فهرست کتاب


مراسم عروسی

علی اکبر بابازاده‏

فصل 18: تکلیف ازدواج نیازمندان چیست؟

تمام انسان ها به ویژه مسلمانان جهان در گردن یکدیگر حقوقی دارند، و هر چه آنان نسبت نزدیکتری به همدیگر داشته باشند، به همان مقیاس حقوقشان افزونتر و حساس تر می گردد، بنابراین، آحاد ملت یک کشور، شهر، اقوام و خویشاوندان، بترتیب مسؤولیت بیشتری نسبت به دیگران دارند... .
بر این اساس اسلام کلیه مسلمانان را برادر یکدیگر خوانده(283)، و پیوند حقوقی آنان را ناگسستنی و غیر قابل انکار می داند، و کسی را که با داشتن امکانات لازم در برابر نیازمندی های سایر مردم بی تفاوت باشد مسلمان نمی داند (284)
مسأله ازدواج طبیعی ترین راه برای رفع نیازهای جنسی است، و تمام افراد بشر به طور غریزی خواهان این امر مقدس می باشند، و چنانچه کسی نتواند مقدمات این کار را فراهم سازد، قهرا گرفتار عوارض نامطلوب آن خواهد گشت، و دود آتش آن به چشم سایر مردم نیز فرو خواهد رفت. بدین جهت دین مبین اسلام، به افراد متمکن و توانمند تأکید می نماید که در تزویج مستمندان و تمهید زمینه عروسی آنان کوتاهی ننموده، و پاداش اخروی برای آنان در نظر می گیرد.
در حدیثی حضرت امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند:
من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله عز و جل الیه یوم القیمه(285)
: هر کسی شخص مجرد و بی همسر را متأهل نماید، خداوند عز و جل در روز رستاخیز با نظر رحمت وی را مورد لطف خویش قرار می دهد.
خوانندگان عزیز توجه داشته باشند که اگر مسأله ازدواج یک امر طبیعی است، و همه اقشار مردم خواهان آن می باشند، بدون تردید تجهیز مقدمات آن نیز باید طبیعی بوده باشد، تا همگان بتوانند در رفع مشکل جنسی خود دچار نارسائی ها نگردند، و نیازمندان و طبقات کم در آمد و عائله مند، همانند سایر گروههای مرفه و متمکن دارای خانه و زندگی و همسر باشند.

نظام حکومتی اسلام و تزویج مستمندان:

همان طوری که نظام حکومتی اسلام در گردن آحاد مردم حقوقی دارد، و پیروان آن وظیفه دارند با تمام تلاش و با بذل جان و مال پرچم اسلام را در اهتراز نگه دارند...، متقابلاً مسؤولین امور مملکتی، و دولت اسلامی شرعاً و قانوناً وظیفه دارد در کنار تأمین سایر نیازهای فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی... مشکل جنسی افراد مملکتی را مرتفع ساخته، و همچون پدر و مادر مهربان و دلسوز، زمینه ازدواج جوانان بی پول را فراهم سازد، و شعار وعده ها را به عمل تبدیل کند، و در این امر مقدس از امکانات ثروتمندان و بودجه دولت استفاده نماید... .
بررسی تاریخ اسلام نشان می دهد که دولت اسلامی اعم از حکومت معصوم و غیر معصوم وظیفه دارد مسأله تأمین نیاز جنسی جوانان و نیازمندان را فراموش نکرده، و با تسهیل مقدمات ازدواج، و پرداخت هزینه لازم، و فراهم کردن کار و کسب،... دین خود را به مردم ادا کند(286).
ما از تحلیل سیره همه معصومین علیهم السلام خودداری نموده، و برای مراعات اختصار فقط به بخشی از سیره و سنت رسول خدا و امیرمؤمنان علیهما السلام که در رأس حکومت اسلامی بودند اشاره می کنیم:

