فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

نامه امیرالمؤمنین (علیه السلام) به محمدبن ابی بکر و پاسخ آن

پس از آنکه محمدبن ابی بکر متوجه شد علی (علیه السلام) اشتر را به مصر اعزام کرده، ناراحت شد. از این رو حضرت بعد از شهادت مالک نامه ای به محمد نوشت و ضمن تجلیل از مالک وی را تشویق به جهاد کرد. این نامه در الغارات و نهج البلاغه و تاریخ طبری نقل شده است و متن آن چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم، من عبد الله علی أمیرالمؤمنین الی محمدبن أبی بکر سلام علیک(173).
أما بعد: فقد بلغنی موجدتک من تسریح الاشتر عملک. و انی لم أفعل ذلک استبطاء لک فی الجهد ولا ازدیاداً لک فی الجد. ولو نزعت ما تحت یدک من سلطانک، لولیتک ما هو ایسر علیک مؤونة و اعجب الیک ولایة. ان الرجل الذی کنت ولیته امر مصر کان رجلا لنا ناصحاً و علی عدونا شدیداً ناقماً، فرحمه الله فلقد استکمل أیامه ولاقی حمامه و نحن عنه راضون؛ أولاه الله رضوانه و ضاعف اثواب له.
فأصحر لعدوک. وامض علی بصیرتک و شمر لحرب من حاربک، وادع الی سبیل ربک (بالحکمة والموعظة الحسنة) و أکثر الاستعانة بالله یکفک ما أهمک و یعنک علی ما ینزل بک، ان شاء الله(174) (أعاننا الله و ایاک علی ما لاینال الا برحمته والسلام علیک(175)).
به نام خداوند بخشاینده مهربان، از بنده علی امیرالمؤمنان به محمدبن ابی بکر، درود بر تو.
اما بعد: به من خبر رسید که ناراحت شدی از اینکه اشتر را بر سر کار تو فرستادم. این کار من برای کندی تو در سعی و کوشش و افزایش تلاشت نبوده و اگر آنچه را در زیر دست توست و بر آن حاکمی، (حکومت مصر) از تو بگیرم، تو را بر کاری حاکم سازم که بر تو آسانتر باشد؛ امارت آن بر تو خوشتر آید. مردی را که بر مصر حاکم ساخته و امور آنجا را به وی سپردم، برای ما مردی خیر اندیش بود و بر دشمنانمان چیره و توانا.- خدایش بیامرزد - ولی روزگارش به سر آمد و با مرگ روبه رو شد. ما از او راضی هستیم و خدا از او راضی بوده و ثواب او را دو چندان کند.
به سوی دشمنت حرکت کن و با درک و آگاهی رهسپار شو و به جنگ کسی که با تو می جنگد بشتاب، و به راه پروردگارت با حکمت و موعظه نیکو دعوت نما. از خداوند یاری بسیار بطلب. او تو را در آنچه اندوهناکت نماید کفایت می کند و در آنچه به تو رسیده یاریت نماید. ان شاءالله. (خدا ما و تو را بر آنچه بدان دسترسی نیست جز به رحمت او یاری کند و درود بر تو).
حضرت در این نامه علت اعزام مالک را ذکر کرده و در آخر محمدبن ابی بکر را تشویق می کند که بدون ترس و واهمه در مقابل دشمن بایستد.
برخی نقل کرده اند که علت نوشتن این نامه ترس محمدبن ابی بکر از روبه رویی با دشمن بوده است(176). پاسخی را که از محمد نقل کرده اند این موضوع را تأیید می کند؛ وی در جواب حضرت نوشت:
به نام خداوند بخشاینده مهربان، برای بنده خدا امیرمؤمنان علی (علیه السلام) از جانب محمدبن ابی بکر. من خدا را در پیش تو (و همراهت) سپاس می گویم. معبود بحقی جز او نیست. اما بعد؛ نامه امیرالمؤمنین به من رسید، پس آن را فهمیده و بر محتوایش آگاهی یافتم. کسی از مردم بر دشمن امیرالمؤمنین از من سخت گیرتر و به دوستان او دلسوزتر نیست.من از شهر بیرون رفته و اردو زدم و به مردم امان دادم. جز به کسانی که با ما قصد جنگ دارند و بر ضد ما اظهار مخالفت کرده اند. من تابع فرمان امیرالمؤمنین بوده و نگهبان، پناهنده و متکی به آن هستم. و خدا در هر حال یاری بخش است والسلام.
محمد در این نامه وفاداری خود را نسبت به حضرت و آمادگی خود را برای جنگ با دشمن اعلام می کند.

عهدنامه مالک اشتر

عهد(177) نامه مالک اشتر از مهمترین و طولانی ترین عهدنامه های امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. سید رضی (ره) گوید: این نامه از طولانی ترین عهدنامه های حضرت و از نیکوترین آنهاست.
مطالعه این نامه و سخنان آموزنده آن انسان را مطمئن می کند که این سخنان از زبان امیرالمؤمنین صادر شده است. حضرت در این نامه آنچه را که یک حاکم و کارگزار در زمینه های مختلف، اجتماعی، سیاسی، حقوقی قضایی، نظامی و فرهنگی لازم داشته، بیان کرده است.
از آنجا که نامه از اهمیت زیادی برخوردار است قبل از نقل متن و ترجمه آن، ذکر مطالبی لازم است.

علت نگارش نامه

درباره نگارش این عهدنامه با این تفضیل و اهمیت سؤالی به ذهن می رسد که امیرالمؤمنین (علیه السلام) با اینکه کارگزاران متعددی داشته، چرا تنها چنین نامه ای را برای مالک اشتر نوشته است؟ شاید بتوان گفت که موقعیت اجتماعی مالک و محبوبیت وی نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) و اطمینانی که به وی داشته، باعث شد که حضرت نامه ای جامع درباره آنچه ممکن است به آن نیازمند شود بنویسد تا در منطقه مصر که نزدیک دشمن بود و در آستانه سقوط قرار گرفته بود، دچار مشکل نگردد و بخوبی از عهد اداره آن منطقه بر آید و مالک اشتر که از جهت نظامی بی نظیر بود از جهت علمی و مدیریتی دچار مشکل نگردد.
افزون بر این چندی قبل محمدبن ابی بکر کارگزار مصر در تصمیم گیری درباره حوادث و پاسخ به سؤالات اجتماعی و فقهی دچار مشکل شده بود و از حضرت خواست وی را راهنمایی کند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز طی نامه ای مفصل به درخواست محمد پاسخ داد. یکی از سؤالات محمدبن ابی بکر این بود که با گروهی آفتاب پرست، چگونه رفتار کند؟ حضرت پاسخ داد چنانچه مرتد نباشند آنان را به خود وانهد و آزاد بگذارد. حضرت در آغاز این نامه به شیوه برخورد با غیر مسلمان اشاره دارد و آنان را انسانهایی می داند که باید با آنان خوشرفتاری کرد و به جرم غیر مسلمان بودند مورد تعقیب قرار نمی گیرند. آن حضرت می فرماید:
آنان دو صنف هستند یا برادر دینی تو هستند و یا همانند تو در آفرینش.
با توجه به زمینه ای که در مصر وجود داشت و موقعیت آن منطقه، حضرت این نامه را برای وی نگاشت تا بخوبی از عهده انجام وظیفه خود برآید که متأسفانه به مصر نرسید.