فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

19 - حاکمیت و اجتهاد بر اساس کتاب و سنت

واردد الی الله و رسوله مایضلعک من الخطوب، و یشتبه من علیک من الأمور؛ فقد قال الله تعالی لقوم أحب ارشادهم: یا أیها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول و أولی الامر منکم،فان تنازعتم فی شی ء فردوه الی الله والرسول(240) فالرد الی الله: الأخذ بمحکم کتابه، والرد الی الله: الأخذ بمحکم کتابه، والرد الی الرسول: الأخذ بسنته الجامعة غیر المفرقة.
آنجا که کار بر تو گران و دشوار شود (و در حل مشکل در مانی) و حقیقت کارها مشتبه و ناآشکار، به خدا و رسولش بازگردان، زیرا خدای سبحان درباره مردمی که دوستدار راهنمایی شان بوده، گفته است. ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را اطاعت کرده و رسول و خداوندان امر خویش را فرمان برید. پس اگر در چیزی با یکدیگر نزاع و خصومت ورزیدید آن را به خدا و رسول باز گردانید.
پس باز گرداندن به خدا همان عمل کردن به آیات روشن و محکم کتاب (قرآن) است و بازگرداندن به رسول، پیروی از سنت جامع و فراگیر اوست که پذیرفته همگان است.

20 - شرائط قضاوت و تعهدات حکومت در برابر آنان

ثم اختر للحکم بین الناس أفضل رعیتک فی نفسک، ممن لا تضیق به الامور، ولا تمحکه الخصوم، ولا یتمادی فی الزلة، ولا یحصر من الفی ء الی الحق اذا عرفه، ولا تشرف نفسه علی طمع، ولا یکتفی بأذنی فهم دون أقصاه؛ واوقفهم فی الشبهات، وآخذهم بالحجج، وأقلهم تبرماً بمراجعة الخصم، واصبرهم علی تکشف الأمور، و أصرمهم عند اتضاح الحکم، ممن لا یزدهیه اطراء، ولا یستمیله اغراء، و أولئک قلیل. ثم أکثر تعاهد قضائه،وافسح له فی البذل ما یزیل علته، وثقل معه حاجته الی الناس. واعطه من المنزلة لدیک ما لا یطمع فیه غیره من خاصتک، لیا من بذلک اغتیال الرجال له عندک. فانظر فی نظراً بلیغاً، فان هذا الدین قد کان أسیراً فی أیدی الاشرار، یعمل فیه بالهوی، وتطلب به الدنیا.
برای قضاوت و داوری میان مردم از رعیت خود، برترین آنان را به نظر خویش، برگزین. کسی که کارها (و مشکلات بر او دشوار نگردد و) او را در تنگنا قرار ندهد و ستیز خصمان، (دو طرف دعوا) وی را به لجاجت نکشاند و در خطا و لغزش پایدار و پیش نرود و چون حق را نشناخت، در بازگشت بدان در نماند (و به اشتباه خود اصرار نورزد) و نفس او به طمع مایل نباشد و (برای رسیدن به حق) به اندک شناخت؛ بدون بررسی لازم بسنده او به طمع مایل نباشد و (برای رسیدن به حق)به اندک شناخت؛ بدون بررسی لازم بسنده نکند و در شبهه ها درنگش از همه بیشتر باشد و حجت را بیش از همه به کار برد و از رفت و آمد مکرر شاکیان کمتر به ستوه آید و در آشکاری کردن کارها(ی داوری) شکیباتر باشد. چون حق و حکم روشن شد در داوری با قاطعیت بیشتر از همه حکم دهد. از کسانی باشد که ستایش فراوان وی را به خودبینی نکشاند و خوش آمدگویی و فریبکاری او را مایل نسازد (و از حق منحرف ننماید) و داوران دارای این شرایط، اندک اند.
پس داوری چنین کسی را فراوان بررسی کن و آن قدر بدو ببخش که نیازش برطرف گردد (و زندگی راحتی داشته باشد)و نیاز وی به مردمان کم افتد و در نزد خود مقام و منزلت او را چندان بالا بر که از نزدیکانت، کسی درباره وی طمع نکند تا از گزند دسیسه مردان نزد تو،ایمن ماند. در این باره نیک بنگر که این دین در دست بدکاران گرفتار و اسیر بود. در آن، کار از روی هوس می راندند و به نام دین دنیا را می طلبیدند.

21 - گزینش کارگزاران، تأمین نیازها و بررسی دقیق کار آنان

ثم انظر فی أمور عمالک فاستعملهم اختاراً، ولا تولهم محاباة واثره، فانهما جماع من شعب الجور والخیانة. وتوخ منهم أهل التجربة والحیاء، من أهل البیوتات الصالحة، والقدم فی الاسلام المتقدمة، فانهم أکرم أخلاقاً، واصح أعراضاً، واقل فی المطامع اشراقاً، وابلغ فی عواقب الأمور نظراً. ثم أسبغ علیکم الارزاق، فان ذلک قوةلهم علی استصلاح أنفسهم، وغنی لهم عن تناول ما تحت أیدیهم، وحجة علیهم ان خالفوا أمرک او ثلموا أمانتک. ثم تفقد اعمالهم، وابعث العیون من أهل الصدق والوفاء علیهم، فان تعاهدک فی السر لأمورهم حدوة لهم علی استعمال الأمانة، والرفق بالرعیة. و تحفظ من الأعوان؛ فان أحد منهم بسطت علیه العقوبة فی بدنه، وأخذته بما أصاب من عمله، ثم نصتبه بمقام المذلة، ووسمته بالخیانة، و قلدته عار التهمة.
در کار مسؤولان و کارگزاران خود دقت کن و بیندیش و پس از آزمودن، به کارشان بگمار و به خاطر دوستی به میل خود و بدون مشورت با دیگران، به کارشان مخصوص مدار که به هوای خود رفتن و با دیگران مشورت نکردن از شعبه های ستمگری و خیانتند (چون به خود آن فرد و جامعه خیانت می شود) و برای کارگزاری، افراد با تجربه و با حیا را از خانواده های صالح و پارسا که در مسلمانی قدمی پیشتر و سابقه خدمت دارند، طلب و جستجو کن؛ زیرا اخلاق آنان گرامیتر است و آبروشان محفوظتر و طمعشان کمتر و عاقبت نگری شان فزونتر است. پس روزی اینان را فراوان (و مخارجشان را تأمین) کن که فراخی و فراوانی روزی، نیروشان دهد تا در پی اصلاح خود برآیند و بی نیاز گردیده، دست به اموالی که در اختیار دارند، نگشایند و حجتی بود علیه آنان،اگر فرمانت را نپذیرفتند یا در امانتت (حکومت) خیانت ورزیدند، از آن پس کارهای آنان را زیر نظر گرفته و بررسی نما و چشمهایی (جاسوسان و ناظران نهانی) راستگو و وفا پیشه بر ایشان بگمار؛ زیرا مراقبت نهانی تو در کارهایشان آنان را به رعایت امانت و مهربانی بر رعیت وا می دارد.
خود را از یاران خیانتکار دور دار. اگر یکی از آنان دست به خیانتی گشود و گزارشات فراهم شده، از طریق جاسوسان تو، آن را تأیید کرد. بدین گواه بسنده کن و کیفر او را با تنبیه بدنی، بدو برسان و آنچه به دست آورده بستان. آنگاه او را خوار بدار و علامت خیانت بر او بگذار و طوق بدنامی را بر گردنش بیانداز.