پیامبر خدا و تزویج مستمندان

رسول گرامی در کنار سایر وظایف مردمی خود جوانان مجرد را فراموش نمی کرد، و در تزویج افراد بی بضاعت سعی و کوشش می نمود، و حتی بردگان زیر چتر اسلام نیز از این الطاف آن حضرت محروم نمی ماندند
اینک توجه شما خوانندگان محترم را به گوشه ای از احادیث و قضایای تاریخی معطوف می دارم:
1 - عن ابی عبدالله (علیه السلام): اتت الموالی امیرالمؤمنین فقالوا: نشکو الیک هولاء العرب ان رسول الله کان یعطینا معهم العطایا بالسویه، و زوج سلمان و بلالا و سهیباً، و ابوا علینا هولاء...(287)
: حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: گروهی از بردگان و مساکین به حضور امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمده و عرض کردند: ما از این اعراب به شما شکایت می کنیم، زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما نیز همچون سایر مردم بخشش و محبت می کرد، و بر این اساس سلمان، بلال، سهیب را که سابقه بردگی داشتند تزویج نموده، و بر ایشان خانواده تشکیل داد، در حالی که اینان با ما چنین نمی کنند... .
آنچه از این حدیث به بحث ما مربوط است این که: رسول خدا به عنوان مسؤول نظام حکومتی عصر خویش، زمینه ازدواج حتی بردگان را نیز نادیده نگرفته، و رفاه و زندگی خانوادگی را بر ایشان فراهم ساخته است، و این خود درس بزرگی به تمام زمامداران اسلامی می باشد.
2 - قال الصادق (علیه السلام): ان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) زوج المقداد بن الاسود ضباعه ابنه الزبیر بن عبد المطلب...(288).
: امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرمایند: پیامبر اسلام مقداد را با دختر زبیر بن عبد المطلب به نام ضباعه تزویج کرد، تا از این طریق رسوم جاهلی را که با افراد بی بضاعت ازدواج نمی کردند بشکند... .
قابل توجه است که مقداد اگر چه مرد با ایمانی بود، ولی سابقه بردگی داشت، و از نظر معیارهای ارزشی آن عصر شخصیت مهمی نداشت، و در عوض زبیر بن عبد المطلب از جهت نژاد و ثروت... جزو بدترین اشخاص زمان خود به حساب می آمد، رسول گرامی اسلام با این پیوند زناشویی، هم خط قرمز به آن افکار و فرهنگ جاهلانه کشیده، و هم به مسؤولین امور نشان داد که حتی از تزویج بردگان غفلت ننمایند!
3 - عن ابی جعفر (علیه السلام): جائت امراه الی النبی فقالت: زوجنی، فقال: من لهذه؟ فقام رجل فقال: انا یا رسول الله...(289).
: امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: زنی به خدمت رسول خدا رسیده و عرض کرد: مرا شوهر ده، پیامبر خدا پس از شنیدن تقاضای زن، خطاب به جمع حاضر فرمودند: چه کسی حاضر است با وی ازدواج کند؟ مردی در این اثنا به پا خاست، و آمادگی خویش را اعلان نمود... .
از این حدیث استفاده می شود که پیامبر گرامی اسلام پناهگاه مطلق مردم بود، حتی بدون دلهره و نگرانی زنی می توانست به حضور او رسیده، و مشکل جنسی خود را بر طرف سازد... .
بر این اساس، جوانی مجرد به محضر او شرفیاب گردیده، و از بحران جنسی شکوه کرد، و آن بزرگوار نیز متقابلاً وی را راهنمائی نمود...(290).
و در همین رابطه مرد دیگری نیز چون از پیدا کردن همسر مناسب مأیوس می گردد، به حضور آن پناهگاه بی پناهان رسیده، حتی ویژگی های آلت تناسلی خود را بیان می کند، و سپس با راهنمائی رسول گرامی، زن مورد علاقه اش را پیدا کرده، و مشکل خود را بر طرف می سازد(291).
خوانندگان عزیز توجه می فرمایند که رئیس حکومت اسلام (نبی اعظم) آن چنان محرم اسرار جوانان، و پناه بی پناهان بوده است، که توده های مردم ظریف ترین مسائل جنسی خویش را بدون دلهره به وی بیان می کردند و مشکلات خویش را بر طرف می ساختند، و این خود درسی است که تمام جانشینان حکومتی آن سرور چنین باشند، و از پدر و مادر خود آنان به آنها انیس تر و مهربانتر گردند... .
در تاریخ زندگی پیامبر خدا آمده است که:
روزی آن حضرت به سراغ گروهی از اصحابش آمده و با آنان به گفتگو پرداخت، آن عده که به اصحاب صفه معروف بودند، خیلی در تنگنا قرار گرفته و خانه و کاشانه نداشتند... .
در میان آن دسته، مردی به نام جویبر زندگی می کرد، وی از نظر نژاد سیاه پوست و برده ای از مردم حبشه به شمار می آمد، و از جهت قیافه و قامت نیز بسیار کوتاه قد و زشت بود، ولی ایمانی سرشار و اراده ای کم نظیر داشت، رسول خدا در کنار او نشست، و همچون پدر مهربان از وی دلجوئی کرد، و پس از مذاکراتی پای مسائل جنسی و ازدواج جویبر به میان کشیده شده، و پیامبر خدا دستور داد: از سوی من به خانه زیاد بن لبید برو، و از دختر زیبایش ذلفا خواستگاری کن... .
جویبر به امر آن حضرت به خانه زیاد آمده و سر انجام با دختر او ازدواج کرد (292)
این قضیه نیز ثابت می نماید که پیامبر خدا محرومترین و مأیوس ترین فرد اصحاب خود را فراموش ننموده و زمینه ازدواج و رفاه وی را فراهم ساخته، و از این طریق درس مسؤولیت و فداکاری به متصدیان امور داده است.