ستیزند و آشتی جویند و فتنه ای
بر نمی انگیزند. به کار آنان بنگر و رسیدگی کن؛ چه در آنجا باشند که خود به سر می بری و یا در شهرهای دیگر مرکز کار گزاریت.

25 - جلوگیری از اجحاف و احتکار

و اعلم - مع ذلک - أن فی کثیر منهم ضیقاً فاحشاً، و شحاً قبیحاً، و احتکاراً للمنافع، و تحکماً فی البیاعات، و ذلک باب مضرة للعامة، و عیب علی الولاة. فامنع من الاحتکار، فان رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - منع منه. ولیکن البیع بیعاً سمحاً: بموازین عدل، و أسعار لا تجحف بالفریقین من البائع و المبتاع. فمن قارف حکرة بعد نهیک ایاه فنکل به، و عاقبه فی غیر اسراف.
با این همه بدان که در میان بازرگانان بسیارند کسانی که سختی و تنگدستی زننده در معامله دارند و به بخلی زشت گرفتار و در پی احتکار برای سود جویی بیشترند و زورگویی در خرید و فروش دارند. (کالا را به هر قیمت و بهایی که خواهند می فروشند) و این سودجویی و گرانفروشی، زیانی است برای همگان و عیب است بر والیان و کارگزاران.
پس منع نما از احتکار. زیرا که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن منع فرمود. باید خرید و فروش آسان صورت گیرد (بدون تحکم و تحمیل قیمت زیاد) و با میزان عدل و با نرخهایی که نه به زیان فروشنده باشد و نه خریدار. آن که پس از منع تو دست به احتکار زند، او را کیفر و عبرت دیگران گردان و در کیفر او اسراف و زیاده روی منما.

26 - رسیدگی به طبقه ضعیف

ثم الله الله فی الطبقة السفلی من الذین لا حیلة لهم، من المساکین و المحتاجین و أهل البؤسی و الزمنی، فان فی هذه الطبقة قانعاً و معتراً، و احفظ لله ما استحفظک من حقه فیهم، واجعل لهم قسماً من بیت مالک، و قسماً من غلات صوافی الاسلام فی کل بلد، فان للأقصی منهم مثل الذی للأدنی، و کل قد استرعیت حقه؛ فلا یشغلنک عنهم بطر، فانک لا تعذر بتعضییعک التافه لاحکامک الکثیر المهم. فلا تشخص همک عنهم، و لا تصعر خدک لهم. و تفقد أمور من لا یصل الیک منهم ممن تقتحمه العیون، و تحقره الرجال؛ ففرغ لأولئک ثقتک من أهل الخشیة و التواضع، فلیرفع الیک أمورهم، ثم اعمل فیهم بالاعذار الی الله یوم تلقاه، فان هؤلاء من بین الرعیة أحوج الی الانصاف من غیرهم، و کل فأعذر الی الله فی تأدیة حقه الیه.
خدا را! خدا را در طبقه پایین و فرودین از مردم، آنان که راه چاره ندارند از فقیران و نیازمندان و گرفتاران رنجور و ناتوان زمین گیر. در این طبقه مستمندانی هستند که در خواست نمی کند و به خاطر خدا حقی را که خدا به آنان اختصاص داده و نگهبانی آن را به عهده ات نهاده، پاس دار. بخشی از بیت المال و بخشی از غله های زمینهای خالصه را در هر شهر به آنان واگذار که برای دورترین آنان همان باشد که برای نزدیکترین آنان است (و همه در بیت المال به طور یکسان سهیمند) و رعایت حق هر یک از آنان را بر عهده تو نهاده اند.
مبادا فرو رفتن در نعمت (و خوشگذرانی و استفاده بی جهت از بیت المال) تو را از پرداختن به آنان باز دارد.
همانا تو در ضایع گذاردن کار کوچک به خاطر کارهای بزرگ و مهم معذور نخواهی بود. پس از رسیدگی به کارشان دریغ مدار (و از آنها غافل مشو) و روی خود را بر ایشان برافروخته مدار. به کارهای کسانی که به تو دسترسی ندارند بنگر و رسیدگی کن؛ آنان که در دیده ها خوارند و مردم، خرد و کوچکشان می شمارند. کسی را که بدو اعتماد داری برای تفقد حال آن جماعت بگمار؛ کسی از خداترسان و فروتنان باشد؛ تا در خواستهای آنان را به تو برساند و با آنان چنان رفتار کن که در روز ملاقات خدا (قیامت) معذور باشی؛ زیرا که این گروه از میان مردمان به انصاف نیازمندترند از دیگران. در ادای حق همگان چنان بکوش که عذرت در پیشگاه خداوند پذیرفته شود.