فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

10 - تصفیه ناشایستگان و انتخاب همکاران متعهد و منتقد

ان شر وزرائک من کان للاًشرار قبلک وزیراً، و من شرکهم فی الآثام فلایکونن لک بطانة، فانهم أعوان الاثمة، و اخوان الظلمة، وانت واجد منهم خیر الخلف ممن له مثل آرائهم و نفاذهم، ولیس علیه مثل آصارهم و أوزارهم وآثامهم، ممن لم یعاون ظالماً علی ظلمه،ولا آثماً علی اثمه: اولئک أخف علیک مؤونة، وأحسن لک معونة، و أحنی علیک عطفاً، و أقل لغیرک الفاً، فاتخذ أولئک خاصة لخلواتک و حفلاتک، ثم لیکن آثرهم عندک أقولهم بمر الحق لک، و أقلهم مساعدة فیما یکون منک مما کره الله لأولیائه، واقعاً ذلک من هواک حیث وقع. والصق بأهل الورع والصدق؛ ثم رضهم علی ألا یطروک ولا بیجحوک بباطل لم تفعله، فان کثرة الاطراء تحدث الزهو وتدنی من العزة.
بدترین وزیران و همکاران تو کسی است که پیش از تو وزیر و همکار بدکاران بوده و آن که در گناهان آنان شرکت نموده است. پس نیاید اینان، از یاران نزدیک و محرم اسرار تو باشند؛ زیرا آنان یاوران تبهکاران و برادران ستمگرانند و تو جانشینی بهتر از ایشان خواهی یافت که آگاهی و کارآیی آنها را داشته و جرائم و گناهان، و کردار بد ایشان را بر عهده ندارند. آن که ستمکاری را در ستم، یار نبوده و گناهکاری را در گناهش مدد نکرده است. اینان بر تو کم هزینه ترند و یاری و خدمتشان برایت نیکوتر و مهربانی شان بیشتر و دوستی شان با جز تو، کمتر است (و کمتر به دیگران دل می بندند) پس اینان را خاص خلوت خودگیر و در مجلسهایت بپذیر.
آن کس را بر دیگران بگزین که سخن تلخ حق را بیشتر به تو گوید و از کمترین همکاری با تو، در کاری که خدا آن را برای اولیای خود نمی پسندد خودداری نماید؛ گرچه آن کار مطابق هوای نفس تو باشد.
به پارسایان و راسگویان بپیوند و آنان را چنان بپرور و عادت ده که تو را فراوان نستایند و با ستودن کار بیهوده ای که نکرده ای، خاطرت را شاد ننمایند؛ زیرا ستودن فراوان و تملق گویی، خودپسندی آرد و (افراد را)به تکبر و سرکشی نزدیک می سازد.

11 - مدیریت صحیح و اعتماد به مردم

ولا یکونن المحسن والمسی ء عندک بمنزلة سواء، فان فی ذلک تزهیداً لأهل الاحسان فی الاحسان، و تدریباً لاهل الاساءة علی الاساءة! وألزم کلا منهم ما الزم نفسه. واعلم أنه لیس شی ء بأدعی الی حسن ضن راع برعیته من احسانه الیهم، و تحفیفه المؤونات علیهم، وترک استکراهه ایاهم علی ما لیس له قبلهم. فلیکن منک فی ذلک أمر یجتمع لک به حسن الظن برعیتک، فان حسن الظن یقطع عنک نصباً طویلاً. وان أحق من حسن ظنک به لمن حسن بلاؤک عنده. وان أحق من ساء ظنک به لمن ساء بلاؤک عنده.
مبادا نیکوکار و بدکردار در نظرت یکسان و برابر باشد که این رغبت نیکوکاران را در نیکی کم کند و بدکاران را به بدی وادار و تشویق نماید. لازم است با هر یک از آنها بدانچه پذیرفته اند عمل کنی.
بدان که هیچ چیز گمان والی را به رعیت نیک نسازد چون نیکی که در حق آنان (رعیت) کند. و تخفیف در پرداختها و هزینه های آنها و پرهیز از وادار کردن ایشان به آنچه در آن والی حقی بر آنان ندارد. پس رفتار تو چنان باشد که خوش گمانی به رعیت برایت فراهم آید، زیرا این حسن ظن و تفاهم رنج بسیار و بار سنگینی را از تو می زداید و به خوش گمانی و خوشبینی تو آن کس سزاوار است که از تو به او نیکی رسیده، و بدگمانی ات بدان بیشتر باید که از تو، به وی بدی رسیده است.

12 - پاسداری از سنتهای پسندیده

ولا تنقض سنة صالحة عمل بها صدور هذه الامة، واجتمعت بها الالفة، و صلحت علیها الرعیة. ولا تحدثن سنة تضر بشی ء من ماضی تلک السنن، فیکون الأجر لمن سنها، والوزر علیک بما نقضت منها.
بر هم مریز آیین پسندیدهای را که بزرگان این امت بدان عمل کرده اند و مردم به سبب آن به هم پیوسته و الفت یافته اند و بر اساس آن رعیت با یکدیگر سازش و سامان پیدا کرده اند و آیین و سنتی را ایجاد مکن که به سنتهای نیک گذشته زیان رساند. چه پاداش و ثواب از آن کسی است که سنتها(ی نیک) را بنیان گذارده و گناه بر تو خواهد بود که آن سنتها را نقض نموده ای.