فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

پاسخ قیس به معاویه

پس از حمد و ثنای پروردگار: همانا تو، بت و بت زاده هستی. از روی اکراه و به زور وارد اسلام گشتی و با اختیار دست از آن برداشته و از دین خارج شدی. چیزی بر ایمانت نگذشت و چندان حسن سابقه نداری. از سوی دیگر نفاق و کینه توزی تو، تازگی ندارد. آری پدرم کمان خود را زه کرد و به هدف تیراندازی کرد ولی کسی بر او حمله برد و او را از پای درآورد که هرگز به خاک پای او نمی رسید و هیچ لیاقت و عرضه ای نداشت. ما یاران همان دینی هستیم که تو از آن خارج شده ای و با دینی که تو وارد آن گشته ای، دشمن هستیم. والسلام(55).
در میان مورخین اختلاف است که آیا این دو نامه اخیر که بین معاویه و قیس رد و بدل شده، در زمانی مبادله شده که قیس در مصر بوده یا به هنگام جنگ امام حسن (علیه السلام) با معاویه - بعد از شهادت امیرالمؤمنین و فرار عبیدالله بن عباس به جانب معاویه - فرماندهی قیس بن سعد بوده است. از متنی که مرحوم علامه امینی از جاحظ نقل می کند - که با آنچه ذکر شد تفاوت دارد - می توان دریافت که این دو نامه در مصر رد و بدل شده است و مسعودی در مروج الذهب تصریح می کند که این دو نامه هنگامی که قیس استاندار مصر بوده بین او و معاویه ردوبدل شده و هردو نامه رادرکتاب خود ذکر کرده است(56).
مرحوم علامه مجلسی در بحار(57) و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه(58) این دو نامه را در شرح وقایع دوران خلافت و امامت امام مجتبی (علیه السلام) ذکر کرده اند.
اما آنچه مهم است این است که قیس در هیچ زمانی فریب معاویه رانخورده و تسلیم مکرها و نیرنگهای او نگردید؛ چه در زمان خلافت و امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و چه در دوران خلافت و امامت امام مجتبی (علیه السلام) و این از افتخارات بزرگ قیس است؛ در حالی که عبیدالله بن عباس در مقابل تطمیع معاویه تسلیم شد و شبانه به جانب اردوگاه لشکر معاویه گریخت و به امام مجتبی (علیه السلام) خیانت کرد(59).

نامه ساختگی

معاویه چون از فریب دادن قیس مأیوس شد (برای او سخت گران بود که قیس همراه با علی (علیه السلام) باشد، چرا که دوراندیشی و شجاعت او را بخوبی می دانست) و هرحیله ای که برای دور ساختن او از علی (علیه السلام) به کار برد، سودی نبخشید، ناچار به مردم شام به دروغ گفت:
قیس با شما هم داستان و هم عقیده شده است. او را به خیر یاد کنید و دشنامش مدهید و مردم را از نبرد با او باز دارید. او از پیروان ماست و نامه هایش که شامل خیراندیشیهای نهانی اوست، به ما می رسد.
مگر نمی بینید که با برادران شما (از اهل خربتا) که در نزد اویند، چگونه رفتار می کند؛ عطایا و ارزاق به آنها می دهد و پیوسته به آنها نیکی می کند. سپس نامه ای از قول قیس جعل کرد و حضور اهل شام خواند. متن نامه چنین بود:
بسم الله الرحمن الرحیم؛ از قیس بن سعد به امیر معاویة بن ابی سفیان؛ درود بر تو. پس از حمد و ثنای خداوند، که جز او خدایی نیست؛ من چون فکر کردم و با میزان دین خود سنجیدم، دانستم که برای من زیبنده نیست از گروهی پیروی کنم که امام پرهیزگار خود را که به واسطه مسلمانی خونش محترم بود، کشتند. پس از خدای عزوجل آمرزش می طلبم که مرا از گناهان محفوظ بدارد و در امر دینمان سالم باشیم. بدانید که من دوستی و سازش خود را با شما اعلام می کنم و در نبرد با قاتلان پیشوای مظلوم (عثمان) همراه شمایم. پس هرگونه ساز و برگ و مردان جنگجو که صلاح می دانی در اختیار من قرار ده که با شتاب به انجام مقصود بپردازیم. والسلام.

