فهرست کتاب


مراسم عروسی

علی اکبر بابازاده‏

4 - شستن پاهای عروس

از جمله مراسم شب زفاف این است که داماد، پس از ورود عروس به حجله پاهای او را بشوید، و همان آب را از یکطرف اتاق به طرف دیگر و یا به بیرون بپاشد، و در روایت آمده است که از این طریق انواع بلاها و فقر و پریشانی از زندگی آنان دور می گردد... .
در این زمینه توجه شما خوانندگان عزیز را به یک حدیث از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) جلب می نمایم:
یا علی! اذا دخلت العروس بیتک فاخلع خفیها حین تجلس، و اغسل رجلیها وصب الماء من باب دارک الی اقصی دارک، فانک اذا فعلت ذالک اخرج الله من دارک سبعین الف لون من الفقر، و ادخل فیها سبعین الف لون من البرکه، و انزل علیک سبعین الف رحمه...
: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ضمن وصیت طولانی به امیرالمؤمنین در مورد شب زفاف و مراسم آن از جمله می فرمایند: یا علی! هنگامی که عروس به خانه ات وارد شد، و بر روی زمین نشست، کفشها و جوراب وی را از پاهایش بیرون نموده وآنها را بشوی، و آنگاه همان آب را از یکطرف خانه به طرف دیگر (به حیات) بپاش، و بدان که از این طریق خداوند، هفتاد هزار نوع فقر و پریشانی را از خانه ات دور نموده، و هفتاد هزار نوع برکات و رحمت برایتان نازل می کند، و عروس از انواع بیماری های جنون، جذام، برص... در این خانه در امان می ماند...(215).
چنانچه در آغاز فصل نهم اشاره گردید، اگر چه فلسفه برخی از دستورات دین مبین اسلام برای ما کاملاً روشن نیست، و انسان ها نمی توانند با علم محدود خود تمام مصالح واقعی احکام را درک کنند، ولی هر چه هست اعتقاد داریم که کلیه دستورات خدا و پیامبر بر مبنای مصالح ما تشریع گردیده، و این گونه مراسم از آن جمله می باشد.

5 - دست داماد بر پیشانی عروس

پنجمین مراسم شب زفاف این است، که پس از ورود عروس به اتاق زفاف، داماد دست خویش را در حالی که رو به قبله می ایستد بر پیشانی عروس می گذارد، و برای خود و عروس و اولاد آینده اش از وی دعا می کند. در این زمینه از حضرت امام صادق علیه السلام آمده است:
اذا دخلت باهلک، فخذ بنا صیتها، و استقبل القبله و قل: اللهم بامانتک اخذتها و بکلماتک استحللتها، فان قضیت لی منها ولداً فاجعله مبارکاً تقیاً من شیعه آل محمد و لا تجعل للشیطان فیه شرکاً و لا نصیباً(216)
: زمانی که به حضور عروس وارد شدی، دست خود را بر پیشانی وی قرار داده، و رو به قبله به ایست و بگو: بارالها! با دستور تو وی را به امانت گرفتم (عروس امانت الهی داماد است) و با کلمات تو او را به خود مباح ساختم، اگر اراده تو بر این است که من از وی فرزند داشته باشم، فرزندی عطا کن که مبارک و پرهیزکار و شیعه آل محمد بوده، و از تصرف و از شرکت شیطان بدور باشد (آمین).

زفاف بانوی نمونه:

شب زفاف بانوی نمونه اسلام فاطمه فرا رسید، رسول خدا دستور داد: یا ام سلمه! دخترم را بیاورید، حضرت ام سلمه می گوید: فاطمه را در حضور پیامبر خدا حاضر کردم، در حالی که وی از کثرت شرم و حیا عرق مبارکش فرو می ریخت در کنار پدر تاجدارش قرار گرفت، و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نیز در طرف دیگر بود، ناگاه نبی اعظم برای نخستین بار چهره تابناک دختر خود را برای مولای متقیان باز کرد، و داماد معصوم بر رخسار عروس معصوم تماشا کرد، سپس دست زهرا را گرفته و آن را بر دست علی (علیه السلام) داد! و زبان مبارک خود را به دعا گشوده فرمود: یا علی! خداوند در مورد دختر پیامبر برایت برکت دهد، چه همسر زیبا و شایسته است فاطمه، آنگاه خطاب به زهرا فرمود: چه شوهر عالی است شوهر تو علی (علیه السلام)، و سپس اتاق زفاف را ترک گفته، و امانت خدا و رسولش را به صاحب امانت تحویل داد...(217).
علی و فاطمه سلام الله علیهما شب شوق را با عبادت و عشق خدا، همراه با محبت و علاقه شدید به یکدیگر به پایان رسانیدند، سحرگاهان پیامبر خدا در حالی که کاسه ای پر از شیر بر دست داشت دوباره به حضور آنان آمده و فرمود: ای دختر عزیزم فاطمه! و ای داماد محترم و گرامی ام علی! بیائید از این شیر میل کنید، رسول خدا فدای شما باد (218)
و در حدیث دیگری از اسماء بنت عمیس آمده است: چون شب زفاف فاطمه به پایان رسید و حضرت زهرا با پدرش دوباره دیدار کرد، در کنار صحبت های خود عرض کرد: پدر جان! شب گذشته امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در یک حالت غیر عادی مشاهده کردم! او با زمین سخن می گفت! و صدای زمین را شنیدم که با علی (علیه السلام) حرف می زد! رسول خدا با شنیدن این جملات پیشانی بر زمین سائیده و سپاس خدا را به جا آورده و فرمود: دخترم! بشارت باد بر تو به نسل پاک، زیرا خداوند شوهر تو را بر سایر بندگانش برتری داده و امر کرده است: زمین با وی به مکالمه بپردازد، و هر چه روی آن اتفاق می افتد از مشرق تا به مغرب علی (علیه السلام) را در جریان امر بگذارد (219)
خاطره خوش زفاف علی (علیه السلام) با زهرا (علیه السلام) در تاریخ انسانیت بسیار شگفت آمیز است، زیرا علی و فاطمه بسیار با وقار و شرم و حیاء، و در عین حال با محبت و عشق بی نظیر با همدیگر برخورد می کردند، و پدر خانمی همچون رسول خدا رخسار زیبای دخترش را برای دامادش می گشاید و دست وی را به عنوان تبعیت زن از شوهر بر دست علی می گذارد! و هر دو را بر سینه اش می چسباند، و هر یک را بر دیگری سفارش می کند، و شخصاً در اتاق زفاف حضور پیدا نموده، و حتی به شوخی با داماد و عروس می پردازد و پس از زفاف برایشان شخصاً طعام و شیر برده، و برای آنان فدایتان شوم می گوید ... آیا در عصر حاضر پس از گذشت بیش از هزار و چند صد سال چنین خاطره خوشی پیدا می شود؟!