فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

22 - گردآوری مالیات برای آبادانی شهرها

و تفقد امر الخراج بما یصلح أهله، فان فی صلاحه و صلاحهم صلاحاً لمن سواهم، ولا صلاح لمن سواهم الا بهم، لأن الناس کلهم عیان علی الخراج واهله. ولیکن نظرک فی عمارة الأرض أبلغ من نظرک فی استجلاب الخراج، لان ذلک لا یدرک الا بالعمارة؛ و من طلب الخراج یغیر عمارة أخرب البلاد، وأهلک العباد، ولم یستقم أمره الا قلیلاً.فان شوا ثقلا أو علة، أو انقطاع شرب أو بالة، أو حالة أرض اغتمرها غرق،او أجحف بها عطش، خففت عنهم بما ترجو ان یصلح به امرهم؛ ولا یثقلن علیک شی ء خففت به المؤونة عنهم، فانه ذخر یعودون به علیک فی عمارة بلادک،و تزیین ولایتک، مع استجلابک حسن ثنائهم، وتبجحک باستفاضة العدل فیهم، معتمداً فضل قوتهم، بما ذخرت عندهم من اجمامک لهم، والثقة منهم بما عودتهم من عدلک علیهم و رفقک بهم. فربما حدث من الأمور ما اذا عولت فیه علیهم من بعد احتملوه طیبة أنفسهم به؛ فان العمران محتمل ما حملته، و انما یؤتی خراب الأرض من اعواز أهلها، و انما یعوز أهلها لاشراف أنفس الولاة علی الجمع. و سوء ظنهم بالبقاء و قلة انتفاعهم بالعبر.
در کار خراج چنان بنگر که اصلاح خراج (مالیات) دهندگان در آن است. چه اصلاح خراج در کار خراج دهندگان در صلاح دیگران است و کار دیگران سامان و صلاح نیابد جز به آنان (مؤدیان مالیات)؛ چرا که مردم همگی هزینه خوار خراجند و خراجگزاران.
باید نظر و اندیشه تو بیشتر به آبادانی زمین باشد تا به گردآوری خراج، زیرا که جمع خراج جز با آبادانی میسر نشود و آن که خراج خواهد و به آبادانی نپردازد، شهرها را ویران کند و بندگان را هلاک گرداند و کار حکومتش جز اندکی راست و پایدار نماند. اگر از سنگینی مالیت شکایت کردند، یا از آفتی به کشت رسیده یا آبی که از کشتهاشان بریده و یا خشکسالی یا اینکه کشت زمین، بر اثر غرق شدن در آب یا بروز بی آبی تباه گردیده، بار آنان را سبک گردان، چندان که امیدواری، کارشان سامان و اصلاح پذیرد. آنچه بدان، بار آنان را سبک گردانی (و از مالیات آنان بکاهی)، بر تو گران نیاید؛ زیرا آن اندوخته ای است که با آبادانی شهرهایت و آرایش و تزیین حکومتت به تو باز گردانند؛ علاوه بر اینکه ستایش آنان را به خود کشانده ای و شادمانی که عدالت را میانشان گسترانده ای. در حالی که تکیه بر فزونی توان و قوت آنان خواهی داشت. بدانچه نزدشان اندوخته ای از اعتماد و آسوده ساختن خاطر آنان و بدست آوردن اطمینان آنان که به عدالت تو خو گرفته اند و به رفق و مدارای تو آشنا گردیده اند؛ و چه بسا در آینده کاری پدید آید که چون آن را به عهده آنان گذاری با خاطر خوش بپذیرند و انجام دهند، براستی که کشور آیاد هر چه بر عهده آن (مالیات) نهی، می کشد و زمین جز باتنگدستی ساکنان آن ویران نشود. مردم شهرها هنگامی تنگدست و فقیر شوند که والیان روی به گردآوری مال و افزون طلبی آرند و بر مانده خود بر سر کار سوء ظن داشته و به آن اطمینان ندارند.و آنچه مایه عبرت است کمتر بهره و سود می برند.

