فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

6 - انصاف و اجتناب از ستم

أنصف الله وأنصف الناس من نفسک،و من خاصة أهلک، و من لک فیه هوی من رعیتک، فانک الا تفعل تظلم! و من ظلم! عباد الله کان الله خصمه دون عباده، و من خاصمه الله أدحض حجته. و کان لله حرباً حتی ینزع أو یتوب. ولیس شی ء أدعی الی تغییر نعمة الله و تعجیل نقمته من اقامة علی ظلم، فان الله سمیع دعوة المضطهدین، و هو للظالمین بالمرصاد.
در مورد حق خدا (و دستورات او) انصاف نما (و به آنها عمل کن). و انصاف را درباره مردم از جانب خود، خویشاوندان نزدیکت و آن کس که از رعیت خویش دوست می داری رعایت نما، که اگر چنین نکنی ستمکاری و آن که بر بندگان خدا ستم کند، خدا به جای بندگانش دشمن او خواهد بود و آن را که خدا دشمن گیرد، دلیل وی را نپذیرد و باطل گرداند، و او با خدا در جنگ باشد، تا زمانی که باز گردد یا توبه نماید هیچ چیز چون ستم، نعمت خدا را دگرگون نسازد و کیفر او را نزدیک ننماید. زیرا خداوند دعای ستمدیدگان را شنواست و در کمین ستمکاران است.

7- حق گرایی و توجه به مردم

و لیکن أحب الأمور الیک أوسطها فی الحق، وأعمها فی العدل، وأجمعها لرضی الرعیة، فان سخط العامة یجحف برضی الخاصة، و ان سخط الخاصة یغتفر مع رضی العامة. ولیس أحد من الرعیة أثقل علی الوالی مؤونة فی الرخاء، و أقل معونة له فی البلاء، واکره للانصاف، وأسال بالالحاف، وأقل شکراً عند الاعطاء، و أبطأ عذراً عند المنع، وأضعف صبراً عند ملمات الدهر من أهل الخاصة. وانما عماد الدین، و جماع المسلمین، والعدة للاعداء، العامة من الامة؛ فلیکن صغوک لهم، ومیلک معهم.
باید محبوبترین کارها در نزد تو آن باشد که به حق نزدیکتر است و عدل در آن گسترده تر بوده و خشنودی رعیت در آن بیشتر تأمین شود. زیرا ناخشنودی عامه مردم، خشنودی نزدیکان را بی 0 اثر نماید و خشم نزدیکان و خاصه با رضایت مردم زیانی نرسانده و پوشیده ماند. هیچ یک از طبقات مردم برای والی، پر هزینه تر در حال رفاه و بی فایده تر (و کم حمایت تر) در گرفتاری و گریزان تر از انصاف و پر اصرارتر در خواسته ها و ناسپاس تر در بخششها و عذر ناپذیرتر در هنگام خودداری از عطاها و کم صبرتر در پیش آمده های سخت روزگار از نزدیکان نیست. جز این که ستون دین و انبوه مسلمانان و پشتوانه در برابر دشمنان فقط توده امتند، پس باید به آنان رو کنی و میل و گرایشت به سوی ایشان باشد.

8 - طرد عیبجویان و سعایتگران

ولیکن أبعد رعیتک منک، وأشنأهم عندک، أطلبهم لمعائب الناس؛ فان فی الناس؛ فان فی الناس عیوباً، الوالی أحق من سترها، فلا تکشفن عما غاب عنک منها،فانما علیک تطهیر ما ظهر لک، والله یحکم علی ما غاب عنک، فاستر العورة ما استطعت یستر الله منک ما تحب ستره من رعیتک. أطلق عن الناس عقدة کل حقد، واقطع عنک سبب کل وتر،وتغاب عن کل ما لا یضح لک. ولا تعجلن الی تصدیق ساع، فان الساعی غاش، و ان تشبه بالناصحین.
دورترین افراد رعیت از تو و دشمنترین آنها نزد تو باید کسی باشد که در بیان عیوب مردم بیشتر اصرار دارد، چرا که در مردم عیبها و زشتیهایی وجود دارد و حاکم به پرده پوشی آنها سزاوارتر است. پس مبادا آنچه بر تو نهان است (از عیوب مردم تحقیق کرده و) آشکار گردانی. بر تو است که عیبهای ظاهر شده را پاک (و بر طرف) کرده ،بپوشانی. خدا درباره آنچه از تو پنهان است حکم می نماید. پس تا می توانی زشتی مردم را بپوشان، تا خداوند آنچه را که می خواهی از رعیت پنهان بماند بر تو بپوشاند. گره هر کینه ای را که از مردم در دل داری، بگشای و رشته هر دشمنی و انتقام را پاره کن خود را از آنچه برایت آشکار نیست، ناآگاه گیر و شتابان گفته سخن چین و سعایتگر را مپذیر؛ زیرا سخن چین، خائن و دغلکار است، هر چند خود را همانند خیر خواهان سازد.