فهرست کتاب


مراسم عروسی

علی اکبر بابازاده‏

نتیجه گیری نهایی:

از مجموع بحث های این فصل نتیجه می گیریم:
اسلام تکثیر نسل و فرزندان زیاد را در شرائط خاصی مطلوب می داند که آنان انسان های صالح و با تربیت بوده، و زمینه های رشد را داشته باشند، چنانچه در حدیث شریفی از امام صادق (علیه السلام) در آغاز این فصل به آن اشاره شد (فرزندان زیادی که اهل تسبیح و ذکر خدا... بوده باشند)(263) و یا مسلمانان در اقلیتی باشند در برابر دشمنان، که زمان و مکان در این مسأله مؤثر است.
از سوی دیگر شرائط جهانی و کشوری و خانوادگی در تکثیر و تحدید نسل متفاوت است، و همه آنها را از جهت امکانات مادی و اقتصادی، بهداشتی و فرهنگی، سیاسی و نظامی... باید در نظر گرفت، و مشکلات خانوادگی و حوصله والدین و کارآیی آنان را در زمینه های تربیتی و غیره نباید از نظر دور داشت.
در این زمینه روایات زیادی در باب های عزل در کتب حدیث و فقه آمده است. که بحث و بررسی آنها موجب خستگی خوانندگان، و اطاله بحث ما خواهد بود... .
ناگفته نماند در جاهایی که تکثیر نسل نیز مطلوب است، مخصوص آن محیط و افرادی است که انسان با شرافت و دارای وجدان سالم بار بیاورند، و به اصطلاح فرزندان صالح تولید کنند نه مارهای افعی و حیوانات درنده به صورت فرزند
و لازم به توضیح است که خانواده های عائله مند، چنانچه حوصله و امکانات تعلیم و تربیت صحیح فرزندان را داشته باشند، و محیط پرورشی در سطح کشور و جهان آمادگی پذیرائی آنان را عملاً فراهم سازند، مشمول نفرین و بغض پیامبر نمی باشند.
اما عصر ما عصر مشکلات است، و ملاحظه می کنیم که امکانات کشورها در حال موجود تکافوی افزایش جمعیت را نمی کند، محیط مدرسه و دانشگاه محدود بوده، و بیمارستانها و زایشگاهها و به طور کلی امور بهداشتی و درمانی بسیار نامطلوب است و کار و کارگاه، و تهیه نان و امکانات رفاهی برای اکثر خانواده های عائله مند غیر ممکن گردیده است، و عوامل مرموز و دست های خیانت پیشه در داخل و خارج این زمینه ها را تشدید می نماید، و می رود که نابسامانی های بیشتری را فراهم سازد... هر چند خداوند پیوسته حامی این ملت مظلوم و در عین حال هوشیار و کوشا بوده است، ولی هر چه هست عوامل طبیعی موجود را نباید از نظر دور داشت، و برای حفظ حیثیت خود و کشورمان، و رفاه فرزندان و پرورش صحیح آنان، موظفیم از راههای شرعی رشد جمعیت را کنترل نموده، و از افزایش بی رویه بکاهیم، تا با امکانات خود بتوانیم زمینه رشد و شخصیت نونهالان عزیزمان را فراهم نموده، و دین خویش را به میهن و نسل جوان ادا نمائیم.

