فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

13 - تبادل نظر با دانشمندان

و اکثر مدارسة العلماء، ومناقشة الحکماء، فی تثبیت ما صلح علیه أمر بلادک،واقامة ما استقام به الناس قبلک.
با داشمندان فراوان گفتگو کن و با حکیمان سخن فراوان در میان نه و بحث و مذاکره نما، در آنچه کار شهرهایت را استوار می سازد و در بر پا داشتن آنچه مردم پیش از تو بپاداشته و راست و درستکار مانده اند.

14 - طبقات مختلف جامعه

واعلم أن الرعیة طبقات لایصلح بعضها الأ ببعض، ولا غنی ببعضها عن بعض: فمنها جنود الله، ومنها کتاب العامة والخاصة، ومنها قضاة العدل، و منها عمال الانصاف والرفق، و منها اهل الجزیة والخراج من أهل الذمة و مسلمة الناس، ومنها التجار و أهل الصناعات ومنها الطبقة السفلی من ذوی الحاجة والمسکنة، و کل سمی الله له سهمه، ووضع علی حده فریضة فی کتابه أو سنتة نبیه - صلی الله علیه و آله و سلم - عهداً منه عندنا محفوظاً.
بدان که رعیت را دسته هایی است که کار برخی جز به برخی دیگر اصلاح نشود و به بعضی از بعض دیگر بی نیازی نشاید.
- برخی از آنان سپاهیان خدا هستند.
- برخی دبیران و نویسندگان عمومی و خصوصی اند (که در نوشتن نامه های دولت یا محرمانه انجام وظیفه می کند.)
- برخی قضات دادگستر.
- برخی کارگزاران با انصاف و خوش رفتار.
- برخی اهل جزیه و خراج از ذمیان و مسلمانان.
- برخی بازرگانان و صنعتگران.
- برخی طبقه پایین و فرو دین از حاجتمندان و نیازمندان بی نوا.
خداوند نصیب هر دسته را معین داشته و حدود و میزان واجب آن را در کتاب خود یا سنت پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان نموده است. این پیمانی است از جانب خدا که نزد ما نگهداری شده است.

15 - نقش طبقات مختلف و رابطه آنان با دولت

فالجنود، باذن الله، حصون الرعیة، وزین الولاة، و عز الدین، و سبل الامن، ولیس تقوم الرعیة الا بهم. ثم لا قوام للجنود الا بما یخرج الله لهم من الخراج الذی یقوون به علی جهاد عدوهم، و یعتمدون علیه فیما یصلحهم، ویکون من وراء حاجتهم. ثم لا قوام لهذین الصنفین الا بالصنف الثالث من القضاة و العمال والکتاب، لما یحکمون من المعاقد، و یجمعون من المنافع، ویؤتمنون علیه من خواص الأمور و عوامها. ولا قوام لهم جمیعاً الا بالتجار و ذوی الصناعات، فیما یجتمون علیه من مرافقهم، و یقیمونه من اسواقهم، ویکفونهم من الترفق بایدیهم ما لاییلغه رفق غیرهم. ثم الطبقة السفلی من أهل الحاجة والمسکنة الذین یحق رفدهم و معونتهم. و فی الله لکل سعة، ولکل علی الوالی حق بقدر ما یصلحه، ولیس یخرج الوالی من حقیقة ما ألزمه الله من ذلک الا بالاهتمام، والاستعانة بالله، و توطین نفسه علی لزوم الحق، والصبر علیه فیما خف علیه أو ثقل.
سپاهیان - به فرمان خدا دژهای استوار رعیت و زینت و آبروی والیان و دولت و عزت دین و (پشتوانه) راههای امن کشورند. کار رعیت جز به سپاهیان، پیدار نباشد و کار سپاهیان جز با (بودجه و) خراجی که خدا برای آنان معین فرموده، درستی نپذیرد؛ تا به وسیله آن در جهاد با دشمن خود نیرومند شوند و کار خود را بدان اصلاح و سامان بخشند و (خراج) نیازمندیشان را کفایت نماید.
این دو گروه (سپاهیان و اهل خراج) بر پای نماند جز به گروه سوم که قاضیان و کارگزاران و نویسندگانند؛ چه قاضیان کار عقدها و معاهدات را استوار می کنند و کارگزاران در آمدها و سودها را گرد می آورند و نویسندگان در کارهای خصوصی و عمومی مورد اعتمادند.
و کار تمام اینها استوار نگردد جز با بازرگانان و صنعتگران با آنچه گرد می آورند و کارهایی که موجب رفق و کمک به مردم است و بازارها را بر پا می دارند.
صنعتگران نیز کارهایی (در تولید) با دست خود انجام می دهند که مردم را کفایت می نماید؛ آنچه دیگران مانند آن انجام می دهند که مردم را کفایت می نماید؛ آنچه دیگران مانند آن انجام نمی دهند. سپس طبقه فرو دینند، از نیازمندان و تهی دستان که سزاوار است بخشیدن و یاری نمودن آنان.
برای هر یک از این دسته ها نزد خدا گشایشی است و هر کدام را بر والی (و دولت) حقی است که کارشان را اصلاح و سامان دهد و والی چنان که باید از عهده آنچه خدا بر او واجب کرده بر نیاید، جز با کوشش و یاری جستن از خدا و آماده نمودن خویش برای اجرای حق و شکیبایی در انجام آن، چه بر او آسان باشد و چه دشوار.