شایعه ابزاری کارآمد

شایعه سازی یکی ازابزارهای موثر حکومتهای فاسد و گروههای ملحد است که بیشتر بر ضد نیروهای مفید و مؤمن و معتقد و پایبند به اصول، مورد استفاده قرار می گیرد.
شایعه حربه ای است که روح تفاهم اجتماعی و تعاون و همکاری را در میان آنها از بین می برد. گاه شخصی منافق، مطلب نادرستی را جعل می کند و آن را به چند نفر دیگر منتقل می کند و آنان بدون تحقیق و برسی، در انتشار آن مطلب جعلی می کوشند و در نتیجه مقدار قابل توجهی از نیرو و فکر و وقت را مشغول ساخته و باعث اضطراب و نگرانی در میان مردم می گردد و افراد جامعه را در انجام کارهای لازم و ضروری، سست و مردد می سازد.
گاهی نیز جعل شایعات بی اساس، حیثیت افراد را بر باد داده، به گونه ای که در جامعه مطرود واقع می شوند و در نتیجه مردم از علم و توانایی آنان بی بهره می مانند.
نکته قابل توجه این است که شایعه سازی در جنگ بیشتر است. چون یک شایعه روحیه یک گروه را تقویت و روحیه گروه دیگر را تضعیف می کند. در جنگ احد با پخش این شایعه که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کشته شده، عده ای دست از جنگ برداشتند و تصور کردند که نباید جنگید(60).
اسلام صریحاً با شایعه سازی مبارزه کرده و جعل و دروغ و تهمت را ممنوع می شمارد. و دستور می دهد که پیش از نقل شایعه برای دیگران، با مسؤولین مشورت کنید. قرآن می فرماید:
و اذا جاءهم أمر من الأمن او الخوف أذاعوا به ولو ردوه الی الرسول والی أولی الأمر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم و لولا فضل الله علیکم و رحمته لا تبعتم الشیطان الا قلیلاً(61).
هنگامی که خبری از پیروزی و شکست به آنها برسد (بدون تحقیق) آن را شایع می سازند و اگر آن را به پیامبر و پیشوایان (که قدرت تشخیص کافی دارند) ارجاع کنند از ریشه های مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا نبود همگی جز عده کمی از شیطان پیروی می کردید.
معاویه که هدفش کسب قدرت بود، از ابزار شایعه بسیار استفاده می کرد و حتی از جعل حدیث و روایت هیچ ابایی نداشت و طبق نقل کتب تاریخی وی گروهی داشت که با اظهار هماهنگ یک دروغ، افراد جاهل را فریب می داد و این یکی از حربه های مؤثر معاویه برای فریب مردم ناآگاه بود. در جنگ صفین وقتی که عمار یاسر به شهادت رسید، معاویه دید که میان یارانش تزلزل ایجاد شده، چرا که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده بود:
عمار...تقتلک الفئة الباغیة(62)؛ ای عمار تو را گروهی باغی و طغیانگر به شهادت خواهد رساند.
ای حدیث آن قدرشهرت داشت که فرزند عمروبن عاص به پدرش گفت: اینک که عمار به دست لشکریان معاویه به شهادت رسیده، حقانیت علی (علیه السلام) ثابت می شود. بعد از وقوع این حادثه در جنگ صفین گروهی از جانب لشکر معاویه فریاد بر آوردند که عمار یاسر را علی کشته است، چون اگر علی (علیه السلام) او را به جنگ نیاورده بود، به شهادت نمی رسید(63).
مرحوم علامه امینی درباره تبلیغات معاویه و جنایات او نکته های تاریخی تکان دهنده ای ذکر کرده که اینک قسمتی از آن را نقل می کنیم.