فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

نامه حضرت امیر (علیه السلام) به قیس و پاسخ آن

حضرت علی (علیه السلام) با نظر عبدالله بن جعفر موافقت کرد و طی نامه ای به قیس نوشت:
اما بعد: فسر الی القوم الذین ذکرت فان دخلوا فیما دخل فیه المسلمون، و الا فنا جزم هم والسلام.
به جانب آن قومی که ذکر کردی برو و اگر در آنچه مسلمانان داخل شدند و وارد گردیدند چه بهتر و چنانچه بیعت نکردند، با آنها بجنگ والسلام.
چون این نامه به قیس رسید و آن را خواند بی قرار شد و این نامه را به علی (علیه السلام) نوشت:
اما بعد: ای امیرالمومنین به من دستور جنگ با قومی را دادی که با تو بیعت نکرده اند، اما دست به فتنه هم نزده و برای آشوب آماده نشده اند. سخن مرا بپذیر و دست از آنها بدار، چون اندیشه و صلاح در ترک آنهاست. والسلام.
چون این نامه قیس به علی (علیه السلام) رسید، عبدالله بن جعفر که جزو مشاوران حضرت بود گفت: ای امیرالمؤمنین، محمد بن ابی بکر را به مصر بفرست و قیس را عزل کن. به خدا قسم به من خبر رسیده که قیس گفته است: ریاستی که کامل نشود مگر به کشتن مسلمة بن مخلد، ریاست و قدرت بدی خواهد بود و قسم به خدا دوست ندارم که سلطنت و حکومت شام و مصر به دست من باشد، در حالی من ابن مخلد را کشته باشم.
عبدالله بن جعفر برادر مادری محمد بن ابی بکر بود و دوست داشت که او دارای ریاست و حکومت باشد.

عزل قیس و اعزام محمد بن ابی بکر به مصر

در سفینة البحار آمده است: قیس از مصر عزل شد و به اصرار عبدالله بن جعفر، محمد بن ابی بکر استاندار مصر گردید(71). حضرت وی را همراه نامه ای که برای مردم مصر نوشته بود، روانه مصر کرد. محمد بن ابی بکر حرکت کرد تا اینکه وارد مصر شد، قیس به محمد گفت: امیرالمؤمنین را چه است؟ چه چیزی نظرش را تغییر داده؟! آیا میانه من و او را کسی بهم زده؟
(بین محمد بن ابی بکر و قیس خویشاوندی بود؛ چون قریبه دختر ابی قحافه، خواهر ابوبکر همسر قیس بود) محمد گفت: نه این ریاست از آن توست. قیس گفت: «نه به خدا قسم! دیگر حتی یک ساعت نیز باقی نخواهم ماند و از اینکه علی (علیه السلام) او را عزل کرده، ناراحت شد و از مصر خارج گردید. او به مدینه رفت و به جانب علی (علیه السلام) در کوفه نرفت(72).
استانداری قیس بر مصر چهار ماه و پنج روز طول کشید و همان گونه که قبلاً اشاره شد. اول ربیع الاول وارد مصر شد و پنج روز گذشته از رجب از آن خارج گردید(73).

نمونه ای از سخاوت قیس بن سعد

قیس بن سعد ویژگیهای اخلاقی زیادی داشت او از بزرگان خزرج بود و خاندان وی در اسلام و جاهلیت جزو بزرگان و اشراف مدینه بودند(74)
یکی از خصوصیات قیس سخاوت و بخششهای او بود، قیس در عین اینکه مردی شجاع و دلیر بود از جود و سخاوت نیز بهره مند بود و به عنوان مردی سخی و جواد شهرت داشت. در مسیر بازگشت خود از مصر در بلقین به خانواده ای بر خورد و در کنار چشمه آنها فرود آمد. صاحب منزل برای او گوسفندی کشت، روز دوم نیز به همین ترتیب عمل کرد و چون بر اثر بارندگی قیس نتوانست به راه خود ادامه دهد، برای سومین روز مهمان مرد عرب بود و وی با کشتن حیوانی از قیس و همراهانش پذیرایی کرد. پس از آنکه آسمان صاف شد و قیس قصد حرکت کرد. ده جامه از جامه های فاخر مصری همراه چهار هزار درهم نزد زن مرد عرب نهاد و گفت: وقتی که شوهرت آمد، اینها را به او بده. سپس حرکت کرد. مدت کمی نگذشت که آن مرد عرب سوار بر مرکب، نیزه به دست، همراه با جامه ها و درهمها آمده و گفت: ای آقایان پولها و لباسهایتان را بگیرید.
قیس به او گفت: ای مرد برگرد زیرا ما چیزی را که بخشیده ایم پس نمی گیریم مرد عرب بیابانی گفت: به خدا قسم باید آنها را بگیرید برای اینکه ما در مقابل پذیرایی از مهمان چیزی دریافت نمی کنیم.
قیس گفت: حالا که آنها را نمی پذیرد، از او بگیرید؛ به خدا قسم در میان عرب غیر از این مرد کسی در بخشش بر من برتری نیافت.
قیس همراه ابوبکر و عمر در زمان حیات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به مسافرت رفت، اموال خود را به آنان و سایر همراهان می بخشید.
ابوبکر به او گفت: رفتار تو باعث می شود که اموال پدرت را از دست بدهی از این کار (بخشش) دست بردار.
وقتی که قیس و همراهانش از مسافرت برگشتند و پدر قیس؛ سعد بن عباده از سخن ابوبکر اطلاع یافت، به ابوبکر گفت: تو می خواهی فرزندم بخل بورزد؟ نه چنین نیست ما مردمی هستیم که توانایی بخل ورزی را نداریم(75).