فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

14 - طبقات مختلف جامعه

واعلم أن الرعیة طبقات لایصلح بعضها الأ ببعض، ولا غنی ببعضها عن بعض: فمنها جنود الله، ومنها کتاب العامة والخاصة، ومنها قضاة العدل، و منها عمال الانصاف والرفق، و منها اهل الجزیة والخراج من أهل الذمة و مسلمة الناس، ومنها التجار و أهل الصناعات ومنها الطبقة السفلی من ذوی الحاجة والمسکنة، و کل سمی الله له سهمه، ووضع علی حده فریضة فی کتابه أو سنتة نبیه - صلی الله علیه و آله و سلم - عهداً منه عندنا محفوظاً.
بدان که رعیت را دسته هایی است که کار برخی جز به برخی دیگر اصلاح نشود و به بعضی از بعض دیگر بی نیازی نشاید.
- برخی از آنان سپاهیان خدا هستند.
- برخی دبیران و نویسندگان عمومی و خصوصی اند (که در نوشتن نامه های دولت یا محرمانه انجام وظیفه می کند.)
- برخی قضات دادگستر.
- برخی کارگزاران با انصاف و خوش رفتار.
- برخی اهل جزیه و خراج از ذمیان و مسلمانان.
- برخی بازرگانان و صنعتگران.
- برخی طبقه پایین و فرو دین از حاجتمندان و نیازمندان بی نوا.
خداوند نصیب هر دسته را معین داشته و حدود و میزان واجب آن را در کتاب خود یا سنت پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان نموده است. این پیمانی است از جانب خدا که نزد ما نگهداری شده است.

15 - نقش طبقات مختلف و رابطه آنان با دولت

فالجنود، باذن الله، حصون الرعیة، وزین الولاة، و عز الدین، و سبل الامن، ولیس تقوم الرعیة الا بهم. ثم لا قوام للجنود الا بما یخرج الله لهم من الخراج الذی یقوون به علی جهاد عدوهم، و یعتمدون علیه فیما یصلحهم، ویکون من وراء حاجتهم. ثم لا قوام لهذین الصنفین الا بالصنف الثالث من القضاة و العمال والکتاب، لما یحکمون من المعاقد، و یجمعون من المنافع، ویؤتمنون علیه من خواص الأمور و عوامها. ولا قوام لهم جمیعاً الا بالتجار و ذوی الصناعات، فیما یجتمون علیه من مرافقهم، و یقیمونه من اسواقهم، ویکفونهم من الترفق بایدیهم ما لاییلغه رفق غیرهم. ثم الطبقة السفلی من أهل الحاجة والمسکنة الذین یحق رفدهم و معونتهم. و فی الله لکل سعة، ولکل علی الوالی حق بقدر ما یصلحه، ولیس یخرج الوالی من حقیقة ما ألزمه الله من ذلک الا بالاهتمام، والاستعانة بالله، و توطین نفسه علی لزوم الحق، والصبر علیه فیما خف علیه أو ثقل.
سپاهیان - به فرمان خدا دژهای استوار رعیت و زینت و آبروی والیان و دولت و عزت دین و (پشتوانه) راههای امن کشورند. کار رعیت جز به سپاهیان، پیدار نباشد و کار سپاهیان جز با (بودجه و) خراجی که خدا برای آنان معین فرموده، درستی نپذیرد؛ تا به وسیله آن در جهاد با دشمن خود نیرومند شوند و کار خود را بدان اصلاح و سامان بخشند و (خراج) نیازمندیشان را کفایت نماید.
این دو گروه (سپاهیان و اهل خراج) بر پای نماند جز به گروه سوم که قاضیان و کارگزاران و نویسندگانند؛ چه قاضیان کار عقدها و معاهدات را استوار می کنند و کارگزاران در آمدها و سودها را گرد می آورند و نویسندگان در کارهای خصوصی و عمومی مورد اعتمادند.
و کار تمام اینها استوار نگردد جز با بازرگانان و صنعتگران با آنچه گرد می آورند و کارهایی که موجب رفق و کمک به مردم است و بازارها را بر پا می دارند.
صنعتگران نیز کارهایی (در تولید) با دست خود انجام می دهند که مردم را کفایت می نماید؛ آنچه دیگران مانند آن انجام می دهند که مردم را کفایت می نماید؛ آنچه دیگران مانند آن انجام نمی دهند. سپس طبقه فرو دینند، از نیازمندان و تهی دستان که سزاوار است بخشیدن و یاری نمودن آنان.
برای هر یک از این دسته ها نزد خدا گشایشی است و هر کدام را بر والی (و دولت) حقی است که کارشان را اصلاح و سامان دهد و والی چنان که باید از عهده آنچه خدا بر او واجب کرده بر نیاید، جز با کوشش و یاری جستن از خدا و آماده نمودن خویش برای اجرای حق و شکیبایی در انجام آن، چه بر او آسان باشد و چه دشوار.

