فهرست کتاب


مراسم عروسی

علی اکبر بابازاده‏

نطفه را تلف نکنید

دین مبین اسلام چون طرفدار تکثیر نسل بوده، و نطفه مرد و زن را عامل حیات و بقای نسل بشر می داند، لذا از هر گونه تضییع آن به مبارزه برخاسته، و متخلفین را با شدیدترین کیفرها مجازات می نماید، و در همین رابطه روابط نامشروع همجنس بازی، استمناء، تجاوز به حیوانات... حرام بوده، و دخول از غیر مجرای طبیعی را به همسران جایز نمی داند.
اینک توجه شما را به چند حدیث در این زمینه جلب می کنم:
1 - عن ابی عبدالله (علیه السلام) فی حدیث ان زندیقاً قال له: لم حرم الله اتیان البهایم؟ قال: کره ان یضیع الرجل ماءه...(248).
: مرد کافری به حضور امام صادق (علیه السلام) رسیده و عرض کرد: چرا خداوند نزدیکی با حیوانات را حرام ساخته است، حضرت فرمودند: زیرا پروردگار عالم نخواسته است مرد منی خود را ضایع سازد.
در دنباله این حدیث تصریح شده است که ازدواج تنها راه مشروع اطفای غریزه جنسی است، و مصرف کردن منی در غیر آن مورد، تباه ساختن آب حیات می باشد.
2 - سئل ابو عبدالله (علیه السلام):... لم حرم الله اللواط؟ قال: من اجل انه لو کان اتیان الغلام حلالا لاستغنی عن النساء و کان فیه قطع النسل و تعطیل الفروج، و کان فی ذلک فساد کثیر(249).
: زندیقی از امام صادق سؤالاتی در فلسفه حرمت زنا و لواط مطرح ساخت، آن حضرت در جواب او، در رابطه با حرمت لواط فرمود: اگر همجنس بازی با پسران جایز بود، مردها به سراغ ازدواج با زنان نمی رفتند، و در آن صورت نسل بشر قطع می شد، و ازدواج از بین می رفت، و فسادهای زیادی پدیدار می گشت.
در این حدیث از جمله فلسفه حرمت لواط قطع نسل توصیف شده است.
3 - عن النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): السحق فی النساء بمنزله اللواط فی الرجال، فمن فعل ذالک شیئاً فاقتلوهما ثم اقتلوهما(250)
: همجنس بازی زنان با یکدیگر (مساحقه) همچون لواط) مردان است، هر کس چنین کاری را مرتکب شود او را بکشید، حتماً وی را به قتل رسانید.
در این حدیث انحراف اخلاقی زنان و مردان که به صورت لواط و مساحقه تظاهر می نماید، یکسان شمرده شده، و کیفر هر کدام آنان اعدام است، و این، حساسیت شرع مقدس اسلام را در این موارد می رساند.
اگر احادیث دیگری را در رابطه با حرمت و کیفر سایر محرمات جنسی ذکر کنیم، باعث اطاله بحث خواهد بود، و همین قدر نتیجه می گیریم که اتلاف نطفه در اسلام جایز نیست، و فقط جای مشروع آن ازدواج مقدس زن و مرد، و مصرفش تولید فرزندان شایسته و حلال می باشد.

