فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

جواب قیس به معاویه:

پس از حمد و ثنای پروردگار. ای معاویه شگفتی در این است که تو نظریه مرا مردود دانسته و بکلی بی ارزش می دانی و - ای بی پدر چشم طمع در این دوخته ای که من از دایره پیروی و اطاعت آن کس، که از همه مردم، برای رهبری و زمامداری سزاوارتر است و راستگوترین مردم و عالیترین راهنما و نزدیکترین افراد به رسول خداست، بیرون آیم(52) و تحت فرماندهی تو درآیم.
آری تو همانی که هیچ شایستگی این مقام را نداشته و از همه بی لیاقت تری؛ زیرا گفتارت از دیگران بیهوده و نارواتر و از همه کس گمراه تری و دورترین افراد به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هستی.
اطراف تو را مردمانی گمراه و گمراه کننده گرفته اند که هر یک بتی از بتهای شیطان هستند. اما با این تهدید که، مصر را بر من خواهی شوراند و تمامی این کشور را پر از سپاه و لشکر و پیاده و سواره خواهی کرد، به تصور خود مرا ترسانیده ای؟ (بدان) در صورتی این کار را توانی کرد که من ترا به خود واگذارم و کاری به تو نداشته باشم. والسلام(53).

سومین نامه معاویه به قیس

معاویه که از فریب دادن قیس ناامید شد و دانست که قیس مردی نیست که در دام وی گرفتار آید، نامه تهدیدآمیزی به وی نوشت:
پس از حمد و ثنای خداوند: ای قیس، تو یهودی و یهودی زاده هستی. اگر آن کس که از این دو سپاه بیشتر مورد دوستی و محبت توست، پیروز شود تو را از کار برکنار خواهد کرد و فرد دیگری را به جای تو مأمور خواهد ساخت و در صورتی که من که مبغوض ترین افراد نزد تو هستم، کامیاب گردم و دسترسی به تو پیدا کنم، تو را خواهم کشت و گوش و بینیت را خواهم برید. پدرت نیز کمان خود را زه کرد ولی بدون نشانه تیر انداخت(54). بسیار کوشید ولی به نتیجه نرسید. یارانش او را تنها گذاشتند و روزگارش به سر آمد و در حوران تنها و بی کس از دنیا رفت. والسلام.

پاسخ قیس به معاویه

پس از حمد و ثنای پروردگار: همانا تو، بت و بت زاده هستی. از روی اکراه و به زور وارد اسلام گشتی و با اختیار دست از آن برداشته و از دین خارج شدی. چیزی بر ایمانت نگذشت و چندان حسن سابقه نداری. از سوی دیگر نفاق و کینه توزی تو، تازگی ندارد. آری پدرم کمان خود را زه کرد و به هدف تیراندازی کرد ولی کسی بر او حمله برد و او را از پای درآورد که هرگز به خاک پای او نمی رسید و هیچ لیاقت و عرضه ای نداشت. ما یاران همان دینی هستیم که تو از آن خارج شده ای و با دینی که تو وارد آن گشته ای، دشمن هستیم. والسلام(55).
در میان مورخین اختلاف است که آیا این دو نامه اخیر که بین معاویه و قیس رد و بدل شده، در زمانی مبادله شده که قیس در مصر بوده یا به هنگام جنگ امام حسن (علیه السلام) با معاویه - بعد از شهادت امیرالمؤمنین و فرار عبیدالله بن عباس به جانب معاویه - فرماندهی قیس بن سعد بوده است. از متنی که مرحوم علامه امینی از جاحظ نقل می کند - که با آنچه ذکر شد تفاوت دارد - می توان دریافت که این دو نامه در مصر رد و بدل شده است و مسعودی در مروج الذهب تصریح می کند که این دو نامه هنگامی که قیس استاندار مصر بوده بین او و معاویه ردوبدل شده و هردو نامه رادرکتاب خود ذکر کرده است(56).
مرحوم علامه مجلسی در بحار(57) و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه(58) این دو نامه را در شرح وقایع دوران خلافت و امامت امام مجتبی (علیه السلام) ذکر کرده اند.
اما آنچه مهم است این است که قیس در هیچ زمانی فریب معاویه رانخورده و تسلیم مکرها و نیرنگهای او نگردید؛ چه در زمان خلافت و امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و چه در دوران خلافت و امامت امام مجتبی (علیه السلام) و این از افتخارات بزرگ قیس است؛ در حالی که عبیدالله بن عباس در مقابل تطمیع معاویه تسلیم شد و شبانه به جانب اردوگاه لشکر معاویه گریخت و به امام مجتبی (علیه السلام) خیانت کرد(59).