16 - ویژگیهای قوای مسلح و رسیدگی به نیاز آنان

فول من جنودک أنصحهم فی نفسک لله و لرسوله و لامامک، وانقاهم جیباً، و افضلهم حملاً، ممن ییطی عن الغضب، ویستریح الی العذر، ویرأف بالضعفاء، وینبو علی الاقویاء، و ممن لا یثیره العنف، ولا یقعد به الضعف، ثم الصق بذوی المروءات والأحساب، وأهل البیوتات الصالحة، والسوابق الحسنة؛ ثم اهل النجدة والشجاعة، والسخاء والسماحة؛ فانهم جماع من الکرم، وشعب من العرف. ثم تفقد من أمورهم ما یتفقد من امورهم ما یتفقد الوالدان من ولدهما، ولا یتفاقمن فی نفسک شیی ء قویتهم به،ولا تحقرن لطفاً تعاهدتهم به وان قل؛فانه داعیة لهم الی بذل النصیحة لک، و حسن الظن بک.ولا تدع تفقد لطیف امورهم اتکالاً علی جسیمهما، فان للیسر من لطفک موضعا ینتفون به، وللجسیم موقعاً لا یستغنون عنه.
از سپاهیانت، آن کس را به فرماندهی بگمار که در نزد تو خیر خواه ترین افراد برای خدا و رسول او و امام و پیشوای تو و پاکدامن ترین و بردباترین آنها باشد. از افرادی که دیر به خشم آیند و زود عذر و پوزش پذیرند و بر ناتوانان رحمت نموده و نسبت به قویدستان سرسختی نمایند و آن کس که درشتی و خشونت، او را برنیانگیزاند و ناتوانی، وی را بر جای ننشاند(و از سعی باز ندارد).
همواره خود را متصل گردان به کسانی که صاحب فتوت و مردانگی و با نسبند و از خاندانی پارسا و سابقتی نیکو برخوردارند و نیز اهل بزرگواری شجاعت و رزم آوری، بخشندگی و جوانمردی اند؛ چرا که اینان بزرگواری را در خود فراهم کرده و نیکوییها را گردآورده اند. سپس به کارهای ایشان آن چنان بیندیش و رسیدگی کن که پدر و مادر درباره فرزند خویش انجام می دهند. مبادا آنچه آنان را بدان نیرومند می کنی در دیده ات بزرگ آید و نباید نیکی و لطفی که نسبت به ایشان انجام داده ای، کوچک بشماری هر چند اندک باشد. زیرا آن نیکی، آنان را به خیرخواهی تو می خواند و به تو گمان نیک پیدا می کنند.
رسیدگی به کارهای کوچک و خرد آنان را - به اعتماد وارسی و انجام کارهای بزرگ - وامگذار. زیرا لطف اندک تو را جایی است که از آن سود برند و لطف بسیار را جایی که از آن بی نیاز نباشند.