نازایی و عقیم بودن

مهم ترین اهداف در مسأله ازدواج رسیدن به فرزندان شایسته می باشد، و لذا تمام زنان و مردان سالم، از نداشتن فرزند متألم گردیده، و با تکاپو و دارو و درمان سعی می کنند صاحب اولاد گردند.
گروهی از خانواده ها از تولید مثل عقیم مانده، و پیوسته در اضطراب و تأثرات عمیق به سر برده، و زندگی بی نشاط و مأیوسانه خویش را سپری می سازند، ولی هر آن آرزوی داشتن فرزند را در سر می پرورانند.
ناگفته نماند که جنین از ترکیب تخمک مرد بنام اسپرم و تخمچه زن به نام اوول به وجود می آید، و در هر بار جفت گیری زن و شوهر، تعداد پانصد میلیون اسپرم به طور تقریب از مرد خارج می شود، و یک واحد از آنها با اوول ملاقات نموده و هستی جنین از همان دم آغاز می گردد، و چنانچه مشکلاتی در رحم زن و یا ضعف هایی در نطفه زوجین و عمل لقاح بروز نماید، تولید مثل دچار عوارض نامطلوبی گردیده، و ای بسا ممکن است برای همیشه این مشکل برطرف نگردد.
بنابراین نازائی دو قسم است:
1 - کسانی که مشکلات آنان به وسیله پزشک متخصص و استعمال دارو و درمان مرتفع می گردد.
2 - خانواده هایی که به طور ارثی و یا عوامل دیگر امکان تولید مثل ندارند.
لازم به ذکر است که هر دو گروه از امکان بارداری مأیوس نگردند، و بدانند که تمام قدرت ها در دست خداوند قادر بوده، و او مسبب الاسباب است، و هر انسانی می تواند با دل پاک و دعا و نیایش از یکطرف، و تلاش درمانی و پزشکی از سوی دیگر از خدا بخواهد آرزوی او را عملی سازد!

قرآن و زنان عقیم و نازا

در قرآن مجید می خوانیم که پروردگار عالم برای انسان های وارسته که در دوران پیری و فرسودگی به سر می برند، پس از در خواست فرزند و همراه با دعا و نیایش از سوی آنان، فرزندانی موهبت نموده است! از جمله آنان حضرت ابراهیم و همسرش می باشد که در هنگام سالمندی و پیری آنان، که از داشتن فرزند مأیوس شده بودند، اسماعیل و سپس اسحاق عطا گردید
در این زمینه آیاتی را تقدیم می دارم:
هل اتاک حدیث ضیف ابراهیم المکرمین. اذ دخلوا علیه فقالوا سلاماً قال سلام قوم منکرون. فراغ الی اهله فجاء بعجل سمین. فقربه. الیهم قال الا تأکلون. فاوحبس منهم خفیفه قالوا لا تخف و بشروه بغلام علیم. فاقبلت امرأته فی صره فصلت وجهها و قالت عجوز عقیم(264).
: آیا داستان مهمانی ابراهیم به تو رسیده است که بزرگانی را گرامی می داشت؟ هنگامی که به صورت ناشناخته بر او وارد شده و سلام علیک کردند؟ و او پنهانی به سراغ خانواده اش رفته و گوساله فربهی را برایشان غذا فراهم ساخت؟ و سپس طعام به حضور آنان آورد، و چون دید آنان دست به غذا نمی زنند به وحشت افتاد، و سرانجام وعده تولد فرزندی را از آنان دریافت داشت، و در این اثنا همسرش جلو آمده و با خوشحالی فریاد کشید و به صورت خود زد و گفت: چگونه من پسری به دنیا می آورم در حالی که پیر زنی نازا هستم؟
این جریان که در سوره حجر آیات 53 و 54، و سوره صافات آیات 100 تا 112 تکمیل گردیده نشان می دهد که حضرت ابراهیم و بانویش در دوران پیری به سر می بردند، و طبیعتاً در مراحل بارداری و داشتن فرزند نبوده اند، تا جایی که هر دو از رسیدن به اولاد مأیوس شده، ولی در عین حال دست به دعا بر می داشتند... .
و در مورد حضرت زکریا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می خوانیم که زن او به طور طبیعی نازا بود، ولی وی دست به دعا برداشته و از خدا خواست دختری به او مرحمت فرماید هنالک دعا زکریا ربه قال رب هب لی من لدلک ذریه طیبه انک سمیع الدعاء(265) سرانجام دعای او به اجابت رسید، و خداوند متعال در سنین پیری و در حالی که زنش نیز عاقر بود باردارش ساخت، و حضرت یحیی را عوض دختر به آنان موهبت کرد ذکر رحمت ربک عبده زکریا. اذا نادی ربه نداء خفیا. قال رب انی و هن العظم منی، واشتعل الرأس شیبا و لم نجعل له من قبل سمیا. قال رب انی یکون لی غلام و کانت امراتی عاقرا و قد بلغت من الکبر عتیا...(266).
چنانچه ملاحظه می کنید خداوند به ابراهیم و زکریا که در اثر پیری خشک شده و زنانشان نازا بودند فرزندانی عطا کرد، زیرا تمام قدرت ها در دست خدا است(267).