آیا جلوگیری از تولید فرزند جایز است؟

اصالت در اسلام تکثیر نسل و تولید مثل است، و در بحث های پیشین این فصل، این ادعا ثابت شد، و اگر سخنی از تنظیم خانواده و جلوگیری از فرزند پیش می آید، روی عناوین ثانویه و فقدان امکانات افراد ملت و دولت و جهان موجود، و تغییر شرائط زندگی اجتماعی در زمان ها و مکان های مختلف می باشد.
اگر خانواده ای دیانت و آگاهی لازم برای پرورش فرزندان متعدد را نداشته باشد، و یا دولت و امکانات کشوری تکافوی نیازهای فرهنگی و اقتصادی و درمانی... را ننماید، و یا شرائط محیطی خانواده اعم از زن و مرد و فرزندان تناسب اولاد کثیر را نمی نماید، جلوگیری از فرزند بدون شبهه اشکال شرعی ندارد.
و احادیث اسلامی و سیره ائمه اطهار علیهم السلام خود مؤید این ادعا می باشد.
محمد بن مسلم می گوید: از امام باقر سؤال نمودم: آیا مرد مسلمان می تواند با زن مجوسیه ازدواج کند؟ حضرت فرمودند: نه، ولی اگر او کنیز مجوسیه داشته باشد می تواند با وی مجامعت نموده، و از تولید فرزند جلوگیری کند(251).
در این حدیث، به جهت شایسته نبودن زن مجوسیه در پرورش فرزند مسلمان، ازدواج و تولید فرزندان از او جایز نشده، ولی بهره مندی از کنیز مجوسیه، و عزل و ریختن منی به بیرون فرج مجاز گردیده است.
شبیه این سؤال را در مورد زن مجنونه مطرح کردند، حضرت فرمود: جماع با کنیز مجنونه اشکالی ندارد مشروط بر این که از او بچه دار نگردد(252).
چنانچه ملاحظه می فرمائید در این حدیث نیز، به جهت دیوانه بودن زن ازدواج با وی جایز نیست، ولی بهره مندی از کنیز دیوانه مشروط بر اینکه از او بچه دار نگردد، جایز شده است. و آن تجویز جلوگیری از فرزند را در بردارد.

تأثیر شرائط زمان در جلوگیری از فرزند

خوانندگان عزیز توجه دارند که شرائط زمان فعلی با عصر پیامبر و یا ائمه اطهار بسیار فرق کرده است، و چون اسلام دین جهانی و جاودانی است تمام این مشکلات را در نظر گرفته، و آئین خود را همچون تنه درخت در اختیار فقهاء و مراجع تقلید و اندیشمندان دیگر قرار داده است، و آنان هر نوع شاخ و برگ را متناسب با شرائط زمان و مکان بدانند، می توانند تنه نیرومند اسلام را مزین سازند!(253)
از امام صادق (علیه السلام) سؤال نمودند: آیا جلوگیری از فرزند جایز است؟ و مرد می تواند منی خود را بیرون بریزد؟ آن حضرت فرمودند: کان علی (علیه السلام) لا یعزل و اما انا فاعزل(254)
: جدم علی (علیه السلام) این کار را انجام نمی داد، ولی من خود عزل می کنم
در این حدیث زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) با زمان امام صادق (علیه السلام) در اختلاف عمل آنان تأثیر دارد، و شرائط زمان امام ششم با زمان مولای متقیان علی (علیه السلام) یکی نیست، و در عصر ما این شرائط خیلی فرق کرده است.
در حدیث دیگری پیامبر خدا می فرمایند:
خیر الناس بعد المأتین الخفیف الحاذ الذی لا اهل له و لا ولد(255).
: بهترین مردم بعد از دویست سال کسی است که کم عائله باشد.
قابل ملاحظه می باشد که در این حدیث شرائط دویست سال بعد از زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با زمان وی یکسان نیست، و اگر تولید بیشتر فرزند در صدر اسلام بسیار مطلوب بوده است، شرائط تحمیلی زمان صده های بعدی آن را نامطلوب ساخته است
و پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آینده را پیش بینی نموده، و با حدیث دیگری هر که را که کم اولاد باشد افضل زمان می خواند و می فرمایند:
یأتی علی الناس زمان افضل اهل ذالک الزمان کل خفیف الحاذ، قیل: یا رسول الله! و من خفیف الحاذ؟ قال: قلیل العیال(256).
: زمانی فرا می رسد که بهترین اهل آن زمان کسی خواهد بود که عائله اش کم باشد.
در مجموع از این روایات استفاده می شود که: شرائط زمان در تولید نسل متفاوت است، و اگر در زمان رسول خدا و صدر اسلام تکثیر آن مطلوب بوده است، با تغییر شرائط و اوضاع و احوال جهان، حتی خود معصومی همچون امام صادق (علیه السلام) بر خلاف زمان جدش عمل می نماید، و این احادیث تکلیف ما را روی عناوین ثانویه که در عصر کنونی در جهان، به ویژه در کشور ما ایران حاکم است مشخص می سازد.