فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

عبادت و زهد قیس

قیس دارای ویژگیهای زیادی بود از جمله در هنگام عبادت خاضع و خاشع بود و با حضور قلب به خدا نماز می گذارد.
ابو عمرو کشی از امام رضا (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: مردی از اصحاب علی (علیه السلام) که به او قیس می گفتند، در نماز بعد از اینکه یک رکعت نماز خوانده بود ماری دید که وارد سجاده او شد، وقتی که به سجده رفت مار به گردن او پیچید و بعد از آن زیر پیراهن او رفت(105).
ابو عمرو و کشی اسم چهارتن از یاران علی (علیه السلام) را ذکر می کند که اسم آنها قیس بوده و در تعیین فرد خاصی تشکیک می کند. اما مسعود این واقعه را درباره قیس بن سعد نقل می نماید و چنین می نویسد: قیس بن سعد از حیث زهد و دینداری و تمایل نسبت به طرفداری از علی (علیه السلام) دارای مقامی بزرگ است. در مرتبه خوف از خداوند و فرط بندگی و اطاعت او نسبت به ذات پروردگار، کارش به جایی رسید که در نماز هنگامی که برای سجده خم شد. ناگاه مار بزرگی در سجده گاهش نمایان شد و او بدون اینکه از آن مار اندیشه ای به خاطر راه دهد، همچنان سر خود را بر کنار آن مار فرود آورد و در پهلوی آن به سجده پرداخت. در این موقع مار دور گردنش پیچید، ولی او در نماز خود کوتاهی ننمود و از آن چیزی نکاست تا که از نماز فارغ شد و مار را با دست خود از گردن جدا کرد و به طرفی افکند.
قیس بن سعد همیشه این گونه دعا می کرد:
اللهم ارزقنی حمداً و مجداً، فانه لاحمد الا بفعال، و لا مجد، الا بمال، اللهم وسع علی فان القلیل لایسعنی و لا اسعه(106).
خداوند ستایش و بزرگواری را روزی من فرما! زیرا ستایش جز به انجام کاری که در خور ستایش باشد ممکن نیست و بزرگواری جز به مال میسر نیست.
خداوندا به من وسعت عطا فرما زیرا مال کم در خور من نیست و من به واسطه خوی بخشش و عطا در خور آن نیستم.

مرگ قیس

ابن ابی الحدید گوید: قیس بن سعد مردی شجاع و با تجربه بود. طرفدار علی و فرزند آن حضرت بود و با ابوبکر بیعت نکرد و بر همین عقیده باقی بود تا اینکه در سال 60 هجری از دنیا رحلت کرد(107).
مرحوم علامه امینی می نویسد: عده زیادی از مورخین نقل کرده اند که قیس در اواخر خلافت معاویه در مدینه وفات یافت. بنابراین اگر سال مرگ معاویه از سالهای خلافت وی حساب گردد، باید سال وفات قیس را سال شصت هجری دانست و الا باید گفت که در سال پنجاه و نه هجری وفات کرده است، رحمت خدا بر او باد(108).

کارگزاران مصر: 3- مالک بن حارث اشتر نخعی استاندار مصر

پیش از شرح زندگانی مالک اشتر، توجه به دو نکته ضروری است:
1- از آنجا که مالک اشتر به عنوان استاندار مصر شهرت یافته و علت آن هم عهدنامه مشهوری است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) به وی نوشته است، شرح حال مالک را ضمن استانداران مصر ذکر می کنیم. در جلد اول نیز آنچه مربوط فعالیتهای وی در سرزمین جزیره و نصیبین بود، ذکر کردیم(109).
2- گرچه مناسب این بود که بعد از شرح قیس به شرح زندگانی محمد بن ابی بکر که بعد از او والی مصر شد بپردازیم؛ اما از جهت اینکه مالک اشتر قبل از رسیدن به مصر به شهادت رسیده و محمد تا مدتی بعد، کارگزار مصر بوده است و در این ارتباط بین امیرالمؤمنین و محمد بن ابی بکر نامه هایی رد و بدل شده است، مناسب است شرح حال مالک را پیش از شرح زندگانی و کارگزاران محمد بن ابی بکر بر مصر، بیاوریم.