فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد دوم (استانداران مصر و بصره)

علی اکبر ذاکری

اولین نامه معاویه به قیس

معاویه اولین نامه خود را به قیس، زمانی نوشت که حضرت امیرالمؤمنین در کوفه بود. معاویه در نامه خود به قیس چنین نوشت:
اگر دشمنی شما با عثمان و کشتن وی به خاطر این بود که دیگری را بر او مقدم دانسته و صلاحیت خلافت را در شخص دیگری دیدید و یا تازیانه های که عثمان بر بعضی اشخاص زده و یا کسی را فحش و ناسزا داده و یا بی گناهی را از شهر خود تبعید کرده و یا به زندان انداخته و یا اینکه خویشاوندان خود رابر منصبها گماشته و دیگران رامحروم ساخته، شما خود بخوبی می دانید که این امور موجب کشتن مسلمانی نمی شود و خون کسی را مباح نمی گرداند. بنابراین شما مرتکب گناه بزرگی شده و کار زشتی انجام داده اید.
ای قیس از کرده خود توبه نما و اگر در خون عثمان شرکت داشته ای، به سوی خدایت بازگرد و استغفار کن؛ البته اگر توبه کردن در کشتن فرد با ایمانی فایده ای بخشد!
اما مولی و دوست تو علی (علیه السلام)، ما به یقین می دانیم که وی مردم را تحریک کرده و بر کشتن خلیفه وادارشان ساخته است.
بسیاری از خویشاوندان تو در خون او شریک بوده اند.اکنون تو ای قیس! اگر می خواهی که از خونخواهان عثمان باشی و انتقام او را بگیری، بیا و با من بیعت کن، تا با علی بجنگیم و در عوض حکومت عراق (کوفه و بصره) پس از پیروزی از آن تو باشد، علاوه بر آن حکومت حجاز را به هر کس که تو مایل باشی خواهم داد. تا وقتی که زمام امور در دست من باشد و از من هر چه به خواهی به تو خواهم داد(51).
هنگامی که نامه معاویه به قیس رسید خواست از خود دفاع کند و زمینه را برای جنگ فراهم نسازد.
از این رو نامه ای در پاسخ به معاویه که در ابتدا او را تهدید و در آخر تطمیع کرده بود، نوشت.

پاسخ قیس به نامه معاویه:

نامه تو به من رسید آنچه را درباره عثمان نوشته بودی فهمیدم ولی من هرگز در آن کار دخالتی نداشتم.
تو در نامه ات یادآور شده ای که مولای من علی (علیه السلام)، مردم را وادار کرد تا بر او بشورند و او را از پای درآورند.
از این موضوع نیز هیچ گونه اطلاعی ندارم و هم چنین نوشته ای که بیشتر خویشاوندان و قبیله من در خون عثمان دخالت داشته اند، به خدایی که جان من در اختیار اوست، سوگند که عشیره و قبیله من از همه مردم بیشتر فرمانبردار او بودند و از او حمایت می کردند.
اما اینکه از من خواسته ای که با تو بیعت کرده و به جنگ علی بروم و انتقام خون عثمان را از او بگیرم و در عوض پاداشی به من بدهی، آن را نیز بخوبی فهمیدم.
این موضوعی است که باید بیشتر درباره آن بیندیشم؛ زیرا این کاری نیست که بتوان شتابان انجام داد و عجله به خرج داد. من کاری به تو ندارم و کاری درباره تو انجام نداده ام که از من ناراضی باشی.
تاببینیم در آینده چه می شود».
هنگامی که معاویه نامه قیس راخواند. دریافت که نامه او دو پهلوست و چیزی دستگیر او نشد. بنابرین دوباره برای قیس چنین نوشت .

نامه دوم معاویه به قیس:

بعد از حمد و سپاس پروردگار؛ نامه ات را خواندم؛ نه آن قدر نزدیک آمدی، تامهیای سازش و صلح با تو گردم و نه چندان دور بودی تا آماده پیکار با تو شوم.
تو را همچون ریسمان قصابی دیدم که چهارپایان را بدان می بندند و برای ریسمان تفاوتی ندارد که به پای که بسته شود! شخصی چون من، کسی را فریب نخواهد داد و فریب کسی را هم نخواهد خورد؛
زیرا سپاهیان انبوهی دارم و مردان توانایی که در میان آنها، یکه تازان لایقی هستند.
اگر آنچه را به تو پیشنهاد کردم، پذیرفتی به تو خواهم داد و اگر کاری که گفتم انجام ندهی، اسبان و سواران را بر سر می تازم (درمصر). در آن هنگام هر بلایی که بر سر تو آید، خود مقصر خواهی بود. والسلام.
پس از آنکه قیس نامه معاویه را خواند، متوجه شد که دیگر مماشات فایده ای ندارد و باید جواب صریح و روشنی به معاویه بدهد؛ از این رو چنین نوشت.