23 - گزینش کاتبان

ثم انظر فی حال کتابک، فول علی أمورک خیرهم، و اخصص رسائلک التی التی تدخل فیها مکائدک و أسرارک بأجمعهم لوجوه صالح الأخلاق ممن لا تبطره الکرامة، فیجتری ء بها علیک فی خلاف لک بحضرة ملاء، و لا تقصر به الغفلة عن ایراد مکاتبات عمالک علیک، اصدار جواباتها علی الصواب عنک، فیما یأخذ لک و یعطی منک، ولا یضعف عقداً اعتقده لک، ولا یعجز عن اطلاق ما عقد علیک، و لا یجهل مبلغ قدر نفسه فی الأمور، فان الجاهل بقدر نفسه یکون بقدر غیره أجهل. ثم لا یکن اختیارک أیاهم علی فراستک، و استتامتک وحسن الظن منک، فان الرجال یتعرضون لفراسات الولاة بتصنعهم و حسن خدمتهم، و لیس وراء ذلک فی العامة أثراً، و أعرفهم بالأمانة شی ء. ولکن اختبرهم بما ولوا للصالحین قبلک، فاعمد لأحسنهم کان فی العامة أثراً و أعرفهم بالأمانة و جهاً، فان ذلک دلیل علی نصیحتک لله و لمن و لیت أمره واجعل لرأس کل أمر من أمورک رأساً منهم، لا یقهره کبیرها، و لا یتشتت علیه کثیرها، و مهما کان فی کتابک من عیب فتغابیت عنه ألزمته.
درباره کاتبان و دبیران خود بنگر و بهترینشان را بر سر کار بیاور. برای نگارش تمام نامه هایت که در آن تدبیرها و رازهایت وجود دارد از آنها کسی را مخصوص دار که در اخلاص صالحتر از دیگران باشد. کسی که مکرمت (در حق وی) او را به طغیان نکشاند و بر تو دلیر نگرداند، آن سان که در جمع حاضران مخالف نماید. غفلتش باعث نشود که در رساندن نامه های کارگزارانت به تو، و نوشتن پاسخ درست آنها، سهل انگاری کند، در آنچه برای تو می گیرد و آنچه از جانب تو می دهد. پیمانی را که به سود تو بسته سست نگرداند و در به هم زدن پیمانی که به زیان توست در نماند و قدر خود را در کارها بداند؛ چه آنکه، قدر خود را نداند در شناختن قدر دیگران نادانتر بوده و درماند. و در گزیدن این کاتبان تنها به فراست و اطمینان و خود گمانی خویش، اعتماد مکن که مردم برای جلب نظر والیان به آراستن ظاهر می پردازند و خویش خدمتی را پیشه می سازند. اما در پس آن، چیزی از خیر خواهی و امانت نیست. ولیکن آنان را بیازمای به خدمتی که برای والیان نیکوکار پیش از تو عهده دار بوده اند؛ و بر آن کس اعتماد کن که میان همگان اثری نیکو نهاده است و به امانت از همه شناخته تر است (و امتحان خود را داده) و این نشانه خیرخواهی تو برای دین خدا و برای کسی است که کار او بر عهده شماست.
و بر سر هر یک از کارهایت مهتری از آنان بگمار که نه بزرگی کار، او را ناتوان سازد و نه بسیاری آن، وی را پریشان نماید. و هر عیب که در کاتبان توست و از آن غافل شوی، به عهده تو خواهد بود.

24 - توجه به بازرگانان و صنعتگران (تولید کنندگان)

ثم استوص بالتجار و ذوی الصناعات و أوص بهم خیراً: المقیم منهم و المضطرب بماله، و المترفق ببدنه، فانهم مواد المنافع، و أسباب المرافق، و جلابها من المباعد و المطارح، فی برک و بحرک، و سهلک و جبلک، و حیث لا یلتئم الناس لمواضعها، و لا یجترؤون علیها، فانهم سلم لاتخاف بائقته، و صلح لا تخشی غائلته. و تفقد أمورهم بحضرتک و فی حواشی بلادک.
نیکی به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذیر و سفارش به نیکویی درباره آنان را به عهده گیر؛ چه کسی که بر جای بود و در شهرها اقامت دارد؛ چه آن که با مال خود از این سو بدان سو رود و چه آنکه با نیروی بدنی خود تلاش کند (و به تولید بپردازد)؛ زیرا آنان مایه های منفعتند و پدیدآورندگان وسیله های آسایش و راحت و آورنده آن (منافع و سرمایه ها)از جاهای دور دست و دشوار؛ در بیابان و دریا و دشت و کوهسار منطقه ات و نقاطی که مردمان در آنجا گردنیایند و در بدان جا دلیری (و جرأت) ننمایند. اینان (بازرگانان) مردمی آرامند و نمی ستیزند و آشتی جویند و فتنه ای
بر نمی انگیزند. به کار آنان بنگر و رسیدگی کن؛ چه در آنجا باشند که خود به سر می بری و یا در شهرهای دیگر مرکز کار گزاریت.